The first 176 lines.
شب تاج سر»؟»
شکستن محدودیت
یه جشنواره است که آخر هفته برگزار میشه .تا برای صلح شهرمون دعا کنیم
.به نظر جالب میرسه
سنسی، از جشنواره خوشتون میاد؟
.همم، مطمئن نیستم
!چه عیبی داره بهم بگی؟
،تو از درون و بیرون بدن من خبر داری
!پس منصفانه نیست که من چیزی دربارهت ندونم، سنسی
...ا-اوجو ساما
.خب راست میگم دیگه
.حقیقتش رو بخواین، من چیز زیادی دربارهی جشنواره نمیدونم
چی؟
.چون من از سرزمینهای همیشه تاریک میام
منظورت منطقههای مسکونی طبقات پایینتره؟
.خیلی دورتر از اون
،جای اینکه بگیم اونجا زندگی میکردم
.میشه گفت تونستم به زور زنده بمونم
.کـ که اینطور
و... اون لباس برای چیه؟
.اه، درسته
.این لباس مخصوص رژهی جشنواره است
همهی دانشآموزای سنت فریدسوید این لباس .رو میپوشن و توی رژه شرکت میکنن
.لطفا بپوشینش تا بتونم ببینم
!نـ نمیتونم این کار رو بکنم
،از خیلی وقت پیش
،دلم میخواست مثل الی لباس بپوشم و توی رژه شرکت کنم
.پس نمیخوام روز بزرگ خراب بشه
اینطوریه؟
.خوش به حالتون، اوجو ساما
!بله
...امم
...سنسی
چیزی شده؟
،ا-اگه براتون مقدوره
...مـ موقع آتشبازی
...داشتم فکر میکردم واقعا دلم میخواد با من برقصین
.متاسفانه نمیتونم
،بخاطر درخواست شورا
.باید به منطقهی فرمانده مقدس برگردم
چی؟
که اینطور؟
...ولی
.میتونم روز آخر جشنواره برگردم
پس میشه اون زمان به من افتخار بدین و باهام برقصین؟
!مطمئن میشم دستم رو برای شما خالی بذارم
.اوه، چه افتخاری
.اجراتون در اون مسابقه باشکوه بود
.اوجو ساما، اربابان خاندان هم بسیار خرسند بودن
.بله. خوشحالم
...ولی
.یکم زیادی برای پایان دادن به مسابقه عجله کردین
باید ملیدا ساما رو حسابی میزدین و
،کاری میکردین جلوی تماشاگرها در مقابل شما زانو بزنه
.تا برای همه روشن بشه کی بیشتر برای وارث خاندان آنجل شدن شایسته است
.خانم اوثلو
.یه لباس از طرف آکادمی رسیده
.اه، حتما برای جشنواره است
!واه
!این دیگه چه لباس اجق وجقیه؟
!به هیچ وجه نمیتونیم اجازه بدیم الیسه ساما اینو بپوشه
.یه لباس نو براتون آماده میکنیم
!یکی که نشون بده شما با بقیهی بچهها فرق دارین
!ملیدا سان، اینجا
!چقدر زیبا
!این لباس از پرهای پرندهی شعلهور ساخته شده
!و اون جواهر هم از جنس سنگ آتشه
الیسه ساما، اون لباس رو از کجا گرفتین؟
.خانوادهم برام سفارش دادن
نظرتون چیه؟
.برام مهم نیست از یه خاندان دوک اومده یا نه
،این لباسهای ارزشمند از ارشدهامون به ما رسیده
!ولی ظاهرا براش اهمیت نداره
!نه! الی همچین آدم خودپسندی نیست
الیسه ساما، کجا دارین میرین؟
...الی
...منم میخواستم بپوشمش
...منم دلم میخواست بپوشمش
.نمیتونم تجمل کنم فقط من فرق داشته باشم
!...اگه فقط میتونستم چیزی که دلم میخواد رو بپوشم
...الی
الی...؟
...ا-الی
