The first 57 lines.
مـــن
هــر روز به عقب برمیگــردم
بـه خودم توی گذشـته و
به زندگی ای که رهــا کرده بودم برمیگـردم
به خودم اجازه ی رها شدن میدم
ولــی میدونی تو این دنیــا
حقایق تغییر ناپذیری وجود داره
زمان به سمت جلو پرواز میکنه
هیچ اگر، اما و شایدی وجود نداره
خـاطراتی که تقریبا فراموش کرده بودم
به یادم میــان
لمسِ شیطان و
یادآوریِ سرنوشت ساز
هنـوزم در عجبـم که
چــرا باز دارن برام اتفاق میوفـتن؟
هـر روز از خودم اینو میپرسم
حدس میزنم
سریع حرکت میکنم و
تکرارش میکنم
اوه
هیچی تغـییر نخواهد کرد
پــس
دوباره محبوسـش میکنم
زندونیش میکنم
" چقـدر عشق؟ "
" چقــدر شادی ؟ "
به خودم تسـلی میدم و آروم میمــونم
تنهـــا
درســته
اهمیتــی نمیدم
اینا همشــــون
انتخاب هایِ سرنوشــتمه
برای همینم ما اینجــاییم
به جلوم نگـاه میکنم
به جـوری که داره میدرخشــه
حالا به پیشــروی ادامه میدم
آماده
به جای خود
و
حرکت
اون راه
اون راه راه
اون راه راه راه
به هر جا که راهم باشه
فقط خودم
فقط خودم خودم
فقط خودم خودم خودم
فقط به خودم باور میکنم
زندگیِ جی هوپ که نه
بلکه زندگیِ جونگ هوسوک از جلو چشمام رد میشه
احتمالا تا زمان مرگـم
پــر از حــسرت و نا امیدی بوده
رقصــیـدن برام یه رویای دست نیافتنی بود
رویامو ســرزنش میکــردم و
همش میپرسیدم چـرا زنده ام و نفس میکشـم؟
اوه خدایِ من
خـدا
No comments yet. Be the first to leave one.