The Shannara Chronicles

The Shannara Chronicles

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Shannara Chronicles S01E09 WEB-DL 1080p-LAKO
The Shannara Chronicles S01E09 WEB-DL 720p-LAKO
The Shannara Chronicles S01E09 WEB-DL 720p Hevc x265 RmTeam
The Shannara Chronicles S01E09 INTERNAL 480p HDTV x264-RMTeam
The Shannara Chronicles S01E09 INTERNAL 480p HDTV x264-mSD
The Shannara Chronicles S01E09 720p HDTV 2CH x265 HEVC-PSA
The Shannara Chronicles S01E09 INTERNAL HDTV XviD-FUM
The Shannara Chronicles S01E09 INTERNAL HDTV XviD-AFG
The Shannara Chronicles S01E09 INTERNAL HDTV x264-KILLERS
A Commentary by zirkhaki
IMDB-DL * Zirkhaki * iMovie-DL.Co

Tags

HDTV
hdtv
XviD
HD
x264
480p
480
720p
720
x265
HEVC
2CH
Published on: 2016-02-24
Downloads: 79
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

...‏آنچه در "سرگذشت شنارا" گذشت

...‏ایلکریس دانه‌ای داره که باید

.‏به مکانی به نام مأمن برده بشه

،‏برای مواجهه با قدرتش

.‏باید یاد بگیری که قدرت خودت رو کنترل کنی

.‏دروئید احمق بوده که تو رو فرستاده

!‏بَندون

.‏این همون پنجره‌ توی رویای منه

.‏اینطوری می‌تونیم آتش خونین رو پیدا کنیم

‏- مطئنی؟ .‏- آره

...‏اِرتریا

.‏بدنت مسیر راه رو نشون میده

.‏و خونِت کلید وروده

.‏نگذار بدونِ تو از اینجا برن

...‏پیشنهاد ...‏کمک کن

.‏و آزادیت رو به دست بیار

‏اون علامت چه معنی‌ای داره؟

،‏نمی‌دونم .‏همیشه داشتمش

،‏آریون، پدرم .‏همه مُردن

.‏و حالا تو پادشاه هستی

.درود بر پادشاه

‏- حالا چی؟ .‏- حالا باید مأمن رو پیدا کنیم

.‏باید یه راه دیگه هم برای عبور، وجود داشته باشه

‏اون چطوره؟

.‏اون خط زرد

‏تو راه دیگه‌ای می‌بینی؟

.‏پل اونجا بوده

.‏خب امیدوارم شنا بلد باشی

.‏ما از بالاش رد نمی‌شیم

.‏از زیرش می‌ریم

.‏اینجا یک تونل هست

.‏هوا داره تاریک میشه

،‏یا باید الان بریم .‏یا شب رو اینجا بمونیم

...‏اگه "ترول"ها اون پایین باشن

‏ترجیح میدی این بیرون در فضای باز بخوابی؟

.‏ممکنه اون تونل‌ها پر از آب باشن

.‏مأمن

.‏موفق شدیم

.‏بسیار خب، بریم

.‏اون زنده است

.‏اَمبرلی زنده است

‏خب چی دیدی؟

.‏نمی‌دونم

.‏خرابه‌ها رو دیدم

.‏مثل یک شهر باستانی

.‏ساخت دست انسان، نه اِلف

.‏اون مکان رو نمی‌شناختم

‏چیز دیگه‌ای هم بود؟

.‏- فکر کن .‏- دارم سعی می‌کنم

.‏آب بود

‏رودخونه یا دریا؟

.‏نمی‌دونم

.‏باید کمی استراحت کنم

.‏نه، ایلکریس تقریباً برگی براش نمونده

...‏اگه آخرین برگ بیفته

.‏می‌دونم چی میشه

،‏اگه فکر می‌کنی دارم بهت فشار میارم

...‏دلیلش اینه که سعی دارم

