Witch's Love

Witch's Love (마녀의 사랑)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Witchs Love Ep06 sunflowermag
A Commentary by baharf2
* مترجم: فرزانه * www.sunflowermag.ir

Tags

other
Published on: 2018-08-10
Downloads: 43
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

ترجمه و زيرنويس فرزانه

جادوگرها قدرت های فوق انسانی دارن

اما چرا دارن هویتشون رو مخفی میکنن؟

میخوام سنگ بیارم

میخوام سنگ بیارم...سنگ

سنگ؟

سنگ،کاغذ،قیچی

ولی تو گفتی که میخوای سنگ بیاری

ای وای چرا این اومد اخه؟

این دفعه دیگه سنگ میارم،قول میدم

سنگ،کاغذ،قیچی

تو که گفتی میخوای سنگ بیاری،چرا همش دروغ میگی؟

ببخشید،ببخشید..این دفعه دیگه واقعا سنگ میارم

اگه این دفعه سنگ نیاوردم دیگه هوانگ جه ووک صدام نکن بهم بگو گو جه ووک(جه ووک گدا)

واقعا بیاری ها

سنگ،کاغذ،قیچی

بخاطر عدم توانایی تشخیص دروغ از حقیقت

دلیلش میتونه ضعف بزرگی که جادوگرا دارن باشه

گذشته از این،برعکس ادما که وقتی اسیب میبینن میتونن خوب بشن و فراموش کنن

وقتی قلب جادوگرا میشکنه و اسیب میبینن،دچار یک طلسم وحشتناک میشن

تردید که معمول ترین بیماری قلبه

اگرچه که میگن تخم این تردید توسط شیطان در دل ادما کاشته میشه

برای جادوگرا که نمیتونن دروغ رو از حقیقت تشخیص بدن،این تردید

صرفا بستگی به تصمیم هایِ تغییر ناپذیر خودشون داره

...هرکدوم از اعضایِ تیم که

بتونن سریع تر این ابجو بنوشن..برنده این مسابقه هستن

جایزه شم،بهترین جایزه اینجاست

پس بیاین تا اخر تمام تلاشمون رو بکنیم

صبر کنید میزان ابجوها متفاوته- اماده-

شروع

!رئیس،عاشقتم

!اما

بوس روولش کن...بخاطرش تلوزیونم از دست دادیم

حالا میخوای چه غلطی بکنی؟

باید یه بار دیگه امتحان کنیم

،راستی اونی

ولی اون رئیس ما خیلی تابلو از چوهونگ بدش نمیاد؟

حتی اگه سرشم گاز گرفته باشه بازم مرد سرنوشتشه

تو مطمئنی که صدای زنگ رو شنیدی؟

اره مطمئنم

!ترسیدم

چی بود؟

هی..هی

هی

چیه؟چی شده؟

چی شده؟

!فک کنم از پله ها افتاده..اومدم دیدم بی هوش رویِ زمینه

نمرده که نه؟

!حرف الکی نزن

چیز مهمی نیست

برو انبار و دارو قرمز بیار

و اون مایع سبز رنگ شفا بخشم یادت نره

میخوای چکار کنی اونی؟

دیگه چکار میشه کرد؟به نظر میاد از حال رفته باید یه جوری بهوشش بیاریم

خوشبختانه به نظر نمیرسه که اسیب دیدگیش خیلی جدی باشه

چیه اونی؟

چی

منظورم اینکه چرا میخوای به هوشش بیاری؟

...خوب چون

ها؟

محکم بگیرش اونی باشه

شماها چی دارین میگین؟برای چی بگیرش؟

هی

چکار میکنی؟چیه؟

!مادربزرگ

واقعا که...این چه کاریه اخه

اخه این چه کاریه که میخواین با یه ادم بی هوش بکنید...صبر کنید

الان وقت این ادا دراوردناست اخه؟

به فرصتی که خدا دراختیارت گذاشته فک کن

چی؟

ولم کنید

شماها دارین چکار میکنید دقیقا؟

...خوب چیزه

چی میتونه باشه؟کوری نمیبینی؟

...بو

تنفس دهان به دهان

تنفس دهان به دهان

نصف شب یه صدایی شنیدم،اومدم بیرون دیدم تو بی هوش افتادی رو زمین و نتونستم بیدارت کنم

دیگه چکار میتونستم بکنم؟مجبور بودم جونت رو نجات بدم

...اره دیگه...اون داشت بو

این نبود...همین تنفس دهان به دهان داشت میداد...دقیقا داشت همین کارو میکرد

معلومه..اون میخواست همین کارو بکنه

الان حالتون بهتره؟

به هرحال ببخشید که نصف شب مزاحم خوابتون شدم

دیگه با اجازه میرم

چی شد؟

چیه؟شکسته؟

سونگ ته..سونگ ته

سونگ ته

خانم

پیداش کردن...ارباب جوان رو پیدا کردن

گفتن حالشون خوبه و جاشون امنه

سونگ ته..سونگ ته

سونگ ته..سونگ ته

خوبی؟

چطور؟کجا؟

چی شده؟سونگ ته چی شده؟

هیچی نیست

قلبت درد میکنه؟

اون هرروز داره عذاب میکشه..یعنی چی که دلیلش رو نمیدونید؟

...اون چیزایه دیگه رو یادشه...چطور یادش نمیاد

که چند روز پیش دزدیده شده؟

به نظر میرسه که این یه جور مکانیزم دفاعی بدنشه

ضمیر ناخوداگاهش تمام اون درد و رنجی رو که کشیده تو یه جایی در ذهنش محصور کرده

پس یعنی راهی نیست که

بفهمیم چه اتفاقی برای بچه ام افتاده؟

ضمیر ناخوداگاهش فعلا اون خاطرات محصور کرده،ولی به این معنا نیست که همیشه محصور بمونه

