The first 200 lines.
.::ارائهای اختصاصی از وبسایتِ::. |-| Film2Movie.US |-|
«: مـتـرجـمـیـن: مـیـثـم اصـلانـی و انــجــل :» .:: Angel , Meysam ::.
همه اون روز یادشونه که کجا بودن
روزی که اتفاق افتاد
،بسیار خب دوباره باید برگردیم به نقطه شروع راستی اسمشو چی باید بذاریم؟
به سوپرداگ باید چی بگیم؟
- چی فکر میکنی؟ - دوگ
دوگ؟ البته
بیا ببینیم من عکسشو پیدا میکنم
خیلی خب
سوالی که امروز میخوام ازتون بپرسم اینه که کی توی خونه اش حیوان خانگی داره
- روت ویلر - چی داری؟روت ویلر؟
چیزی نیست..چیزی نیست
منو ببین رانی منو ببین
اشکال نداره
ده سال بعد
- صبح بخیر عزیزم - صبح بخیر
مرسی مامان
هیچ کدوم از تئوری ها پایه و اساس ندارن
نظریه گروه حقیقت یاب ها بی پایه و اساس هستند
یافته های کمیته مشترک کمیته کنگره
توسط محققان مستقل تایید شده است
گزارشات بقایای جدید قابل بررسی نیستن.
منو جنی داشتیم حرف میزدیم و اون بهم گفت دیروز یدونه جدیدشو توی اتوبوس دیده
حتما باید هرروز صبح راجب این چیزا صحبت کنیم؟
- این چیزا؟ - چیزی واسه ناراحت شدن نیستش
ناراحت نمیشم...تو هرروز داری راجب این جور چیزا حرف میزنی
و یجوری وانمود میکنی که انگار اون
اصلا اینجا نیست
من میرم مدرسه ممنون واسه صبحانه
این زندگی منه
از اون واقعه به بعد زندگی هممون همینه
اون واقعه کسایی رو که واسمون مهم بودن رو گرفت
اما بخشی از اونارو جا گذاشت
ما صداشون میکنیم بقایا
ما میبینمشون
هرروز
همه جا
مثل این میمونه که داخل یه خونه خالی از سکنه قدم بزنی
اما همه دنیا خالی از سکنه شده
شهر جیول...ایلینویز
ما فقط ۵۰ مایل از منطقه ممنوعه فاصله داریم
یه آزمایشگاه دولتی داشتن یه جور آزمایش بخصوصی رو انجام میدادن
گزارشات حاکی از یک انفجار بزرگ و وسیع در آزمایشگاه آشبورن میباشد
منبع این انفجار یک انفجار عظیم ذراتی بوده
بخشی از یک تحقیقات پیشرفته در رابطه با انرژی
که توسط فیزیکدانان برجسته اداره میشد
دکتر مارتین استینر
موج انرژی ساختمان هارو به جا(سالم) گذاشت
و بقیه وسایل هارو...اما انسان ها
زیاد خوش شانس نبودن
تنها چیزی که همه میدونن اینه که دیگه نمیشه به عقب برگشت
برگشتن به دنیایی که هیچ منطقه ممنوعه وجود نداشت
تخیله شهری از شیکاگو برای ایجاد منطقه ممنوعه
برگشتن به دنیایی که توی خونه هاش وحشت و اضطراب وجود نداشت
برگشتن به دنیایی که بچه هاش وانمود میکنن تو وجود نداشتی
در واقع وجود داشتی
به دنیای قبل از همه این داستانا
به دنیای قبل از اشباح
شبح ...ارواح بقایای ارواح
البته بچه ها اسمشو گذاشتن لولو
- دیگه چی تو ذهنته؟ - جن
جن...عالی بود واقعا ترسیدم
خیلی سکسیه
خیلی خب برگردید سرکارتون آقای ترنتولو
تو چهره ی خوشگلت استرس و اضطراب میبینم
خیلی عجیبه چونکه من تورو هنگام درس خوندن قبلا هم دیدم
حالا بگو ببینم سه قانون بقایای ارواح چی بودن؟
- سربلندم کنیا جیمز دین..همیشه تعریفت میکنم -بیچاره
قانون یک اونا درک و احساس ندارن
اونا اگاه و هوشیار نیستن.