‏تو رو واسه چیزی که در راهه .‏دارم آماده می‌کنم

.‏باید خودت رو آماده‌ی مقابله با داگدامور کنی

‏داری فشار میاری .‏تا ببینی من از کوره در میرم یا نه

،‏اینکه کسی ذهنت رو بخونه

‏اصلاً جالب نیست، مگه نه؟

،‏شاید قدرتت در حال رشد باشه

.‏ولی مراقب باش که چطوری ازش استفاده می‌کنی

.‏و روی کی داری استفاده می‌کنی

.‏همشون مثل هم هستن

‏- نظر تو چیه؟ .من به این طرف میرم -

.‏شماها اون مسیر رو چک کنید

‏پنج دقیقه‌ی دیگه برگردیم؟

.‏باشه

،‏اگه به یک ترول برخورد کردی .‏چشم‌هاش رو نشونه بگیر

.‏اون نقطه ضعفشون هستش

.‏ممنون

.‏من باید با تو بیام

.‏چیزیم نمیشه

.‏سنگ‌اِلف‌ها هم روی ترول‌ها تاثیری ندارن

‏و کشتنِ اونا هم کاری نیست .‏که تو توانش رو داشته باشی

‏به نظرم اون موقع که .‏با هم دوست نبودین، خیلی بهتر بود

،‏پنج دقیقه .‏یه ثانیه هم تاخیر نکنین

.‏تو گفتی کنار می‌کِشی

.‏من رو تحقیر کردی

.‏باید درک کنی، خانم مشاور

.‏من اون شیطانی که داره میاد رو دیدم

،‏اگه به امید بقاء باشیم .‏لازمه که در کنارم بمونید

...‏نفوذ شما بر روی اعضاء شورا

.‏باعث ایجاد اتحاد در این لحظه‌ی خطیر میشه

."‏پادشاهت بهت نیاز داره، "کِیل

.‏تو پادشاه نیستی

.‏تو بازمانده‌ی پادشاه هستی

.‏چی فکر می‌کردیم چی شد

‏چه انتظاری داشتی؟

.‏امیدوارم بودم که منطقی‌تر باشه

.‏اون معتقد هستش که به حقش نرسیده

،‏ولی مثل تمام رهبران

.‏قضاوتش مملو از جاه‌طلبی ـه

.‏یه جوری میگی انگار باید نگران باشم

.‏یه پادشاه خردمند، همیشه نگرانه

.‏هی، در "اتوپیا"، یه حرف‌های زدم

...‏من ناراحت بودم

...‏و متاسفم

،"‏در مورد "تای .‏در مورد همه چی

.‏لازم نیست

.‏من احمق بودم

.‏نه، نبودی

.‏اشکالی نداره که بخوای به جایی تعلق داشته باشی

.‏من کل زندگیم رو بعنوان یک مطرود، زندگی کردم

.‏می‌دونم چه حسی داره

‏فقط می‌خواستم باور کنم .‏که واسه من هم جایی هست

.‏ولی مشخص شد که تای دروغ می‌گفته

،‏و سافلو .‏اون من رو نجات داد

.‏همون مردی که کل زندگیم از دستش فرار می‌کردم

.‏اصلاً با عقل جور در نمیاد

،‏وقتی بچه بودم

.‏بابام یه روز، مست از میخونه میومد

.‏مادرم اجازه نداد بیاد داخل خونه

،‏اون هم بیرون نشست

...‏داد می‌کشید و در رو می‌کوبید

.‏تا اینکه جون داد

.‏از اینکه بابام بود، خجالت می‌کشیدم

.‏ولی بعد متوجه شدم که اون یه قهرمان بوده

‏کسی که خودش رو با جادو تباه کرد .‏تا همه‌ی ما رو نجات بده ‏

.‏نکته همینجاست که مردم، پیچیده هستن

.‏نباید خودت رو به خاطرش اذیت کنی

.‏ولی حداقل تو الان حقیقت رو می‌دونی

.‏می‌دونی اهل کجا هستی

.‏تمام چیزایی که برای من سواله

.‏بچه‌ها، باید این رو ببینید

.‏اونا خوابیدن

.‏نمیشه

...‏اون

