The first 183 lines.
روانيِ آمريکايي
ت
تر
ترج
ترجم
ترجمه
ترجمه
ترجمه و
ترجمه و ت
ترجمه و تن
ترجمه و تنظ
ترجمه و تنظي
ترجمه و تنظيم
ترجمه و تنظيم م
ترجمه و تنظيم مس
ترجمه و تنظيم مسع
ترجمه و تنظيم مسعو
ترجمه و تنظيم مسعود
ترجمه و تنظيم مسعود
ترجمه و تنظيم مسعود ه
ترجمه و تنظيم مسعود ها
ترجمه و تنظيم مسعود هاش
ترجمه و تنظيم مسعود هاشم
ترجمه و تنظيم مسعود هاشم
ترجمه و تنظيم مسعود هاشم آ
ترجمه و تنظيم مسعود هاشم آب
ترجمه و تنظيم مسعود هاشم آبا
ترجمه و تنظيم مسعود هاشم آباد
ترجمه و تنظيم مسعود هاشم آبادي
سينه کبکِ نيمهِ سرخ شده، داخل شيره تمشک به همراه خوراک گوزن
و گوشتِ خرگوشِ آزادِ بريان شده..... به همراه سيب زميني سرخ شده با گياهان معطر
پاستاي امشب راويولي هست به همراه آبگوشت ليمويي
خدايا, از اين رستوران متنفرم پس چرا به رستوران "دورسيا" نرفتيم ؟ -
.چونکه "بيتمن" با سرپيشخدمت حال نميکنه
اون "ريد رابينسون"ـه ؟
.حالِت خوبه..؟ اون "رابينسون" نيست خب, پس کيه ؟
اون "پال آلن" ـه - .نخير "پال آلن" نيست -
پال آلن" اونطرف سالن نشسته"
با کيه ؟ - .با يکي از فاحشه هاي محله
اينجا يه دستشويي درست حسابي واسه کوکائين زدن ندارن
مطمئني اون "پال آلن" ــهِ ؟ .آره, مک دوفوس, مطمئنم
- حساب "فيشر" رو اداره ميکنه - حرومزاده خوش شانس
- حرومزاده ي يهودي خوش شانس - آخه اين چه ربطي به اين قضيه داره... ؟
... اون کثافتو ديدم که توي اتاقش نشسته
در مورد درست کردن C.E.O و داشت با تلفن با شمعدان هفت شاخه صحبت ميکرد
نخير شمعدان هفت شاخه (نشانه مذهب يهود) نيست در مورد مراسم هانوکا ست
."آه, خداي من, "بيتمن
ميخواي برات يکم سيب زميني سرخ کنم... ؟ نان کماجي چطوره.. ؟
.نه, همين که کمتر ضد يهودي حرف بزني کافيه
آه, يادم رفته بود "بيتمن" با يکي از کارمنداي .قرار داره A.C.L.U
اين رفيقمون آدمي که با دليل منطق يه کاري رو انجام مي ده
صحبت از منطقي بودن شد ...570$ فقط
بدک نيست
برو حالشو ببر
.بهش 50 تا بده
استولي با يخ
ما ديگه با اينا کار نمي کنيم ما نقدي کار ميکنيم
ميشه 25 دلار
جنده ي بي قواره
ميخوام تا دم مرگ چاقوت بزنم
بعد با خونِت بازي کنم
شما دوتا چي ميخواين ؟
... "من توي ساختمون "اِمِريکِن گاردِن
توي خيابون 81 غربي، طبقه 11، زندگي مي کنم
اسم من "پتريک بيتمن" هست
.من 27 سالمه
معتقدم که بايد حواسم به خودم باشه
با يه رژيم متعادل و ورزش هاي شديد روزانه
صبح ها، اگه صورتم يکم پف داشته باشه
در حالي که دارم دراز نشستم رو ميرم، يک کيسه يخ روي صورتم ميزارم
الان ديگه يه هزارتايي ميتونم انجام بدم
بعد از اينکه کيسه يخ رو برداشتم از يک لوسيون شوينده مخصوص استفاده مي کنم
زير دوش هم از يک ژل شوينده که با آب فعال ميشه، استفاده ميکنم
بعدش، يه ژل ضدعفوني کننده ي عسل-بادام براي بدن
براي صورت هم، اول با يک ژل ضدعفوني کننده
و بعد با يک ماسک صورت نعنايي، مي پوشونم
که بمدت 10 دقيقه روي صورتم نگه مي دارم درحالي که دارم به بقيه ي برنامه هام ميرسم
من هميشه از يه اَفتِر شِيو بدون الکل يا کم الکل استفاده مي کنم
