The first 152 lines.
!می تونم پیروز شم
!می تونم راینر رو... شکست بدم
... هوی
!هوی ، هوی ، هوی ، هوی
!بالای سرت! مراقب باش
Missa & Sabzchidori کاری از
به خودمون می گفتیم بدتر از این جهنم هم مگه می شه؟
اما بدترین روز تاریخ بشر، خبر نداد و سر زده اومد
حتی صدای در زدنش رو هم نشنیدیم و اومد تو
اون روز رو زنده موندیم، اما کابوس هنوز هم سر جاش بود
اینو بدون و جلوی اون گذشته بایست
دشمنو باید مثل پشه له کنیم
چشماشون رو، قیافشون فراموشت نشه
وقتی اون روز از بالا نگاهمون می کردن
دیگه چی رو باید قربانی کنیم که این دیوها رو عقب برونیم؟
!تا زنده ایم، عمر و زندگی هایی که ایثار کردیم رو فراموش نمی کنیم
!قلبتونو بدید! قلبتونو بدید! قلبتونو برای این هدف بدید
هر چقدر قربانی دادیم، همه برای این روز بوده
!قلبتونو بدید! قلبتونو بدید! قلبتونو برای این هدف بدید
!بدونید که فقط شمایید که می تونید آینده ی بشرو بسازید
!ارن
شکارچیان
منطقه تروست
! فرمانده
! بیدار شید فرمانده پیکسس
!اگه اینجا خوابتون بره ، مریض میشیدا
باورم نمیشه همه اینو خورده باشی
دیگه پا به سن گذاشتیا
ترجیح میدم وقتمو صرف عوض کردن پوشکت نکنم
اینکه خانوم زیبایی مثل شما ، این قدر بهم اهمیت میده ، خوشحالم می کنه
خب ؟ موقعیت چطوره؟
... به محض اینکه غولا از خط دفاعی اول و دوم رفتن
. نگهبان ها رو فرستادیم...
. ولی بین این دو خط دفاعی ، غولای کمتری دیده شدن
... هوممم
اگه هانس و تیم پیشرو بدون هیچ مشکلی دیوار رو دنبال کرده باشن
تا حالا دیگه باید رسیده باشن ...
منطقه تروست منطقه کرولوا تیم پیشروی هانس
معنیش این می تونه باشه که اونا در منطقه کرولوا واحد نظامی رو دیدن و از نصفه راه برگشتن
اگه غولی بین راه بوده اونا بهشون بر نخوردن
اگه دیوار سوراخ شده بود همچین اتفاقی نمیفتاد
فرمانده پیکسس
هوووم؟
اوه ، اینکه اِروین خودمونه
شنیدم که یکی از اون موش های دردساز رو دستگیر کردین
آره
متاسفانه ، یه قدم کم آوردیم
... هوووم
ولی حداقل اون آدمکش ها رو فکرشونُ درگیر می کنه
این جوری شاید درباره باور ها و انگیزه های قدیمیشون تجدید نظر کنن
آره ، این طور به نظر می رسه
اونجا رو نگاه کن
پلیس ارتش بالاخره مجبور شد در منطقه با غولا روبرو بشه
باورم نمیشه که هیچ غولی ندیدیم
واقعا یه دونه هم نبود؟
آره ، اونجا ساکت به نظر می رسه
... همش موندم هنوز زنده هستن یا نه
باورت میشه؟ فکر می کردم خیلی اضطراریه
آره ، همه واسه خودشون یه جایی نشستن و ولو شدن
هوی ، لیوا ! غولا رو کجا قایم کردی؟
اوه ؟ انگار بد جوری ناامید شدین
معذرت می خوام ... خیلی حیف شد که امروز نتونستی با غولا بجنگی
... اگه دنبال یه فرصت دیگه هستین
کلی سفر های ماجراجویانه بیرون دیوار هست ...
