The first 200 lines.
"... آنچه در آنهايي که کشته شدند گذشت" اين خونه هاوارد بود
هيچ وقت حس خونه نداشت
هاوارد برادرم رو کشت
تو هيچ مدرکي در اين مورد نداري
براي همين به تو نياز دارم
قاتل هميشه
يه سوغاتي برمي داره، يه چيز شخصي يا يک نشان پيروزي
که اون بعد بتونه افتخار خودش رو نشون بده
من بهت کمک مي کنم
اون تو يه چيزي گناهکاره
من نمي خوام بدونم چيه
شيفر دچار وسواس شد با انجام اين اشتباه
همسرش به اون متعهد هست
اون از اين وضعيت درش آورد - من اجازه نمي دم کسي بهش صدمه بزنه -
اون هر کسي نيست. اون خودشه
مطمئني که مي خواي اين کار رو بکني، کاترين؟
من چند ساله که دارم براي اين لحظه تلاش مي کنم
من آماده ام
مادرت مي دونه
اون هميشه مي دونسته
هموني که مي خواستم
چي، جعبه اسباب بازيت رو پيدا کردي؟
براي اينکه ما مي تونيم از باطريهاي بيشتري استفاده کنيم
دوکوينز تا چهارشنبه روشن نمي شه
ممکنه نتونيم کليد رو پيدا کنيم
براي اينجا
آپارتمان والدينت واقعا اينقدر بد بود
که نتونستي تا چهارشنبه صبر کني؟
تو هموني هستي که من رو هل دادي يه جاي جديد بگيرم
من به اين غار خفاش فکر نمي کردم
،اگه خونه ات هنوز مال شوهر سابقت بود
فکر مي کني مي تونستي يه روز ديگه توش دووم بياري؟
آره
اگه اون رو تو حياط پشتي چال مي کردم
و اجاره اش مجاني بود
ممکنه
اجاره اش مجاني نبود
هاوارد 25 دلار ماهانه براي اونجا ازم اجاره مي گرفت
که به من ياد بده که مسئوليت پذير باشم
مي دوني که مي دونم اين مثل اجاره مجاني هست
اين من رو خيلي آزار مي داد، من همه چکها رو نوشته بودم
براي يک سال رو تو يک شب نوشتم و گذاشتم تو پاکت
بعد ديگه بهش فکر نکردم
اون خيلي احمقه
تو چرا بهش مي دادي؟
نمي دونم
اينم يه جورشه
من مي تونم ببينم که دنيس با هايلي چي کار مي کنه
من تعجب کردم که به اون پول نمي ده
وقتي که اون رو براي آخر هفته هاش مي خواد
چي کار مي کني؟
اين چه غلطيه؟
... واقعا
چه مرگت شده؟
.:. آنهايي که کشته شدند .:. .:. فصل اول - قسمت پنجم .:.
مطمئنا خيلي امشب به خودت خوش مي گذروني، عزيزم
مطمئنم که چشمام از ديدن اين غذاها سير نمي شه
عزيزم؟
عزيزم - ممنونم عزيزم -
تو خيلي به خاطر ما سخت کار مي کني
من مي خواستم غذاي مورد علاقه ات رو درست کنم
ممنونم عزيزم
اين لطف توِ
پسر؟
مي شه هويج ها رو بدي به من لطفا؟
تو يه کثافت کوچولويي
تحقيقات اوليه من در مورد هاوارد برگس
نشون مي ده که دو مشخصه از
چهار مشخصه آزار جنسي فانکلهور رو داره
انسداد و عدم بازداري
هر پرونده اي که تا به حال تحقيق کردم
هميشه بعد يه اتفاقي افتاده
که بعد از اون مرتکب قتل شدند
سالها بعد از يک اتفاق قاتل به هر دليلي اين کار رو انجام مي ده
،بررسي صحنه هاي جرم و جنايت
بازجويي قاتل ها يا نجات قربانيان
مطالعه مطالب روانشناسي
هميشه بعدا اتفاق ميوفته
.. کاترين جنسن
قبل از اينکه من ببينم براش اتفاق افتاده
... شليک به اريک کروگ، باور دارم
کاري بود که اون مي تونست انجام بده
و اون جوابش رو گرفت
... اما اينجا
تو اين اتاق
و تو اين ساعت شب
بايد اعتراف کنم
... براي من
کاترين جنسن مثل يه ستاره شناس هست که
اگه قادر باشه همه کواکب رو جمع مي کنه
تا ستاره خودش رو بسازه
و هنوز .. من مردد هستم که تسليم اون بشم
من از جواب هاي ديگه مي ترسم
اون من رو پيدا کرده؟
،يا يه جورايي
من اون رو پيدا کردم؟
برق روي شلوار
کارآگاه رو ببين
مي دوني، پنج سال
تو گشت زني با اون تفنگ ساچمه اي همراهم بود
و اون همه رو وقت لحظات بزرگ
فراموش مي کنه
سلام، ادي، گربه رو ،
از درخت پايين آوردي؟
پليس عمليات ويژه رو خبر کردي؟
خوشحالم که مي بينمت، سي جي
صبح به اين زودي اينجا چي کار مي کني؟
جن چطوره؟
اون خوبه. اون نقاشي که تو بهش دادي
رو تو اتاق نشيمن آويزون کرده ... خوشگل شده
سلام من رو بهش برسون
رفتار بيسگارد باهات چطوره؟
من شنيدم اون مي تونه يه حرومزاده واقعي باشه
گنده اش نکنيد. رفتارش با من خوبه
شايع شده که اون قرار هست که دستيار ارشد رئيس بشه
تو رو کجا مي ذاره؟
هر جا باشم دلم براي داداشهاي گشتي ام تنگ مي شه
تو خوبي، سي جي؟
اومدي ما رو ببيني؟
اومدي خونه
براي اينکه چيزي به ما بگي؟.
