The first 117 lines.
تکون نخور
تو چی میدونی که من
چه قدر برای این مدرسه جون کندم؟
قبل از اینکه من بیام، این مدرسه بیچاره بود
من به هیچ دردی نمیخورم
باید بمیرم
ولی نمیخوام بمیرم
آخه تو کی هستی؟
حتی بمیری هم برای هیچکس مهم نیست
هرچی باشه یه مدیر بیکفایتی
اگه یه فرصت دیگه بهم بدید از پسش برمیام
!یه فرصت دیگه بهم بدید
فرصت؟- گوش کن-
هربار که امتحان تموم میشه
کسی که پایین ترین نمره رو میگیره میمیره
بعدش چی میشه؟
برای هیچکسی مهم نیست
دانشآموزا بهخاطر ترس از مرگ هم شده درس میخونن
چی گیر من میاد؟
هرچی. هرکاری که بخوای برات انجام میدم
میو شیم رو برام گیر بنداز
بعدش هرچی بگی انجام میدم
مثل روانیا افتادم دنبال مامان بزرگت
خیلی چیزا یاد گرفتم
از ورد هایی که باعث میشه ارواح شیطانی بلرزن
تا طلسمهایی که اونا رو فلج میکنه
همه رو یاد گرفتم
آخرش مامان بزرگت رو گیر انداختم
و روح شیطانی اومد تو مشتم
به لطف اون
تونستم مدرسه رو به فنا رو دوباره نجات بدم
بچهها مردن
بهخاطر تو مردن
باید از کسایی که مردن عذرخواهی کنی
این
کاریه که باید انجام بدی
الان زمانیه که
یه نابغه میتونه کل کشور رو نجات بده
با همین دوتا دستم
دانش آموزای با استعدادی
که پتانسیلش رو داشتن پرورش دادم
...من
بهترین مدیر کشور شدم
دیدی؟
نمیتونی منو بزنی
هیچوقت این کارو نمیکنی
میتونم
اونجا وایسا وو سو. از پسش برمیای
دو شیم
میتونم مرگ خودم رو ببینم
!کنترلش رو بدست بگیر
هرچی که دوست داری رو ببین
لطفا
به حرفام گوش بده و تمومش کن به هرچی میخواستی رسیدی
به اندازه کافی توی اون بدن بهت خوش گذشته دیگه بیا بیرون
عه کیونگ
روح رو تسخیر کن. راه رو ادامه بده روح رو تسخیر کن، نجاتش بده
!دو شیم
حالت خوبه؟
میو شیم
دو شیم و وو سو گل کاشتن
بهت گفتم
حتی اگه منو بگیری چیزی عوض نمیشه
منم بهت گفتم
ما کسایی نیستیم که دنیا رو تغییر میدیم، دانش اموزا این کارو میکنن
روحو گیر بنداز و مسیرو نشون بده
روحو گیر بنداز و جواب سوالاتو بگیر
تبر
مامان بزرگ
آفرین
دو شیم ، وو سو کار هر دو تون خوب بود
نمی تونین تصور کنین که چقدر نگرانتون بودم
تموم این مدت حواستون به ما بود؟
این خیلی زیاده
از اونجایی که از این بعد این وظیفه توعه
هیچ جواب درستی وجود نداره
دو شیم، الان باید تصمیمتو بگیری
...من می خوام
همین حالا بچه ها رو ببرم
مامان بزرگ نرو
باید برم
خیلی گذشته
من از این به بعد زندگی طولانی و شادی دارم ، درسته؟
من نمی تونم آینده رو ببینم
وقتی یه شمن میگه آینده رو میبینه
داره دروغ میگه
اما من باور کردم
باور کردم که تو میتونی
نگران نباش، نگران نباش، همه چی خوبه
همه چی درست میشه
من گول خوردم ، مادر بزرگم منو گول زد
بازی دیگه تمومه
نه ، نیست
!هیون سو
!ایل نام
ایل نام توی آرامگاهه ، همونجایی که مامان بزرگ هست
!هیون سو- !هیون سو-
دو شیم
تکرارش باعث شد خونه امو یادم بیاد
واقعا؟
می خوام برم مادرمو ببینم
مراقب باش
هیون سو
ممنون
خداحافظ
خداحافظ
من میرم دنبال ایل نام
عه کیونگ، مشکل چیه؟
خیلی خوشحالم
نزدیک بود دانش آموز آخر بشم
اما دیگه قرار نیست بخاطر این موضوع بمیرم، ازت ممنونم
دو شیم
دیگه می خوام با اعتماد به نفس زندگی کنم، حتی اگه نفر آخر باشم
می خوام وقتی یه نقاش وبتون شدم، داستان تو رو بکشم
اوه، من مُردم
ایل نام ، تو کجایی؟ !ایل نام
!ایل نام
No comments yet. Be the first to leave one.