The first 200 lines.
بگو کجا داریم میریم دیگه
تقریبا رسیدیم
من واقعا وقت ندارم
سه ری، من باید قبل تموم شدن استراحت برگردم و مواظب کارمندا باشم
میدونی که این روزا خونه شاد بدون من نمیتونه اداره بشه
خیلی طول نمیکشه
دارم اینکارو میکنم چون میخوام با تو ی خونواده واقعی بشم
سه ری
حتی الانم، ما ی خونواده واقعی هستیم
بعضی وقتا کاری میکنی آدم عذاب وجدان بگیره
اگه واقعا عذاب وجدان داری ، یکی از آرزوهام رو برآورده کن
ایناهاش
واقعا خوشگل شدم؟
توام واقعا خوشتیپ شدی
ای کاش خیلیا میتونستن این صحنه رو ببینن
متاسفم
اشکالی نداره
فقط با ی عکس اینطوری ازمون خوشحال تر میشم
نگران نباش، بزودی همه به این ازدواج رضایت میدن
نگاه کن
اینجوری
اینجوری، بد نیست،نه؟
من هو ، ی عکس بگیریم؟
بگیریم؟
بفرما
یک،دو،سه
یکی دیگه
یک،دو،سه
منظورتون چیه؟
دیروزم ازش استفاده کردم
غیر ممکنه
سه ری، تو ماه پیش همش رو خرج کردی، نکردی؟
من امروز صبح همه حقوقم رو ریختم تو حساب تو، پس با اون حساب کن
واقعا میتونم با حقوق تو بخرمش؟
البته! هرچی مال منه مال توهم هست منو تو نداریم که
زودباش
چند لحظه بله
با این حساب میکنیم
حتما
خوشگله
متاسفم، این کارت هم تعلیق شده
واو، همه کاری هم واردیا
این همون جعبه ناهار چینییه که راجبش میگفتم؟
خب، این ی طرح کلیه، که از غذا هایی مثل
،برنج سرخ کرده، میگو تند و مرغ ترش و شیرین استفاده میکنه
ولی باید یکمی بیشتر راجب منو فکر کنیم
با این حال تحویل جعبه های ناهار ممکنه شدنی نباشه
همونطور که خودتم میدونی، تو غذاهای چینی میزان دما خیلی مهمه
بذار بیشتر راجبش فکر کنیم
اوه، امروز قرار نیست میزارو بذاریم بیرون، درسته؟
نه نمیذاریم
بجاش، به فروش مجانی نودل لوبیا سیاه فنجونی ادامه میدیم
بهر حال میدونستیم که اجازه نمیدن اون بیرون کار کنیم
،خودمو واسش آماده کرده بودم
ولی بازم درد داشت
اون ی دلبستگیه طولانیه ؟
شاید
!هی، هان می سون
تملک ثانوی؟ ورداشتی چه غلطی کردی؟
تو کی هستی که حساب منو توقیف کردی؟
شماها گرمتون نیست؟
چرا شما دوتا چسبیدید بهم و جوش آوردین؟
فکر نمیکنی حتما ی دلیلی داره که جوش آوردیم؟ تو
بکش کنار
گفتم برو کنار
حکم دادگاه به دستتون نرسید؟
اوه، سه ری، آدرست هنوز معلوم نیست، نه؟
من ادعای جبران خسارت کردم
چه خسارتی؟
من نه ازت پولی قرض نگرفتم نه سرت کلاه گذاشتم
تو خونواده و وقت منو نابود کردی
فکر میکردی میتونی با بی شرمی از زیرش در بری؟
!واو! خوب بلدی از پشت به مردم خنجر بزنی
!تو زن ترسناکی هستی
صدات رو بیار پایین
نوبت توام میرسه
فقط ی کم خونی ساده دوران بارداریه، هروقت که بیدار شه میتونه مرخص شه
بونگ هه وون
هه ریونگ، اینجا چیکار میکنی؟
اوه! آقای لی ترسید و بهت زنگ زد، نه؟
،این چند روز مهمونی خداحافظی زیادی رفتم و خیلی دادم بالا
واس همین باید مریض شده باشم
کجا داری فرار میکنی؟
میخواستی تنهایی مثل بی پدر و مادرا بری چین
و بچه ات رو اونجا به دنیا بیاری؟
هه ریونگ
الان دقیقا میدونی داری چیکار میکنی؟
اصن از هیچی نمیترسی
نه... من ترسیده بودم
از همون اولش تا الان
میترسم اگه مامان بابا موضوع رو بفهمن از حال برن
میترسم بچه ام بخاطر تنها بزرگ کردنش به عنوان ی مادر مجرد ازم متنفر شه
میتونم با اینکه دیگران بهم اهانت کنن کنار بیام
ولی فکر اینکه مامان و بابا و بچم از ی چیز مشابه
مجبورن زجر بکشن منو میترسونه
بخاطر همین
به فکر سقطش افتادم
ولی اونقدر سر زنده تکون میخورد که نتونستم اینکارو بکنم
اینکه همه رو تنهایی تحمل کردی باید واست خیلی سخت بوده باشه
بااینکه دیره، ولی خوشحالم که مچم رو گرفتی
