The first 200 lines.
آنچه گذشت:
يو ان آون ناشناسه
همهمون بايد چيز مشترکي داشته باشيم
يه نفر که همهمون رو ميشناسه
همون شعره همون شعره،متوجه نميشيد؟
هيچکس براي نجاتمون نمياد اين آخر کاره
تو از دايي هوگو خوشت مياد، مگه نه؟
درسته، من عاشقشتم
يکيشون خودش رو نصف کرد و بعد شش تا بودن
حق با اونه (کليتورن) همون شعره
ما ذهنهاي زيرکي داريم بايد کنار هم بمونيم
قفل بود
يعني بايد يه شاهکليد وجود داشته باشه
کليد ميتونه دست هرکدوم ما باشه
تفنگ ميتونه دست هرکدوم ما باشه
قاتل اون بيرون نيست
قاتل اينجاست
قاتل يکي از ماست
نگاه کن سيريل چقدر خوشحاله
هوگو هميشه خيلي کمک ميکنه
اون شگفت انگيز ترين مرد دنياست
به نظر خيلي خوب مياد
من واقعا نميتونم تصور کنم کسي به مهربوني اون باشه، با توجه به شرايط
چه شرايطي؟
خب،وقتي که شوهرم مرد من نميدونستم که حامله ام
هوگو به عنوان خواهرزاده اش براي ارث اقدام کرد
و وقتي سيريل کوچولو به دنيا اومد اون ديگه شانسي براي گرفتن ارث نداشت
چيزي که هوگو نياز داره، يه دختر پولدار با پول باباشه
ولي اون رومانتيکه
ميخواد به خاطر عشق ازدواج کنه
ولي چطور ميتونه ازدواج کنه،وقتي يک پني هم نداره؟
عشق خانم کليتورن حرفه هزينه بريه
آفرين سيريل!
من ميرم باهاشون بازي کنم
سلام
به نظر ميرسه نيروي کمکي رسيده، سيريل
آماده اي کوچولوي پير؟
آماده؟ من فکر نميکنم خانم کليتورن بتونه توپ رو بزنه
دخترا نميتونن دايي هوگو - خب، حالا ميبينيم -
ضربه!
بيا اينجا! بدو بدو!
زودباش، الان همه مسير رو ميدوئه بدو بيا
کارت خوب بود! تقريبا
نميتونيم اينجا بشينيم و کاري نکنيم!
چيکار بايد بکنيم؟
روي دماغه آتش درست کنيم براي کمک علامت بفرستيم؟
توي اين هوا که نميشه
کجا..اون داره جا ميره؟ کجا داري ميري؟
ميرم چايي درست کنم و بيارم
ديگه چي ميخواي بياري؟ يه چاقو از آشپزخونه؟
تفنگ از هرجا که قايمش کردي؟
و چي ميخواي توي چايي بريزي؟
اين ميخواد همهمون رو از بين ببره!
توي چايي ليمو ميريزم
من..من چاقو نميارم و تفنگ هم دست من نيست
حتي اگه دستم بود، همهتون رو که يکجا نميکشتم،ميکشتم؟
ما از کجا بدونيم؟! - چون يکي يکي و به روش خاصي انجام ميشه -
مگه تا الان دقت نکردي؟
و هيچ کجاي اون شعر حرفي از تفنگ نميزنه
ميزنه؟ مرتيکه احمق حرومزاده!
من باهات ميام
نه!
نه. يا همه ميريم يا تکي
شنيدم شما توي اعدام هاي زيادي دست داشتين قاضي وارگريو
وقتي که درست بود،بله
چاقالو به من گفت شما عادت داشتين همه اعدام هايي که دستورش رو دادين، تماشا کنين
درسته؟
واقعا ديگه بايد دست از صدا کردن اونجوري من برداري
درسته قاضي؟
من قدرت محکوم کردن زنان و مردان به مرگ رو به خاطر جرايمشون داشتم
با قدرت زياد مسئوليت زيادي هم همراهه
من معتقدم که روبرگردوندن از اعمال قدرت
هم بي مسئوليتيه و هم بزدلي
اعدام ادوارد ستون رو هم نگاه کرديد
من ادوارد ستون رو از توي روزنامه ها يادمه
همه ميگفتن بيگناهه
بيگناه نبود
دفترچه خاطراتش بود
خاطراتش ثابت ميکرد که ذهني خراب و فاسد داره
اون معتقد بود قربانيانش پر از پليدي بودند
و اون داشت جهان رو از لکه ننگ اونها پاک ميکرد
دست انداختن پليس با سرنخ ها و گمراه کردنشون اون رو سر ذوق مياورد
درست مثل شکنجه و ديگرآزاري
اون گناهکار بود و شما حکم درستي دادين
چرا نرفتيد ببينيدش؟
رفتم
ناراحت کننده بود
متفاوت
نگذاشت کلاه سرش بگذاريم
ميخواست من صورتش رو ببينم
شايد براي اينکه بگه شباهت هايي بين ما وجود داره
شايد براي اينکه...به من بخنده
بهتون بخنده؟
بله
به عدالت
براش هيچ معني اي نداشت
از عدالت يا من نترسيده بود
من هيچي نبودم
من به زودي فراموش ميشدم پاورقي اي در تاريخ
درحالي که اون و ميراث خون و وحشتش
تا ابد در خاطره ها ميموند
خب نتيجه هم داشت
هنوزم يادش اذيتم ميکنه
ولي..با يا بدون خنده
عدالت برقرار شد، مثل هميشه
و جهان از تاريکي وحشتناک اون آزاد شد
مسخره است!