...امم
!چی؟
!شما دیگه کی هستین؟
به نظرت شکل شاهزادههای جذابم؟
...تو
!لیتا
!نــــــــــــه
ا-این دیگه چیه...؟
مـ من کجام؟
.اوه، بیدار شدی
!تو همی آدمی
.بیفایده است
تو یه لانکانتروپی مگه نه؟
!همراه آدمها چیکار میکنی؟
هی، تو پالادین نیستی، نه؟
...با وجود اینکه یکی از اعضای خاندان آنجلی
د-دربارهی چی حرف میزنی؟
.منم انسانم، میدونی
.خب البته نصفم لانکانتروپه
موجودی زاده شده از از لانکانتروپ مصنوعی
وقتی یه سازمان خاص سعی کرد فاکتورهای ژن شب رو درون بدنش بذاره
...تا قدرتی قابل مقایسه با استفاده کنندههای مانا بدست بیارن
.من همچین چیزی هستم
.راستی اسم سازمانمون «انجمن گریمفیس»ـه
اسمشو شنیدی؟
!چـ چرا من؟
.اون روزی از قدرتت استفادهی جالبی کردی
!الی
.وایسا، ملیدا آنجل
.من میخوام دستهت رو به پالادین تغییر بدم
.توانایی الیسه آنجل رو به تو منتقل میکنم
،اینو گفتم، ولی شانس موفقیت کمه
.و حتی اگه خوب پیش بره هم ممکنه فلج بشی
اینجا موزه است...؟
،اعضای انجمن کل این منطقه رو بستهان
.پس کسی برای نجاتت نمیاد
...این کار برای کسی که با خاندان دوک رابطه نداره ممکن نیست
!پدر...؟
!الی
!بالاخره بیدار شدی
آدمایی که توی پر قو بزرگ شدن نمیدونن خطر چیه، ها؟
!نـــه
!نـــه
...الی !نـــه
!نـــه
!نـــه
.میترسم
.چیزی نیست، الی
.من اینجا کنارتم
.برای همین میدونستم باید قوی بشم
...ولی بازم
!هی، صداشو خفه کنین
!نه! جلو نیاین
!من چقدر ضعیفم که منتظرم الی نجاتم بده
!من از الی محافظت میکنم
چیکار داری میکنی؟
،مهم نیست چقدر سر و صدا کنی کسی این اطراف نیست که بشنوه، یادت رفته؟
!الی، از این طرف
.مثل این پشت ناحیهی 3 یه راه خروج اضطراری هست
.بریم
!گریه نکن، الی
...ولی خیلی
!ببین، من درست کنارتم
باشه؟
.باشه
!خوبه
هی، اونا سلاحن، نه؟
.ولی ماهیت الهی ازشون حس نمیکنم
.فکر نکنم رو لانکانتروپها جواب بدن
.از مانا هم نمیتونیم استفاده کنیم
.پس خوب میشد یه چیزی که ماهیت الهی داره پیدا میکردیم
!اوه، خودشه
!ببخشید، الی
لیتا...؟
.اه، درسته
.تار و پود لباس از پرندهی شعلهور درست شده
:معلمم یه چیزی بهم یاد داد
وقتی میجنگی تمام گزینههایی که محیط در اختیارت» .میذاره رو در نظر بگیر
،هرکاری برای زنده موندن لازمه انجام بده «.حتی اگه لازم باشه دنیا رو از هم بدری
.اینم ازت قرض میگیرم
.سنگ آتش و پرهای پرندهی شعلهور سرشار از ماهیت الهی هستن
...پس اگه ازشون استفاده کنیم
!لیتا
!لیتا
!از الی دور شو
!بیا! میذارم تو هم طعمش رو بچشی
!چشمات محافظ ندارن
!امثال شما دیگه یه ذره هم منو نمیترسونن
.لیتا، محشر بود
!هـ هنوز که چیزی ندیدی
!خروجی اضطراری اونجاست
به طرز عجیبی شاهزاده خانم سرسختی هستی، نه؟
.هی، ملیدا چان
No comments yet. Be the first to leave one.