The first 200 lines.
...آنچه گذشت
من اينجا يک ليستِ کمک هزينه دارم که توسط
.سه تا از همکاراي بالا رتبه ي اين شرکت امضا شده
،يک پيش پرداخت که علاوه بر حقوق .شهريه من رو هم پوشش ميده
.اون ليست معتبر نيست
،شرکاي تابستوني به عنوان وکيل کار ميکنند
.منم ميتونم
.اين بک پيشنهاد کاره .ما بانکداراي سرمايه گذار هستيم
.کار ما پر درآمد تر از کار شماست
.هاروي، استفاني ليستون تازه به من زنگ زد
.گفت که اونا مايک رو بردن تا ازش سوال کنن
،تو يک وکيل فاسدي .و از حالا به بعد زير نظر مني
از اينکه کسايي رو که بهشون اهميت ميدم .در معرض خطر قرار دادم خسته شدم
.امروز عصر به "جاناتان سيدول" زنگ زدم
.پيشنهاد کار رو قبول کردم
.مايک راس هيچوقت به دانشکده حقوق نرفته
،من ميدونستم .اما استخدامش کردم
.من هنوزم نميتونم باهات بمونم هاروي
.متاسفم
.بهم اجازه ي رفتن بده
ميري سر کار يا مدرسه؟
.هردو
فکر ميکني يه کم وقت واسه اين داري؟
.شايد اگه ليموزينت رو بهم قرض بدي
.هممم
.مطمئنم ميتونيم رو يک چيز ديگه کار کنيم
.مم-هممم
.فکر کردم داري لباس مي پوشي
.لباس پوشيدم
.اونوقت لخت شدي
.يک کم گرمم شد
.آره
.گرمت شد
راست ميگي، اينجا داره .يخورده گرم ميشه
.خوبه، ممنون
.آقاي گيليس
.مايک راس .از ملاقات شما خوشبختم
بايد بدونيد که من اينکارو
فقط به عنوان يه لطف در حق .آقاي "سيدول" انجام ميدم
،اما همين الان بهتون ميگم .جواب "نه" است
.خوبه - چرا خوب؟ -
چون هروقت با "نه" شروع ميشه
.بله" خيلي بهتره"
،شما يک مرد با اعتماد به نفس هستيد
.اما من ميدونم چرا مراکز توزيع من با ارزش اند
.شما ميدونيد چه ارزشي براتون دارن
.اين چيزيه که براي من ارزش داره
.اين بيشتر از چيزيه که انتظار داشتم
.من اينو قبلا شنيدم
.خيلي خب، شوخي بسه
من علاقه اي ندارم که به کسايي بفروشم
.که نميدونم از کجا اومدن
.بذار بهتون بگم من از کجا اومدم
.من تکاليفم رو انجام ميدم
اين مراکز مثل چراغايي براي غارتگراي خارج از اون هستند
که شما زمينه اي براي در اومدن
.از کسب و کار دي وي دي نذاشته ايد
صداهايي که ميگن شما از کجا اومديد
.سعي دارن منو بترسونن
،نه، نه .من سعي نمي کنم شما رو بترسونم
.سعي دارم کمکتون کنم
،اونا شما رو ميگردونن .و شما اينو ميدونيد
،اگه شما اينکارو نکنيد
شما هم ممکنه يک دعوت نامه ي تقاضا
.براي تصاحب خصومت آميز بفرستيد
.اين رقم نميتونه واقعي باشه
.واقعيه - پس ميخواي -
با مراکز توزيع من چه غلطي کني؟
.خوشحال ميشم 5 ثانيه بعد از خريدشون بهتون بگم
،والتر، من ميدونم که ميخواي کارکنانت صدمه نبينن
.و من اينو بهت قول ميدم
.اما اين مراکز... تبديل به يه سردرد شدن
و وقتي اون غارتگرا اومدن در بزنن .تو به پول نقد نياز خواهي داشت
.بزار در بزنن .من درو باز نمي کنم
.نه، تو به من گوش نميدي
،اگر به اندازه ي کافي پول درنياري اونا ميان داخل
.چه درو بازکني چه نکني
.پيشنهاد واسه يک ساعت ديگه پابرجاست
.تو شريک ژل زده ي من تو جنايت نيستي
.من از کلاس نهم از ژل مو استفاده نکردم
.داشتم سعي ميکردم از نگاه چين دارت جلوگيري کنم
اون کجاست؟
.دانا گفت يک جلسه صبح بيرون از دفتر داره
و دانا کجاست؟
.همين جا
.ترجيح ميدم دقيقا لحظه اي که بهم نياز دارن ظاهر بشم
.کاشکي ميتونستم همينو براي هاروي بگم
...خب راستش هاروي خيلي - .لازم نکرده -
،ممکنه که همين ديروز به دنيا اومده باشه
،ولي ميدونم که معني جلسه صبح .با "ملاقات صبح" فرق داره
.همه اينو ميدونن
.فقط اينکه تو جايگاه من نيست که اينو بگم
.مهم نيست
.اون ديروزم نيومد
...وقتي که برگشت
.به "اسپکتور" بگيد که "پيرسون" ميخواد ببينش
.من تو دبيرستان از "موس" استفاده ميکردم
.مال دهه 90 بود واقعا؟
.شنيدم
واسم ناهار اوردي؟
"چن ديناستي"
چند تا تخم مرغ داره؟
.دو تا - .تو به "گيليس" نزديک شدي
.نه، من گيليس رو کشتم
.اميدوارم بهشون گفته باشي قارچ نريزن
.تو اينو بهم نگفتي - .فکر نکردم بايد ميگفتم -
