The first 200 lines.
خب، بچهها، نقشه اینه.
من و چارلی به مهمونی واکس به عنوان مهمون میریم.
بکستر، نیفتی، هاسک و چری، شما یواشکی میرید تو ووکستک.
وقتی حواس همه پرت بود، با کارت بکستر.
خب، مزایام پرید!
وقتی رفتین تو، چری و هاسک، شما دو تا از هم جدا شین و اِنجل رو پیدا کنین.
و بعد، وقتی پیداش کردین، کنترل ذهنی ویها رو از بین ببرین.
با قدرت دوستی!
یا روش آب بپاشین یا یه همچین چیزی.
و اگه نشد، بزنین بیهوشش کنین و بکشینش بیارین عقب.
بقیهاش رو وقتی جاش امن شد، درستش میکنیم.
بکستر و نیفتی، منبع سیگنال واکس رو پیدا کنین و هکش کنین.
ولی حواستون باشه، چون اگه واکس بفهمه، سریع واکنش نشون میده.
نیفتی، وظیفه امنیت با توئه.
این تنها شانس ماست، پس از بکستر با جونت محافظت کن.
من از پسش برمیام.
وقتی بکستر آماده شد، پنتیوس پخش زنده رو دست میگیره.
و به همه جهنم نشون میده که رستگاری ممکنه.
امیلی، اون موقع تو وارد میشی.
و چارلی هم کنارته تا اتحاد بین قلمروها رو نشون بدین.
همه میبینن که دعوا راه حل نیست... این دفعه.
آره!
اون تفنگ گنده چی میشه؟
خوشحالم پرسیدی. وقتی حواس همه به چارلی و امیلیه،
من سعی میکنم اون سلاح رو نابود کنم.
چطوری میخوای این کارو بکنی؟
خودم یه راهی پیدا میکنم!
همه سر جاشون؟
خوبه.
ماسترو، خوش آمدی. از دیدنت خوشحالم.
و زیزی، همیشه باعث افتخاره. تازگیها شهر بزرگی رو نابود نکردی؟
اینجوری نگام نکن، خندهدار بود.
خب، ببینیم کی اومده.
همه، پرنسس مورنینگاستار. خوشحالم که دعوتم رو قبول کردین.
بیا بالا اینجا تا همه ببیننت.
واکس، بابام کجاست؟ گفتی اینجاست.
همین اطرافه، نگران نباش.
و میبینم یه همراه و یه فرشته هم آوردی، جسورانه بود.
من به این جور خودنماییها احترام میذارم.
خیلی لعنتی بامزهای.
من بامزهام.
به هر حال، پرنسس، امیدوارم امشب تا صبح برای پیروزی من جشن بگیری.
چون فردا بهشت رو با زور تصرف میکنم!
درسته همه؟
واکس! واکس! واکس! واکس!
آلاستر!
اوه، نه، نه، نه، پرنسس.
من برات اینجا یه جای مخصوص دارم.
جدی میگی؟
گور باباش! من دیگه ولش کردم.
ول، تا کار مطبوعات تموم نشده، حق نداری بری.
بعدش میتونیم گورتو گم کنیم.
کجا بشینم؟
کی لعنتی اهمیت میده؟
چارلی، خوشحالم که میتونیم این فرصت رو داشته باشیم تا اختلافاتمون رو کنار بذاریم.
و با هم برای غلبه بر فرشتهها متحد بشیم.
و ببین، ببین، ببین.
یه کلاژ از بهترین لحظاتمون با هم درست کردم تا جشن بگیریم.
کارمیلا.
نمیدونم اینجا چیکار میکنی، ولی من هیچ نقشی توش ندارم.
به کمکت احتیاج دارم.
کدوم قسمت "نه" رو نمیفهمی؟
وقتی بهشت از بین رفت، واکس هنوز یه سلاح آخرالزمانی خواهد داشت.
و تو تنها کسی خواهی بود که میدونی چطور جلوشو بگیری.
اون وقت فکر میکنی خودت و دخترات چقدر امنیت دارین؟
نمیتونم کمکت کنم.
باشه. فقط سعی نکن جلوی منو بگیری.
و این... و این یکی ما هستیم.
وقتی نتونستی هیچ مدرکی نشون بدی که هتلت کار میکنه.
یکی از مورد علاقههای منه.
خیلی احمق به نظر میرسی!
پانگولینها رسیدن.
اوه، چی؟
حواس ویها پرت شده.
خب همینو بگو، لعنتی.
ولی نمیدونم تا کی!
همین الان برو، و عجله کن!
اونا تو هستن. آماده باشین!
تأیید میشه!
آره. اونجا.
این باید همه دوربینای ساختمون رو از کار بندازه.
با این حال، به شما دو نفر پیشنهاد میکنم سریعاً به پنتهاوس برید.
باشه!
لعنت!
انجی.
کپی، پیست.
هایلایت.
و آره، آره، آره، اونم از بین رفت.
آماده باش نیفتی، فکر نمیکنم زیاد تنها بمونیم.
و، اوه-- اوه!
و وقتی باباتو مثل یه بزدل مجبور کردم عقبنشینی کنه!
قیافهاش دیدنی بود.
این دیگه چیه؟
هاها! حدس بزن چی شده، عوضی.
من برات یه سورپرایز کوچیک دارم.
اوه، نه، غلط میکنی.
ول، ولفت!
نه، فکر نمیکنم.
