The first 200 lines.
تابستان سرهنگ
.این همه راه از پایتخت
سرهنگ جول؟
.باعث افتخاره درخدمتتون هستیم
.حتماً خیلی خسته هستید، بفرمایید
،ببینم، اگه پرسیدنش اشکالی نداره
اون ها... برای چی هستند؟
تا از چشم های آدم
علیه تابش نور خورشید .محافظت کنند
.جلوی لوچ شدن آدم رو میگیرند
.اه - میبینی؟ -
.چین و چروک نیست
.سردردت کمتر میشه
بله، در وطن همه .به چشم میزنند
توی بیانون
.خوب به کار میاد
.همم
با این بخش از مرز آشنا هستید؟
.نه
.با این بخش نه
،با جنوب چرا .ولی این قسمت هنوز نه
اینجا اومدن این وقت .سال جالب نیست
.آدم گرمش میشه
.من که به گرما عادت دارم
،موعد منم رسیده
.ولی میل ندارم قبولش کنم
یه نفر رشد میکنه و ،با محیط خو میگیره
.من حس میکنم برگردم پایتخت غریبه ام
.و پایتخت هم عوض شده
.مطمئنم از دوران من عوض شده
.باید بازرسیم رو زود شروع کنم
.آسیاب به نوبت، اول صبحانه
.بله قربان
،حالا اگه اجازه بدین
.میخوام یه مقدار استراحت کنم
.صبح میام دنبالتون
.قربان
سرباز؟
معمولاً... سربازها رو واسه
بازرسی نمیفرستند، مگه نه؟
الان کی بازپرسه؟
.خیلی کنجکاوی میکنی، دوست من
.نه، سرباز نیست
،لباس فرم میپوشه .ولی سرباز نیست
،پلیسه ،سرهنگ پلیس
شخص مهمی از طرف .اداره امنیته
،یه بار تو نسل اتفاق میوفته
،بدون شکست، در امتداد مرز
یه هیجان خاصی در مورد .بربرها وجود داره
.عواقب آزادی بیش از حده
چرا ما رو تنها نمیذارند؟
مگه خودشون قلمرو ندارند؟
.باید از وطن خودمون محافظت کنیم
از وطن خودمون، عزیزم؟
در برابر چی؟ در برابر کی؟
.در برابر اونها
از خودمون علیه حیوانات .وحشی محافظت میکنیم
.علیه مارها
اگه یه خرس وحشی ،بهت نزدیک بشه
میکشیش رییس، غیر اینه؟
.نه، دوستان من
من راضی ام که
آروم از کنارش رد بشم و لیاقت بیش از
سه خط خبر در روزنامه امپراطوری
،با یه اشاره اینجا و اونجا ندارم
.دنیا رو تو مسیرش حفظ میکنم
آماده رفتن هستید؟
باید بهتون بگم که تدارکات کافی
.برای زندانی ها نداریم
.نیازی نیست
،اینجا... جرم و جنایت زیادی رخ نمیده
و مجازاتش هم غالباً جریمه یا ،کار اجباریه
برای همین از پادگان های .قدیمی استفاده میکنیم
اونجا تدارکاتمون رو هم .نگهداری میکنیم
.یه دقیقه صبر کنین
.بذارین باهاشون صحبت کنم
.من یه کم از زبانشون بلدم
.پسرم
.میخوایم باهات صحبت کنیم
.فکر کنم به خاطر عینکتونه
احتمالاً تا حالا چنین .چیزی ندیده بودند
.فکر میکنه شما کور هستی
.پدر جان، گوش بده
.شما به جرم دزدی اینجایی
همم؟
میفهمی؟
ما چیزی در مورد .گوسفند دزدی نمیدونیم
سربازها واسه هیچی .جلومون رو گرفتند
ما از جاده اومدیم اینجا .تا دارو بگیریم
.این پسر خواهرمه
یه دردی داره که .بهتر نمیشه
دردت رو به عالیجناب .نشون بده
.به عالیجناب نشون بده
.همم
.این پسر خواهرشه
.اومدن دارو بگیرند
.هیچ دارویی درمانش نیست
.عالیجناب...
