The first 200 lines.
...هر چيزي که از خودت در تصوراتت داري"
"فقط يک توهمه
"اونها در تو وجود ندارن"
"يک نفس عميق بکش"
...به خودت اجازه بده تا همه چيز هستي را تجربه کنه"
همچنين نيستي و پوچي...
همينطور که نفست رو خارج ميکني،ترس نيز از بين ميرود"
...بايد انتخاب کني که عادت ها رو ترک کني
!من خوبم
...يا در فراموشي و بي خبري کامل بماني"
يا درد و ناداني...- ...دونا-
شرمنده،متاسفم-
ما مقدار زيادي ميگوي يخ زده لازم داريم- 2000دلار؟-
ترجيحا،خليج سفيد- يخ زده نباشه،چون مردم ميفهمن-
ولي دو هزار دلار براي ميگو؟چيه ،قراره کسي رو توش غرق کنيد؟
احمقانه اس
همه سعي ميکنن در همچين جايي يه مهماني سخاوتمند داشته باشن
در کامدکس،ميگو برابره با سخاوتمندي
ببينم يه غرفه آبرومند گير آورديم؟- همين الان دارم روش کار ميکنم-
خوبه،چقدر هزينه اش ميشه؟- 18هزار دلار-
واو
نميخواي بخاطرش بازحوييم کني؟
چيه ،قراره از صفرهاش کم بشه؟
بله،قربان.بله،سلام
درسته.از ببيست و هفتم لغايت دوم گوشي يه لحظه دستتون باشه
ميلين،اين تلفن هم خِش خِش ميکنه
ميتوني يکي رو بياري تا درستش کنه؟- بله،قربان-
الو،شرمنده بابت معطلي.خوب چي بود؟
سي-23 ممنون
کومودور...تاندي...کارديف الکتريک
اين خيلي بزرگه...خيلي عاليه
اين خيلي عاليه.دارم بهتون ميگم من قبلا اونجا بوده ام
تو خوبي؟
تو درباره کامدکس ناراحت نيستي؟
چي؟
چرا بايد بخوام به کامدکس برم؟
اين فقط براي فروشنده هاست،درسته؟
اونا ميرن اونجا تا کاري که من کردم رو نمايش بدن
درسته
ميدوني،وقتي اونجام دلم برات تنگ ميشه
!آره،منم
هنوز به گوردون نگفتي؟
گذاشتمش براي بعد- فکر ميکني ناراحت ميشه-
گوردون کلارک؟
...کامدکس
شگفت انگيزه،نه؟- خوب دوست دارم دربارش برام بگي-
خوب،اگه قبلا اونجا نبودي توضيح دادنش برات سخته
منظورم اينه که،نميخوام غُلو کنم يا هر چي
ولي اونجا واقعا تماشاييه
امسال بيش از هزار تا غرفه اونجا داير ميشه
همه شرکتهاي معروف نمايش دارن
ميتوني استيو جابز،بيل گيتس،ميچ کاپور رو ببيني،ميدوني؟
آي بي ام ،خودش دو طبقه هتل رو گرفته و يک مهماني بزرگ
مهمانيش واقعا باورنکردنيه
من و دونا در سال81 اونجا بوديم کارمون رو در يک پنت هاوس شروع کرديم
و به پارتي همه شرکتها و غرفه هاي محبوب سر ميزديم
برامون توي "نورويچ" اتاق گرفتي درسته؟
چون اقامت داشتن در اونجا شرطه
مگر اينکه بخواي کل هفته رو توي صف تاکسي بگذروني
بهم اعتماد کن،ميدونم.قبلا تجربه اش کردم
صبر کن ببينم،تو هم قراره بري؟
جو گفته بود فقط يک اتاق لازم داره
قراره بدون من به کامدکس بري؟
متاسفم.اون هفته که مريض بودي برنامه ريزيش رو کرديم
يادم رفت بهت بگم- چرت نگو که يادت رفته بهم بگي-
کامرون هم قرار نيست بياد
!اوه،پس حالا که کامرون قرار نيست بياد ديگه همه چيز حله
ببين،بودن تو اونجا ضروري نيست