مردم جهنم، همه شما منو میشناسین.
و همه راههایی که من شکست خوردم رو هم میدونین.
ولی میخوام براتون از یه نفر بگم که شکست نخورد
کسی که ثابت کرد رستگاری ممکنه
حتی وقتی من نتونستم
کسی به اسم سر پِنتوس!
خیلیاتون سر پِنتوس رو میشناسید
من نمیشناسمش
باشه، خب، اونم یه گناهکار بود درست مثل شما
اون یه آدم مهربون و دلسوزم بود
کسی که اشتباه کرد، بله، ولی هر کاری از دستش برمیاومد انجام داد
تا درستشون کنه و موفق شد
این چه کوفتیه؟
چطور بشکنمت؟
ها-هی! تویی
اون... دوستدختر چارلیه!
آه، اینجا چیکار میکنی؟
اِم، ظاهراً دارم نجاتت میدم
اصلاً میدونی به چی وصلی؟
نه، هیچ ایدهای ندارم
ولی خب، سرم یه کم گیج میره
راستی، چارلی هنوز از دستم عصبانیه؟
نگران نباش، بیرونت میارم
به محض اینکه بفهمم چطور
بسیار خب، پرنسس، این کار منه...
هههه، همیشه میخواستم اینو بگم
در نبردمون برای دفاع در برابر آدام و ارتش جنگیرها
پِنتوس شجاعانه جنگید و در نهایت
جونشو فدا کرد تا از بقیه محافظت کنه
این حرکت والا کافی بود تا ثابت کنه روحش لایق رستگاریه
و اون الان توی بهشته و این دفعه میتونم ثابتش کنم!
پِنتوس، بَکستر، الان!
تایید میشه
یا عیسی!
مزاحم چیزی شدم؟
یه کوسه کوچولو بهم گفت پرنسس اون گروه "آبنباتچوبی لعنتی" رو فرستاده که جلومونو بگیرن
خیلی خندهداره
واو، تو واقعا خوشگلی، خانم
میدونم
ولی نه برای مدت طولانی
آه، جنده کثیف!
معرفی میکنم: سر پِنتوس!
مستقیماً از بهشت اومده تا خودش بهتون بگه
من چیزی نمیبینم
من چیزی نمیبینم. به چی داریم نگاه میکنیم؟
اِم... اوه، نه، نه
اوه خدای من. اِم، نه، نه، نه، نه. چی داره اتفاق میافته؟
اِم، اِم، ببخشید
فقط یه مشکل فنی داریم
اِم، یه دقیقه طول میکشه. اوووف!
اِمیلی، چه خبره؟
اِم، هاسک؟
وقت رفتنه
بیا، لِگز داریم میبریمت بیرون از اینجا
نه. نه! به من دست نزن لعنتی!
اِنجل، به ما نگاه کن، تو منو میشناسی
ما اینجاییم تا کمک کنیم
اِم، من کجام؟
چرا این کارو کردی؟
به من اعتماد کن، قبلاً این کارو کردم. کیسه استفراغ رو لازم خواهی داشت
اِم، میخوام بالا بیارم
هِی!
دستاتو از روی داراییهای من بردار
اوه، گندش بزنن
بچهها، چه خبره؟ الو؟
تو دروغ گفتی!
آره، همون که گناهکار شماره یک گفت! آره، من از دروغگوها خوشم نمیاد
نه، نه، قول میدم، ما یه نقشه داشتیم و...
لطفاً، همه، به ما یه فرصت بدید
من اینجا هستم تا بهتون بگم که بهشت هم به رستگاری اعتقاد داره
و دیگه نمیخواد بهتون آسیبی برسونه
رهبران بهشت به این باور رسیده بودند که گناهکارها هیچ چیز دیگه نمیخوان
جز اینکه به ما آسیب بزنن
ولی الان ما هیچ چیز دیگه نمیخوایم جز اینکه اوضاع رو درست کنیم
بهشت به ظرفیت خوبی درون هر کدوم از شما اعتقاد داره
بله! همتون فقط باید تصمیم بگیرید که به خودتون باور دارید یا نه!
اِم... صبر کن
چرا اینجوری به ما نگاه میکنن؟
تلاش خوبی بود، پرنسس، ولی دوباره شکست خوردی
این مردم مال منن و فکرشون عوض نمیشه
اِم، بَکستر؟ نیفتی؟
همه! چی داره اتفاق میافته؟
آره! خنجر بزنید تو صورتش! ووو! داغونش کنید!
اوه. اِم
فکر کردم تو اون خدمتکار لعنتی هستی!
وَگی بهم گفت از بَکستر محافظت کنم
پس من از بَکستر محافظت میکنم
میای تو خونه من و به وسایلم دست میزنی؟!
تو خودتو چه گوهی فرض کردی؟
لعنتی!
ها؟
نگاه کن به خودت، دوباره دوستاتو به سمت فاجعه میبری
تو واقعاً تو این کار افتضاحی
تو یه نسخه رنگباخته از مادرت هستی
و اون از این موجود ضعیف و رقتانگیزِ
شکستخوردهای که تو شدی، حالش بهم میخورد
بگو، چارلی
توی دوربین نگاه کن و به همه اون بیرون بگو که باختی
و من قدرتمندترین گناهکار توی جهنمم!
نه لیلیث، نه اَلِستور، نه ویها
من!
هرگز
No comments yet. Be the first to leave one.