The first 200 lines.
::. Violet مترجـم: غـزل .::
متأسفم که دوباره اینقدر .زود بیدارتون میکنم، فرمانده
.مشکلی نیست - .از این طرف، خانم هَگِرتی -
.یکی طلبت
،از اینور دنبالم بیایین .خانم هگرتی
.خوشحالم زنگ زدی .ممنون، جف
نیک، فکر میکنم موقعیکه داری گیرهرو فشار میدی بره تو
،اگه بادست پوششرو کنار نگه داری
ممکنه حرکتش .رو کمتر کنه
.دریافت شد - .بیایین 10 سانتیمتر دیگه جدا کنیم -
.تام، باید بیای بیرون
.کارمون تموم نشده
.دارم سیمرو متوقف میکنم
چه خبره؟
دارم فوراً متئو رو میفرستم .تا جاترو پُر کنه
.بهرصورت میتونه از ساعتها استفاده کنه
متنفرم که آموزشرو .اینطوری بهم بزنم
.حواسمون بهش هست
.لازم نیست عین سری قبل تکرار شه
.تلقینش نکن
.فقط کاری که باید رو انجام بده
.ممنون - .خواهش -
اول عکسها رو انجام میدیم؟ - .حله -
میتونی اینجا شروع .به نصب کردن کنی
از پروازت لذت بُردی؟
.آره - .خیلیم خوب. خوشحالم که اینُ میشنوم -
.هنوز نیومده - توی راهه؟ -
،آقای شالتز، من جیسونام .دستیار لاز
.لطفاً با من بیایین
.حواسم هست
باید فقط توی این اتاق ،کنفرانس اینجا صبر کنیم
.اگه موردی نیست - .نه -
جیسون بهت گفت؟ - .که کمر درد شدی -
.شانسم گنده
.خیلی وقته عود نکرده بود
.میتونم بیام پیشت
...آه
بهگمونم ممکنه تا .فردا بهتأخیر بیوفته
،جیسون میتونه همهجا رو بهت نشون بده
.میتونیم واسهی شب ازت پذیرائی کنیم
.فردا باید واشنگتن باشم
.سناتور میلز، تیبودوکس، ناسا .برنامهی فشردهای دارم
فقط اینکه فکر نمیکنم ..امروز برسم، و من
نمیخوام ببینی .افتادم تو جا
،چطوره پشتِ تلفن شروع کنیم
،و اگه حالت بهتر شد شاید بعداً ببینیم همُ؟
عالیه. البته همینکه مسکنها عمل کنن
.ممکنه مجبور شم قطع کنم
موردی نیست ضبط کنم؟ - .حتماً -
.خیلیخب .درحال ضبط هستیم
خب، پس بیایین یهراست بریم سرمطلبِ ...خرابشدن وسیلهی هوائی میکرو
،اتفاقی که فکر میکنیم افتاده .و واسهی مهارش چه برنامهای داریم
...آمم، همیشه - .به اونم میرسیم -
.ترجیح میدم اول چندتا سوأل بپرسم
،بیایین از اول شروع کنیم .قبل از ویستا
سرمایهی اولیهرو .از طریق پیوریفر جور کردین
.اسم افتضاحیه
اسپانو بود یا شما؟
گروهِ اسپانو یهسری تجزیه تحلیل .انجام دادن همونطور که میدونی
و نه، بدون یهقرون از .اسپانو ادامه دادم
،گرچه یهسری ذخایر شخصی داشتم
...اما
درمقایسه با چیزیکه واسهی .ویستا نیاز داشتیم، چندرغاز بود
،توی مصاحبهی اقتصاددان ...گفتین که شما
کدوم یکی؟ شمارهی 2026 یا 30؟
.مصاحبهی اخیر
،گفتم با هزینهها ادامه دادم .نه هزینهی سرمایهی اولیه
جملهتونُ دقیقاً یادتونه؟
.حافظهی تصویری خوبی دارم
همونقدر که نعمته .مصیبتم هست
...پس، از هزینهها، منظورتون - ،اوه، مَردم، یهعده از کارکنها -
.ارتباطاتِ مهم
.آه، ارتباطاتِ سیاسی
شروع کارم بدجور .نوشته شده
بریم سراغ یهموضوع دیگه؟
بهم گفته شده که شما .از مصاحبه متنفرین
توی حوزهی کاریم یهعده .هستن که خوششون میاد
.اما مورده علاقهی من نیست
...اما اینجور چیزهائی
،خب، بخشی از کار هستن .پس کاری که باید رو انجام میدیم
.و من فقط سعی دارم کارمروب کنم
پس یهچیزی ازم بپرس که قبلاً هزار بار ازم
.نپرسیدن
خوشحالی؟
.خودمم خندم گرفت
.نه، خوشحال نیستم
چرا نه؟
.خوشحالی توسط رضایت محو شده
اینُ به بچههات میگی؟
.میذارم خودشون تصمیم بگیرن
بچههات چطور توصیفت میکنن؟
آرون، میتونم یهچند دقیقه دیگه بهت زنگ بزنم؟
.اون مسکنها چه زود اثر کردن - .آره -
.و چه راحت
.یهتماس دیگه دارم که باید جواب بدم
.هستم - .ممنون. پایان تماس -
.جواب. لاز هستم روی خطِ امنیم؟
