The first 200 lines.
...آنچه در شعبدهبازان گذشت
آلیس، اینجا خونهی کیه؟
آلیس؟ - سلام، بابا -
میدونی چه حسی دربارهی مامان دارم - باشه. استفانی -
حس میکنم به زمان 12 سالگیم برگشتم
وقتیکه خیلی عصبی بودم
و همه منو نادیده میگرفتن
خیلی راحت میتونی دستای خودتو ترمیم کنی
ولی واسه دستای من هیچ غلطی نمیتونی بکنی، نه؟
راههای دیگهای هم هست
میتونی به فیلـوری سفرکنی
برو اونجا، اینو واسم بیار
شاید بتونم کاریش بکنم
ممکنه منو به نام ریناردِ روباه بشناسید
رینارد، هجس رو هدف گرفته
چهل سال پیش یه دختری بود
تونست رینارد رو از زمین تبعید کنه
هنوز نمیدونم باید دنبال چی بگردم
هرجور اتفاق عجیب یا انحرافی
جواب تست مثبت بود - !لعنتی -
آره، پس بیا این
سقط مزاحم رو از سرِ راه برداریم
!کیدی
من بیلر هستم، سربازی مفتخر از سرزمین متحد فیلوریان
من دیگه یه جنگجوی فو نیستم
یا کمکمون کن یا میرم پیش شاهت
و دقیقاً چیزایی که از زنش میدونم واسش تعریف میکنم
پس خودم بهش میگم
داره چیکار میکنه؟
نمیتونه اینطوری نیفین میشه
نوبت توئه
کوئنتین میگه آزاد بشو - !آلیس -
یهبار دیگه بهم بگو احضارکردن نیفینِ آلیس
...چه ربطی به
تای چی... یعنی، رقص باله داره؟
خدایا، دیگه نباید اون حرکت رو انجام بده
این طعمهی نیفینـه باید در نقطهی تبدیل شدنشون
با یه چیز شخصی
صداشون بزنی
...اوه پس یه چیز سکسیـه
نه، این سیرک دو سولیـه میدونی چیه؟
تو و آلیس تا سیرک دو سولی سکس داشتید؟
نه، یهچیزی بود که انجام میدادم که خوشحال بشه
وقتی ناراحت بود باعث خندهش میشد
این حرفت اشکم رو درآورد
خفهشو - راست گفتم -
جعبه رو داره؟
اگه واقعاً جواب بده چی؟
آره، ولی حواست جمع باشه، میخواد باهاش منطقی صحبت کنه
آلیس داشت روی یهجور طلسم واژگونی کارمیکرد
کوئنتین فکرمیکنه میتونه تمومش کنه
قانعشده، که آلیس ازش میخواد
وای خدا
باشه، از اول شروع میکنم
نه، کیو بسه
...اگه آلیس هنوز یه نیفین بود ...اگه هنوزم اینجا بود
الان یک ساعته اینجایی
نمیتونی احضارش کنی چون رفته
...آخه وقتی دیدمش خیلی واقعی بود
چطوره برگردیم قلعه، هان؟
استراحت کنی، یهکم غذا بخوری
و تازه، به اندازهی یه قلمرو مشکلات هست
که حواست رو پرت کنه
ما واقعاً عاجز شدیم و میتونیم از کمکت استفاده کنیم
...میدونم چی میگی، فقط - خوبه، بریم -
یادبودش فرداست
...باید با والدینش چشم تو چشم بشم
بهشون بگم چطوری مرده
...و بعدش
برمیگردم به فیلـوری
و یه شاه میشم، قول میدم
میتونم اینو با اطمینان بهت بدم؟ منظوری ندارم، کیو
ولی الان یهکم ناجوره وضعت
شاید، ولی آره
آه، قربونی
سکو توی حیاطخلوتـه
دنبالم بیاید فقط، مراقب فرش باشید
...دنیل
تمام خونه رو بازسازی کرده ...ولی هنوز
هرجایی رو که نگاهمیکنم چیزی رو میبینم که آلیس لمسش کرده
بچههام عاشقم بودن
من مادر خوبی بودم - درسته استفانی، بودی -
از مادر خودم خیلی بهتر بودم - ...البته -
مگه چیکار کردم که این بلا سرم اومده؟
سلام
آلیس؟
...آلیس
واقعاً اونجایی؟
باشه
یهجورایی منو میترسونی
یعنی عاشقتم، ولی قیافهت الان ...مثل شبحها شده، پس
باشه
نمیتونم
خیلیخب
...باشه، باشه
نه
الیوت و مارگو راست میگن ...تو
اون مرده و تو هم دیوونهشدی
یا نشدی
illusion امیـرعـلی #The_Magicians_S02E06