.‏"تاتو"ی من هستش [‏[خالکوبی

...‏چرا تاتوی تو روی یک دیوار

‏زیر خرابه‌های شهر انسان‌ها هستش؟

.‏این تونل احتمالاً به سمت آتش خونین میره

.‏موافقم

.‏نمی‌تونه اتفاقی باشه

،‏شاید شماها حواستون نباشه ...‏ولی سه تا

...‏ترول کاملاً مجهز توی اون اتاق هستن

‏چطوری باید از اونا رد بشیم؟

.‏ما با بدتر از اونا هم مبارزه کردیم

.‏صب کنید

.‏شاید یه راه دیگه هم باشه

،‏اگه نامه‌ی کوتوله‌ها حقیقت داشته باشه .‏می‌تونه نتیجه‌ی جنگ رو عوض کنه

‏به شورا هم خبر دادی؟

.‏هیچکس غیر از شما دو تا نمی‌دونه

،‏اگه نتونم ثابت کنم که با کوتوله‌ها متحد هستیم

.‏شورا به من اعتماد نمی‌کنه

.‏باید با دقت کار کنیم

.‏نیروهایی دارن علیه پادشاه صف‌آرایی می‌کنن

.‏کِیل قصد داره تخت پادشاهی رو تصاحب کنه

،‏خب، اگه کِیل داره کاری می‌کنه ...‏باید حرف زدن رو تموم کنیم

،‏و برای محافظت از اَندر .‏باید بیرونش کنیم

.‏هیچ فایده‌ای نداره

.‏کِیل، مثل یک نشونه‌ی بیماریه

.‏بیماری فقدان اعتماد به نفس

‏تا زمانی که ثابت نکنم ،‏لیاقت تخت پادشاهی رو دارم

.‏شورا اجازه نمیده روی اون بشینم

‏یعنی میگی بذاریم یک کودتا اتفاق بیفته؟

...‏"کیل پندانون" اونقدر جسارت نمی‌کنه

.‏و به پسر پادشاه "اِوِنتاین" صدمه نمی‌زنه

‏از کجا می‌دونی؟

...‏چون هنوز بین این دیوارها

.‏شرافت از بین نرفته

.‏این نامه به مُهر من ممهور شده

‏ازت می‌خوام این رو ببری و ...‏اون حمایتی که برای غلبه به شورا

.‏نیاز داریم رو برام بیاری

.‏من تو رو ترک نمی‌کنم

...‏این بهترین فصت ما

.‏برای کسب اعتماد شورا هستش

.‏باید من رو بعنوان یه رهبر ببینن

.‏دایانا، خواهش می‌کنم

.‏فقط روی تو می‌تونم حساب کنم

.‏این رو به اِسلانتر برسون

.‏همینه

.‏چند ساعت هستش که دارن تمرین می‌کنن

‏امیدوارم نیرو داشته باشن ...‏تا در جنگ واقعی

.‏همچنان بتونن شمشیرهاشون رو نگه دارن

،‏این که چیزی نیست ...‏باید یک روز

.‏تمرین با دروئید رو ببینی

‏دستی که سپر رو باهاش گرفتی .‏باید بالا نگه داری

.‏می‌تونی قدرت ضربه رو با کل بدنت بگیری

.‏دشمن ما، خیلی بی‌باکه

.‏میشه گفت ترس براشون معنا نداره

،‏وحشیانه به ما حمله خواهند کرد

.‏ولی بی‌دقت هم میشن

.‏ما باید برعکس اونا باشیم

.‏بذار نشونِت بدم

...‏اممم

.‏من جنگجوی قابلی نیستم

.‏توی این جنگ، همه جنگجو هستیم

.‏قدرتت رو بهش نشون بده

.‏انجامش بده

.‏صبور باشید

.‏منتظر یه راه واسه ضربه زدن باشید

.‏تو قوی هستی

.‏شانست رو امتحان کن

.‏اون ضعیف هستش

.‏اون ضعیف هستش

.‏قوی‌تر از چیزی هستی که به نظر میای

More Farsi Persian subtitles for The Shannara Chronicles

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left