The first 200 lines.
سلام، رُفقا
یا مسیح دوست داشتنی زامبی ها اینا اسکاتچی و اسکیزی هستن
...آنچه که در" ملت زامبی" گذشت
میخوای جاودانه بشی؟
اُوه خودشه
خوب مورفی اینجاس که گازت بگیره
،این چشم اندازهایی رو که داری
نادید نگیرشون
ضمرناخودآگاه چیز خیلی قدرتمندیه
رنگین کمان سیاه واقعیه
وارن؟
داک؟ - کسی نیست؟ -
مورفی؟
نمیتونم چیزی ببینم
تو چیزی نمیبینی؟
نه
این فراتر از دیدمونه
این کفهای لعنتی دارن خفهم میکنن
مرسی، پسر
باید وارن رو پیدا کنیم
!داک، زامبیها
این کفها به اندازه کافی بد نبود حالا سر و کله سگ و گربه ها هم پیدا شد
محاصره شدیم مورفی باید مبارزه کنیم
بریم بترکونیم
همینطور دارن میان
پس به کشتن ادامه بده - فکر میکنی دارم چکار میکنم؟ -
!داک، پشت سرت
هی، داک، اونجا رو ببین
اونجا آدم هست، بیا
وآه
!بزارید بیاییم توو
باز کنید
بِکِشش
...چی
اسکاتچی؟
اسکیزی؟
چه خبر، داک؟
زمان بندی خوبی داشتید
،هی
شما بچها میخواید اصلاح کنید؟
بوم بوم، هی، چطورید خیلی وقته ندیدمتون
اصلاح؟
خُب مشکلی نیست اگه من
یه لحظه وایسا، اینا کُل ریشاتن
این مُد جدیده
نه نه، نه، نه مرسی به خاطر پیشنهادت، ولی
نه، نمیتونیم باید وارن رو پیدا کنیم
توی این طوفان؟ داری باهام شوخی میکنی، داک
...نه، نه. شوخی نیست. اون
اون زن قوی هست
میتونه مراقب خودش باشه
و من
داری دروغ مـیـگـی
اونش شوخی بود
شما بچها فکرم میکنید؟ - میدونید، وارن عوض شده. خیلی -
اون هنوز قلبش میتپه؟
خُب، آره
خوب پس هنوز دختر خودمه
ببخشید، شما رو میشناسم؟ قبلاً همدیگه رو دیدیدم؟
یه چیزی درمورد صورتتون واقعاً آشناس
خیلی هم مشکوکانه
ولی من گفتم صورتم از اون نوع صورتاس
دیوونه؟ - دیوونه؟ -
آشنا
سلاحها؟
اُوه، نه، نه، ما آماده رقصیم
چی بود که همیشه میگفتی؟ هرگز از قایق بیرون نرو
آره، و البته اینم همیشه گفتم
هرگز به جای گوهیت برنگرد
من بودم بیرون نمیرفتم
یالا دیگه، داک
یکم استراحت کن
...میدونی، اون
اون کارش با کف "کیل" خوبه
خودشه. من هستم کجا بزارمشون؟
سلاح ها
اونجا؟
حرفمو قبول کن مورفی باید بریم وارن و بقیه رو پیدا کنیم
وارن احتمالاً یه جایی پناه گرفته
منتظره تا طوفان تموم بشه
به نظرت چقدر طول میکشه؟
نمیشه آب و هوا رو پیش بینی کرد
آلودگی هستهایه
سالها مواد شیمیایی
ملیونها نفر با این گازها توی دریاچه میشیگان کُشته شدن
بعد بوووم
بهشت زامبی ها
،هرچی بیشتر بگردید
ممکنه اطرافتون گمش کنید یا وقتتون رو توی گشتن تلف کنید
پس، خودت میدونی که - آره، یالا دیگه، داک. یکم زندگی کن -
این میتونه آخرین تایممون توی بهشت باشه
میدونی، بعلاوه وارن از بین نرفتنی-یه
اینم که فقط عصای دستم هست
و از اون جایی که تابلو ،بیرونی میگه پیاده ها خوش آمدید
و فرضم بر اینه که یادت نرفته که پیاده با این اومدم داخل؟
واقعاً؟
من و تو داریم خوب با هم کنار میایم
مراقب باش که جاییم رو نبُری خونریزی میکنم
دووم بیار، رئیس
داک
مورفی
ده هزار
گروهبان
از بالا زیاد کوتاشون نکن
از پس گردن کوتاش کن و ریشمو هم بزار باشه؟
مشکلی نیست
آههههههه
همین الان میتونم بمیرم و برم به بهشت
اونطور نگو - اونطور نگو -
چی گفتید؟
اونا گفتن اولیش نیستی که اینو میگی