اونا فقط انعکاسی از گذشته هستن مثل هولوگرام
عالی بود..قانون دوم خانم مکنولتی
اممم...اونا تصور و تفکر ندارن
دقیقا ..وقتی یه بقایا ظاهر میشه
اونا فقط یک کار ثابت در یک زمان ثابت رو مدام تکرار میکنن
مثل فیلمی که هی داره از اول پخش میشه
که بهش میگن حلقه
ممکنه یه حلقه ی ۵ ثانیه ای باشه و هم ممکنه یه حلقه ۵ دقیقه ای باشه
اما هرگز تغییر نمیکنه و همینطور تکرار میشه
خب و درآخر برای اتمام کلاسمون قانون آخر رو خانم کالدر بگو
البته اگه افتخار بدید بهمون توجه کنید
قانون سوم
اونا نمیتونن روی دنیا طبیعی ما تاثیر داشته باشن
خیلی خوبه...ورونیکا کالدر
پدیده بقایا ممکنه خیلی گوناگون و مختلف باشن
ممکنه در حال گذراندن لحظه هایی از زندگیشون یا حتی مرگشون باشن
بقیه اش دیگه مهم نیست مهم اینه که اصلا نمیتونن فکر کنن
نمیتونن تغییر کنن نمیتونن لمس کنن
خب پس چرا بهشون نمیگن روح،بقایا میگن
چرا بهشون کشته شده های اون واقعه نمیگن
خب خیلی چیزا هستش که ما هنوز نفهمیدیم
بهترین حدس ما اینه که اونا به یه جور منطقه ی مفاد عاطفی کشیده شدن
مدارکی هستش که ثابت میکنن بقایا همیشه در کنار ما هستن
هیروشیما...ناکازاکی...چرنوبویل
توی هرکدوم از این واقعه ها اگرچه زمان کافی گذشته
و بقایایی برای کشف وجود داشته
اما چیزی که میخوایم بدونیم اینه که بالاخره چه اتفاقی اینجا میفته
درحالی که از این واقعه داریم بیشتر عبور میکنیم
می بینم که شک داری
خانم کالدر حرفتو بزن
خب منظورم اینه که اگه واقعا حقیقت داره
پس چرا اینطور بنظر میرسه که تعدادشون خیلی بیشتره
چه مدرکی دارید که این نظریه رو ثابت کنه
راجب اون چی میگی؟
خیلی خب دختر... این هفته تولدته
میگم که یکم خوش بگذرون ..جشن و بگریرن و بزن بکوب راه بنداز
خانم کالدر یه لحظه
نمره ات
تو اینجوری نبودی
زودباش بگو ببینم چی میخوای بگی
حرف بزن موضوع چیه؟
این دخترته
اره اون فرشته منه
مثل این میمونه که دو ثانیه پیش رو حس کنی
اون هم سن خودته دیگه...خدای من صبر کن ببینم
تو داشتی با من علکی حرف میزدی تا حواس منو پرت کنی درسته؟
- نه - این حرکت منه ...تو این کارو از من تقلب کردی
حرکت خودتو بزن اما تا اونموقع رانی...تمرکز کن
میدونم که چه نوع بالقوه ای داری فقط میخوام که باهام کار کنی
- باشه - برو که رفتیم
- تولد زودهنگامت مبارک - ممنون
رانی یه چیز دیگه
- اگه هروقت خواستی با کسی صحبت کنی - در خونه ات همیشه بازه دیگه نه؟
نه راستش میخواستم بگم یه معلم دیگه رو امتحان کن
اما خب اره بیا صحبت کنیم
فردا می بینمت اقای بیتنر
منم بهش نگفتم که چاق هستش
اما خیلی تابلو هستش که چاقه