چون الکل پوست رو خشک مي کنه و پير تر نشونت ميده
بعدش مرطوب کننده
بعدش يک کرم دور چشم، براي رفع چروک
به همراه يک لوسيون مرطوب کننده محافظِ نهايي
. در اينجا يک ايده اي براي "پتريک بيتمن" وجود داره
.يه جور عامل گمراه کننده .اما منِ واقعي وجود نداره
.تنها يه هويت .حالتي توهمي
.واسه همين ميتونم شيطان درونم رو پنهان کنم
و وقتي باهم دست ميديم مي توني گوشت و پوست رو تو دستات احساس کني
و حتي شايد بتوني احساس کني که سبک زندگيمون احتمالا با هم قابل قياس باشه
اما... خيلي راحت، اون لحظه من اونـجـا نيستم
صبح بخير
"صبح بخير، "هميلتون قشنگ برنزه کردي
دير کردي کلاس ايروبيک بودم، شرمنده پيغامي هست...؟
ريک هريسون" مجبور شد جلسه رو کنسل کنه، ..دليلشو هم نگفت"
من هر از گاهي باهاش تو کلوب "هاروارد" بوکس بازي ميکنم کسي ديگه...؟
اسپنسر" ميخواد تو "فلوتيز" باهات قرار واسه نوشيندي بزاره" کي...؟
بعد از ساعت 6 نه... کنسلش کن چي بهش بگم..؟
فقط بگو نـه فقط بگم نه..؟
"خيلي خب "جين
يه رزرو سه نفره توي رستوران "کامولز" براي ساعت 12:30 ميخوام
اگه اونجا نشد به رستوران "کرَينز" زنگ بزن
باشه..؟ چشم قربان
اوه...صبر کن، يه رزرو واسه دو نفر "پنجشنبه، ساعت 8:00 رستوران "آرکاديا
قرار رومانتيک..؟
نه
اي ساده، بي خيال خودم رزرو مي کنم
نه خودم ميکنم نه..نه..
حالا بچه خوبي باش و يه آب معدني برام بيار, باشه ؟
امروز خيلي خوشتيپ شدي
ديگه اين لباس رو نپوش
.چي ؟ نشنيدم
.گفتم ديگه اين لباس رو نپوش
يه لباس شيک،دامن، يا يه چيزي تو اين مايه ها بپوش اين لباسو دوست نداري..درش ميارم
اي بابا تو خوشگلتر از اين حرفايي
"ممنون "پتريک من اينجا نيستم
و..پاشنه بلند من پاشنه بلند دوست دارم
و من يه عالمه گل رز ميخوام
و يه عالمه تِرافل شکلاتي
صدف خوراکي توي نيمه هاي پوست صدف
من دارم سعي مي کنم به آلبوم جديد رابرت پالمِر" گوش بدم"
،ولي "اوِلين" ، نامزد فرضيم داره تو گوشم وِز وِز مي کنه
."اني ليبوويتز" .اني ليبوويتز" رو هم دعوت ميکنيم"
يکي رو هم بايد واسه فيلم برداري بگيم
"پتريک" بايد انجامش بديم
.چي رو انجام بديم .ازدواج ديگه .عروسي بگيريم
نه...نميتونم مرخصي بگيرم
،بابات عملا صاحب شرکتِ هرکاري دلت بخواد مي توني بکني، اسکول
نميخوام دربارش حرف بزنم در هر صورت من از اون کار متنفرم
نميدونم چرا استئفا نميدي
چونکه ميخوام جامـو اونـجـا تـثـبـيـت کنم
پارتي "ويليامز"..؟
وقتي به "اسپاس" رسيديم ديگه تَحَمُلم داشت تموم ميشد
از اونجايي که من مثبت انديشم مي دونستم ميز مناسبي نخواهيم داشت
.ولي داشتيم .و خيالم از اين بابت راحت شد
"پتريک"، اين دختر دايي من "وَندِن" و اينم دوست پسرش "اِستَش"ـــهِ
هر دوتاشون هنرمند اند - مِنوش با خط بريل ــهِ
.ميبينم که باهاشون ملاقات کردي خيلي بهم ريخته اي
باشه, باشه
تقريبا مطمئن ام که
.تيمودي برايس" و "اِولين" باهم رابطه دارن"
تيمودي" باحالترين فرديه که من ميشناسم"
البته اينکه "اِوِلين" بدونه من با نزديکترين ....دوستش "کورتني رالينسون" رابطه دارم يا نه هم
برام مهم نيست.....
