The first 200 lines.
اسم من اشه و من یه بردهام
تا جایی که من میتونم حدس بزنم، سال ۱۳۰۰ میلادیه
و دارن منو به سمت مرگم میکشن
همیشه اینطور نبود
قبلاً یه زندگی عادی داشتم
یه کار
اش، قیمت چهار قلم رو چک کن
۱۲ اِم، ابزارآلات، راهروی
هوشمندانه خرید کن. از اس-مارت خرید کن
یه دوستدختر فوقالعاده داشتم، لیندا
با هم رفتیم یه کلبه کوچیک تو کوهستان
انگار یه باستانشناس اومده بود این جای دورافتاده
تا تازهترین کشفش رو ترجمه و مطالعه کنه
نکرونومیکون اکس مورتیس
کتاب مردگان
با پوست انسان صحافی شده بود و با خون جوهر
این متن باستانی سومری شامل مناسک عجیب تدفین بود
وردهای تدفینی و قسمتهای احضار دیو
اون هرگز برای دنیای زندهها نبود
کتاب یه چیز تاریک رو توی جنگل بیدار کرد
لیندا رو ازم گرفت
و بعدش اومد سراغ من
وارد دستم شد و گند زد بهش
واسه همین، از مچ قطعش کردم
اما این متوقفش نکرد. برگشت
حسابی
خدای من
چطور متوقفش میکنی؟
غریبه رو محاصره کنید
خیله خب، مردها، صف ببندید
همگی، پا به پا بیاید
اینجا دیگه چه جهنمیه؟
محکم بایست، سگ جهنمی
آروم باش، آروم باش، رئیس
نمیدونم چطور اومدم اینجا
و اِم، اِم، من... من دنبال دردسر نیستم
چه زرهی اینه
مرد خردمند
عقبنشینی کنید! یالا، همه شما مردها. برگردید رو اسبهاتون. یالا
سرورم، باور دارم که او همان کسی است که در نکرونومیکون از او نوشته شده
کسی که پیشبینی شده از آسمانها فرود میآید
و ما را از وحشت مُردهها نجات میدهد
چی، اون دلقک؟
احتمالاً
اون یکی از مردان هنریه
زانو بزنید، اوباش
من میگم بندازیدش تو گودال
تو به زودی وحشتهای گودال رو خواهی فهمید
به سمت گودال
ای لعنتی بدبخت
بگیریدش! از من دور شو
ولم کنید
زنجیرش کنید
قراره یه کم حسابی خوش بگذرونی، رفیق
به سمت قلعه
پاهاتون رو تندتر بردارید! اینقدر پاهاتون رو رو زمین نکشید
یالا! حرکت کنید
یالا دیگه
یالا، برش دار. یه مزه از این بچش
خب، مردها، یه چیزی دارید که منتظرش باشید
وقتی برگشتید به قلعه
لرد آرتور نزدیک میشود! دروازه متحرک را بالا بکشید
لرد آرتور! لرد آرتور نزدیک میشود
عالیه، مگه نه؟ ببریدش داخل
حرکت کن، ای بیارزش
یالا
بچهها، جلوتر ببریدش
خداوند نگهدار پادشاه باد
خداوند نگهدار پادشاه. ما دوستش داریم
آرتور! برگشته
لرد آرتور، برادرم کجاست؟ با شما نیامد؟
آری، و دلیرانه جنگید
اما دیشب در نبرد با مردان دوک هنری کشته شد
متاسفم، شیلا
یالا
ای احمق! بس کن، حرامزاده
ای وحشی
اوه، نه! بس کن! بس کن
گمشو از اینجا، بچه وروجک
موجود پلید! لعنت بهت، ای وحشی
تو یه قاتلی! یه قاتل سیاه
انتقام مرگ برادرم گرفته خواهد شد
گروه، توقف
اون یوغ رو از روش بردارید
بکشیدشون
بندازیدشون تو گودال
شما، آقا، یکی از رعایای من نیستید
شما کی هستید؟
کی میخواد بدونه؟
من هنری سرخ هستم
دوک شیل، ارباب سرزمینهای شمالی و رهبر مردمانش
خب، سلام، آقای فِیس و اَفادهای
یه خبر برات دارم، رفیق
الان داری فقط دو چیز رو رهبری میکنی
هیچی و پشم. و هیچی هم از شهر رفته
دهنتو ببند
آقایان، لرد آرتور
شری در این سرزمین بیدار شده است
و در حالی که مردم من برای جانشان با آن میجنگند
