The first 200 lines.
Sacred (نوید)
.گوش کن
.گوش کن
میشنوی؟
.ولم کن
.باید ولم کنی
!نه
.توی سرم نیست
.بابی
بابی، کجایی؟
.بابی
.بابی چرا اینجا نیستی؟
.داره دوباره اتفاق میفته
.دنبال منن
...من دیوونه نیستم
صداشونو میشنوی، نه؟
.نه
!نه
خب، اگه علاقه مند باشی
توی بخش تخلیه فاضلاب دارند کارگران .حبس کشیده رو استخدا میکنند
سرویس هم دارند؟
.فعلا نه
مهارت شغلی دیگهای داری؟
.مکانیک خوبیم
کلی مکانیک داریم که منتظر .فرصت کاری هستند
خیلیخب، امشب چه ساعتی بهم زنگ میزنی؟
چرا؟
.خب، اینجا نوشته تو عفو مشروطی
میدونی یعنی چی؟
.قبلا اینکارو نکردم
.برای مدت کوتاهی در عفو مشروطی
پس تا 24 ساعت آینده
بهم زنگ میزنی و بهم خبر میدی
.امشب رو میخوای کجا بمونی
.خونهی مادرم میمونم
.خیلیخب
.هر سهشنبه به مدت 6ماه میای اینجا
،این مسئله مهمیه ،چون اگه یه جلسه رو هم از دست بدی
.محکوم میشی
مادرت میدونه میخوای بری پیشش؟
.نه
خب، بنظرت بهتر نیست بهش یه زنگی بزنی؟
.وقتی توی حبس بودم اون مرد
.بابت این خبر متاسفم
خانواده دیگهای داری؟
.صبح بهش زنگ بزن
.شاید برات کار داشته باشه
پیمان کارهای زیادی نیستند
که انسانهایی با شرایط .تو رو استخدام کنند
چیزی نیازی داری؟
.پسر هلن رینولدز هستم
.من براتون پیغام گذاشتم
.بله، بله
.حتما، آپارتمان 519
.صبر کن
.نمیدونم کجا برم
.سوار آسانسور شو برو طبقه 5
باید قفلها رو عوض کنی، میدونی؟
چرا؟
،خب، پلیس در رو شکونده
.میدونی، وقتی که جسد مادرت رو پیدا کردند
.من تو رو متهم نکردم
.ممنون
میری بالا؟
.لعنت
یعنی چی، منظورم چیه؟
کجا بودی؟
.اینجا بودم، توی خونه
.اینجا بودی، توی خونه
پس چرا بیرون از خونه دیدمت؟
بیرون چیکار میکردی؟
تو اونجا نبودی؟
یعنی، دارم چیزهایی میبینم؟
.جدا متوجه نمیشم
اینجا چه اتفاقی افتاده؟
.دوباره یه داستان دیگه
.نه، این داستان نیست
.اون میخواست بازی کنه
.میتونه داخل خونه بازی کنه
چرا باید توی راهرو باهاش بازی کنی؟
.الان برمیگیردم
شما پسرها چی میخواهید؟
.بهم بگو کدوم غذای اینجا خوشمزه است
.گوش کن
.هی
.منو ببخشید
.سلام
کِی برگشتی؟
.چند روز پیش
اینجا اوضاعت خوبه؟
.امیدوارم
.درباره مادرت متاسفم
.شنیدم چه اتفاقی افتاد
...بله
.تو بنظر عالی میای
.نه، نه
.لازم نیست اینو بگی
شاید بعدا یه فنجون قهوهای باهم خوردیم؟
.نمیتونم .امتحان دارم
مدرسه؟ مدرسه میری؟
.بله
.عالیه
.باید تا هفته بعد طراحیم رو تموم کنم
...اوضاع
.الان همه چیز برای من تغییر کرده
.آره، شاید دفعه بعد رفتیم
...شاید این آخر هفته، شاید
.من دو شیفته کار میکنم، و درسم میخونم
.ببین، وقت خالی ندارم
.بنظرم فکر خوبی نیست
میشه صورت حساب مارو بدین؟
.متاسفم
.باید برگردم سر کار
.از دیدنت خوشحال شدم
.منم
.کمک .مامان
.کمکم کن
مشکلی هست؟
.بخاطر شل شدن فنر ترمزه
مطمئنی؟
صاحبش گفت که وقتی میره روی دست انداز
سر و صدا میده، درسته؟
.درسته
بلدی چطوری فشار هم ترازی رو بررسی کنی؟
.بله
.ببین، باید باهات روراست باشم
،قتل نفس غیرعمدی
یه جرم کوچک نیست، میدونی؟
،اگه به جز حرفهام چیز دیگهای میخوای
میتونم بهت بدم، مرد
.ولی من سعی دارم زندگیم رو روبه راه کنم
.حقوق بالایی نمیگیری
.پول زیادی نمیخوام
اگه استخدامت کنم، فقط ازت درخواست دارم .تا باهام رو راست باشی
باشه؟
،کلی برام طول کشیده تا اینجا رو بسازم
.و نمیخوام به خطر بندازمش
متوجهی؟
،یه هفته بهم مهلت بده .و بهت نشون میدم چه کارهایی بلدم
.فردا بیا
.ممنونم
.خیلیخب
.آقا، بلند شو
.وقت شامـه
.جواب نمیده
.بنظرم مشکل لولهکشی دارم
.یه صداهایی از دیوار میاد
.گشت و واحد 25
.تماسهایی داشتیم
.کد 4 در خیابان برودوی
.کد2
.6544رو بگیر
.عالیه
خانم تروپیانو؟
.بابی رینولدز هستم
.بله
.بله، از دبیرستان
.بله، آزاد شدم
لوئیس اونجاست؟
بله؟
...شمارهای چیزی ازش
الو؟
الو؟
.دارنده بد دهنترین فرد از جنوب
،اهل پاساکاگولا، از میسیسیپی
.مولی ریترـه
مسئولیت خونهها با توئه؟
کی تو خونه من بوده؟
.فقط یه کلید هست، اونم دست توئه
همه چیز روبه راهه؟
.اینها رو پیدا کردم
.ناخن هستند
.میدونم چی هستند، مرد
چرا توی خونه من هستند؟
کی نگهشون داشته؟
شاید مالِ مادرت هستند؟
چرا نگهشون داشته؟
آخرین بار کِی باهاش حرف زدی؟
.چند سال پیش
،بله، نباید این رو بهت بگم
.ولی همسایهها از پلیسها شنیدند
مادرت هفتهها قبل از مرگش
.خودش رو توی خونهش حبس کرده بود
چی؟
بنظرت چرا اینکارو کرده؟
.نمیدونم
.بعد اون اتفاق اینجا شروع به کار کردم
.هیچوقت ندیدمش
،ولی وقتی پیداش کردند .توی شرایط بدی بود
در این باره خبر نداشتی؟
هیچ کسی بهش سر نمیزد؟
.دیگه، هیچ خانوادهای نداشت، مرد
شاید یکی از همسایههای طبقه .بالا خبر داشته باشه
،خب، توهینی نباشه، پسر جون
.ولی اینجا کسی دوست نداره باهات حرف بزنه
.همه میدونند توی زندان بودی
.مردم حرف میزنند
.مادرت مریض بود، خیلی مریض
.بله
میخوای اون صداها رو بررسی کنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.