بالاخره یه روزی خوب میشه

بستگی به خود بیمار داره،بعضی موارد بوده که بیمار بعد از چند ده تونسته همه چیزو به یاد بیاره

ما باید رویِ اثرات شوکی که بهش وارد شده کار کنیم

زخم رویِ سینه اش چیه؟

منم واقعا نمیتونم بفهمم که اون چیه

مطمئنید که این زخم رو قبلا نداشته؟چون به نظر نمیرسه که این جایِ زخم چند روزه باشه

بله مطمئنم همچین چیزی نبوده

پس باید بازم ازمایش کنیم

رئیس...رئیس

اخه چرا این موقع روز اومدی اینجا؟

بهت گفتم بعداز ساعت کاری بیا

نه...نه ...قضیه این نیست

یه اتفاق مهم افتاده

...از سونگ بوک دونگ،خانم

...منشی جونگ،به دکتر چا زنگ بزن و بگو بیاد به سونگ بوک دونگ

چشم

میتونی راه بری؟یا باید زنگ بزنم امبولانس بیاد؟

منشی جونگ زنگ نزن،من نمیام سونگ بوک دونگ

فقط یکم رگ به رگ شده...ببخشید که زودتر بهتون زنگ نزدم و براتون توضیح بدم

منشی کیم

بله- درُ ببند-

و از اتاق برو بیرون

چی شده؟

مادربزرگ

خواهش میکنم- میگم چی شده؟-

اون چشه

چطور باید این رفتار مسخره تو قبول کنم؟

تازه اینکه خونه رو ترک کردی و داشتی تو هتل زندگی میکردی رو قبول کردم

تو همچین جایِ داغونی دقیقا داری چکار میکنی؟

باید از یه چیزایی سردربیارم

خیلی طول نمیکشه

چی رو میخوای بدونی؟چیه که میخوای ازش سردربیاری؟مگه بهت نگفتم همه چیزو فراموش کن

بیش از بیست سال ازاون قضیه گذشته...تا کی میخوای خودت رو عذاب بدی؟

چند بار دیگه باید بهت بگم؟همچین اتفاقی نیافته و هرگزم نمیافته

،اون چیزی که گیجت کرده ومیخوای پیداش کنی

فقط یه توهم که تو خوابت دیدی

تو فکر میکنی اونا اجازه میدن یه وارث که ثبات نداره جانشین بشه؟

...نگو که

تو که دوباره نیاز به درمان نداری درسته؟

عقلم سرجاشه نگران نباشید

پس چرا همچین کارهایِ احمقانه ای رو انجام میدی

،فکر میکنی بین این ادما که دورت رو گرفتن

کسی هست که بهت کمک کنه؟

همشون فقط دارن ازت استفاده میکنن یا دنبال اینن که بکشنت پایین

...اگه ازت نقطه ضعفی پیدا کنن یا مشکلی پیدا کنن

باید ازش همچین چیزایی دوری کنی

...اگه اونا

...جایی که الان توش هستی رو ببینن

سونگ ته

لطفا تمومش کن و برگرد خونه باشه؟

خواهش میکنم

خیلی زود برمیگردم خونه...قول میدم

اون برای کسب تجربه اینجا نیومده...اخه تو همچین گداخونه ای چکار میکنه؟

چرا این خدمتکارا این شکلی ان؟

منشی کیم- بله؟-

اینا رو با خدمتکارهایِ جوون تر و حرفه ای تر در زمینه تمیزکاری عوض کن

این چه وضعیه واقعا؟هرچی نباشه بالاخره یه استاندارد هایی وجود داره

ببخشید خانم

چی شد؟

معذرت میخوام

واقعا که عجب زنی بود

چشم

متوجه شدم

چشم

به سلامت

نه

اما از کی تاحالا استاندارد رستوران سوپ برنج ما پایین بوده؟

چی؟

منظورت چیه از کی؟از وقتی این رئیس ما وارد زندگیمون شده

اگه بخوایم اینجوری ادامه بدیم میتونه خطرناک باشه

هرلحظه ممکنه همه از هویتمون باخبر بشن

خوب یه مدت که گذشت باید یه نقشه ای بکشیم و ازاینجا بندازیمش بیرون

بندازینش بیرون؟

خوب پس چی میخوای باهاش صد سال یا نه دویست سال زندگی کنی؟

نه...منظورم این نبود ولی اون مالک ساختمونه

به خودت بیا

چه اون مرد سرنوشتت باشه و چه هرچیز دیگه ای

اون فقط قراره بهت کمک کنه قدرت هات رو دوباره به دست بیاری

به محض اینکه قدرت هات برگشت دیگه لزومی نداره اونُ ببینی

غیرازاین سودی برات نداره...تو ازش استفاده میکنی و بعدم ولش میکنی

فهمیدی؟

!چه حرف بی رحمانه ای بود واقعا

اونی میخواد بهت بگه وارد بازی عشق نشو

کی گفته من میخوام وارد بازی عشق بشم؟

فهمیدی؟

مگه من چیزی گفتم؟فهمیدم

باید از یه چیزی مطمئن بشم

خوابیده

تو...باز میخوای تنفس دهان به دهان بهم بدی؟

اما این واقعا تنفس دهان به دهانه؟بوسه نیست احیانا؟

منظورت از بوسه چیه؟

تمام این مدت داشتی وانمود میکردی؟یا ایده الت تغییر کرده؟

تو که گفتی به هیچ عنوان به سلیقه ات نمیخورم و ایده الت نیستم

More Farsi Persian subtitles for Witch's Love

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left