شما، هنری سرخ، با ما میجنگید
دغلباز
شما بودید که اول شمشیراتون رو به سمت ما گرفتید
و این شرارت مردمان من رو هم آلوده کرده
مردم شما هم بهتر از اون فساد کثیف نیستن
که ته اون چاله است
آره، شما هم بهتر نیستید
خدا به داد روحهاتون برسه
به اسم خدا! چه موجود جهنمی اونجا کمین کرده؟
اون حرومزادههای خونخوار رو بندازید تو گودال
نه! نه
نه، نه
اوه! خدای من
داره فرار میکنه
بگیریدش! نگهش دارید
نفر بعدی کیه؟
خودشه. آره، داره میلرزه
حالا دیگه زیاد باهوش به نظر نمیرسن، نه؟
ترسیده! رنگش از ترس پریده
وای! وای
یه دقیقه صبر کنید. نگهش دارید
یه لحظه صبر کنید. آقا، باید بفهمید
من حتی این عوضیها رو هم قبلا ندیدم
بندازیدش اون تو! داره میلرزه
داره التماس میکنه
منتظر چی هستید؟
هنری
باید بهش بگی که منو نمیشناسی
هیچوقت همدیگه رو ندیدیم. بهش بگو
فکر نکنم گوش کنه، پسر
ببینید
دارم بهتون میگم شما آدم اشتباهی رو گرفتید
دارم بهتون میگم شما آدم اشتباهی رو گرفتید
چاله چطوره؟ چاله محشره مگه نه؟
آخه، تو
میخها
هی! میگه "میخ". بهش میخ بدید
راه باز کنید! غریبه
غریبه
بله
لعنت به تو. لعنت به تو
میدونی بند کفشت بازه
باشه
کی مبارزه میخواد؟
نفر بعدی کیه، هان؟
چیه؟
کی میخواد، هان؟
کی یه ذره مبارزه میخواد؟
تو. بازم میخوای؟
هان؟
یه کم میخوای؟
میخوای؟ بازم میخوای؟
هان؟ هان؟
حالا سوار اون اسبا بشید و برید گورتون رو گم کنید از اینجا
ولشون کنید برن
وایسید
ممنون، میزبانهای دست و دلباز
ای شمشیردار
به خاطر اون گستاخی تو رو میکشم
آره
بسیار خب، شما کلهپیچهای اولیه، خوب گوش کنید
اینو میبینید؟
این چوبِ بومِ منه
یه ریمینگتون دوازده گیج دو لولِه
از بهترینهای فروشگاه اس-مارت
میتونید اینو تو بخش لوازم ورزشی پیدا کنید
درسته، این عزیزم تو گرند رپیدز، میشیگان ساخته شده
قیمتش حدود ۱۰۹.۹۵ دلاره
قنداق گردویی، فولاد کبالت آبی و ماشه حساس داره
درسته، هوشمندانه خرید کنید
از اس-مارت خرید کنید. فهمیدید؟
بله، قربان. درست. بله، قربان
حالا قسم میخورم
نفر بعدی از شما میمونها
حتی اگه به من دست بزنه
حالا، بیایید صحبت کنیم چطور برگردم خونه
التماس میکنم منو ببخشید، سرورم
من فکر کردم شما یکی از مردان هنری هستید
اول میخواستید منو بکشید، حالا میخواهید منو ببوسید
برو بابا
خب، قضیه چیه؟ میتونید منو برگردونید یا نه؟
فقط نکرونومیکون این قدرت رو داره
یک کتاب ناپاک که ما هم بهش نیاز داریم
تو صفحاتش بخشهایی هست که میتونه شما رو به زمان خودتون برگردونه
فقط شما، موعود، میتونید دنبالش برید
کتاب شما رو نمیخوام. مزخرفات شما رو هم نمیخوام
فقط منو برگردونید به زمان خودم. همین الان، امروز، سریع
خواهی مرد
هرگز نکرونومیکون رو به دست نخواهی آورد
ما روحهای شما رو خواهیم بلعید
این یه حقه است. یه تبر بیارید
نگهبانها، نگهبانها، متوقفش کنید
جادوگر رو بگیرید! مرگ بر جادوگر
جادوگر: بیا حلیم بخور
چشمام! کور شدم! اوه خدای من، کور شدم
نه، نکن
هی، هرزه
بریم
یاهو
اگه نکرونومیکون به دست ددایتها بیفته
تمام بشریت توسط این شرارت بلعیده خواهد شد
No comments yet. Be the first to leave one.