Loot

Loot

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Loot 2022 S03E04 720p WEB-DL x264
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2025-11-18
Downloads: 21
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

SANDS Movie

‫دوخت سفید...

‫دوخت کرم...

‫دوخت سفید...

‫دوخت کرم...

‫دوخت سفید...

‫دوخت کرم...

‫حالا باید همه‌ چی رو از اول شروع کنم.

.به هیچ وجه

‫بمیر.

‫مالی.

‫چی؟

خدا؟ تویی؟

‫من مُردم؟

‫این لباس خیلی خوبیه که توش روح باشم.

‫فکر کنم من و تو باید با هم حرف بزنیم.

‫- چی؟ ‫- جانم.

‫جان؟

‫کجایی؟ توی خونه منی؟

‫البته که نه.

‫من اسپیکرت رو هک کردم.

‫من صاحب شرکتی ام که اونا رو میسازه.

‫جان، این درست نیست.

‫این اسپیکر یه شیء مقدسه ‫بیانسه ازش بیرون میاد.

‫وایسا، وایسا...

‫- دوباره منم. ‫- لعنتی!

‫- الان توی دستگاه کاپوچینو ای؟ ‫- میدونم. میدونم.

‫من این شرکت رو هم خریدم.

‫یه جورایی دیوونه کننده‌ست که چقدر با تدبیرم.

‫فقط ۳۰ ثانیه بهم فرصت بده.

‫داری قلقلکم میدی.

‫- کوچی کوچی کو! ‫- اَه، چندش.

‫دستگاه قهوه. فرمان صوتی.

‫خودت رو بکش.

‫الان توی فِرم.

.لعنت بهت

‫خب، داشتم به این فکر میکردم ‫که یه بنیاد جدید راه بندازم.

‫خیلی دوست دارم بیای خونۀ جدیدم، ‫تا بتونم در این مورد ازت مشورت بگیرم.

.اوه، درسته

‫انگار تو خیلی اهل خیریه‌ ای.

‫میدونی چیه، جان؟ ترجیح میدم از این فر ‫برای پختن یه چیزی برای خودم استفاده کنم،

‫تا اینکه یه ثانیۀ دیگه با تو حرف بزنم.

‫تو بهم خیانت کردی و کاملاً تحقیرم کردی. ‫ولی من ازش عبور کردم، باشه؟

‫الان یه دوست پسر دارم.

‫پس اون رو هم با خودت بیار.

‫این منم که در فر رو به روت باز میکنم، ‫به این امید که قبولش کنی.

‫این پیشنهاد سر جاشه، ‫هر وقت که آماده بودی. آی!

‫دختر عمو مالی، یه مشکل خیلی بزرگ داریم.

‫یه روح توی دستشویی هست، ‫و میخواد باهات حرف بزنه.

‫ولی شاید بخوای چند دقیقه بهش فرصت بدی.

‫آره.

‫هی، خواهر، خیلی ممنون که ‫این کار منشی‌گری رو برام جور کردی.

‫خیلی هیجان‌ زده‌م.

‫فعلاً یه دوره آزمایشیه، ‫پس می‌بینیم چطور پیش میره.

‫- باید جواب بدی. ‫- اوه، اوه، اوه، از همین الان شروع شد؟

‫- خب، بزن بریم. ‫- باشه.

‫بنیاد "والز".

‫- ولز. ‫- بنیاد ولز.

‫بچه، نمیدونم. ‫حدس تو به اندازه حدس من خوبه.

‫عزیزم، انرژیت الان خیلی سمیه. باید برم.

‫اون یارو کی بود؟

‫نمیدونم. این وظیفه توئه.

.خیلی خب. ببین کی برگشته

‫دستینی.

‫فصل جوزا. آخر هفته بخیر.

‫امروزه سه شنبه‌ست.

‫میدونیم. آخر هفته بخیر. "اون یارو باحاله."

‫هاوارد، من اینجا به خواهرم یه کار موقت دادم،

‫میشه لطفاً براش ایمیل ‫و یه کارت شناسایی درست کنی؟

‫تو عاشق کار کردن اینجا میشی.

‫- باشه. ‫- بذار برات درستش کنم.

‫راستش، اینجا چند تا کامپیوتر رو مدیریت میکنی؟

‫فکر کنم بین سرور و فضای ابری، ‫حدود شیش، هفت میلیارد.

