The first 200 lines.
لطفاً حواستون رو خوب جمع کنید
به این اطلاعیه مهم.
میلیونها آدم، درگیر جرم و جنایت شدن.
آشوبهای مردمی دیگه اوج گرفته بود...
و بیکاری دستهجمعی و بیخونه موندن...
باعث شد لسآنجلس بره تو یه وضعیت جنایی وحشتناک.
زندانها دیگه گنجایش نداشت...
...منطقههای خطر کله شهر راه افتاد...
تا اونایی که دستشون آلوده بود
تو کارای شرارت و خشن دست داشتن رو محدود کنن.
...با این حال، بازم صدها نفر از قهرمانای پلیسمون...
توی عملیاتها جونشون رو از دست دادن.
خب، شرایط که خیلی بیریخته، باید یه کارای خیلی خفن کرد.
ما به "دادگاه بخشش" نیاز داریم...
و من رفقام رو ترغیب میکنم
از هر دو طرف (چه موافق چه مخالف)...
که ازش حمایت کنن.
*بعد از دو سال از شروع کارش...*
*این برنامه دلیل اینه*
*که شما شبا میتونی راحت بخوابی.*
*مجرمین خطرناک با جرایم سنگین*
*حالا با هوش مصنوعی قضاوت میشن...*
*اینجوری نیاز به محاکمات طولانی رو کم میکنه...*
*چون خودش نقش قاضی رو بازی میکنه...*
هیئت منصفه…
و همون جلادم هست.
تو این دادگاه کاملاً خودمختار…
متهمها پیشاپیش مجرم حساب میشن…
مگه اینکه ثابت شه که بیگناهن.
مرسی همه چی رو با دقتِ بالا تجزیه و تحلیل میکنه…
از یه عالمه اطلاعات و داده استفاده میکنه…
از جمله شواهدی که پلیس الایپیدی میده…
و تیم کوادکوپترش.
از وقتی این برنامه شروع شده…
مرسی قبلاً بیطرفانه حکم داده…
۱۸ نفر رو محکوم و اعدام کرده.
جرم و جنایت تو شهر رو ۶۸٪ کم کرده...
میلیاردها دلار پول مالیات رو ذخیره کرده...
اینم همهش به خاطر دقت و سرعت عمل
این برنامهس دیگه.
"مرسی" با واقعیتای سفت و سخت و کلی مدرک و سند کار میکنه...
که مطمئن بشه حق و عدالت اجرا میشه...
فقط چند ساعت بعد از اینکه یه قتل اتفاق میافته.
این دیگه آخر خطه برای جلوگیری از جرمه.
اون آزادیهایی که همه آمریکاییها عاشقشن و براشون مهمه...
الان توسط یه سیستمی حفظ میشن
که طراحیش کردن تا هر تهدیدی رو نابود کنه...
هم سریع و هم درست و حسابی.
آیندهی قانون وایسادن، همین مِرسیه...
و توام پروندهی بعدیشونی.
که پای میز محاکمه حق کسی ضایع نشه...
تویی که الان متهمی،
دسترسی داری به مدارک صحنهی جرم...
و کل ردپای دیجیتالی کاملت.
یا ابوالفضل.
هی. هی. -تو فرصت پیدا میکنی
از خودت دفاع کنی...
آخه من چطوری اومدم اینجا؟ -...ولی اینو بفهم...
"مِرسی" دیگه اشتباه نمیکنه.
شهرت ازت ممنونه
بابت شرکت کردن تو طرح «رحمت».
کمک شما صلح و آرامشو برمیگردونه
به محلههامون.
رحمت یعنی عدالت.
واسه یه آینده بهتر. - منو از این صندلی در بیارین بیرون.
به شما اختصاص داده شده
پروندهی شماره نوزده. -الو؟
الو!
اینجا دادگاه پایتختِ «رحمته».
من قاضی مادوکسام.
امروز من رسیدگی به پروندهی شما رو به عهده دارم.
وایسا. نه، نه، نه. چی میگی بابا؟
قضیه محاکمه نیستش که.
من کارآگاه ریون هستم.
*لطفاً یه نفس عمیق بکش و بده بیرون.*
وایسا. یه لحظه. فقط یه... یه دقیقه وایسا.
*هویت تأیید شد.* باشه...
*لطفاً یه نفس عمیق بکش و بده بیرون.*
من هشت نفر رو آوردم نشوندم اینجا.
من کریس ریون هستم، از اداره آگاهی، بخش قتل و سرقت.
جای من اینجا نیستش.
*لطفا نفس رو بده بیرون، آقای ریون.*
مرسی.
*میزان الکل خونت*...
دیگه به اندازه کافی کم شده، میشه محاکمه کرد.
وایسا ببینم. چقدر بیهوش بودم؟
۵ ساعت و ۲۶ دقیقه. ای بابا.
قبل اینکه بریم سراغش، باید قسم بخوری
که هر چی اینجا به دادگاه میگی...
باید عین حقیقت و درست باشه.
صبر کن.
یه لحظه وایسا. دست نگه دار.
یه دقیقه صبر کن. این نمیتونه واقعیت داشته باشه.
بهت قول میدم که این کاملاً واقعیه.
باید قسم بخوری.
ببین، اگه واقعاً فکر میکنی که این واقعیه...
داری یه اشتباهِ خیلی گنده میکنی.
و اگه اشتباهی هم باشه،
من رو میکنمش...
