The first 200 lines.
「درون دریای آبی」
این منم این منم-
این مال ماست من کمی باهوشتر شدم
چیزهای مختلفی وجود داره داستانی که سخت میشه متوجهاش شد-
رازها رو کشف کنین چیزهای غیرعادی در حال ظاهر شدن هستن- حادثه تمام شدهاس داره واضحتر میشه
ما من؟- حتی انسانهای بیشتری نسبت به قبل وارد عمل شدن
کمی در مورد انسانها- داستانی که قراره در موردش متوجه بشین
انحرافها و تغییر مسیرها
واگراییها حماقت انسانها
.الان متوجه شدم که همه چی لازم بوده
.همیشه جوابها درست مقابل چشمانـمون بوده- .جواب "خود این دنیا" بوده
.پاسخ توی این سوال نهفته شده، همین که متوجه شدین، داستان آغاز میشه
.این یه پاسخ قطعیـه
...اگه میتونستیم گذشته رو تغییر بدیم
.زمان حال خیلی قبلتر از آینده دچار تغییر شده...
...با اینکه همه چی رو میدونم
!اصلاً متوجه معنیش نشدم...
...برای رسیدن به این نقطه
.مطمئناً مدتی طول میکشه...
.همه اینا لازم بوده
...تا همین الان
.من متوجه شدم که چه اتفاقی داره مقابلم میافته...
.و الان، داستان آغاز میشه
مسیری به سوی خانهای در دوردست
ترجمان: نیما پناهی
Empire eyes
دنیای انیمه و مانگا با افتخار تقدیم میکند
!به پیش! به پیش !به پیش! به پیش
یه خانهی جنزده؟
.خودتم میشناسیش .همون عمارت مجلل سبک غربی که بالای تونل روی دماغه تپه هست
...از اول این ماه هیچ کس اونجا زندگی نمیکرده
.ولی نشونههایی از فعالیت انسانی اونجا هست...
پس متروکهـست؟
حالا مطمئنی که کامل متروکه نشده؟
برای چی فکر میکنی ممکنه کسی هنوز اونجا باشه؟
...نیمه شب، چراغا خود به خود روشن و خاموش میشه
.و یه صداهای مرموزی از اون خونه به گوش میرسه...
تازه وقتی که مامورهای شرکتی که این خونه زیرنظرشونـه برای تحقیق .اونجا رفتن، هیچ نشونهای از ورود غیرقانونی پیدا نکردن
...مدارشکن قدرت تمام این مدت قطع بوده
.و هیچ نشونهای هم از مصرف گاز یا برق نتونستن پیدا کنن...
.برای همین... اینجا منطق دیگه کار نمیکنه
.بعضیها میگن که روح یه دختر جوان اون خونه رو تسخیر کرده
.بعضیها هم میگن یه خونآشام اونجا زندگی میکنه
...بعضی از این آدمهای نترس از اونجا برای تست شجاعت استفاده کردن که باعث شده
.بعضیهاشون دستگیر و بعضیهاشون دچار آسیب بشن
.به همین خاطر، پلیس به مدیریت شرکت هشدار داده که مراقب باشن
...پس برای همین اویاجی سان ازمون خواست در موردش تحقیق کنیم
.پس دیگه الان نوبت "اوتاکی فکتوری" رسیده که وارد عمل بشه
.متخصص در حوادث غیرطبیعی
.ما بدون درنگ با ارواح، آدم فضاییها و اِسپرها رو در رو میشیم
.من فکر میکردم که فروشندهی سر راهی هستیم
تا حالا شده برای یکبار روح ببینیم؟
این "ردیاب ارواح" فقط امواج رادیویی رو تکون نمیده، نه؟
.اگه بتونیم ارواح رو ببینیم ، پس توی قسمت طیف مرئی قرار میگیرن .و اگه باعث تولید گرما بشن، توی طیف مادون قرمز قرار میگیرن
.صداهای عجیب، نورهای مرموز .برای هر پدیدهای علتی وجود داره
.ما منتظر معجزهای هستیم که ممکنه هیچ وقت اتفاق نیفته
...اگه معجزهای هم اتفاق افتاده باشه
.خیلی وقته که دیگه تموم شده...
.به خاطر این اسمش معجزهـست، چون هیچ وقت اتفاق نمیافته
...پنجاه سال پیش، همون زمانی که صاحبخونه ناپدید میشه
.یه نوسازی گستردهای اینجا انجام میدن...
