The first 162 lines.
برو شاهزاده خانم
قسمت 25
بانوی من
داشتم از ترس میمردم
من فکر کردم که.../-حق نداری راجب دیشب صحبت کنی
باشه.نمیگم
بانوی من،فکر کردن به دیشب رو ادامه بده.من رفتم
نرو.من ازت چندتا سوال دارم
بانوی من.بهم بگو
وقتی که یه مرد،یه زن رو مجبور میکنه که
کاری بکنه که دوسش نداره.اون مرد هنوز میره که اون زن رو ببینه؟
اونو مجبور کرده؟
بانوی من.من هیچ تجربه ای توی این زمینه ندارم
فراموشش کن
اگه من بودم،دوباره نمیومدم اون زنو ببینم
امپراتور.امروز شما توی جلسه،خیلی پریشون بودید
از چیزی ناراحتید؟نمیخواید درموردش صحبت کنید؟
حتی اگه نتونم کمکتون کنم.حداقل اروم میشید
یینگ کیونک.من فقط از تو یه سوال داشتم.من دیشب مست کردم و توی قصر چینگ شنگ خوابیدم
چرا جلوی منو نگرفتی؟
امپراتور،شما دیشب به اقامتگاه ملکه رفتی
خب....چرا باید جلوتون رو میگرفتم؟
یه سوال دیگه دارم
اگه من یه خانم رو مجبورم کنم کاری کنه که دوست نداره
اما واقعا نمیخواستم اذیتش کنم و هدفم این نبوده
بهم بگو.بنظرت اون منو میبخشه؟
امپراتور،شما یک پادشاهید
شما میتونید هر کسی رو مجبور کنید هر کاری بکنه.یا خودتون هر کاری دوست دارید بکنید
این از طرف شما یه لطفه.اون خانم باید ازتون تشکر هم بکنه
اگه من یه آدم معمولی بودم
بازم میتونست منو ببخشه؟
اگه یه آدم معمولی بودید.امکان نداشت شما رو ببخشه
اگه یک میلیون باز ازش عذر خواهی کنم
ممکنه که منو ببخشه؟
این بستگی به وضعیت داره
kdramakoreaترجمه ی اختصاصی از8/Nazii.kfyمترجم
امپراتور اینجاس
اون اینجاس
لولی،نگاهی بنداز ببین ارایشم خوبه؟
بانوی من،عالی بنظر میرسی
با ارایش و این لباس ها،خیلی درخشان بنظر میرسید
برید و امپراتور رو ببینید
هر گونه کپی برداری از زیرنویس بدون ذکر منبع شرعا حرام است
امپراتور.شما خیلی وقته اینجایید.چرا داخل نمیاید؟
من فکر میکنم که راحت نیستم که داخل صحبت کنیم
بیا بریم جای دیگه
تو یهویی میای و بعد میری اقامتگاه خودت
همه جا مال توعه.این چیزی بود که خودت گفتی
من امروز اومدم اینجا تا بهت بگم که
با این که تو همسر من هستی
با این حال.کاری که من کردم غیر قابل قبوله
من دوست ندارم خودمو به کسی تحمیل کنم
اما تو این کار رو کردی
این دورویی نیست؟
میدونم چی توی فکرته
اما من همیشه عادلانه رفتار کردم
برای همین.تضمین میکنم که در آینده،حتما به خواسته هات احترام بزارم
من دیگه مجبورت نمیکنم کاری که دوست نداری رو انجام بدی
امپراتور،تو از کجا میدونی که خواسته ی من چیه؟
اگه بخوام خیلی راحت میتونم بفهمم
میخوام بگم که،کاری که کردم
فقط میخواستم که احساسات قبلی رو به قلبتون برگردونم
از امروز شروع میکنم
من از تمام روش ها استفاده میکنم
تا بهت بفهمونم که من تنها کسی هستم که میتونی کنارش راحت باشی
خب....چطور میخوای این کار رو انجام بدی؟
از امروز،اگه دیگه احساساتم بهت واقعی نباشن
دیگه بهت دست نمیزنم و فاصلمو باهات حفظ میکنم
فاصلت رو حفظ کنی؟حواست به حرف هایی هم که میزنی باشه
اون فقط اینو گفت و رفت؟فاصلش رو حفظ کنه؟
بانوی من.من خبری شنیدم
امپراتور و یینگ کیونگ رفته بودن قصر ارکیده ی ابی
حالا فهمیدم چرا میخواد فاصلش رو با من حفظ کنه و دیگه بهم دست نزنه
اون هنوزم خانم ییانگ رو دوست داره
پس با این حرفا،اون زن بازم از من جلوترعه
این درست نیست.شانس من خیلی بدِ
درسته.شما و امپراتور خیلی با هم فرق دارید