ولی باید قبلش با مقررات راه بیای.
باشه، باشه. قبول. به جون تو.
به چی قسم میخوری؟
خب، به اینکه کل حقیقتِ کوفتی رو بگم، باشه؟
و شاید شما بهم بگی که اصلاً من قرار بوده
حقیقت رو درمورد چی بگم...
چون هر کوفتی که هست... کریستوفر رِیوِن،
امروز شما مقابل این دادگاه حاضر شدی...
به اتهام قتل همسرت.
نیکول ریون.
قربانیه کجاس؟ / تو آشپزخونهس.
بیا اینور!
یه دکتر لازم داریم! / چی؟
کس دیگهای هم این تو نیست؟
نه. هیچکس دیگهای نیست. فقط منم.
آره، داریم سریع میآیم بالا.
کسی اینجا نیست که! فقط مامانمه!
آره، تو حالت خوبه؟ / آره...
اورژانس رسید، تو صحنهس.
به خدا نمیدونم چی شد که اینطوری شد!
خانم، مورد جراحت با چاقو، مظنون ناشناسه.
خانم، حالتون خوب میشه.
سعی کن تا جایی که میتونی بیحرکت باشی. باشه؟
آره، دارم سعی میکنم. خواهش میکنم بهش کمک کنید!
کی این بلا رو سرت آورد؟
خواهش میکنم، به مامانم کمک کنید.
کی؟
کریس.
محاله همچین چیزی.
وای خدا! این دادگاه حالا ارائه خواهد کرد...
یک بیانیهی مقدماتی
که نشون میده شما با قربانی روابط گستردهای داشتین.
وای خدا! یا عیسی مسیح! — که امروز به این نقطه رسیده...
وقتی خودت و فقط خودت با نیکول تو خونه بودین...
همون موقعی که با چاقو کُشته شد.
داری دروغ میگی بهم.
خواهش میکنم خودتون یه چک بکنین.
فرمانهای صوتی و کنترلهای لمسیش
در اختیارتونه.
باشه.
آقای ریون...
...فرمانهای صوتی و کنترلهای لمسیش
در اختیارتونه. -فقط سرچ کن...
میتونی نیکول ریون رو بگردی؟
افسر پلیس لسآنجلس، کریس ریون...
امروز بهخاطر قتل زنش دستگیر شده.
ریون و شریکش، جک دیالو...
از اون اولش حامیِ برنامهٔ "مرسی" بودن...
و مسئول بودن دیوید وب رو دستگیر کنن...
و قاتل رو بکشونن پای میز محاکمه...
بهعنوان اولین نفر تو دادگاه "مرسی"...
همین دو سال پیش.
افتخار میکنم که اولین متهم رو فرستادم
بیاد اینجا محاکمه شه...
و همینطور بازم میفرستم...
تا وقتی که پیامم
به گوش همه برسه. -این واقعاً محشره!
یه روز ملت رو میفرستاد دادگاه رحمت...
روز بعد، خودش افتاده اونجا.
آقای رِیوِن، چه دفاعی دارید؟
آقای رِیوِن، چه دفاعی دارید؟
بیگناهم.
من بیگناهم.
محاله. من بهش آسیب نمیزنم.
با توجه به شواهد موجود...
احتمال مجرم بودن شما رو قبلاً اینطور برآورد کردم که میشه...
نود و هفت و نیم درصد.
این هفده و نیم درصد بالاتر از...
حد نصاب هشتاد درصدی برای شروع دادگاه رحمته.
اینجا "اَبر" شهرداری لسآنجلسیه.
طبق قانون، هر شهروند عادی و هر سازمانی...
مجبورن تمام دستگاههاشون رو به این وصل کنن.
من تو جریان دادگاهها، دسترسی کامل به این سرورا دارم.
اصلاً بنیانِ کارم همینه...
تا بتونم رأی نهایی رو بدم.
تو میتونی از هر کوفت و زهر ماری...
که این دادگاه در اختیارت میذاره استفاده کنی...
تا یه مدرک واسه بیگناهیت ردیف کنی بیاری.
اگه مشخص بشه گناهکاری...
دقیقاً تو همین... اعدامت میکنن.
نود دقیقه؟ نه بابا.
محاکمهت همین الان شروع میشه. نه، نه، نه.
این کار اشتباهه.
همه چی غلطه! باید این دستگاهو خاموش کنی!
خودت میدونی که نمیتونم این کارو بکنم.
طبق قانون، سیستمهای هوش مصنوعی ممنوعن...
از هرگونه دخالت مستقیم توی گرفتن جون یه آدم.
صندلی روی یه سیستم بستهست
و من هیچ کنترلی روش ندارم...
ولی اون پالس صوتیِ کشنده رو ارسال نمیکنه...
اگه قبل از این که زمان تموم شه، محاکمه رو تموم کنم.
برای اینکه این اتفاق بیفته، احتمال گناهکار بودنِ شما...
باید بیاد زیرِ ۹۲ درصد...
شکِ منطقی.
من قاتل نیستم که. من طرفدار شمام.
من طرف شمام! دیوید وِب رو یادت میآد؟
دیوید وِب رو یادت میآد؟
کی شروع کرد اینو؟ من شروع کردم!
من دقیقاً میدونم که شما کی هستید.
من از هر کاری که کردی خبر دارم
برای خدمت به این دادگاه، و ازت ممنونم.
No comments yet. Be the first to leave one.