هیچکس رو نداشتم که باهاش حرف بزنم، و تا حد مرگ ترسیده بودم
چرا داری گریه میکنی؟
،اگه تا این حد جرات به خرج دادی
باید به ی مامان شجاع تبدیل بشی
،ممکنه این کار درستی نباشه
but let's bless the baby. ولی بیا بچه رو دعا کنیم
بهت کمک میکنم
هه ریونگ
،کارسختیه، ولی تا موقعی که بچم رو بسلامت بدنیا آوردم
هیچی ازم نپرس و این بین خودمون بمونه
خواهش میکنم
با لی کانگ مین میخوای چیکار کنی؟
کی؟
لطفا اول اینو پر کنین
مشخصاتش
ببخشین
این خانم
!بنظر میاد سرطان داره
این ی عکس فراصوت بارداریه
به نظر میاد 18 هفته اش باشه
بارد
باردار؟
آی کیوت تو مدرسه چند بود؟
فکر کنم سه رقمی
نه... شایدم دو رقمی بود
پس رتبه ات چند بود؟ قبلا سابقه بیماری نداشتی؟
مثل بیماری ژنتیکی یا ی همچین چیزی؟
سرگرمیت؟ بازی
از چی متنفری؟ بچه ها
چرا از بچه ها بدت میاد؟
درسته
منم
جی گان
اون زن ترسناکی نیست؟
چطور میتونه وقتی هر روز همدیگرو میدیدیم منو فریب بده ؟
اونم باید مضطرب و گیج شده باشه، باهم قراری چیزی نمیذارین که
اون فریبت نداده، فقط نتونسته بهت بگه
تو خیلی آدم قابل اعتمادی نیستی
ولی بازم! داشتن بچه من بدون اطلاع خودم کلاهبرداریه
میدونم ترسیدی، ولی اول به بونگ هه وون فکر کن
از اولش تا حالا ،تصمیم همه چیز رو دوش خودش تنها بوده
میتونی تصور کنی که اون کار چقدر ترسناک میتونه باشه ؟
نمیدونم
من امروز اینجا نیومدم
خودت رو جم کن، لی کانگ مین
واقعا میخوای بذاری بری؟
جی گان
من قضیه رو روشن میکنم
من ی تیغ زن نیستم، پس به بهونه ی
این بچه قصد ندارم جلوی شمارو بگیرم
من خودم این تصمیم رو گرفتم
پس، همه ی مسوولیت هارو گردن میگیرم
بازم... چون شما پدرش بحساب میاین، اگه خواستین میذارم بچه رو ببینین
شمام باید مضطرب و گیج شده باشین، چون ما که قراری چیزی نمیذاریم
شما فریبم ندادین، فقط نتونستین بهم بگین
من خیلی آدم غیر قابل اعتمادی نیستم
الان تو وجودم پر از ترس و وحشته
ولی شما مجبور بودین از همون اول تا الان این تصمیم رو تنهایی بگیرین
نمیتونم تصور کنم
که چقدر باید ترسیده باشین
من
از اون بالایی عصبانی و شاکی بودم
،اونقدر این لحظات برام سخت بود که اگه میتونستم
اون روز رو برای همیشه پاک میکردم
!دقیقا
خانم بونگ، یعنی بونگ هه وون
بیا بیخیال این بچه شیم
برای بچه متاسفم، ولی هرجوری که بهش فکر میکنم
این ی راهیه که آخرش چیزی جز بدبختی و ناکامی برامون نداره
من و پدرشدن؟
من حتی نمیتونم از خودم مراقبت کنم، پس چطور میتونم...؟
!خوب گوش کن چی میگم
هر اتفاقیم که بیفته ، هیچوقت پدر این بچه نمیشی
دیگه دلیلی نمیبینم که شما رو ببینم
امروزم شتر دیدی ندیدی
افتاد؟
آخه چیه تو انقدر عالیه که به میل خودت باید عمل کنی؟
دیگه هیچوقت نمیخوام ببینمت
همونطور که فکرش رو میکردم خیلی بهت میاد
البته، انتخاب شما بوده، مادر
مادر؟
چقدر دوست داشتنی
دیگه باید پدر و مادرت راجب هیون کی بدونن
راجب قرار گذاشتن شما دوتا چی گفتن؟
اول سابقه تون رو چک کردن
سابقه رو چک کردن؟
فقط ی چندتا چیز راجب شهرت و ثروت شما و هیون کی
اگه سوالی داشتن میتونستن از خودم بپرسن
باید ی وقتی تعیین کنین تا بتونم با پدر و مادرت ی ملاقاتی داشته باشم
هنوز نه
هیون کی هنوزم از فکر زن سابقش بیرون نیومده
اوه،اون قضیه
باید سوء تفاهم شده باشه
مهم نیست
کاری میکنم که فراموشش کنه
واقعا سوء تفاهم شده، ولی خوشحالم که چنین قلب بزرگی داری
بگذریم، توی آخرین برنامه تلویزیونیتون، گفتین
هیون کی از سوپ نودل دریاییه شما خوشش میاد
دوست دارم امروز اونو یاد بگیرم
اوه، من گفتم
No comments yet. Be the first to leave one.