The first 200 lines.
.::ارائهای اختصاصی از وبسایتِ::. |-| Film2Movie.US |-|
«: مـتـرجـم: آریـا :» .:: Ariya ::.
.خیلیخب
اگه بتونی یه دقیقه اون لامصب رو .وِل کنی، بدم نمیاد پاشم
.آه
.اینترنت قطع شده
.معتاد شدی
یه کلمه 6 حرفی واسه عروس آینده" چی میشه؟"
نامزد" میشه؟"
.نامزد"، نه. پنج حرفیه"
.نمیدونم چرا داری وقتت رو حروم میکنی
.مامان، دیگه نباید نامههای منو باز کنی
چند بار باید بهت بگم "نه"؟
مگه میمیری موهات رو یه شونه بزنی؟
حقوق بازنشتگی رو هنوز واریز نکردن؟
.نه. باید منتظر جواب درخواستمون بمونیم
چقدر زمان میبره؟
نمیدونم - هان؟ -
.من درخواستنامه رو پُر کردم
،خب، همونطور که نشونت دادم
درست انجامش دادی؟
سلام، پاول
شنیدی چی گفتم؟
سلام - سلام، شما از شرکت "یونیتمپ" اومدین؟
.بله
.اون ماه پیش چند روزی اینجا بود یادتونه؟
میشه دوباره اسمتون رو بگین؟
.نانسی
.حتما خوبه که کارمند موقت باشی
.مجبوری خودت برنامۀکاریت رو بچینی
.منظورم اینه که، چیز خوبیه
واسه تعطیلات کجا رفته بودی؟
DPRK - کجا هست؟ -
جمهوری دموکراتیک مردم کُره
وایسا ببینم، تو رفته بودی کره شمالی؟
.اوه، دوست منم تازه از اونجا برگشته
میگفت اونجا مرکز خریدهای .خیلی خوبی داره
.دب"، اون کرۀ جنوبیه"
توی کرۀ شمالی هیچ .مرکز خریدی وجود نداره
.اونجا بهزور غذا پیدا میشه
اووقت چجوری رفتی اونجا؟
.اوه، خیلی آسون بود
،میتونی بعنوان یه توریست آمریکائی بری اونجا
میدونی، از طریق یه شرکت توریستی؟ - واقعاً؟ -
آره، شما هم باید برین .اونجا خیلی عالیه
.حسابی بهمون خوش گذشت
،راستش رو بخوای، همسر من کرهایه
و اون هیشکی رو نمیشناسه که ،اجازۀ ورود به اونجا رو داشته باشه
...البته بجز، دیپلماتها و اینا
...خب، عکسهای قشنگی هم گرفتم
عکس؟ - آهان -
اوه، بدک هم نیست
...آره، این .این منم
...تو خودت تنهایی رفتی؟ یا
آره. بعدش اونا منو به یه گروه ملحق کردن
اون... اون کیه؟ - ...اون چیزه -
.رهبرشونه. ولی مجسمهشه
اوه - اوه، وای. چه جالب -
اینجا کجاست؟
اه... این یهجور .یهجور میدانه
چی نوشته؟
...نمیدونم. آخه
.کُرهایه
.بهنظر حالت بهتره
این چیه؟
.فقط یه نامۀ بیارزشه
میخوای چیکار کنی؟
.هیچی
.اگه بخوای هنوزم میتونی بچهدار بشی
.هنوز خیلی دیر نشده
،"بکا"
روزی نیست که به دخترم فکر نکرده باشم
...حتی بااینکه اون فقط چندساعت
.توی این دنیا بود
من... من تا ابد قدردان .اون چند دقیقه خواهم بود
."ممنون، "جب 14
.واقعاً با احساس بود
،اگه بخاطر آدمایی مثل تو نبود
.نمیدونم باید چیکار میکردم
دستت چطوره؟
.درد میکنه
.ببخشید
میدونی، اگه امشب بازم درد دستت ،اذیتت کرد
.میریم پیش دکتر برای چکآپ
.فکر کنم بهتره همین الان بریم
مامان، میشه اینقدر نامههام رو باز نکنی؟
میخوام همین الان برم دکتر - بهنظرم بهتره صبر کنیم -
چرا، مگه الان چه کاری داری؟ - دفعۀ آخری که رفتیم -
گفتن اینا بخشی از علائم بیماریته
...آره، خب
باید انتظارشو داشته باشی - گفتنش واسه تو آسونه -
حالم بهم خورد از بس منتظرت موندم
همیشه یه بهونهای میاری نه، امروز نمیشه
.این غذا رو نمیخوام
.نمیخوامش
.برو بیرون
این تخممرغها رو بردار .و برو بیرون
