The first 200 lines.
قسمت 4
معمولا ، من قهوه نمیخَرم
اما امروز با اختیار خودم خرج کردم
پس امیدوارم این فنجون منو آروم کنه
سئونگای من
چیه؟
کیف دزد ، کجایی؟
نزدیک خونه ام.
دوباره قهوه خوردی؟
میبینم جواب نمیدی ، پس درست فکر کردم
چطور میتونی الان قهوه بخوری؟
تو داری قهوه میخوری...
اونم با پولِ کیفی که از من دزدیدی؟
بله
از اونجایی که با پول کیف تو خریدم
مزه خیلی بهتری میده
داری باهام شوخی میکنی
عشق کورت کرده ، مگه نه؟
آره ، عشق کورم کرده
اما پسرِ اون شبی ، دوست پسرم نبود
اون یه منحرف بود
درسته ، عکسم تو تلفنش بود
باید پاکش میکردم...
چی؟
هیچی.
عمه چیکار میکنه؟
واقعا؟
فرشته بیمارستان ، یون سونگهی
بله مامان
بله مامان
من اومدم
خیلی خوب میجوشه
داری چیکار میکنی؟
تو داری...
آره ، مال توئه
چیزایی که تو مغازه بابا قایم میکردی
فکر میکردی نمیدونستم؟
دارم باهاش چای سبز درست میکنم
چیکار میکنی؟
تو نمیتونی یه قطره هم توی قوری روی گاز بذاری
من دارم چیکار کنم؟
دارم کاری که تو باهام کردیُ میکنم
تو بی رحمانه کیفمو گرفتی
پس منم بی رحمانه اینکارو
با قوری با ارزشت میکنم
تو واقعا رقت انگیزی
چطور تونستی ...
رقت انگیز؟
خوبه ، اگه من اینطوریم...
پس دیوونه م نکن
و کیفمو پس بده
این همه سر و صدا واسه چیه؟
مادربزرگ ، سونگهی
چیزایی رو مخفیانه تو مغازه بابا قایم کرده
اون حتی دور از چشم شما قهوه خورده
سونگهی ، چطور میتونی اینقدر خودسر باشی؟
اما مادربزرگ...
فکر میکنی یه مقدار پول در میاری
میتونی بهش بی احترامی کنی؟
همین یه مدت قبل
تو کافه نزدیک اینجا قهوه خورد
ازش پرسیدم چیکار میکنه اگه شما بفهمید
گفت : مادر بزرگ قبلا هم از اینکارم چشم پوشی کرده
به زودی ، تمام این خونه بوی قهوه میده
ما دیگه نمیتونیم تو این خونه چای درست کنیم
قهوه عطر و بوی چای رو خراب میکنه
اینا رو یه مرتبه بهت گفتم و بازم میگم
دختر بدی هستی
مادر بزرگ
ولم کن اما
نمیتونی اینو دور بندازی
باید تو سطل آشغال بندازی
خودم دورش میندازم ، مامان
سونگهی ، به مادر بزرگ قول بده
که دیگه همچین کاری نمیکنی ، زود باش
تو دورش نمیندازی
فقط برش میگردونی به سونگهی
سئونگا ، بهتره تمومش کنی
ببخشید مادر بزرگ ، اما قهوه...
من اومدم ، مادربزرگ!
سئونگجا اومدی؟
مادر بزرگ اینجاس!
اینجا چیکار میکنید؟
اتفاقی افتاده؟
سئونگجا.
مادر بزرگٌ ببر اتاقش
مادربزرگ اجازه بده ببرمت تو اتاقت
دائه سیل ، بهتره اونو بندازی دور
تا وقتی من زنده ام
نمیذارم دونگ ناکدانگ بوی بد قهوه رو بگیره
اگه میخوای بر خلاف خواسته من عمل کنی
پس از این خونه برو!
من فقط تو رو طرد میکنم
باشه.
میندازیمش دور . نگران نباش و برو بخواب
تو دردسر سازی ، بیا بریم باهات کار دارم
خب
گفتم میخوام پولِ کیف سئونگا رو بدم
اما چطور میتونم همچین پولی جور کنم؟
خدای من
درک میکنم ، اما چیکار میتونم کنم؟
مالک مغازه گفته اگه همون مقدار قبلی باشه
حاضر نمیشه قرار داد جدید رو ببنده
با این حال ، چطور تونسته اجاره رو دو برابر کنه؟
خدای من.
