The first 200 lines.
آنچه گذشت
-نمیتونم پرونده رو قبول کنم -ولی تو دختره رو پیدا کردی
ما دربارهاش صحبت کردیم تمام وسایلمون سوئده.
مارک فردا درساش شروع میشه
وقتی ماشین رو انداختن تو آب، دختره هنوز زنده بود.
علاوه بر زمان غرق شدن ماشین، 20 دقیقه طول کشیده تا کل ماشین پر از آب بشه.
مکررا بهش تجاوز شده هم از واژن و هم از مقعد.
-چقدر از قاتل میدونین؟ -هنوز خیلی زوده
-ولی پیداش میکنین؟ - ما تمام تلاشمون رو میکنیم....
ولی پیداش میکنین؟
الآن باید بیشتر فکر پسرا باشیم
باید قوی باشیم
- و اینکه باید بهشون بگیم -ببین چی درست کردم مامان
دختره توی ماشین اجارهای شما پیدا شد آخرین نفر کی سوار اون ماشین شد؟
ما ترجیح میدیم همین الآن یک بیانیه بدیم تا کسی فکر نکنه داریم چیزی رو پنهان میکنیم
-نمیتونید حین تحقیقات منتشرش کنید -انتخاباته. ما نمیتونیم صبر کنیم
اسم راننده جان لینگه اس و ما قراره دستگیرش کنیم
سال 96 به خاطر برهنهشدن توی زمینِ بازیِ بچهها، دستگیر شده بود
- بعد از اون هم به یه دخترِ روزنامهفروشِ 14ساله تجاوز کرد -ما به زودی دستگیرش میکنیم
-دقیقا کی؟ امروز؟ - امیدوارم
- بله. خواهش میکنم - کی بود؟
یه خبرنگار از یه آژانس خبری. اونا در مورد ماشین خبر دارن
خبرگزاریها میگن که ما یه قاتل استخدام کردیم و قضیه رو مخفی کردیم
اونوقت باید با ائتلاف خداحافظی کنیم
کلا 3 تا ملاقات کننده داشته
یکیشون مُرده، یکیشون از اینجا رفته سومی هم جواب تلفن رو نمیده
سارا لوند هستم از پلیس کسی پیشتونه؟
نه. فقط گربهامه
لوند هستم. ما به نیروی پشتیبانی نیاز داریم احتمال میره، مظنون در این آدرس باشه
- باید بریم داخل. اسلحهات رو در بیار -من از اسلحه استفاده نمیکنم
- همینجا میمونیم - عمرا
میر!
قتل : THE KILLING
تریلری از : سورن سویستروپ
-چکار داری میکنی؟ - به نظرت چکار میکنم، جیش میکنم؟
-بهت گفتم صبر کن -تو رو خدا. آروم باش
بریم
تو برو چپ من میرم راست
وزن شما 57.2 کیلوگرم است
57.2 کیلوگرم
سهشنبه 4 نوامبر 18:24
خانم هایبرگ!
- خانم هایبرگ. اون یارو کجاست؟ - چی میگه؟
خانم، همینجا بمونید و آروم باشید
- تنهام نذار - زود برمیگردم
- تنهام نذار -تکیه بده خانم. اینجوری
عصامو میخوام. عصا...
کجاست؟
-توی راهرو -الآن میارمش. همینجا بمونید
برو عقب! پلیس! برو عقب!
کامل برو عقب!
آروم باش کاریت ندارم. من تنهام
-من هیچکاری نکردم - منم نگفتم که کاری کردی. خب؟
-حرفمو باور نمیکنی -دارم گوش میدم بهت. چاقو رو بذار زمین. باشه؟
-نمیخوام دوباره برم زندان -ما فقط داریم حرف میزنیم
تو مدرسه حالم بد شد و رفتم بیمارستان برگشتم ماشینو برده بودن
حتما وقتی داشتم بالا میاوردم کلیدا از دستم افتاده و یکی برداشته
- کدوم کلید؟ - کلیدای ماشین. بهت میگم حالم بد شد
باشه. حالت بد شد. شنیدم. حالت بد شد
چاقو رو بذار زمین بعدش صحبت میکنیم. باشه؟
- نمیخوام دوباره برم زندان - نمیری
-جان! چاقو رو بنداز -تفنگو بیار پایین
وایسا!
از 5 متری افتاده. جمجمهاش شکسته سمت چپش نوموتوراکس* کرده
هوا دور ریه جمع میشه و به ریه فشار وارد می کنه
کِی میتونم باهاش صحبت کنم؟
اول باید خونریزی داخلیش رو متوقف کنیم. فعلا چیزی نمیتونم بگم
-زنده میمونه؟ - اثر انگشت، نمونهی مو و خون ازش گرفته شده
- کفشهاش رو هم گرفتیم -میگه که اون روز رفته بوده بیمارستان.
