The first 42 lines.
چه خبر رفیق! امشب میری باشگاه؟
به سرمایه بی.آر.او خوش اومدی
آه، آره. پس تو توی طبقه چهارم، توی بخش سرمایه گذاری و، آه...
چی؟ تایگرها بیست امتیاز جلوترن؟
آره!
به هر حال، این شغل سطح ورودیه، ولی رزومه تو به مراتب قوی ترین بود.
مطمئنم که خیلی زود جا میفتی.
ممنونم! هنوزم باورم نمیشه که واقعاً اینجام!
.بارو نرکدنیه
منظورم اینه که، باور نکردنیه.
اوه! خیلی هیجان زدم!
حس خیلی خوبی نسبت بهش قضیه دارم.
صبح بخیر!
سلام!
دیدید یه توده... وای! استخدام کردن؟
صبح بخیر آقایون.
هی، فرق جوجه تیغی و بی ام و چیه؟
در مورد جوجه تیغی، خارهای تیزش بیرونه!
باحال بود.
خب، چرا عنکبوت ها تار میبافن؟
چون بلد نیستن قلاب بافی کنن.
این مثل یه ورزشه یا چیزی شبیه اونه؟
مثل بافتن با سوزن و... میدونی؟
هی بچه ها! جلسه کارکنان!
همونطور که میبینید، یه شکست بزرگ و مفتضحانه به بار آوردیم.
خب، بخش مالی جواب میخواد. ایده ای دارید؟
اوه، ببخشید.
هوم.
همم.
اوه! بچه ها! بیاید بخش مالی رو بیاریم و استراتژی هامون رو با هم هماهنگ کنیم.
چی؟ نه، داری زیادی نرم برخورد میکنی!
- باید تهاجمی باشیم! - آره! باید تهاجمی باشیم!
خیلی خب، خیلی خب! باشه! فعلاً بحث رو متوقف کنیم.
کی برای بال مرغ دو تا به قیمت یکی توی سویفتی پایهست؟
آره، جون من!
هی، همه جمع شدن؟
آره. همه همینجان.
خیلی خب، دور اول به حساب گرونکوفسکی!
- این دیگه چه کوفتیه... - گرونکوفسکی.
پرل.
- اون همیشه اونجا مینشست؟ - من اصلاً نشناختمش.
بعدش گفت : «میدونم این کت و شلوار گرونه، عزیزم، ولی توی آپارتمان من، صد درصد تخفیف داره!»
No comments yet. Be the first to leave one.