The first 200 lines.
...آنچه در "باشگاه موتورسواران مایان" گذشت
مینیـه
سلام مینی
داشته از روی صخرهها میدیده
با یه گوشی
سهتا از بهترین افرادم مُردن
بچه دوازده ساله خیلی خطرناکیـه
باید ببریش پیش دکتر کِیمن
داره بدتر میشه
نمیدونیم
اون پیرمرد کیه؟
فیلیپه؟
پدر ایزی و انجلـه
پسراش عضو مایانز هستن؟
آره
میدونم زیاده
...و اگه این نبود، ازت نمیخواستم
میدونم. یه چیز خانوادگی
داشتم سوابق رو چک میکردم
...گزارشات محلی
مجبورم نکن جزء چیزی باشمکه بعداً پشیمون بشم
تمومه
پسر طلایی آزاد و پاکه
میتونی صبح توی بسته بندی کردن عنش کمکش کنی
!انجل
اصلا چیزی فهمیدن؟
حتی یه کلمه
تقریباً هشت ماهه
این لعنتی با تو انجل
خیلی داره طول میکشه
.برام مهم نیست چطوری انجامش میدی روی این لعنتی کار میکنی
الان
باید حرف بزنیم، انجل
درباره مامانه
میدونم کی کشتش
پس تو... تو با این زندگی کردی؟
باید چطور بهت میگفتم؟
...توی هشت ماه این اولین باره که
توی چشمام نگاه کردی...
آره، میفهمم
پس بابا هیچی درمورد این نمیدونه؟
نه
چرا الان داری بهم میگی، پسر؟
...وقتی مشکلاتمون با پاتر حل شد
میدونم بهت خیانت کردم
میدونم اینجا وایسادن توی باشگاه
این زخمو تازه میکنه
...زندگی ای که همه فکر میکردن باید داشته باشم
...همونی که فکر کردم نابودش کردم
هیچکدومش واقعی نبود
من پسر طلایی نیستم، انجل
من وایسادم چون از رفتن ترسیدم
...تو و بابا
این تنها چیز زندگیمه که میدونم واقعیه
و باشگاه
باید بخشی از چیزی باشم
به سوالم جواب ندادی
نمیتونم از دستت بدم، انجل
و همین، این بدبختیها رو به هم ربط میده
میدونی، بیشتر مردم هم یه گلوله تو سرشون خالی میکنن
...یا از کنارش رد میشن، ولی این
داداش، این آشغالا آدمو دیوونه میکنه
...گزارش توقیف بدست آوردی
...گذشته خانوادگی، خطوط زمانی
خدای من، تو یه شرح حال روانشناختی ازش داری
باید کاری کرد
میدونم اثبات چیزی که دیدم ممکن نیست
نمیتونم به پلیسا ثابت کنم
رابطه یِ موتورسوارها با سم کرو هست دیگه
نمیتونستم پیش بیشاپ هم ببرمشون
...و حالا که به چشمات نگاه میکنم، داداش
همون نگاهیـه که نه سال پیش داشتی
افتادیم توی یه وضعیت مضخرف
نمیدونم چطوری انجامش بدیم
تا انجامش ندی بیخیالش نمیشی
تا اینکه تموم بشه
...و الان
منم نمیشم
شب بخیر، عزیز دلم
خیلی دلم برات تنگ شده، عشقم
به کانال تلگرام ما بپیوندید @AngelicaSub
...متــرجمیـــــن...
