The first 200 lines.
گروه ترجمه ماي کره با افتخار تقديم مي کند
قسمت يازدهم ((عقب گرد
پس همش دروغ بود؟
...ببخشيد
چطور شما دوتا تونستيد همه ي مارو احمق فرض کنيد؟
جانگ مي هيچ کاري نکرده
...اون تمام راهو تا اينجا به زور کشيده شده
به خاطر من
اونم نميخواست تا اينجاها پيش بريم
فقط همه چيز از کنترل خارج شد
...چطور تو اين دنيا
سعي داشتيد آينده ي نوه هاي منو تباه کنيد؟
...اولش
منم زياد نميدونستم چرا گي تائه اينقدر از ازدواج متنفره
اما الان ميفهمم
...با همه ي دخالت ها
...جاسوسي تهديد بين مادر و پسر
و اون شرط هاي احمقانه
اين به خانواده ي خودمون مربوطه
...اون احمقانه نگران ديگرانه
حتي اگه چيزي نگه يا کتک بخوره
من از حماقت اون سو استفاده کردم
...منو سرزنش کنيد
فقط اون نبود که در حقيقت از من سو استفاده کرد ...منم از اون استفاده کردم
به خاطر اينکه مامان بابام خيلي دوستش داشتن
رابطه ي اونا به خاطر گي تائه خوب شد
من فقط اين روياي شيرين رو يه خورده بيشتر ميخواستم
من آرزوي پوچي داشتم
لازم نيست اينارو بگي
الان مهم نيست
الان ميرم خونه همه چيزو به مادر ميگم و همه چيزو تموم ميکنم
-به نظرت خوبه مادربزرگ؟ ...-نه
منم ميرم
-من همه چيزو تموم ميکنم -چي ميگي تو؟
خودم همه چيزو تموم ميکنم
فقط برو
اينجوري همه چيز بين تو و مادرت خراب ميشه
ترجيح ميدم خودم واسه همه چيز سرزنش بشم
شما نميتونيد همه چيزو تموم کنيد
به نظر ميرسه راه زيادي تا تموم کردن همه چيز داشته باشيد
...حتي اگه به خاطر مادرت نباشه
شما بايد مسئوليت کارهاتونو به عهده بگيريد
...به هر شکلي که شده
در اين صورت منم مجبور نيستم به مادرت چيزي بگم
...پس موفق باشيد
...مادربزرگ
منظورش چيه موفق باشيد؟
نميدونم
!هيون هه
...سلام مادر
...مامانم ميخواد يه چيزي مهمونمون کنه
بريم
...خب
...اينجا
شنيدم هيچ کسو نداشتي ازت مراقبت کنه
والدينتم که خارج از شهرن
بايد به خودت برسي و تغذيه ي درست و حسابي داشته باشي
...-راستش مادرجون .-برو پايين
ما زياد ميايم اينجا
چي شده؟
...بوي گوشت صبح حالمو بد ميکنه
متاسفم مادر جون شما منو اين همه راه اوردين اينجا
-من دفعه ي ديگه ميام -تو که هيچ وقت بيماري صبحگاهي نداشتي
-تازه شروع شده؟ بده؟
سخته؟
ببين اينجا کيه؟
چي تورو اينجا کشونده هيون هه؟
ميشناسيدش؟
خانم گوشتا داره ميسوزه اينجا
نميتوني يه ديقه برشون گردوني؟
!دخترم اينجاست
دخترتون؟
اينجا چه خبره؟
پدر مادرت از سفر دريايي برگشتن؟
نکنه شغلشون رو عوض کردن؟
درباره ي چي داره حرف ميزنه؟
شما کي هستين؟
!مادر
!مادر
!مامان ببخشيد
بعدا باهات حرف ميزنم
کجا ميرين؟
!-مامان !-مادر
!مامان
!مادرجون
!چيه؟
من واقعا متاسفم
من فقط نميخواستم شما رو نا اميد کنم