آلیس
فقط بهم حمله نکنی یهوقت، باشه؟
کوئنتین؟
تویی؟
...ببخشید، آقای کو یا دنیل. شرمنده
بیا بغلم
چطوری تونستی وارد اتاق مطالعهی خصوصیـم بشی؟
یه اتفاقی افتاده
آره
باشه، فهمیدم
بهشون بگو من دختر هانا هستم
و کارم ضروریه
میشه لطفاً بگی بهم زنگ بزنه؟
سلام - سلام -
دوزت رو مخلوط کردم گذاشتم روی اوپن
سلامتی هروئینهایی که مصرف نمیکنم
نوش
خیارشور گرفتی؟
آره
یهچیزی پیدا کردی
19آگوست سال 1976 ساعت 7 صبح
طوفانی غیرفصلی در شمال شرقی بهوجود اومد
چیز خاصی نیست، درسته؟
یه ساعت بعدش موجهای زمین لرزهای به میامی خسارت زدن
ساعت بعدش، سواحل پرو و شیلی
پر از گردباد شد
یه چیزی تمام نیمکره رو دچار مشکل کرد
و اگه زنجیرهی واکنشها رو ...به منبع اصلیـش پیگیری کنی
هابوکن، نیوجرسی؟
هیچ اتفاقی هیچوقت از هابوکن، نیوجرسی شروع نمیشه
خب، در 19 آگوست یهکم قبل از طلوع آفتاب
این اتفاق افتاده
پارک صنعتی آتیش گرفته
هیچکس نتونست دلیل آتیش سوزی رو توضیح بده
یا اینکه چرا فقط یک ساختمون دستنخورده باقی مونده بود
با یه حلقهی آتیشگرفتگی عالی که دورش قرار داشته
ممنون
بعدی
الیوت، باید باهات صحبت کنم - ممنون -
دربارهی اون جنگجوی فو توی سیاهچال
این چه کوفتی بود آوردی؟
عالیجناب خودتون فرمودین
قهوه با شیر تکشاخ میخواید - داشتم شوخی میکردم -
وایسا ببینم، شیر یه تکشاخ رو دوشیدی؟
...خب گوشکن، دربارهی بیلر
وای برمن مچ بهگا رفتهی بدبخت اومد
سلام، یهچیزی نیاز دارم - متعجب شدم -
هی فن، ببین کی اومده عمو پنی
درست متوجه شدی، حاملهش کردم کار خاصی نبود
مبارکه؟
نه اینکه نیاز داشته باشم چندنفر دیگه هم منو بابا صدا کنن
ولی باشه، ممنون ما هیجانزدهایم
فن، میشه فقط
یه لحظهی کوچیک تنهامون بزاری، لطفاً؟
...باشه، خب من اومدم - ...شنیدم -
...شنیدی
آلیس میدونم بههم نزدیک بودین
لطفاً خفهشو
میخوام ازت بپرسم حالت خوبه یا نه
خودت خوبی؟
باشه میخوام بدونم
دیکارانیوم اسکاپاریون ماجوروس کجا رشد میکنه
بهت حملهی قلبی دست داده؟
خزه؟ چرا؟
دستامو درست کنم
گیاهشناسی سلطنتی چیزی داری؟
خب، داشتیم
ولی ظاهراً هنگام کار خورده شده
چی خوردهش؟ یه گیاه؟
از اینجا متنفرم
برو پیشِ نقشهکش سلطنتی
عاشقتم
فقط خودش رو به من نشون میده
نمیدونم شاید یهجورایی
وارد کانال روحیـش شدم ...یا یهچیزی، یا اینکه
شاید به این مربوط میشه
نمیدونم
حرفات رو باورمیکنم - جدی؟ -
من دخترم رو میشناسم میخواد ازمون محافظت کنه
...اونطوری دیدنش میتونه
برای من و مادرش خیلی ناراحتکننده باشه
ولی به دلیلی تو رو به سمت این کشونده
آلیس چند ماه پیش تماس گرفت
دربارهی چندتا بچه که توی یه ملک در انگلستان گیرافتاده بودن سؤال پرسید
ملک پلاور - آره درسته، همونه -
خیلی برای کمک کردم بهش خوشحال شدم این رو گیرآوردم
میخواستم وقتی اومد، بهش بدمش
...اما بعدش
خب بگذریم باستانیها درگذشته راههای زیادی
برای مقابله با اشباح داشتن در صورت لزوم
کایِ آلیس، یا همون روحـش
در آرامش نیست، ولی میتونه به آرامش برسه
حالا، تمدن باستانی که واقعاً در
...به آرامش رسوندن ارواح حرفهای شدن
مصریها
صبرکن، داری میگی آلیس ازمون میخواد ...واسهش یه
اِچه
هرم
خدای من
چهخبر شده؟
No comments yet. Be the first to leave one.