Chasing Butterflies

Chasing Butterflies (La Chasse aux papillons)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Butterfly Hunt (1992) BluRay Persian Subtitle
A Commentary by hamlethamletian

Tags

bluray
Published on: 2025-06-05
Downloads: 32
Hearing Impaired: No
FPS: 23.976

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

«« شـکــارِ پـروانــه »»

: فيلمنامه‌نويس «اُتار يوسلياني»

،دوستِ بزرگوار ... هميشه مايه‌يِ افتخاره

که بهتون .خوش‌آمد عرض‌کُنيم

«« شـکــارِ پـروانــه »»

: فيلمي از «اُتار يوسلياني»

سلام. خوب خوابيدي؟ - .آره -

.عجب هواييه‌ها

.پائيزِ دوست‌داشتني‌ايه

حالِ پدرروحاني چطوره؟ هنوز بيدار نشده؟

نه، ولي خُب همين‌الان .بيدارش مي‌کُنيم

.هنوز خوابه

.واسم تعجبي نداره

،زود باش فرزندم .روشن‌شون کُن

.لطفاً اين بخش رو بخونين .متأسفم که دير کردم

،"نامه‌يِ «پولسِ» رسول به روميان" .بابِ 12

.روز بخير حال‌تون چطوره؟

.بد نيست .مرسي

.خُب ديگه، من ميرم .مرسي

منتظرِ من هستين؟

.بيايين داخل

!دوباره

چه بلايي سرِ اونهمه قاشق‌هايِ غذاخوري آوردي؟

بايد همه‌چيز رو قفل‌کُنم؟

.گوش‌کُنين - بله، خانم؟ - .دخترعموتون رو بردم باغ -

ولي انگار شما فکر مي‌کُني من دزدم؟ - ... پس ظروفِ چيني و جام‌ها و کاسه‌هايِ چيني -