.بسیار خب
.ممنونم
،هر طور صداش میزنی
،راهزنی، گوسفند دزدی
...واقعاً .چیز خاصی نیست
،این بی خانمان ها، بربرها ،اگه بخواین
در عرض یه ماه به کوهستان ها .برگردونده میشند
.مهاجرت میکنند .همیشه در حال سفر هستند
.میگه واسه دارو اومده
.شاید راستش رو بگه .خدا میدونه
آخه کی یه پیرمرد و یه پسر مریض رو
با لشگر حمله میبره؟
.با این وجود، ازشون سوال میکنم
میتونی چیزهای غافلگیرکننده .یاد بگیری
،یکی از افرادم رو همراهم میبرم
و یه نفر رو میخوام که توی .ترجمه کمک کنه
.من میام .خوشحال میشم کمک کنم
.نه، نه
.حوصلتون سر میره
.ما رویه تعیین کردیم
،اه، خب بهم بگین رویه هاتون چی هستند؟
...صبوری
،و فشار
تنها راهیه که یه نفر .به حقیقت میرسه
ولی از کجا میدونی که
حقیقت رو میشنوی؟
.یه لحن خاصی هست
.یه لحن خاصی وارد صدا میشه
.با تمرین و تجربه متوجهش میشی
الان میتونی بفهمی دارم راست میگم یا دروغ؟
.اشتباه متوجه شدین
،من درباره موقعیت های به خصوصی حرف میزنم
موقعیت هایی که دنبال .حقیقت میگردم
.اول دروغ میشنوی
،اول دروغ
،بعد فشار
،بعد دروغ های بیشتر
....بعد فشار بیشتر
...بعد دروغ بیشتر، فشار بیشتر
.و بعد طرف به ستوه میاد
،بعد از ستوه اومدن ...فشار بیشتر
.و بعد در آخر حقیقت
.اینطوری بهش میرسی
.درد حقیقته
بقیه چیزها در معرض .شک و تردید هستند
نه، اون یارو میگه هر دفعه یه خوک
میاد توی باغش و گند میزنه ،به محصولات
و حالا هم نمیخواد پسش بده
.تا وقتی غرامت پس بده
.جناب قاضی، خوک ارزش زیادی داره
،باغ اون پشیزی ارزش نداره .اصلاً هیچی
جایی نیست که حصار .درست و حسابی داشته باشه
.ساکت. ساکت
همه میدونند که اون .اسم و رسم درستی نداره
،نمیتونه حصار بزنه
.چون اسم و رسم درستی نداره
.بیا، بهش اسمت رو نشون بده - .ساکت باشین لطفاً -
...جناب
میشه با عالیجناب صحبت کنم؟
بارها در مورد این خوک ،هشدار دادم
.ولی توجهی نشون نمیده
چرا من باید به خاطر خوکش درد بکشم؟
.گفتی خوکش. الان که دست توئه
،خوکش دست منه
و اینقدر نگهش میدارم تا .خسارت بده
چرا من باید خسارت بدم؟ کی میگه باید خسارت بدم؟
.خوکش رو پس بده
بعدش؟
.بعدش هیچی دیگه
.قربان
.تختتون آماده اس، قربان - .اوهوم -
چیز دیگه نمیخواین؟ - .نه، ممنون -
اون چیه؟
این... کفش یه بچه اس .مال خیلی سال پیش
کفش؟ - .اوهوم -
نگهش میداری؟
.اوهوم
چی نوشته؟
.نمیدونم
...نوشته قدیمیه
.مال سال ها پیش
دیگه کسی این شکلی .چیزی نمینویسه
.یه نامه از طرف سرهنگ اومده
د-دیدی چی شد؟
.ببند
.ببند. ببند دیگه
.محکمش کن
.صبر کن. صبر کن. یه دقیقه صبر کن
باهاش چیکار کردند؟
.چاقو زدند
.با چاقو کوچیک، این شکلی
.اه. آب میخواد .براش بیار
...و
اون رو برش دار .و بلافاصله بیارش بیرون
و معنی این چیه؟
...معنیش اینه که
،اولین اعترافمون رو گرفتیم
یعنی همون کاری که برای .انجامش به اینجا مامور شدم
یعنی کم کم داریم میفهمیم
.توی مرز چه خبره
امروز به اطلاعات اولیه دست پیدا کردیم
و حالا در موقعیتی هستیم که .بیرون بریم و اطلاعات بیشتر جمع کنیم
No comments yet. Be the first to leave one.