اُوه، بابا، میدونم. اِمم-مممم
شما هنوز کرکو پشم واسه جارو دارید
ممکنه وسایلت کوتاه بشن
من که فکر نمیکنم
این مثل پیدا کردن سوزن تو انبار کاه هست
فقط نمیتونم خاطره درست رو برای یاد آوردی بیاد بیارم
ولی من حس قوی نسبت به این دارم
پس صورت تو باید یه ارتباطی داشته باشه
ارتباط؟
آره، واسه من بیاد آوردن صورتت باید مهم باشه
منظورم اینه، خدا میدونه چقدر از چهره ها رو فراموش کردم
ذهنت داره بازیت میده، دوست من
ممکنه
ممکنه
ممکنه - آشناپنداری -
چشم سوم - درک ناگهانی زنانه -
پس، حرکت اجسام به وسیله ارواح
منظورت تلپاتی هست - نه، نبود -
آره، بود - نه، نبود -
بود - بود -
ببینید، حرکت دادن اجسام مثل خم کردن قاشق با ذهن خودتون هست
تلپاتی مثل خواندن افکار و احساسات مردم هست
مثل یه روان شناس
درست میگه، من هردوشون رو توی پیوتی انجام دادم
و قطعاً نیمه انتقال رو
با یه زن زیبای بومی امریکا انجام دادم
یه پزشک زن
باید عاشق اون حروم زاده شده باشید
ما توی راه سفر به جهنم هستیم
و اون هنوز وقت واسه چُرت زدن گیر آورده
همینطور وایسا
نمیخوام جاییت رو بِبُرم
،اُوه پسر
دستای جادویی داری
دوباره بگو اسمت چی بود؟
سال، مخفف سالازار هست
سالازار
سالازار آلبانیایی
اُوه، خدای من. اون آلبانیایی هست
فکر کردم یه لهجه کشف کردم
بله، اسمم آلبانیایی نیست. یونانیه
خدا رو شکر
آلبانیایی ها از ما متنفرن
لعنتی، فکر کردم پیداش کردم
زیاد خودتو اذیت نکن، داداش
یونان بغل دست آلبانی هست
عملاً همسایه هستن
کاملاً فرق دارن
بگو
آلبانی، آلبانی هست. یونان، یونان هست. مقدونیه هم مقدونیه هست
کی حرف از مقدونیه زد؟
فقط یه مثال بود و ما ساندویچ رو اختراع کردیم
این الان چه ربطی به چیزایی که گفتیم داشت؟
یونان ساندوچ رو اختراع نکرد
کار رومی ها بود
پس اونا میونستند موقع غارت و تجاوز هم بخورن
هر کسی این رو میدونه
نزدیک بود، ولی همش اشتباه بود
سال 1762 توی انگلیس
جان مونتگو، کنت چهارم انگلیس ساندویچ رو ساخت، بی شوخی
اون غذای خودش رو با ترکیب و پختن گوشت و نان انجام میداد
پس اون مجبور نبود که میز پوکر رو ترک کنه
که اینطور؟
اِممم-هممم
میدونی، اون منو یاد یه اختراع دیگه انداخت
که اسمش بعد از اختراعش بود
، آقای توماس کاپر
کسی که در واقع دارای نُه اختراع سلطنتی بود
یکیش مکانیزم فلشینگ سیفون بود
توالت؟
اونم همینطور
فکرشو بکن ، اگه طوری دیگه میشد
ما گوه میخوردیم و روی ساندویچ مینشستیم
تیکه سنگین بود، پسر
تکون نخور
هنوز باید یکم هم از بالا بگیرم
پسر، طوری نگاه کرد مثل اینکه میخواد بُکُشش، ها، اسکیزی؟
آره، با یه تقه ممکنه هر لحظه بمیرن
رانندگی خانوما دیوونه کنندس
شما تشویق کنندههایی که اونجایید ساکت شید. بهشون پول هم میدی؟
تو و اون دوستت قدمتون رو چشه اون دوتا ، نه زیاد
،این طبیعت لعنتی آخرالزمانه
مثل کشتی هایی که توی شب عبور میکنن
بعضی از شما بندرنشینا اژدر میخورید و غرق میشید و استراحت میکنید
باحالی، خیلی
آلبانیایی نه، آلبنی
قبلاً توی آلبنی نیویورک نبودی؟
ولش کن دیگه، داک اون همین الان گفت یکی مثل ماست
باشه، مرسی، ما هم دوست داریم
No comments yet. Be the first to leave one.