و گُلدانِ «اِتروسکيايي» چي؟

،خُب ببينم، سالن رو برق‌انداختي همونطور که بهت گفته‌بودم؟

يالا برو سالن رو .برق‌بنداز

،تعدادِ 5 نفر در اثرِ انفجارِ بمب .اوايلِ صبحِ جمعه در «ليما» کُشته‌شدند

پليس ادعا مي‌کُند که وَنِ مربوطه .حاويِ 1500 پوند موادِ منفجره بوده است

تعدادِ 5 پليس و يک شهروندِ غيرِنظامي .توسطِ يک بمب کُشته‌شدند

ببينم، اوضاعِ ماهيگيري خوبه؟ - .محشره. من 3 تا ماهي گرفتم -

.اين سوميه‌ست

چرا خودتو برايِ اين موجودات به زحمت ميندازي؟ .مهمون‌هات که گياهخوار هستن

،اوه راست ميگي .اونها گياهخوار هستن

ضمناً بايد .يه‌چيزيو بهت بگم

کشاورزِ اجاره‌دارتون ... با تراکتورش

،واردِ زمينِ من شده ... درست از همونجايي که

با اون 3 تا سنگ .علامت‌گذاريش کردم

ولي تو دائماً .اون سنگ‌ها رو جابجا مي‌کُني

به «هِروِه» بگو که نبايد از کنارِ .اون 3 تا سنگ رد بشه

جنابِ محضردار .شاکي‌شده

.اين عکس، يادگاريِ معرکه‌اي ميشه .فردا هرکدوم‌تون يه نسخه ازش دريافت مي‌کُنين

.يه‌نفر کنارم بمونه

خسته‌ات که نکردن؟ - .نه، اونها خيلي سرزنده هستن -

.و ضمناً عينهو ملخ مي‌مونن .همه‌چيزي مي‌خورن

.فعلاً اين‌يکي

... و بعدش

.اين‌يکي

... و بعدش

.دارم قاطي مي‌کُنم

اول اين؟ - .نه -

.آره، اول اين

... بعدش

.اين‌يکي

.و بعدشم اين‌يکي .ولي نه فوراً

و اين‌يکي هم .آخر از همه

کمي نون و کره مي‌خواي؟

.آره، مرسي

.ولي تو که ترتيب‌شون رو تغيير دادي - .اول اين‌يکي رو برمي‌دارم -

خُب پس از سمتِ راستي شروع مي‌کُنم .و با سمتِ چپي تموم مي‌کُنم

.خيله‌خُب

.معذرت مي‌خوام

.باشه

اجازه هست؟

،خُب ما 2 تا مبلِ مجلل داريم .که اگه مايلين، نشون‌تون ميدم

چه‌جوري هستن؟ - .پرتغالي‌ان. و به‌رنگِ سفيد. خيلي دوست‌داشتني‌ان -

.مالِ قرنِ 17 هستن - .بله، پس بايد حتماً ببينم‌شون -

والري»، خانم رو تا طبقه‌يِ اول» .مشايعت‌کُن

ببرمشون کتابخونه؟ - .نه، اتاق‌خصوصيِ زنانه -

بعداً درباره‌يِ کُمدِ لباس‌ها هم .صحبت مي‌کُنيم

.کار تموم‌شد - .بسيار خُب -

.ازتون خيلي متشکرم - .خواهش مي‌کُنم -

حالا قراره چقدر بهمون برسه؟ - .تا ببينيم. ولي شغلِ اين خانمه همينه -

.و خيليم داخلش مهارت داره .کُلي آدمِ باسليقه‌ايه

سليقه؟

،يارو با خودش گُلِ زرد آورده .اونم تويِ روزِ چهارشنبه

.بله، خُب واضحه که درخصوصِ گُل‌ها، مهارتش صفره ... ولي درخصوصِ عتيقه‌جات

.کارش رو خوب بلده

.فکر مي‌کردم ارزش‌شون بيشتر باشه - ... ولي قيمتِ مناسبي بهتون دادم. چون اينجور وسايل -

.اين روزها به‌سختي فروش‌ميرن .حرفم رو باور کُنين

،ولي حواس‌تون باشه .خيلي ظريف و شکننده‌ان

!لعنتي! ببين چکار کردي - .خُب آخه پوسيده‌ان -

.بايد حسابي مراقب‌باشين

چقدر بابت‌شون پول دادين؟ - .اينش به خودم مربوطه. شما بهتره مراقب‌باشين -

بايد بعداً روشون رو .بپوشونيم

بهتون که گفتم .ظريف و شکننده‌ان

آماده‌اي، پدر روحاني؟ - .راستش سردرد گرفتم -

.آخه دوباره خيلي نوشيدم - بازم رفته‌بودي يه جشنِ ديگه؟ -

.فقط يه جشنِ کوچولو بود .هرچند معمولاً من به خودم تسلط دارم

ولي خُب جشنِ‌تولد .هميشه جشنِ‌تولده ديگه

.و دائماً پشتِ‌سرِ‌هم از راه مي‌رسن خُب چکارش مي‌تونم بکُنم؟

،اولش يه پيک بالا ميري .و بعدش يکي ديگه

هر چند وقت يه‌بار جشنِ‌تولد دارين؟ - .متأسفانه زود‌به‌زود -

.لازمه يه نوشيدني بخورم

.البته فقط يکي

.عصر بخير

اينجا چقدر .پُرانرژي و بانشاطه

ولي پدرروحاني .خيلي مشروب مي‌خوره

.فعلاً ديگه خبري از شراب نيست - .برايِ شروع، يه عرقِ «گراپا» بده -

منتظرم مي‌موني؟

.زياد طولش نده

.درست به‌موقع اومدن - .آخه وقتِ پياده‌رويِ ساعت 12شونه -

.بفرمايين .معرکه‌ست

ما اينها رو .خودمون درست مي‌کُنيم

.اينم از اين‌يکي - .لابد داري شوخي مي‌کُني. من نمي‌تونم اينو بفروشم -

.ولي خيلي باشکوهه - .نمي‌تونم بفروشمش. غيرِممکنه -

.آخه ببين به چه ريختي افتاده - .ولي هيچ طوريش نيست -

.فقط کافيه يه دستي بهش کِشيده‌بشه - .چوبش رو نگاه‌کُن. بکُلي پوسيده‌شده -

ايوُن»، اين صندلي‌ها» .حقيقتاً باشکوه هستن

.فقط نياز به تعمير دارن. و بعدش اندازه‌يِ يه گنج مي‌ارزن - خُب حالا قيمت رو چند در نظر گرفتي؟ -