کلیداشو توی مدرسه گم کرده وقتی برگشته دیده ماشین نیست
-دروغ میگه -ما هیچوقت نمیفهمیم
-اگه نمیومدم، اون یکی بازوت رو هم با چاقو میزد -برو بررسی کن حرفشو
واقعا حرفشو باور...
نه نمیکنم ولی اگه موقع وقوع جرم، عذری داشته، میخوام بدونم
-باشه بررسی میکنم - خوبه
-بهتر نیست به دکتر نشونش بدی؟ -آره باید همینکارو بکنم
-پیرزنه چی شد؟ -پیش اقوامش میمونه
خوبه. برو یکم بخواب
اگه از وضعیت این یارو خبری دستت اومد، بهم زنگ بزن
-رایدهندگان قضیه رو فهمیدن -ما باید در کپنهاگ، مَسکنهایی بسازیم
که وُسع مردم بهشون برسه برخلاف شما، ما برای این کار برنامه دارم
داری مردمو گول میزنی
-رایدهندگان به من اعتماد دارن که سر حرفم میمونم -خواهیم دید
وقتمون تموم شده ممنون که به برنامهمون اومدین.
تشکر از هر دوی شما، موفق باشید
برمیگردیم به ادامهی خبرها مجمع اتحادیه اروپا در بروکسل برگزار شد
- ممنون - ممنون
- ممنون به خاطر امشب -خواهش میکنم. منم ممنونم.
- فقط یه خبرنگار از قضیه خبر داره - همینم زیاده
- پلیس چی شد؟ - هنوز چیزی بهم نگفتن
پس بدون اونا میریم جلو به اون خبرنگار بگو که یه مصاحبهی اختصاصی گیرش میاد
جلسهی حل بحران گرفتین؟
-آبنبات نعنایی - آره چرا که نه
اگه ناراحت نمیشی باید بگم امشب یکم ضعیف ظاهر شدی
- اینجور فکر میکنی؟ - آره
- انتخابات پروسهی طولانیایه - میخوای آهسته و پیوسته بری؟
منطقیه. با این چیزایی که من شنیدم در ادامه به انرژی زیادی نیاز پیدا میکنی
یه مشکلی پیش اومده. آژانس خبری ریتزائو خبر رو 20 دقیقه پیش توی سایت گذاشته
باید با اعتماد به نفس و دقت بالا جوابشون رو بدی
الآن عصبانی شدن فایدهای نداره چرا لوند جواب تلفنشو نمیده؟
هارتمن، ارتباط شما با نانا بیرک لارسن چیه؟
متاسفانه جسد یه خانم جوان توی ماشینی که کمپین من اجاره کرده بود پیدا شده
تمام داستان همینه
پلیس از ما خواسته که حرفی نزنیم ولی باید بگم که هیچکدوم...
-کِی از این اتفاق باخبر شدین؟ -هیچکدوم از افراد حزب به این قضیه ارتباطی ندارن
اینکه به خاطر انتخابات از حرف زدن دربارهی این موضوع اجتناب کردین رو تکذیب میکنین؟
-بله کاملا تکذیب میکنم -توئلز
هیچ ربطی با سیاست نداره
ما داریم با پلیس همکاری میکنیم. حاضریم هر کاری کنیم تا این پرونده قتل،حل بشه
یک خانم جوان از دنیا رفته
عمیقا از وجودم به خانواده و دوستانش تسلیت میگم
این قتل چه تاثیری بر کمپین شما میذاره؟
به محض اینکه با پلیس صحبت کردم یه کنفرانس خبری بذار
نصف اعضای شورای شهر زنگ زدن از طرفت قول دادم به کیرستن اِلِر زنگ میزنی
فقط تماسهای مهم رو وصل کن و هیچ گزارشگری رو وصل نکن
-اول به دفتر نخست وزیر زنگ بزن -اونو بعدا میتونم بزنم
-برای خانوادهی دختره گل فرستادین؟ -بله، انجام شد. الآن هم براتون قهوه میارم
بیرون کنترلت رو از دست دادی نباید اجازه بدی روت تاثیر بذارن.
میدونم
- دست خودم نیست. -با خبرنگاره صحبت کردم
یه نفر ناشناس با ایمیل بهش خبر داده بود
-شاید داره از منبعش محافظت میکنه - یا از طرف ما بوده یا پلیس
-چرا از طرف ما باید باشه؟ -مگه کس دیگهای هم باخبر بود؟
-نه دفتر ثبت روزانهات،نه برمر،نه مدارس -ممکنه هم از طرف پلیس باشه
اگه بتونم به لیست ورود اعضا به سرور دسترسی پیدا کنم میتونم بفهمم کی بوده
-ایمیلهای شخصی مردم؟ -نمیخوام بخونمشون که
- نمیتونیم همچین کاری کنیم - فقط ببینم کی چی فرستاده
- گفتم ما نمیتونیم همچین کاری کنیم -میتونیم شک به افراد ادارهمون رو برطرف کنیم
نه
یه راه دیگه پیدا کن
خب؟
توئلز هستم
توئلز هارتمن برای حل پرونده قتل با پلیس همکاری میکند
هرگونه ارتباطی با آن دختر و یا قتل رو تکذیب کرده
ماشین مال اون سیاستمداره دنبال رانندهاش میگردن
-به ما هیچ خبری نمیدن - هر وقت چیزی فهمیدن به ما هم میگن
از چیزی که میگن بیشتر میدونن، نمیخوای باخبر بشی؟
بس کن!