آره،فقط اينکه من اين چيز لعنتي رو ساختم،جو
کامدکس درباره فروششه و اين تو حيطه کاريه منه
پس براي نمونه و آزمايش چي؟اگه اشتباهي توي سيستم پيش بياد چي؟
مثل وقتيکه توي سمفونيک کار ميکردي؟
سعي ميکردم اين موضوع رو وسط نکشم
ولي حقيقت اينه که،مردم هنوز يادشونه در سال 81چه اتفاقي افتاد
قادر نيستم حواس خريداران رو از اين بوي گند گذشته پرت کنم
ولي اگه هر مشکلي برام پيش بياد ،اولين نفر با تو تماس ميگيرم
...همه اون ماهها پدر خودمو در نياوردم که
تو بتوني تموم افتخار پروژه رو مال خود کني
منتظر باش تا من رو دوشنبه در غرفه سي 23 ببيني
نفس بکش،بزار ترس از درونت بيرون بره"
...بايد انتخاب کني که عادت ها رو ترک کني
تيم ترجمه فارسي سابتايتل تقديم مي کند
به سفارش مهيار اردستاني
هانت؟
اينجا چيکار ميکني؟
...دونا،هي،اووم
چند وقته اين بيروني؟- خيلي نيست-
...من فقط
اين يه اشتباه بود- ...نه،نه،فقط اينکه-
...من بعد از برگشت از"لوبوک" فکر ميکردم که- من نبايد اينجا باشم-
فقط ميتوني فراموش کني که من رو ديدي؟
البته.لازم نيست نگران باشي
اما تو واقعا نبايد اينجوري پيدات بشه
ميدونم،اين...اين اتفاق دوباره تکرار نميشه
قول ميدم
...دونا...ميخوام بدوني که
بنظر من تو يه زن فوق العاده اي
همه چي اونجا مرتبه؟
متوجه شدم که شما رفقا داشتين توي حياط پشتي زمين رو ميکندين
چند وقت پيش،همه چمن ها رو کندين
فقط خواستم مطمئن بشم که از اون علف هاي زشت و هرز وجود نداشته باشه
بايد يه نگاهي بهش مينداختم
اوه،نه.فقط گرما باعث خراب شدن يکمي از چمن ها شده بود
فقط بقدر کافي آب نداشتيم
اوه،که اينطور
دونا؟
بايد باهات حرف بزنم
...ببين،ميدونم که به همديگه قول داديم که
هيچ خريد بيشتر از 50دلار نداشته باشيم
ولي قبل از اينکه عصباني بشي بايد بگم که ...اين يه شرايط اضطراري بود و
مجبور بودم سريع عمل کنم
منظورت چيه که اضطراري بود؟
جو داره سعي ميکنه من رو از کامدکس دور نگه داره
و لازم هم نيست بهت بگم که چه آدم مارصفتيه
...ولي فقط يک اتاق باقي مونده بود و
و پروازها به وگاس هم همشون پر شده بود
مجبور شدم455دلار از حساب اعتباريمون برداشت کنم
من فقط...فقط بايد اونجا باشم
!هر کاري لازمه رو انجام بده
يعني...يعني مطمئني؟
اووهوم
!دونا،تو حرف نداري
اوه،خداي من،متشکرم
اوه،بايد برم چمدونم رو ببندم
ببين،ميدونم که بنظرت با لباس آبي بهتر بنظر ميام
اما نميخوام اين ريسک رو بکنم که همه فکر کنن من براي "آي بي ام" کار ميکنم،ميدوني
صبح بخير،ميلين- ...جان-
خوب،عزيزدلم ميدوني که تا وقتيکه کافئين به بدنم نرسه
نميتونم درباره کار حرف بزنم
نيتن،خوب،متوجه نشده بودم که برگشتي
ميخواي برات چيزي بيارم؟
قهوه.ميلين ميدونه چجوري دوست داري
من همينجوري راحتم
خوب...چي به اينجا کشوندتت؟
مدتي قبل ازم مقداري پول براي اين پروژه کامپيوتري درخواست کردي