قرار نيست که تو کسي باشي که از من مراقبت ميکنه؟
چطور قراره اينکارو بکنم
وقتي که داخل غذام قارچ هست؟
چرا دوباره بايد هواتو داشته باشم؟
،معامله نامه ي غير رسمي در فن آوري هاي فريدمن
،نامه مشارکت امضا شده توسط استيلمن
"و، آه، دو بليط رديف جلو بره "دفت پانک
.امشب براي تو و ريچل
اما چرا بايد هواتو داشته باشم؟
.مايک، سيدول اونجا منتظرته
مراقب باش، باشه؟ .حال و حوصله نداره
.اشکال نداره ميدوني چرا؟
.چون من اينو با گيليس کشتم
.هي، ايمي بله؟
.قارچ ها رو بخور .واست خوبه
.خودتو خر کن
.صبح بخير - کجا بودي؟ -
آه، ميدوني، داشتم والتر گيليس رو قانع ميکردم
.که همه ي مراکز خريدش رو بهمون بفروشه
.اه
داري چه غلطي ميکني؟ - به نظرت دارم چيکار ميکنم؟ -
.دارم بهت مي فهمونم .ما که خَيِر نيستيم
.ما تو کسب و کاريم تا پول در بياريم
.و اين معامله اين کارو ميکنه
تو اين معامله رو انجام دادي .تا کارکنان اون شرکت کارشون رو از دست ندن
.و برامون سي درصد سود داشته باشه - .ما يک صندوق تاميني هستيم
،اگه پنجاه درصد سود نکنيم
ما هم ممکنه "زمان سهام" بخريم .و براي بهترين سهام اميدوار باشيم
.اين مزخرفه .اين معامله ي مطمئنيه
.نه، مزخرف اينه که تو سه ماهه که اينجايي
،همه ي کارايي که کردي تک ضربه بوده .و من به يک گُل زن لعنتي نياز دارم
.جاناتان، گوش کن - .نمي خوام بشنوم -
.ازت مي خوام که سرتو از کونت در بياري
،تلاش براي نجات شغل مردم رو بزاري کنار
.و شروع کن که واسه ما پول قلنبه دربياري
.يا برگرد و وکيل شو
Suits: Season 4 - Episode 01 ...يک-دو-سه برو.
.شنيدم ميخواستي منو ببيني
.اون مال سه ساعت پيش بود
،اگه ميدونستي سه ساعت پيش داشتم چيکار ميکردم
.فکر نمي کنم ميخواستي منو ببيني
.ميدونم سه ساعت پيش داشتي چيکار ميکردي
.پس، بهتره که باهاش کنار بياي
شايد تو بايد تلاش کني
.ملاقات هاي صبح واسه خودت جور کني
.درباره ي صبح هاي من نگران نباش
.چيزي که بايد نگرانش باشي "لوگان ساندِرس" ـه
چي؟
يکي از شرکت هاي تابعه پدرش رو به ورشکستگي هدايت کرده؟
.برعکس .پسره خرابکاري هاش رو جمع و جور کرده
.مکس" بازنشسته شده" .و "لوگان" داره جانشين ميشه
.بزار حدس بزنم .قرار ملاقات مي خواد
.گرفته
.با تو، فردا ساعت 10 صبح
.عاليه .يک هفته طولش بده
هاروي، اين بچه خودشو يه .شير جوان در نظر ميگيره
،اون ميخواد که خودشو بسازه
و آسون ترين راه
.اينه که وکيل ها رو عوض کنه
شايد، اما آخرين چيزي که يه شير ميخواد
.اينه که شامشو روي يک سيني نقره اي بزارن کف دستش
.تو هم ميري واسش شکار ميکني
همه اينا رو خودت فکر کردي؟
.من خيلي تيزم
.تمام صبح حتي يک دقيقه هم کار نکردم
ميبيني، خنده داره، چون .از اين همه سکس ديرم شده بود
.گمشو بيرون
.ببين، گربه ي ما دعواش شده
.و تو داري جليقه مي پوشي - .داره مياد -
چي داره مياد؟ .تبريک ميگم
.تبريک ميگم به روز استثناييت
.خوب طعنه اي زدي - .هاروي، اذيتش نکن -
.او بهتر از تو به نظر مياد
.مرسي، دانا - .قابلي نداشت -
،اه، آقاي "پينوت" زنگ زد
و گفت که خوشحال ميشه .بهت کلاهش رو قرض بده
طعنه زدن تمام شد؟ - .ميتونم تا آخر روز بگم -
.فکر کنم به اندازه کافي خورده
.آره
پس اين همه راه اومدي اين پايين (پيش فقير فقرا) تا بهم بفهموني
که درباره ي والتر گيليس درست مي گفتي؟
من اين همه راه اومدم اينجا تا بهت بگم
.من بازي تو استخر بچه ها رو گذاشتم کنار
.دارم گوش ميدم - .قصد دارم از نهنگ جلو بزنم -
.فکر کنم عاشق شدم .بيا بريم بجنگيم
.مشکل همينه
.ما قرار نيست بجنگيم
مايک، هر کسي که بفهمه
،شما 5 درصد از شرکت شون رو تصاحب کرديد
.با هم وارد جنگ ميشيم چه خوشت بياد چه نياد
اونا قرار نيست اينو بفهمن .چون مالکيت من 5 درصد نيست
نياز داري که طرز کارو بهت آموزش بدم؟
.با خريد سهام شروع کن
.من ميدونم طرز کار چجوريه، هاروي
No comments yet. Be the first to leave one.