‫لعنتی.

‫برای عملیات حیاتیه. ‫ما این رو دوست داریم.

‫هاوارد، هی میگه رمز عبورم خیلی مستهجنه.

‫باشه، من تا حالا این رو ندیده بودم.

‫میخوام کلمه "ass" رو با عدد سه بنویسم.

‫خیلی خب بچه‌ ها، ‫ملت مالی داره عالی کار میکنه.

‫بیاید این انرژی رو بدون حواس‌ پرتی حفظ کنیم.

‫وای خدای من. دارم فلش‌ بک میزنم ‫به وقتی که داشتم با دیدن داوسون جق میزدم.

‫چرا داری این کار رو میکنی؟

‫جان خونه‌م رو هک کرده!

‫احتمالاً الان داره گوش میده!

‫فقط برای اینکه بدونید، هر چی که داریم میگیم ‫داره ضبط میشه، پس بهتره همه چی رو بنویسیم.

‫جان چه آشغالیه!

‫چرا دست از سرم بر نمیداره؟

‫- لعنتی! ‫- اوه، عزیزم، مراقب تارهای صوتیت باش.

‫کارائوکه با کلونی‌ ها رو در پیش داریم.

‫خب، اون چی میخواست، مالی؟

‫اوه، گفت میخواد "از مغزم کار بکشه" درباره خیریه.

‫ولی اون یارو همیشه یه چیزی توی سرشه.

‫موش آب‌ کشیده.

‫خب…

‫شانس بیاری از من و پائولا کول رد بشی، کله‌ خر!

‫آره میشه یا نه میشه؟

‫- نمیخوام منتظر بمونم… ‫- خب…

‫داوسون؟ همیشه فکر میکردم ‫بیشتر طرفدار پیسی باشی.

‫اوه، نه. توی این سناریوها، من برنده‌ ‫جایزه‌ اسکار میشل ویلیامز بودم.

‫نمیخوام منتظر زندگیمون بمونم…

‫هی. این ماجرای هک کردن جان ‫واقعاً من رو نگران کرده.

‫ما کلی دشمن میلیاردر قدرتمند داریم.

‫میشه یه یادداشت در مورد امنیت سایبری بفرستی؟

‫یادداشت به خودم.

‫یادداشت بنویس.

‫ممنون.

‫و مراقب خواهرم باش.

‫اون میخواد یه مهمونی خرچنگ ‫آب‌ پز جنوبی برای ناهار پیشنهاد بده.

‫موافقت نکن.

‫سلام، بنیاد ولز.

‫آره، من میتونم کمکت کنم، ‫ولی توئم میتونی یاد بگیری که به خودت کمک کنی.

‫کریستال، من رو درست کن.

‫کریستال، من رو درست کن.

‫اوضاع اونجا چطوره؟ ‫خشم داره تخلیه میشه؟

‫فکر نکنم.

‫کم کم دارم فکر میکنم کریستال شناسم، ‫دکتر رابرت وایبز، یه جورایی کلاهبرداره.

‫من یه جورایی نگرانتم.

نگرانی؟ چرا؟

‫چون من از شر همه توالت‌ ها خلاص شدم؟

‫میتونیم از استخر استفاده کنیم.

‫گوش کن. تو کاملاً حق داری از جان عصبانی باشی،

‫ولی میخوام یه چیز دیوونه‌ وار بگم.

‫فکر میکنم باید پیشنهادش رو قبول کنیم.

‫- قیافه تخمی چی میگه؟ ‫- فقط به حرفم گوش کن.

‫بعد از طلاقم، خشم زیادی ‫نسبت به همسر سابقم داشتم.

‫منظورم اینه که داشت من رو از درون میخورد.

‫خب چطوری این کار رو کردی؟ ‫چطوری بهتر شدی؟

‫خب، من و همسر سابقم توافق کردیم ‫ماهی یه بار برای قهوه همدیگه رو ببینیم.

‫و واقعاً افتضاح بود...

‫و بعد دیگه نبود.

‫جان همیشه توی زندگیت میمونه، مالی.

‫میدونی؟ منظورم اینه که، ‫شما توی یه محافل رفت و آمد میکنید.

‫صورتش همیشه توی اخباره.