.شرکت مالک، هر دو ماه یکبار اینجا رو تمیزکاری میکنه
با یه نگاه متوجه همه چی شدی؟
.از قبل اطلاعات جمع کرده بودم
...صاحبخونه عاشق تعطیلات بوده
...لندن، بمبئی، آوکلند، قاهره
.یه علامه همیشه عاشق چیزهای متفاوتـه
یعنی تو در مورد شخصیت طرف هم اطلاعات جمع کردی؟
.با یه نگاه میشه فهمید
...دیرینهشناسی
.تاریخ طبیعی... یا بهتره بگم، ریختشناسی
...زیستشناسی مولکولی، شیمی آلی
حتی زیست شناسی تکاملی؟
.اینجا مطالبی در مورد هندسه نااقلیدسی و توپولوژی هم پیدا میشه
نظریهی رَستهها... جبر مدرن؟
...فولکلور(باور عامیانه)، باستانشناسی
.به راحتی میشه گفت اون مرد علایق زیادی داشته
.یه آدم لاغر اندام و قَد اینقدر
گاه به گاه مطالعات خودش رو تکمیل میکرده؟
.قبل از مرگش یه چیزی رو مخفی کرده
مرده؟ .من فکر میکردم ناپدید شده
.این قدرت برهان استقراییـه
.هنوز خامی، رفیق عزیز
.باشه، حق با توئه
.اگه بهم باور نداری، پس برات حدس میزنم شام چی خوردی
.همین چند دقیقه پیش با هم مرغ کاتسو خوردیم
.پس بهت میگم دو هفتهی بعد برای ناهار چی میخوری
دیگه پیشبینی هم میکنی؟ حتما میخوای بگی میتسویا میخورم یا واراجی کاتسو؟
!ها
.یه غذای جدید برزیلی
.تو واقعاً کشته مرده غذاهای برزیلی هستی
...به خاطر جزر و مد سرخ
به خاطر این جزر و مدهای سرخ، و خارج شدن ماهیهای محلی .از منوی غذایی، همه به سمت گوشت روی میارن
.میتسویا که غذای بستهبندی شدهاس .مرغ کاتسو هم که زود فروش میره
وقتی که ناامیدانه توی شهر قدم میزنیم، یکدفعه بارقهی نور .جلومون ظاهر میشه، و اون گوشت برزیلیـه
...که میتونه به احساسات میتسویا غلبه کنه
...و یه منوی جدید ظاهر میشه
این چرت و پرتا چیه که داری سر هم میکنی؟
...اتاق مخفی
آکواریوم؟
حتماً اینجا "مرد دریایی" یا یه همچین چیزایی پرورش میداده؟
.این صدا از این میاد
رادیو کریستالی؟
منبع تغذیهاش کجاست؟
.رادیوهای کریستالی انرژی دریافتی از امواج رادویی رو به صدا تبدیل میکنن
.برا همین نیاز به برق ندارن
این آهنگ داره از کجا پخش میشه؟
.نگاه کن، یون
.کوسه تمساحی
...معمولاً "کیهجی(هیولا)" بالاتره و "تامهتومو" سوار بر قایقـه
...و "تِنگوها" در اطرافش پرواز میکنن...
.هه، آخه کی اهیمت میده که تنگوها پرنده باشن یا نباشن
کایجو کاجو(گودزیلا)، آورندهی بلا و مُصیبت
"...لویاتان از شدت خشم عصبانی شده"
"...و چشمانش، تبدیل به دو آینهی درخشان ارغوانی میشه..."
"و دندانهایی، که همچون هزاران شمشیر از غلاف کشیده شده از دهانش بیرون میزنه..."