من فقط اومدم به خانواده ام سر بزنم
تمامي واحدها، کد 3
خيابون گلن ويو شماره 316
قتل دسته جمعي
بهت زنگ مي زنم -
مراقب باش
به بخش جنايي زنگ زديم
شما اولين کارآگاه هستيد که اومديد
تو يه مادري
تو از من حمايت مي کني
من فکر مي کنم که خيلي حمايت کردم
کي به تو زنگ زد؟
چطوري اينقدر سريع رسيدي؟
من صبح زود رفتم سر کار، تماس رو شنيدم
آره؟
به پزشک قانوني زنگ زدي؟
نه هنوز
شماره اش رو داري؟
يه تلفن جديد خريدم
و همه دفتر تلفنم نابود شده
... قفل هم
ميا، کاترين هستم
سه تا جسد، خيابون گلنويو شماره 316
باشه
ميشه اون شماره اي رو که گرفتي رو برام بفرستي؟
حتما
ممنونم جنسن
رئيس
چي داريم؟
فشنگها، نه اسلحه اي، نه کيف پولي، نه کليدي
نه ماشيني تو پارکينگه و نه بابايي توي خونه
مي تونه بابا باشه
هميشه کار يه پدره
آروم باش
رابرت وارنر ... تو حوزه اي هست که
با نماينده پسر رئيس هست
اون عضو هيات مديره و متولي پناهگاه حمايت از خشونت خانگي هست
پس فکر مي کني که اون آروم
... بوده وقتي که اون التماسش مي کرده که نکشتش
بچه هاش رو کشته؟
اينها رو به من نگو
به همه واحدها اعلام کردم
که پيداش کنن
ما بايد کار درستي بکنيم
تو حقيقت رو مي دوني، رئيس
نود درصد پدرها هستند
هميشه پدر ها هستند
تو مست کرده بودي يا حامله اي؟
خانواده ها حالم رو بد مي کنن
الو؟
توماس، کاترين هستم
من تو صحنه جنايت هستم
بيسگارد خواست که بيايي
اگه مشکلي نداري
کجايي؟
خيابون گلنويو، اسکوير هيل، شماره 316
"جان رو ساعت دو و نيم از مدرسه بردار"
بذار بياد تو
دو تا بچه تو اتاقهاشون مردند
مادر هم توي اتاق خوابش
من دوست داشتم تو رو اين کار کني، و من
قدردان تشخيص و تدبير تو هستم
براي منم، قربان
طبقه بالا
اون بچه ها رو خيلي سريع کشته
خفه شون کرده
اما وقت زيادي براي مادر گذاشته
اون رو کتک زده
بعد خفه اش کرده
ميشه روي جنازه رو بپوشونيد لطفا؟
متاسفم، هنوز نه
هيچ گونه خشونت خانگي توسط پدر گزارش نشده بوده؟
حتي شايعه؟
اون ممکن نيست گزارش داده باشه
اون مي دونسته که بايد ساکت بمونه
ورشکستگي؟ سلب حق اقامه دعوي؟ از دست دادن شغل؟
تا اين لحظه که تحقيق کرديم
چيز خاصي نبوده
پدر خوانده ها
No comments yet. Be the first to leave one.