لولی،برو و نگاهی بنداز
وضعیت رو بررسی کن
من شنیدم که شما با ملکه رابطه داشتید
این خیلی خوبه.من واقعا براتون خوشحالم
یانگ یو.چهره ای که بی گناه بنظر میرسه
و یک مغزی که زیادی هوشمنده
میتونه یه سلاح سمی باشه
اما باعث جذب دیگران میشه،میفهمی؟
امپراتور،من مدت هاست که دیگه از شما برای خودم توقع عشقی ندارم
من فقط میخوام کنارتون باشم و منتظرتون بمونم
اگه با من بمونی
این فقط باعث میشه که احترامم به تو بیشتر بشه
و این باعث میشه که توی درک احساساتم گیج بشم
این فقط به تو اسیب میرسونه
من یه فرصت دوباره برای شروع به تو میدم
امیدوارم که بتونی درکم کنی
امپراتور،لطفا منو ترک نکن
خدمتکارات.شراب پاداش
امپراتور،میخوای منو بکشی؟
بانوی من./-چی شده؟
وقتی مه کن رفتم اونجا محافظا اجازه ندادن که برم داخل
اونا گفتن که امپراتور داره باهاش صحبت میکنه و ورود هر کسی رو ممنوع کرده
دارن حرف میزنن؟حتما دارن درمورد عشق بینشون صحبت میکنن
نه.اگه اون بخواد مقام منو به اون زن بده
اینو باید توی خواب ببینه.بیا بریم
فنجان سمی شراب
اونا کجان؟
من نمیدونم
درود بر ملکه
اونایی که اینجا زندگی میکردن کجان؟چی شده؟
برای جواب دادن به شما.من خیلی چیزی نمیدونم
من فقط میدونم که اون خانم رو مجبور کردن که شراب مسموم بنوشه
بعد از اون اون خانم ناپدید شد
و بعد به من دستور دادن که اینجا رو تمیز کنم
شراب سمی؟
چی شانگ،نمیتونه این کار رو بکنه
اون چه فکری کرده؟
بانوی من.مدت طولانی هست که ایشون در قصر نیستن
برای کی مهمه که اون مردس یا زنده
به ما ربطی نداره
تو درست میگی
برای کی بجز چی شانگ مهمه؟
تا زمانی که خانم ییانگ توی قصر نباشه
دیگه مشکلی برامون ایجاد نمیکنه
بیا بریم
امپراتور
kdramakoreaترجمه ی اختصاصی از8/Nazii.kfyمترجم
پیام رسان
امپراتور اینجا یه گزارش فوری هست
.
این عالیه.ژنرال یانگ تونسته غرب رو شکست بده
از حالا به بعد،یون سی به مرز جنوبی ما تعلق دارد
ژنرال یانگ دارن برمیگردن.یینگ کیونگ
اینجا.دستور شما چیه امپراتور؟
یه دستور دارم.وقتی که ژنرال رسید به اینجا
با یک جشن به او خوش امد میگوییم
دوره ی بلوغ من خیلی وقته گذشته.الان این جوش ها چین اخه؟
بانوی من
من وضعیتتون رو بررسی میکنم
پزشک سلطنتی،چه خوب که اینجایی
این جوش به بعلت کمبود زیاد یک ماده در بدن بوجود امده
شما فاقد.....
چی کم دارم؟/-فقدان....
ممکنه بخاطر نبودن رابطه ی جنسی باشه؟
بانوی من،چیزی که میخواستم بگم اینه که.....
کافیه.فهمیدم چی میخوای بگی.برو
پس من دیگه برم
لولی.از اخرین باری که من چی شانگ رو دیدم چقدر میگذره؟
دقیق یادم نیست.شاید یک ماهی شده باشه
یک ماه؟
اون قبلا بهم همچین حس خوبی نداده بود.(منظورش رابطشونه)
حالا من نمیدونم چطور دوباره میتونم اون حس رو تجربه کنم
اون بهم یه حس و حال دیگه داد.بعد منو اینجوری ول کرده.الان واقعا نمیدوم
چطور انقدر حسم میتونه نسبت بهم تغییر کنه
بانوی من.فردا جشن استقبال عمومی از ژنرال یانگه
چطور میتونم بزارم چی شانگ منو با این جوشا ببینه؟
یعنی واقعا فردا میتونم چی شانگ رو ببینم؟؟؟؟؟؟؟
خیلی خوب میشه که اگه این جوشا فعلا روی صورتم بمونن
امروز...
ژنرال یانگ.لطفا
متشکرم.امپراتور
خیلی گرمهه
وانمود میکنه منو نمیبینه؟
بزار یکم خودمو نشون بدم
امپراتور.چرا هیچی نمیخوری؟
No comments yet. Be the first to leave one.