تو "بکا" هستی؟
"جب" - آره -
فکر میکردم خودت باشی فقط... نمیدونستم
واقعاً چهشکلی باشی، میدونی
.آره
هی، ممنون که این همه راه تا اینجا اومدی
اشکال نداره امروز زیاد کار نداشتم
مایلین سفارش بدین؟ ما منوی صبحانه هم داریم
اه، من که نمیخوام فقط یه کاپوچینو
فقط یه قهوۀ بزرگ - بسیارخب -
آره
،میگن روزی یه فنجون مشکلی نداره
.منم که خیلی میانهرو هستم
خوبه
...هی، اه، احتمالاً خیلی عجیبه که من
عجیبه، چون، یعنی با وجود تمام چیزایی که از اینترنت از من میدونی
من میتونم یه آدم عجیبغریب بهتمام معنا باشم
نه، نه مطمئنم همچین آدمی نیستی
خب، ممنون
...خب،ام
زمان زایمانت کِیه؟
اوه، چندماه دیگه
ولی دکترها نگران اینن که ...ممکنه زودرس باشه، واسه همین
میدونی چیه، خیلی خوشحالم که تصمیم گرفتی نگهش داری
خب، راستش، توی این تصمیم تو کمکم کردی
جدی؟
میدونی، بهنظرم اون وبلاگی که مینویسی خیلی عالیه
یعنی، شیوۀ نوشتنت
این یه موهبته خودت میدونی
ممنون
خب، حالا چجوری منو پیدا کردی؟
خب، بعد از اینکه دختر فوت کرد ...همسرم، خب
یعنی همسر سابقم دیگه هیچی باهام حرف نمیزد
...اون به این فکر میکرد که، ام
ما اشتباه کردیم که بچهدار شدیم
چون خیلی زود از دستش دادیم
و خب، بعد از اون من شروع کردم به گشتن توی اینترنت
و تمام وبسایتها رو چک کردم
...از اینا بگذریم، اینطوری .اینطوری پیدات کردم
،اسمش چی بود اسم دخترت؟
اسم دخترم "جوئی" بود
ببخشید، الان حس کردم میشناسمت
منم همینطور
یکم سوشی واست آوردم
من ماهی خام نمیخورم خودت که میدونی
توش جیوه داره
"خب، پس میدمش به "پاول
نه نده به پاول مریضش میکنی
یادته یهروز "استن" بهش ماهی تُن خام داد؟
کل روز داشت استفراغ میکرد نزدیک بود بمیره
آره، تو همیشه میزاری "ساتن" هرکاری که دلش میخواد بکنه، نه؟
چی؟
نمیتونم دستم رو بلند کنم
خب، احتمالا خواب رفته
فکر نکنم
آره، همینجا آره، آره
هی
مامان؟
مامان؟
مامان؟
مامان؟
"خانم "فریمن خیلی متاسفم
مادرتون یه سکتۀ ایسکمی مغزی شدید داشته
بهنظر توی خواب فوت کردن
بیماری پارکینسونشون باعث شده
میزان خطر سکتۀ مغزی افزایش پیدا کنه
خانم فریمن؟
ما به این نتیجه رسیدیم که که این برای خانواده و دوستان
در حین روند بهبودی خیلی تاثیرگذاره
به این فکر کردین که چه جور خاکسپاریای رو مدنظر دارین؟
خانم "گریفیتس"، سلام
،نانسی فریمن هستم
دختر بتی فریمن
.بتی فریمن
شما قبلا باهاش میرفتین کلیسا
اون فوت کرده
.مراسمش جمعهست
اوه، نه، درک میکنم
بکا؟
بکا؟
سلام
سلام
فکر میکردم خودت باشی خیلی فرق کردی
آره، اصلا آرایش نکردم
میدونی، تمام روز داشتم بهت زنگ میزدم
بیخیال، خوبی؟
آره، زیاد حالم خوب نیست
راستش نمیتونم صحبت کنم
چی.. چی شده؟ بیخیال، بکا، باهام حرف بزن
این کارو نکن - نه، نمیتونم حرف بزنم -
بیخیال این کارو نکن
دنبالم نیا
فقط.. فقط بهم بگو چی شده
...میدونی چیه برو پی کارت
بیخیال ...فقط بهم بگو
برو پی کارت
یا عیسی مسیح
چه خبر شده؟
چی شده؟
حالت خوبه؟
من هرگز بچه رو نگه نداشتم اون مُرد
چی؟ داری از چی حرف میزنی؟ کِی؟
قبل از اینکه همدیگه رو بینیم
No comments yet. Be the first to leave one.