...اينو ميگم که برداشت اشتباه نکني
...من نااميد نيستم
...به خاطر اينکه مادرت پيشخدمته
...نا اميدم از اينکه
تو به خاطر والدينت شرمنده اي
فهميدي؟
...مامان
!هيونگ دونگ
زود باش بيا
ببخشيد
بعدا بهت زنگ ميزنم
همه چيز تموم شد درسته؟
احتمالا
ديگه منو اذيت نميکني؟
...ببين کي اين حرفو ميزنه
چرا تا اينجا پشت سر من راه افتادي؟
.اومدم هان يوروم رو ببينم...هان يوروم
آها...هان يوروم
من بايد همش تورو اين دور و بر به خاطر اون ببينم
...آره
من به خونت نياز دارم نه خودت
...عجب آدمه آويزوني هستي
هيون اومدي؟
اينجايي؟
آره منتظر تو بودم
بيا بريم بيرون
بيا بيرون شام بخوريم
فقط شما دوتا؟ پس من چي؟
...تو خودت برو کوفت کن
بذار خودمون يه چيزي همينجا درست کنيم
-بايد با گي تائه هم صحبت کنم -درباره ي چي؟
بذار اول غذا بخوريم
بايد وقتي احساس خوبي داري بهت بگم
ميتونم کمکت کنم؟
من رامون ميپزم
يه چيز خوب يعني همون"رامون"؟
فقط رامون نيست که
من باهاش پاستا درست ميکنم
دوباره پاستا؟
پاستا که سخت نيست درست کردنش
منم ميتونم تا دلت بخواد درست کنم
پس درست کن
بپز ببينيم مال کدوممون خوشمزه تره؟
بازنده بايد خواسته ي برنده رو انجام بده
باحاله من قضاوت ميکنم
اصلانم باحال نيست
.گفتي ميخواي باهام حرف بزني حالا ميخواي خواسته ي احمقانتو قبول کنم؟
پس برنده شو
ميترسي ببازي؟
.بعد از اينکه باختي بهونه در نياري
بيا عادلانه با هم مسابقه بديم
خوبه...بيست دقيقه وقت داريد
به هم احترام بذاريد
بيست دقيقه
آماده شيد
...برو که رفتيم
...اين چاقوه
کل روز رو وقت ميگيري
يک دقيقه ديگه مونده
!تموم شد
...گي تائه آماده کرده
يوروم چيکار ميکني؟ اينو ميريزي روش؟
ده ثانيه مونده
پنج چهار
سه دو
!يک وقت تمومه
نزديک بودا
-درسته...من نميتونم ببازم ...-خب
من تست ميکنم
...اول شما
خوشمزه هست چون دقيقا قبل از اينکه من بخورم سرخ شده
واسه همينم نظر کسي که ميخوره رو جلب ميکنه
!خوبه
بعدي پاستاي گونگ گي تائه
عاليه؟
...اين
-قضاوت مغرضانه نبود؟ -نه
هايوروم برنده هست
-الان درخواستمو بهت ميگم -وايسا
!سنگ کاغذ قيچي
بدون قضاوت مغرضانه ي جانگ مي
بلکه مرد در برابر مرد
عادلانه و منصفانه
!سنگ
!قيچي
!سنگ کاغذ قيچي
!سنگ
!سنگ
!قيچي
!کاغذ
!قيچي !سنگ
خوبي؟
-آب ميخوري؟ -تو به آب نياز داري
من خوبم
!سنگ.کاغذ.فيچي
!بخور بخور
هي تمومش کن ديگه
.من به جاش ميخورم
...جو جانگ مي
چرا تو بايد بخوري؟
جانگ مي نبايد به جاي من بخوره
خيلي مستي
-الان درخواستمو بهت ميگم !-يه بار ديگه
سه
از
پنج
.سه از پنج
اين ديگه واقعا اخرين باره
به هر حال من برات آسون نميگيرم
مثل يه مرد نتيجه رو قبول کن
حتما
No comments yet. Be the first to leave one.