.دختر خانم، باریکلا .معلومه درسات رو خوب خوندی
نکنه رشتهی تحصیلیـت ادبیاتـه؟
.نه، علوم ریاضی میخونم
...که اینطور
"کوشیرا؟"
سیگنال؟
اگه قدرت خط انتقال کم باشه چراغای معابرم خود به خود .روشن میشن که اینم یه پدیدهی طبیعیـه
.هرچیزی که هست داره این سیگنال رو تولید میکنه، و این سیگنال به نور واکنش نشون میده
یه موجودی که امواج رادیویی تولید میکنه؟ یه چیزی تو مایههای مارماهی الکتریکی؟
.حالا هرچیزی که هست، داره موقع پرواز این سیگنال رو تولید میکنه
.الان فقط باید پیگیر این قضیه باشیم
داره به سمت دریا میره؟
.تصادف شده
حالا باید چی کار کنیم؟
.دور بزن .یه مسیر میانبر پیدا میکنیم
.به روی چشم
.به خاطر تصادفی که جلوتر شده مجبور شدیم چند دقیهای توقف کنیم
...از این بابت ازتون عذرخواهی میکنم
.ولی خواهشاً چند دقیقهای صبر کنین
...داره دیرم میشه
میساکیوکو میساکیوکو
.آخرین ایستگاه
...دفتر مدیریت سابق منطقهی تسوگنو
.برای بازدید از "فانوس دریایی نیگاشیو" لطفاً پیاده بشید
.وای، هر دو ساعت یکبار یه اتوبوس میاد
.شما باید همون کسی باشید که "پرفسور ساساموتو" سفارشش رو به ما کرده
.واقعاً منو ببخشید که مجبور شدین این همه راه تا اینجا بیاین
.من یاماموتو هستم .مدیر دفتر سابق منطقهی تسوگنو
.منم "کامینو مِی" هستم
.واقعاً ببخشید، من کارتی ندارم که نشونـِتون بدم
.اشکالی نداره، نگران نباش
.شنیدم که پرفسور ساساموتو الان هاوایی هستن
.بله، ایشون به خاطر شرکت در یه کنفرانس بینالمللی اونجا رفتن
.واقعاً ببخشید که به جای ایشون من اومدم
.هاوایی به نظر دوست داشتنی میاد
...همیشه دلم میخواست یه تعطیلات خارج از کشور داشته باشم
.ولی به جاش باید از اینجا محافظت کنم...
.با اجازتون یه نگاه سریع میندازم
.دستگاها قدیمی شدن، برا همین زیاد کار نمیکنن
.همه چی خوب به نظر میرسه
...ها، درسته
.نمیشه از عکسای قدیمی برای کارت شناسایی استفاده کرد
...این مکان روزهای درخشانی رو پُشت سر گذاشته
.ما اینجا یه تعمیرات اساسی انجام دادیم، ولی خب اینجا قبل از جنگ ساخته شده
!به نظرم دیگه خوب شده
.خیلیخب، از این طرف
هشدار؟ آخه برای چی؟
.خودمون هم دوست داریم بدونیم
...این زنگ خطر به اندازهی خود ساختمون قدمت داره
...ولی اولین باره که به صدا در اومده...
....طبق دفترچه راهنمای اضطراری
.به نظر میرسه داره یه سیگنال خاصی دریافت میکنه...
.دوست داریم تو به این قضیه رسیدگی کنی
.خب... آخه، به یه نفر که دانشش رو داشته باشه نیاز داریم
...برای همین از پرفسور ساساموتو دعوت کردیم بیان اینجا
...تا چندتا کار مشاورهای برامون انجام بدن...
...ولی به جاش من اومدم
...بخش یک از کتابچه راهنمای اضطراری
:در همچین وضعیتهایی این دستورعمل رو داده...
"...یک: زنگ هشدار، بلافاصله که چراغ هشدار روشن شد"
".سریعاً با نیروهای متخصص تماس بگیرید..."
".طبق پیوست پنج خروجی سیستم را مشخص کنید"
"مراجعه به شکل سه، ضمیمه شده"
".و بلافاصله هویت سیگنال دریافتی مشخص میشه"
"دو: هنگامی که هویت سیگنال شناسایی شد"
"طبق بخش(دو.اِی) یک گزارش رسمی نوشته و به بررسی وضعیت ادامه دهید"
...ها
حالا این "سیگنال مخصوص" کجاست؟
.اینجاـست
آهنگ؟
...این سیگنال برای اولین بار 28 ساعت پیش شناسایی شد
.ولی از اون زمان تا حالا این آهنگ مدام در حال پخش شدنـه...
فکر کنم حدس بزنی یه آهنگ از "دوره شووا" یا یه آهنگ "پاپ آسیایی" باشه؟
...حالا هر چی که باشه، این آهنگ تونسته زنگ خطر رو
.که دهههاست که روشن نشده رو به صدا در بیاره...
.اگه این آهنگ با این توضیحات مطابقت داره، فقط باید یه گزارش تهیه کنیم
متوجهاش میشی؟
.هیچ کدوم از ما نتونستـه این شکل و شمایل رو درک کنه
...همم
باید طیف توان بالا باشه؟
.فکر کنم باید مولفههای فرکانسی این سیگنال رو محاسبه کنیم
...شبیه که هستن، ولی نه زیاد
...آخه نویزش خیلی بالاست
.بدون داشتن خصوصیاتی از قبیل "درجهی دقت" سخت میشه مطمئن شد
No comments yet. Be the first to leave one.