يعني، نميتونيم فقط بشينيم و کاري نکنيم!
خيلي خب دکتر
ما گفتيم يا تکي و يا همه
من ميخوام مطالعه کنم
ببخشيد دکتر آرمسترانگ ولي پريشاني شما من رو خيلي خسته ميکنه
عدالت برقرار شد
قاتل و وارگريو انگيزه مشترکي دارند
هيجان يکسان..از توزيع مرگ
وقتي من گفتم قاضي تو مسخره کردي
آره، خب الان جور ديگه اي فکر ميکنم
چند نفر رو ديده که اعدام شدن؟ ديدنش با آدم چيکار ميکنه؟
اون تنهاست
ممکنه در حال نقشه ريختن باشه
تمومش کن، خب؟! فقط تمومش کن!
انگار مجبور نيستيم با تو کنار بيايم
با اون نفس کشيدن و سيگار کشيدنت
خاراندن و بيقراري و قدم زدن هات
من ميرم بخوابم
همه با هم يا تنها
ميتونيد نگاه کنيد که ميرم طبقه بالا
سيريل؟!
سيريل؟!
نـــــــــــــــــــــــــــــه!
نه!
نه!
ورا؟
بيا..محض رضاي خدا اين آمونياک و آبه..نمک بو کردني
آروم نفس بکش..از بيني بکش و از دهان بده بيرون
اينم از اين
فکر کردم کسي باهام توي اتاقه
بيا، يه کم برندي بخور
آفرين ورا
چيه، فکر ميکني چيزي توش ريختم؟
من ميرم يه بطري ديگه بيارم که باز نشده باشه
آب ميخوام - اين برندي مشکلي نداره -
من چيزي توش نريختم
برندي براي شوکه شدن خوبه براي همين آوردمش
بهش گفت ورا، لمبورد. اين بار دومه
يه چيزي بينشون هست
مهر شده و دستکاري نشده
اون براي چيه؟
نميدونم - براي لوستر شايد -
مثل طبقه پايين
لوستر توي اتاق خواب؟
آدماي شيک و پيک اند ديگه، نيستن؟
همه جا لوستر ميگذارن
توي آغل خوک هم لوستر ميگذارن فکر ميکنن مجلل ميشه
داره ازت خوشم مياد چاقالو
تو يه الاغ متکبري
اوه شرمنده ببخشيد خانم کليتورن
نه، درست ميگي، واقعا الاغه
قاضي کجاست؟
يا مسيح!
توي سرش شليک شده
داري چيکار ميکني؟
خب بايد سرش رو بپوشونيم اگه ميخوايم جابجاش کنيم
درست ميگه
نميخوايم که مغزش بريزه روي زمين
از کتت استفاده نکن آرمسترانگ من يه چيز ديگه پيدا ميکنم
شليک شده؟
مطمئني؟ - نگاش کن! -
ما همه جا رو دنبال تنفنگ گشتيم
تو رفتي پايين که بطري رو بياري
تو هم رفتي پايين که برندي رو بياري
و تو، تو هم يه مدت ناپديد شدي
رفتم کيفم رو بيارم که به...ورا برسم!
ما صداي شليک رو نشنيديم
ميتونستي با يه بالشت صداش رو خفه کني
خب بايد حرف تو رو دربارش قبول کنيم
من تا الان تو سر کسي شليک نکردم اين بيشتر تخصص توئه
چطور من وقت کافي داشتم که برم پايين
يه بطري برندي بردارم
سريع به وارگريو شليک کنم مطمئن بشم کسي صداش رو نشنيده
لباس تنش کنم و دوياره بيام بالا؟
چاقالو مدت بيشتري رفته بود
من به اندازه تو سريع نيستم
پنج سرباز کوچولو رفتن دنبال قانون
يکيشون به قضاوت رسيد و بعد چهارتا بودن
يکي يکي
هرکدوم با روشي خاص
تفنگ من کو؟
به من نگاه نکن! - يا من! -
نميتونم صداي باد رو تحمل کنم
نميتونم تحمل کنم!
من همينطور منتظر نميشينم تا بميرم!
توي جنگ، همهاش همينه!
و بيدار موندن!
اجساد، اجساد، اجساد، اجساد!
استخونها، خون، جمجمه ها!
فقط اين..اين..اين.. رژه!
رژه تموم نشدني گوشت هاي..گوشت هاي در هم شکسته!
فقط اونجا وايسي دست و پاها رو قطع کني
و.. همه جا پر از دل و روده و اجساد و صداي جيغه!
No comments yet. Be the first to leave one.