‫منظورم اینه، واقعاً میخوای اینجوری زندگی کنی؟

‫ولی، آرتور، اگه به خونه‌ش بریم، اون برنده میشه.

‫ببین، مسئله بردن یا باختن نیست.

‫حتی مسئله جان هم نیست.

‫مسئله تویی.

‫فقط آرزو میکنم میتونستم ‫یه کریستال بزرگ تر گیر بیارم.

‫چرا نمیتونی؟

‫چون هیچ‌ وقت نمیذارن ‫دکتر رابرت وایبز دوباره به کشور برگرده.

‫این جلسه هاوارده؟

‫من یه دعوت‌ نامه برای "هک به آینده" گرفتم، ‫دو نقطه، تو توی خطری، دختر.

‫پرانتز، "سفری به دنیای امنیت سایبری".

‫آره، ما اصلاً نمیدونیم چه خبره.

‫بهتون میگم چه خبره. ‫من به شدت کنجکاو شدم و آماده‌م که بترکونم.

‫آره!

‫آره!

‫سرقت هویت.

‫دزدی اطلاعات.

‫جاسوسی بی‌ سیم.

‫به کی زنگ میزنید؟

‫هاوارد ویلسون.

‫به ارائه امنیت سایبری من خوش اومدید.

‫قبل از اینکه شروع کنیم، چطوره یکم ‫استند آپ کمدی داشته باشیم تا یخمون باز بشه؟

‫اوه، نه.

‫خب، بذارید ببینم اینجا چی داریم.

‫اون روز توی فروشگاه بودم، ‫در موردشون شنیدید؟

‫و اونا همه دئودورانت‌ ها رو قفل کرده بودن.

‫منم گفتم، "نمیدونستم انقدر ضد تعریقیم."

‫هاوارد، میشه لطفاً بیرون باهات صحبت کنم؟

‫آره.

‫اون چی بود؟

‫دارم سعی میکنم یه ماهی بگیرم، مرد. دستینی.

‫باشه. خب، اگه واقعاً از کسی خوشت میاد، ‫فقط ازش بخواه باهات قرار بذاره.

‫یا میتونی کاری که من میکنم رو انجام بدی، ‫توی سونا باهاشون ارتباط چشمی برقرار کنی.

‫اوه، نه. من نمیتونم این کار رو انجام بدم.

‫منظورم اینه، بهش نگاه کن. ‫اون خیلی از من بالاتره.

‫باید تحت تاثیر قرارش بدم. ‫باید شگفت زده‌ش کنم.

‫پس میشه لطفاً کمکم کنی؟

‫باشه.

‫خیلی خوش شانسی که فریب دادن ‫مردم من رو تحریک میکنه.

‫خیلی خب. من در میزنم.

‫تو میتونی.

‫- میتونم انجامش بدم، مگه نه؟ ‫- آره.

‫مالی، اینم دخترمون.

‫- چطوری؟ ‫- اد هاردیِ شیرین.

‫منظورم اینه، سلام.

‫این همون یاروئه؟ حتماً خودشه. ‫چطوری، "هنرستانی"؟

‫- حالت چطوره، مرد؟ ‫- سلام. خوبم.

‫گوش کن، هر کسی که از مالی من ‫مراقبت کنه، برام مثل برادره.

‫اوه، ممنونم. و ممنون که ما رو دعوت کردی

‫اینجا شهر دلتاست.

‫کایت‌ سواری میکنی؟

‫من کایت‌ سواری رو دوست دارم. برای V خوبه.

‫بفرمایید تو، بچه‌ ها.

‫جان، تو... تو یه جورایی فرق کردی.

‫آره؟ خب، یه جورایی کلاً خودم رو از نو ساختم.

‫لباس های جدید خریدم. ‫دارم ورزش میکنم.

‫دارم خیلی سالم غذا میخورم.

‫همش به خاطر لوچیاناست، و ازش ممنونم.

‫لوچیانا کیه؟

.عصر بخیر

‫ببخشید دیر کردم.

‫من، چطوری بگم؟

‫- توی آشپزخونه بودم. ‫- درسته.

‫من ریگاتونی و اسپاگتی رو درست میکنم.

‫اون فوق العاده نیست؟ ‫اون کلاً زندگی من رو تغییر داد.

‫هی، لوچیانا، یکم هم برای من نگه دار، باشه؟

‫هی.

More Farsi Persian subtitles for Loot

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left