چطوره همه با هم به نیروی ارتش ملحق بشیم و حساب غولا رو برسیم؟
... اوه ، خب می دونی
... ما سرمون اینجا خیلی شلوغه
تیم پیشرو ، برگشت
فرمانده پیکسس رو خبر کنید
... که این طور
پس دیوار هیچ مشکلی نداشت؟
بله ، قربان
... شکم درست بود
با اینحال ، یه مشکلی وجود داشت
...وقتی داشتیم به منطقه تروست بر می گشتیم تا گزارش بدیم
به گروه شناسایی ای که فرمانده هانجی رهبری می کرد ، برخوردیم
همراهشون ، یه سری افراد از دوره آموزشی صد و چهارم بودن که هیچ تجهیزاتی نداشتن
... آخرشم معلوم شد که
. سه تاشون غول بودن...
چی داری میگی؟
یعنی میگی بیشتر از این حرفا بودن؟
سه تاشون؟
کیا بودن؟
... اوه ، خب
جان ، آروم باش
چی شد که شکل واقعیشونُ نشون دادن؟
نگهبان ها ، درگیر مبارزه با غول عظیم الجثه و غول زرهی شدن
... ولی همین که خواستیم برای مبارزه بهشون ملحق بشیم
. همه چی تموم شده بود...
باورم نمیشه ، عجب فاجعه ای
خوشبختانه ، چون بالای دیوار بودیم ، کسی صدمه ندید
هر کی پایین دیوار بود ، به خاطر باد و بخار ، دچار سوختگی شده
هیچ کاری از دستشون بر نمیومد
حال میکاسا چطوره؟
زخم ناجوری که برنداشته فکر کنم فقط بیهوش شده
که این طور
آرمین ... تا حالا چیزی که نخوردی ، نه؟
الان برات یه چیزی میارم
باید یه چیزی بخوری
اطلاعات قابل دسترسی جیره غذایی
"جیره غذایی خیلی مغذی که گروه شناسایی استفاده می کنن شیرینی های پر کالری و غذای کنسروی ،جیره های غذایی اساسیه که بدون نیاز به اتش ، انرژی لازم به سربازا رو می رسونه چاشنی هم بهش اضافه شده برای همینم مزه اش بد نیست
!میکاسا
!میکاسا ! ... ارن
ارن چی شده؟
باز اون سه تا دارن مسخرش می کنن
اونا نون هایی که خریده بودم رو ازم گرفتن
... اونم رفت که پسشون بگیره
سعی کردم جلوشو بگیرم
وایسا
پسش بده
بهت که گفتم هیچی ازش باقی نمونده چون همشو خوردم
گرفتی چی میگم؟
اون غذای سه روز خانوادش بود
مگه شوخیت گرفته یعنی همون یه ذره؟
بی خیال بابا ! دارم کم کم یه حس بدی پیدا می کنما
اگه باهاش مشکلی نداری ، می تونم هر چی خوردمو بیارم بالا
پولشو باید بهش بدین
هوی ! بسه دیگه
هوی
!سربازای مست بدرد نخور
پاشین بیاین جلوشونو بگیرید
خفه شو بابا
مگه نمی بینی بچه ها دارن واسه خودشون حال می کنن؟
به درک که دارن حال می کنن ، بیاید جلوشونو بگیرید
بهت که گفتم عیبی نداره
مطمئنا یکی که بیشتر از ما بدردشون می خوره ، الان سر و کله اش پیدا میشه
هان؟
ارن؟
بگیر که اومد
میکاساست
میکاسا ! تو اینجا چی کار می کنی؟
ارن ، اگه زودتر نری خونه و غذا رو آماده نکنی مامانت باز از دستت عصبانی میشه ها
دختره ... ما رو دستکم نگیر
خودت خواستی
ارن
بقیشو بذار به عهده میکاسا
باشه
!ایول ارن
از میکاسا کم نیار
چه غلطی کردی؟
گفتم جلوشونو بگیرید عوضیا
چی گفتی ؟
جرات داری یه بار دیگه بگو
جلو روت میگم ! گند زدی به مالیاتی که میدیم
... مرتیکه
این قدر بهت بر نخوره ... چه خوشت بیاد چه نیاد ، این یه واقعیت
هه
واسه احمقی مثل تو خوب مشتی بود
بزنش ! حالشو بگیر هانس
اینو خوب اومدی نذار اون عوضی بزنتت
هوی احمقا ! دارین چه غلطی می کنین؟
!بسه
No comments yet. Be the first to leave one.