این کارا نانا رو زنده نمیکنه
-نانا از کجا راننده رو میشناخت...؟ - من چمیدونم!
گوش کن عزیزم
فکر کنم بهترین کار اینه که چند روزی از اینجا بریم
شاید بتونیم خونهای که آخر هفته رفتیم رو اجاره کنیم
پلیسا هی میان و میرن پسرا عکس نانا رو تو روزنامه میبینن
و تلویزیون هم همینطور
خاکسپاری چی میشه؟
با کشیش صحبت میکنیم و کارها رو هماهنگ میکنیم
باشه؟
- میدونی ساعت چنده؟ -سلام
لباسات رو اینجوری پرت نکن اینور و اونور
تعجبی نداره که مارک اینقدر پسر شلختهایه
این همه بشقاب هست اونجا
-چی شد؟ -هیچی
-خونریزی کردی -یه گربه چنگم زد
-گربه نمیتونه همچین کاری بکنه. -از این گربه وحشیا بود
چرا باید این شغل رو نگهداری؟
الآن شانس اینو داری یه زندگی درست و حسابی داشته باشی
فقط تا جمعهاست. اگه واسهات سخته میتونیم بریم هتل
معلومه که نه
ببخشید مامان. خستهام
خوشمزهاس
بنگت گفت که شنبه بیای مهمونیای که برای خونهی جدیدمون میگیرم
با هم صحبت کردیم. ازم خواست که اتاق مهمان رو هم خودم بچینم
امروز زنگ زد و واسش سوال بود که به کجا رسیدی
لعنت! یه وقت نگفتی که من تا جمعه اینجا کار میکنم؟
معلومه که گفنم میخواستی بهش دروغ بگم؟
-گفتی که از اداره رفتی.. -فقط تا جمعهاس، ببخشید
- نمیتونی بیای اینجا؟ - خونهی مادرت؟
آره
- خیلی خوب میشه -کارگرا و اسباب اثاثیه همه اینجان. نمیتونم
سونا در چه وضعیه؟ بهم گفتن کاج قطبی واسه سونا خوبه
- آره احتمالا خوب میشه، من باید برم - دلم تنگ شده واست
منم دلم تنگ شده
- جوری بگو که از ته دلت باشه - میدونی که از ته دلم گفتم
ولی الآن یکم چسبجوب بهم چسبیده نمیتونم از شرش خلاص شم
باشه
- پس، فردا صحبت میکنیم - باشه. شب بخیر
شب تو ...
ولی باید بگم که هیچکدوم... -کِی از این اتفاق باخبر شدین؟
هیچکدوم از افراد حزب به این قضیه ارتباطی ندارن
اینکه به خاطر انتخابات از حرف زدن دربارهی این موضوع اجتناب کردین رو تکذیب میکنین؟
-دوستت دارم. -اوه! خوشحال شدم اینو شنیدم
چی میخوای، میر؟
حقیقت داره، لینگه جمعه توی بیمارستان نوردوانگ،ویزیت شده
- چه مدت؟ -نمیدونم. به خاطر داروهاش رفته
- کل بعد از ظهر رو بیمارستان بوده - امکانش بوده قایمکی از بیمارستان خارج بشه؟
-مگه اینکه پرواز کرده -نمیتونی چیپس رو بذاری کنار؟
- ببخشید ولی هیچی نخورده بودم -دوچرخهی دختره رو پیدا کردی؟
-نه -موبایلش چی؟
بخش فنی دارن روش کار میکنن آخرین تماسش جمعه بوده
- احتمالا تماسش توی مدرسه بوده - خیلیخب، صبح میریم اونجا.
-فک نکنم بتونیم بریم -چرا؟
بوکارد رو دیدم. هارتمن میخواد ببینتت
- برو یکم بخواب، یادت نره گزارش رو بنویسی - باشه. خوب بخوابی مامان!
ما داریم با پلیس همکاری میکنیم.
حاضریم هر کاری کنیم تا این پرونده قتل،حل بشه
یک خانم جوان از دنیا رفته
عمیقا از وجودم به خانواده و دوستانش تسلیت میگم
این، دقیقا همون چیزی بود که میخواستیم اتفاق نیفته
روز سوم
No comments yet. Be the first to leave one.