بله، به فرمانده هگرتی .الان وصلتون میکنم
دنیس؟
.یالا .باید یهچیزی بخوری
.گشنم نیست
.بهرصورت بخور
چیزی هست که باید نگرانش باشم؟
بابام میدونه؟
.آره. توی راهِ خونهست
.کاشکی میتونستم اینطوری نقاشی بکشم
.نمیخوام دیگه
میذارمش اینجا که اگه .یکم بیشتر خواستی بخوری
.در رو باز میذار
داشتی از افکارت .درموردِ خوشحالی میگفتی
.درسته
،حرف قشنگی زدی .اما فکر میکنم بیشترم هست
فکر نمیکنم خوانندههات علاقهمند باشن که بدونن
.من خوشحالم یا نه
توی این طیف هستی؟
کدوم یکی؟ .خیلی هستن
.توی مقالههای دیگه ذکر شده
.باز حدس و گمانهای بقیه
.حدس نمیزنم .دارم میپرسم
.جواب، نه هستش
،و بهرصورت که چی؟
.خودآگاهی
.من خودم حسابی خبر دارم
،یعنی .بعضیاوقات میگم کاش نداشتم
منظورت چیه؟
تا بهحال احساس محبوس بودن داشتی؟
توسطِ چی؟ - .افکار... خودت -
افکار... خودت. یعنی... شاید .محبوس بودن کلمهی درستش نباشه
...آمم
...آمم
.غرق شدن
...گاهاً
.اما احتمالاً نه اونجوری
.اون افکاری که تو داریُ، منکه ندارم
.خب، خوششانسی پس - فکر میکنم خیلیها جون میدن -
.تا ذهن تو رو داشته باشن
.چاپلوسی منُ نرم نمیکنه .بیا رد شیم ازش
.همین الانشم نرم شدی
جداً؟ - یهمقاله دیگه بهم نشون بده که -
درش درموردِ غرق .شدن صحبت کرده باشی
چرا درخواست کردی من باشم؟
.ویراستارت بهت گفته
.بهم ایمیلرو نشون داد
.بهگمونم، کنجکاوی
.باور نمیکنم
.من اینطور فکر میکنم
که گزارشم از برنامهی ،مریخ انتقادی بوده
و تو از موقع اون انفجار یهمصاحبهی اساسی
انجام ندادی، و سرصداش .به آسمون میرسه
،و اگه بتونی متقاعدم کنی ،اونم یکی که دیرباوره
بعدش نظر عمومرو طرفِ خودت داری
درصورتیکه تعمیر وسیلهی .هوائی میکرو شکست بخوره
درضمن کمر دردتم .باور نمیکنم
چرا باید درموردش دروغ بگم؟ - .تو بهم بگو -
آره، میخواستم درموردِ .وسیلهی هوائی میکرو صحبت کنم
بهخاطر همین همون اول .بحثشرو کشیدم وسط
،درموردِ مطبوعات
ازموقع پرتاب مصاحبهای نکرده بودم
چون فکر میکردم وظیفهی ،منه که روی کار تمرکز کنم
نه اینکه توجهرو ...به چیزهائی که
میتونی دوباره به اصل ،حرفهات بچسبی
.اما اینطوری نمیتونی منُ قانع کنی
بعضیها ترجیح میدن پشتِ تلفن صحبت کنن
،جائیکه دیده نشن ...جائیکه بتونن کمتر
.خجالتی باشن و بدونن چی میگن
.جائیکه بیشتر بتونن تسلط داشته باشن
،توی این مأموریت ما یهفرصت دیگه داریم
و مهمه که به دنیا نشون بدیم .که توی دستهای کاربلدشه
.دستهای تو - دستهای هزاران نفر -
که شبانهروز کار میکنن تا .مطمئن شن خوب از آب درمیاد
،درموردِ اولین پرتاب همینُ میگفتی
و الان توی مریخ یهدارائی .عظیم داری که کار نمیکنه
اعتماد دارم که وسیلهی هوائی میکرو تا موقعی پرتاب
.کاملاً آماده میشه
،اعتماد داشتن یهطرز برخورده .نه یهواقعیت
.میخوای اثباتش کنم - .بد نمیشه -
خواب؟ - .معمولی
اشتها؟ - .معمولی -
.رویا دیدن - .هیچی -
.کاملاً صادق نیستی
.معذرت
.رویاهامُ یادم نیست
.کاملاً صادق نیستی
.خیلی عجیبه - .فقط یهنسخهی بتاست -
از کجا میدونه داری دروغ میگی؟
،از حرکات چهره .آه... نبض، دمای بدن استفاده میکنه
.همم
میخوای یهامتحانش کنی؟ - .اوه، نمیدونم -
.آره. یالا - .آهوم -
.بیا. آره
.باشه
.متئو، مورده جدید. شروع کن
من متئو هستم. اسمت چیه؟
.آمم! شبیه قراره اولمونه
.فقط اسمترو بهش بگو
.من کاملیا رودریگزم
.سلام، کاملیا
میخوای درموردِ چی صحبت کین؟
خب، این شبیه اینه که، اگه یهاتفاقی برات افتاد، درسته؟
.یا اگه توی ایستگاه نبودم یا خواب بودم
No comments yet. Be the first to leave one.