کورتني" تقريبا خيلي خوش قيافَس"
،اون معمولا از يکي يا بيشتر داروهاي مربوط به رواني هارو مصرف ميکنه
امشب، فکر مي کنم "زَنِکس" مصرف کرده
،ولي ناراحت کننده تر از مصرف موادش
،اينه که با "لوييس کوراتورس" نامزد کرده احمق ترين آدم تو شغلِ مون
... "بگو ببينم, "اِستَش
بنظرت "سوهو" ديگه داره زيادي تبليغاتي نمي شه... ؟
آره. تو روزنامه خونده بودم کي اهميت ميده ؟
هِي ... اين ميتونه روي ما تاثير بزاره
خب, نظرت راجب قاتل عام توي سريلانکا چيه, عزيزم ؟ اينم روي ما تاثير ميزاره ؟
چيزي راجب سريلانکا ميدوني ؟
اينکه کُلي اسرائيلي بوسيله "سيک ها" (فرقه هندويي) دارن کشته مي شن...چي...؟؟
."بيخيال, "برايس
.مشکلات بدتري از سرلانکا هست که بايد نگرانش باشي
- مثل چي ؟ - خب, ما بايد به نظام "آپارتايد" خاتمه بديم
.سرعت افزايش تجهيزات هسته اي را کم کنيم .جلوي تروريسم و فقرو تو دنيا بگيريم
.بايد واسه بي خانمان ها سرپناه و غذا فراهم کنيم
با تبعيض نژادي مخالفت کنيم و حقوق شهروندي رو گسترش بديم
درحالي که برابريِ حقوق رو براي زنها ترويج مي کنيم
.بايد برگشتِ به ارزش هاي اخلاقيِ سنتي مون رو ترغيب کنيم
از همه مهم تر
بايد نگراني هاي اجتماعي کلي مون رو توسعه بديم
و مادي گرايي رو تو قشر جوان کم کنيم
"پتريک" چقدر حرفات به آدم انگيزه ميده
سلام
سلام
با سفيد کننده..؟ ميخواي بگي با سفيد کننده..؟؟
اوه...خداي من دو تا نکته...
،يک: نمي توني "چروت" (نوعي پارچه) رو با سفيد کننده بشوري به هيچ وجه
دو: اين ملافه ها فقط تو سانتا فِي گير مياد
،اينا واقعا ملافه هاي گرون قيمتي هستن و واقعا ميخوام اونا تميز بشن
،ببين خانوم....اگه اون دهن لعنتيت رو نبندي مي کُـشـمِـت
.حالا, گوش بده
"تا 20 دقيقه ي ديگه با "رونالد هريسون" توي "هيوبِرت قرار نهار دارم
تا امروز بعد از ظهر اون ملافه ها رو تميز ميخوام
! گوش کن, من نميفهمم چي ميگي اين احمقانست....عجب بي شعوريه
.نميتونم از عهده ي اين جــنــده بر بـيـام
فهميدي...؟؟ يا خدا پتريک"..؟"
"سلام "پتريک
فکر مي کردم که تو باشي ... اين
خنده دار نيست ....اين همه راهو مياي اينجا...؟ واقعا کارشون خوبه
No comments yet. Be the first to leave one.