اوه،اگه يادم باشه گفته بودي که برام ارسالش ميکني
...خدارو شکر اينکارو کردي.اينجوري تونستم يه چيزايي رو تغيير بدم
!نظرم عوض شده
دارم ميبينم
...فکر ميکردم ،اگه دوست قديميم ،جان بازورد
...ازم يه چيزي خواسته
بايد بهش کمک کنم
يه کم براي مشروب خوردن توي روز زود نيست،جان؟
داري لذت ميبري،نيتن؟
...هي باز،ما يه چيزي داريم که
فکر کردي کي هستي که همينجوري راحت سرت رو انداختي اومدي تو؟
چي؟- دوباره بگو اسمت چي بود؟-
کامرون- گورت رو از دفتر من گم کن ،کامرون-
فکر کردي چرا براي خودم منشي گرفتم؟
ميخواي دوباره تکرار کنم؟- بسيار خوب-
خداي من جان،امروز يکمي عصبي هستي،مگه نه؟
اگه برات مهم نيست،من جلسه دارم
نگراني اصلي من متفاوت سازي اين با بقيه پي سي هاي ديگه اس
مطبوعات اين رو در رده بقيه کامپيوترها قرار ميدن
...خب،سيستم عمليلتي کامرون
با نمونه هاي ديگه توي بازار فرق داره
کامرون؟
آره،اين وابسته به تاثير متقابله
ميتونم بهت نشون بدم
!داري پاي درخت اشتباهي پارس ميکني
...نه.اگه ميخواي اين ماشين بتونه از همه نمونه هاي ديگه
توي اون نمايشگاه عالي تر بنظر بياد بايد حرف زدن درباره ماشين رو تموم کني
و بايد شروع کني درباره کساني که اون رو ساختن حرف بزني
اونها براش عرق ريختن
چه بخوايم و چه نخوايم آينده از راه ميرسه
ولي چيزايي که نوشته ميشه شامل هيچکدوم ما نميشه
به اونجا رسيدن هم مجاني نيست هزينه داره
کسايي که سرمايه وسط گذاشتن بايد ازشون تمجيد بشه
ولي تعريف و تمجيد فقط براي سازنده هاشونه
اين ماشين ،آينده است
کاري کنيد تا ديده بشه
جان بازورد،شما بازداشتين
ميشه اينکارو بيرون انجام بديم؟
ما اينکارو همينجا انجام ميديم- معلومه اينجا چه خبره؟-
بشينيد،آقا- مطمئن شيد که کسي به کامپيوترها دست نزنه-
همگي،لطفا آروم باشيد و سر جاي خودتون بمونيد
ما قراره اين شرکت را ببنديم
...تا زمانيکه چيزي رو که دنبالشيم بدست بياريم
شما تفتيش ميشيد و اجازه داريد که بريد
هيچکدوم از اموال شرکت اجازه خارج شدن رو نداره
پس الان،فقط سر جاهاتون بشينيد
سعي ميکنيم هر چه زودتر شما رو از اينجا خارج کنيم
از جلوي کيبوردها دور شيد،لطفا
لطفا چيزي تايپ نکنيد
همون جايي که هستين بمونيد به چيزي دست نزنيد
اونا فکر ميکنن جان اينکارو کرده؟
برو اون در رو چک کن
شما کليد اين اتاق رو داريد؟
بله
زود باش
آقا،وسايل شخصيتون رو برداريد و خارج شيد
...ولي من- همين حالا-
از اينجا برو بيرون
اون تو اتاق نيست.بهش ميگم که شما سراغش رو گرفتين
نه،ممنون،مشکلي نيست
من فقط...خودم بعدا باهاش تماس ميگيرم
اوه،حالا که اينجايي،لازمه که اين کارت خداحافظي رو امضا کنيد
کارت خداحافظي؟
نمي دونستي؟شما که بنظر خيلي بهم نزديک بودين
اون...اون منتقل شده؟- استعفا داده-
No comments yet. Be the first to leave one.