امکان داره که مالک جدید رو
ببینم و باهاش حرف بزنم؟
چطور میتونم...
از پس اون همه پول واسه اجاره بر بیام؟
تماس شما انتقال داده شد به...
چرا جواب نمیده؟
درسته ، اون هیچ پولی نداره
اون خیلی نابالغه
چرا اینقدر این کیفو میخواد داشته باشه؟
دارم میام تو
چیکار میکنی؟
هیچی
اینجا رو ببین!
اونجا رو نگاه نکن
فقط باعث میشه بیشتر ناراحت بشی
فقط باید من و سئونگجا رو به دنیا میاوردی
ما بدون سونگهی هم عالی هستیم
چطور میتونی اینطور درباره خواهرت حرف بزنی؟
بدون اون ما نمیتونستیم اینطوری زندگی کنیم
خب ، اینجوری که نمیشه زندگی کنیم
اون خواهر بزرگترمه،
اما نمیذاره کیفی که میخوامو داشته باشم
پس اون دزده؟
کیفو نفروخته؟
چرا اینو زودتر بهم ندادی؟
دو دل بودم
کارتمو مخفیانه برداشتی و اینو خریدی
مطمئن نبودم که اینو بهت بدم
فکر کنم خیلی لوست کردم
چطور به نظر میرسم؟
من همچین سلیقه خوبی دارم
خیلی خوب به نظر میرسم ، مگه نه؟
واقعا به دست اوردنش خیلی سخت بود
سئونگا ، دیگه دردسر درست نکن
این چیزا به اندازه کافی واسم سخته
مامان ، داری سرزنشم میکنی؟
باشه ، باشه
میتونی منو بزنی ، بهم فحش بدی یا هر چیز دیگه ای
پس تو...
پول اینو میدی؟
فقط همین یه بار ، فقط یه بار ، باشه؟
چطور میتونم اونکارو کنم؟
سعی کن از عمه قرض بگیری
اگه سونگهی پولشو بده،
منتشو سرم میذاره
اون در مورد هر چیزی به من نق میزنه
اگه اون مامانم بود
دیوونم میکرد
تو مامانمی ، نه اون
پس تو این مورد خودت زحمتشو بکش
باشه؟
باشه؟
چی؟
الان حال رئیس جانگ چطوره؟
خطرو رد کرده
و الان وضعیتش پایداره
الان سریونگ پیششه؟
نه.
یه مدت قبل رفت بیرون و الان ...
رئیس جانگ با منشیشون اینجا هستن
باشه
لازم نبود این همه غذا بیاری
شما غذای مخصوص میخورید
میدونم که از غذای بیمارستان بدتون میاد
وقت خوبیه اینو بخورید
سوپ کدو تنبل برای گردش خونتون مناسبه
و چای "اٌمیجا" برای ریه هاتون خوبه
پس امتحانش میکنم
وای
عالیه
خدا رو شکر
نگران بودم دوسش نداشته باشین
این خیلی عالیه
ممنونم
میتونم اشتهام رو واسه خوردن کیک کنترل کنم
اونا میگن خیلی واسه خوردنش زوده
واسه همین احساس عذاب میکنم
این چیه؟
اینو یه آشپز حرفه ای شیرینی درست کرده
کسیه که منو مجذوب آشپزیش تو آمریکا کرده
اوه
الان تو کُره س؟
میخوای امتحانش کنی؟
نه ممنونم
اینو برای شما درست کرده
در عوض،
چرا شما با اون به رستورانم نمیاید؟
میخوام ببینم اون کیه که علاوه بر خودم
شما رو مجذوب آشپزیش کرده
بخورید تا داغه بله
باید اینا رو خوبی بشوری
ریشه های خاکی رو دربیار
اینجوری ریشه ها رو خراب میکنی
فقط آروم تو آب تکونشون بده
چقدر باید اینو بهت بگم؟
No comments yet. Be the first to leave one.