★Meraj Star★ , Angel معـــــــراج ، آنجـــل
همه چی خوبه؟
آره، بنظرم
گیلی کجاست؟
مثل یه تیکه آشغال رفت
یوما
اون حالش خوبه؟
آره. طبقه بالائه
یکم صبحانه میخوای؟
با همدیگه اومدید اینجا
نشونهی خوبیه
داریم به یه نتایجی میرسیم
از شنیدنش خوشحالم، پسر
از ادارهی بهسازی یه نامه اومد
پلیس استاکتن
باید... از شر کارای دفتری آزادیِ مشروط خلاص شد
به هرحال باید کارای الکی رو هم انجام داد
انجل گفت با من میاد
موتورسوارهایِ زیادی در شمال بردو هست
باید کوکو و گیلی رو هم ببرید
فکر میکردم خودمون تنها میریم
...هشت ساعت موتورسواری
بهمون یه فرصت برای حرف زدن میده
آره. منطقیـه
تا ساعت ده صبر کنید
هنوز مشکلمون با ساموا حل نشده
باشه
زنگ میزنم هماهنگ میکنم
اولین ایستگاهتون در استاکتن باشگاهه
به راموس خبر میدیم که دارید میاید
اون کمکتون میکنه
باشه. ممنون
بخور
با اینجا آشنا شدی؟
فکر کنم
نمیتونه از زندگی توی چادر بدتر باشه
حداقل میتونستم خطرهای بیابون رو ببینم
اینجا؟
به نور نامرئی نیاز دارم
تا چیزی پیدا کنم که بتونه دَخلمو بیاره
فقط تا وقتیـه که قضیه مزدورها تموم بشه
میدونم
امروز سرش شلوغ بوده
خیلی پا زده
...بخاطر اینه که
میخواد مامان استراحت کنه
خیلی کار میکنه
عاشقتم کوچولو
چیه؟
میدونم برای مخفی کردن چیزا
دلایل خودتو داری
در مورد همهی چیزا
ولی حداقل دوست دارم به خانوادم بگم که دارم بچهدار میشم
خانوادهای که کاملاً ازش محروم شدی؟
چندماهه که با پدرت حرف هم نزدی
...و هربار که ازت میپرسم ایزی چشه
بهم میگی جریانش قدیمیه
اوه، بیخیال عزیزم
تو... کل زندگی لعنتی ـت مثل یه کتاب بستهست
همه چیز رو بهت میگم
بیشترشو نمیخوای بشنوی
تو خیلی کم بهم چیزی میگی
و به همین خاطرِ که ما برای همدیگه عالی هستیم
بیا تا وقتی که به دنیا میاد ...و جامون امن میشه صبر کنیم
بعدش میتونی به باشگاه و خانوادت بگی
و کل دنیا میتونن بدونن
ظاهراً انتخاب دیگه ای ندارم
باید برای چند روزی بریم شمال
به برادرم کمک کنم
مزخرفاتِ قدیمیه
...ویکی، اون خانم
اگه چیزی لازم داشتی، این اطرافه
باشه
نگران مینیام
خوب از پس این برنمیاد
،از وقتی که پیداش کردم از همدیگه جدا نشدیم
...باشگاه تو فکر خونهی روستاییـه
تا کمکش کنه
به کوکو میگم مراقبش باشه
ممنونم
تمومه؟
بله
اون زود برمیگرده
باشه
خیلی سرت شلوغه
امیدوارم همهچیز به دلِ دکتر کیمن پیش بره
وقتی اومدی خونه میبینمت
آره
برمیگردم
تو خوبی؟ - آره، عالیَم -
اگه چیزی لازم داشتی بهم بگو
من خوبم
فقط میخوام کار تازهای رو شروع کنم
انگار که تا ابد روی این کار کردیم
آره، میدونم. و کار میکنیم
اوهوم - دوستت دارم -
دوستت دارم
اوه، و موفق باشی
آره - هی -
شاید دکتر کیمن بتونه متقاعدش کنه تا یه روانپزشک ببینه
شاید
بفرمایید، خانم. ممنونم
پسر سیاهپوست" رو تموم کردی؟"
آره، خوب بود
سنگین بود
...فکر کنم من "بیابان" رو دوست داشتم
و "برو کوه بهش بگو" بهتر بود
تخیلیـه
یکم این چرندیات رو خوشمزه تر میکنه
حقیقته میدونم
میری سفر؟ - آره -
میرم استاکتن
باشگاه موتورسواران؟
تقریباً
ما حرف زدیم
خوبه
بابا
از دیدنت خوشحالم پسرم
No comments yet. Be the first to leave one.