.من ديگه بايد برم .معذرت مي‌خوام

.برنار»، تو که شرايطِ من رو مي‌دوني»

خانم مي‌تونن .فکرهاشون رو بکُنن

.ايشون از شاگردان هستن

.از اونطرف نه .مستقيم بفرمايين

ضمناً مراقبِ .راه‌رفتن‌تون باشين

.آخه همين‌تازه برق انداخته‌شده .اينجا پاهاتون رو تميزکُنين. کفِ اتاق‌ها از موزائيکه

مي‌تونين تصورش رو بکُنين که تعمير‌و‌نگهداريِ اين ملک .چقدر هزينه برمي‌داره

.اتفاقاً من الان يه ميهمانِ ويژه دارم .«مهاراجه‌يِ مولاخ»

.ايشون بسيار ثروتمنده .از دوستانِ بچگيمه، و واقعاً آدمِ نازنينيه

ممکنه براتون ... جالبِ‌توجه باشه که

،بدليلِ دغدغه‌هايِ عرفاني‌تون .با يک «مهاراجه»يِ واقعي ملاقات‌کُنين

.اين پسرمه

.لطفاً از اينطرف بيايين .بفرمايين

،عاليجناب .دوستانم تشريف‌آوردن

.مايلم توانِ صوتيِ حنجره‌ام رو بشناسم ،من در صِدام نوعي تُنِ زنگ‌دار دارم

.«مثلِ «شالياپين

.نه، اونجا نه. همين‌تازه دادم مجدداً جلاش‌بدن .اين ظريف‌ترين صندليِ اينجاست

و ضمناً چرا لامپ روشنه؟

.همين‌الان لباس عوض مي‌کُنم

!حمله‌کُن

!دولورس»! بيا اينجا» !برو بيرون

سگ‌ها معمولاً دوست‌ها رو .تشخيص نميدن

ولي مي‌دونن چطور ازم .محافظت‌کُنن

نه، لطفاً رويِ پيانو .هيچي نذارين

... خُب عزيزم

،بگو ببينم کِي برگشتي منزل؟

حالا منظورت چيه؟ مي‌خواي به کجا برسي؟ - .من ساعت 4 صبح اومدم، و تو هنوز بيرون بودي -

آره، ما رفتيم رقصيديم و ... کُلي مسخره‌بازي درآورديم

.و مشروب خورديم. خيلي باحال بود .ولي خُب قبول‌دارم که دير کردم

،به‌هر‌حال دليلي نداره قشرق راه‌بندازي .درست همونطوري که هميشه عادتته

.من قشرق راه‌نميندازم

.و ضمناً ازت گلايه‌اي ندارم .چونکه درواقع تو رو يه فاحشه محسوب مي‌کُنم

.و خودتم يه گاگولِ رقت‌انگيز هستي

يه کودن که مي‌بايست زودتر از اينها .ترکش مي‌کردم

چطور جرأت مي‌کُني با من اينجوري صحبت‌کُني؟

!مُرده‌شورِ اون اسب‌هات و دوست‌هات .تمامِ کاري که مي‌کُني، مشروب‌خوري و بي‌عار چرخيدنه

!ديگه به اينجام رسيده !اصلاً حوصله‌مو سر مي‌بري، مردکِ عَنو

خواهش مي‌کُنم .بفرمايين داخل

.موفق‌باشي

،اين قصرِ «کروئي»ست ... که کاملاً

.در شرايطي بي‌نقص قرار داره. و به نظرم باشکوه و فوق‌العاده‌ست .چيزيه که قطعاً آدم رو به حيرت ميندازه