منظورم اینه که بعضیا اصلا نمیفهمن که تو نمیتونی
گریره سر رو بایه شلوار ساق کوتاه جین بپوشی
بین تو و این پسره روح باز چه خبره؟
- روح باز؟ - کرک لین
اون با بقایا مشکل داره
از مدرسه قبلیش بیرون انداختنش
آخرشم سر از بیمارستان روانی درآورد
هرکاری که کرده...شنیدم خیلی ناجور بوده
خیلی بد
چرا همیشه آدمای خوشگل جامعه ستیزن
خودتو رها کن رانی
سعی کن رها کنی عزیزم
تو میتونی
کم مونده دیگه
تو انجامش دادی تونستی بالاخره
همینه ....همینه
خیلی خب حالا برگرد
حواسم بهت هست
لازم نیست بترسی عزیزم
همینجا بجنب
بیا اینجا حواسم بهت هست
گرفتمت
هروقت بهم احتیاج داشتی من همیشه اینجام رانی
همیشه
اماده ای؟ برو عزیزم
ران؟
خیلی خب گوش کنید
شما باید یه تحقیق درباره ی موضوع
مشغول شدن و کنجکاو شدن راجب چیزی مینوسید
- حالا ضروریه -اقای بیتنر؟
رانی گوشت
- اوه..متاسفم - چیزی نیست خانم کالدر
- سلام ..گوشت چطوره؟ - خوبه چیزی نیست
خوبه....واقعا ادم فکر میکنه که کارش درسته به عنوان معلم
مخصوصا واسه وقتی از گوش بچه ها خودبه خود خون میاد
اقای بیتنر
میشه ازتون یه سوال بپرسم؟
- مهمه - اخرین ساعت کاریم توی روز جمعه هستش
- الان حوصله سوال مهم رو ندارم - راجب بقایا هستش
به تحقیقی که امروز بهتون گفتم ربط داره؟
باشه...میدونی که کجا زندگی میکنم. جاده ی جیمز روبه روی خونه قبلی ریچارد
- بله -امروز یه ساعتی رو جلسه دارم
بعد از جلسه وقتم خالیه
ساعت پنج و نیم دیر نکن
یادت باشه که راجب رفتارت صحبت کردیم
روی آخرین پاراگراف خیلی کار کن...خیلی خوبه واست
میدونستم میای
بیا تو رانی ممنون که انقد به موقع اومدی
خونه شبیه دیوونه خونس ایوا
- نه خونه ی قشنگیه - ممنون
یجورایی الان خونه ریخت وپاش شده
بذار اینو از سرراه بردارم ایوا
ایوا
ایوا..تکالیفت همین الان تمومشون کن
بعد از اینکه کارم اینجا تموم شد میام پایین نگاه میکنم جدی میگم
نه بغل کردنی...نه سلامی
یه چیزو بهم بگو تو یه نوجوان میشی
بعدش دیگه حتی باباتو بغل هم نمیکنی این جور قانونی چیزی هستش؟
نمیدونم.
- متاسفم رانی - اشکال نداره
خب قبل از اینکه کاری کنم بترسی
میتونم کمک دیگه ای بکنم؟
یه روح یا بقایا میتونه با انسان ارتباط برقرار کنه؟
این روح بهت چی گفته.؟
- چیزی نگفته - تو گفتی حرف زده
- من گفتم ارتباط برقرار کرد - خب چی؟؟؟ باهات با اسنپ چت حرف زد؟
تعجب نکردی که میدونم اسنپ چت چیه؟
بله تعحب کردم اقای بیتنر...بهرحال...
-زیر دوش بودم - اونم توی حموم بود؟
اره توی سینک بود بعدش سر خوردم
- افتادم به سرم ضربه خورد - به سرت ضربه خورد رانی؟
No comments yet. Be the first to leave one.