و قيمتش هم .قابلِ‌مذاکره‌ست

،«و اينم قصرِ «بارون اُتار .که ازش بازديد کردين

و به‌نظرم شرايطِ مدِ نظرتون رو .احراز نکرد

،«قصرِ «بايونِت ... مربوط به اواخرِ دورانِ رنسانس

.که گويِ سبقت رو از کاخِ «وو لو ويکُنت» و «دامپي‌ير» ربوده .سبکِ معرکه‌اي داره

... ولي البته ... متأسفانه .برايِ ... برايِ فروش نيست

خُب، اينها چيزهايي بودن .که در منطقه‌مون قرار دارن

،قيمتِ اين‌يکي 2/5 ميليون دلاره .و قيمتِ اين‌يکي 1/5 ميليون دلار

.ولي همين‌الان بهتون گفتم که فروشي نيست ايشون متوجه نشدن؟

ايشون به همين‌يکي .اصرار دارن

تعدادِ 19 نفر کُشته ... و 17 زخمي

در حادثه‌يِ انفجارِ بمب .«در سوپرمارکتِ «جاکارتا

.همين خانمه‌ست

!اوه، دوباره اينها هستن

ولي اون قصر همچنان .فروشي نيست

.وضعيت هنوزم مثلِ قبل‌ـه .هيچي تغيير نکرده

خانمِ عزيز، ما قصد نداريم ،قصرتون رو فوراً خريداري‌کُنيم

بلکه مايليم مقدماتِ اخذِ حقِ مالکيتش ... توسطِ کمپاني‌مون رو

برايِ پس از مرگِ تأسف‌انگيز اما اجتناب‌ناپذيرِ .دخترعموتون فراهم‌بياريم

... خيلي محبت مي‌کُنين که

،به فکرِ مرگش هستين .ولي ايشون هيچ قصد و نيتي براي ِمرگ نداره

ما تويِ خانواده‌مون .عمرِ نوح داريم

بنابراين احتمالاً آقايون مجبورن .يه 50 سالِ ديگه صبرکُنن

ما مي‌تونيم 50 سال .صبرکُنيم

.ولي اين بارِ سومه‌ها - .والا هيچ کاري از دستِ من ساخته نيست -

چون اونها خودشون .خيلي اصرار دارن

.چقدر اهانت‌آميز

هرگز تابحال .همچين‌چيزي نديده‌بودم

.ولي باريکلا به شما .جواب‌تون عالي بود

،بله، بله .ولي خيلي وحشتناکه

لابد ياروها آخرش .با لگد از اونجا ميندازنمون بيرون

... تورمِ ناگهاني در ايتاليا

معيشتِ بسياري از خانواده‌هايِ ايتاليايي را .تهديد مي‌کُند

.خُب ديگه، خداحافظ

.بابتِ نوشيدني ممنون - .نوشِ جان. خداحافظ -

.حالا لابد مثلِ‌هميشه گُم‌و‌گور ميشي - .ولي بعداً بازم مي‌بينمت - .بهم دست نزن -

.خداحافظ

.بذار ببينم

.خوبه. مرسي

،خُب خانم‌ها .بفرمايين، بفرمايين

اين سالن برايِ جلساتِ .اجتماعِ اشراف بوده

.سالنِ غذاخوري

.ايشونم جنابِ ژنرال، پدربزرگِ شوهريم هستن .نقاشي به‌سبکِ مکتبِ «گينزبورو»ئه

.به فيگورِ پُرغرورش دقت‌کُنين .ضمناً رنگ‌ها برايِ مکتبِ مذکور، غيرِمعمولن

.اينم پرتره‌يِ يک شخصِ ناشناسه ... ولي قلم‌مو‌کاريِ تيره و سايه‌دار

و سوژه‌يِ رنج‌کِشيده ... در متنِ تصوير

Chasing Butterflies subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left