The first 47 lines.
سام تقديم ميکند
باد تابستون دوباره ناگهان شروع به وزيدن ميکنه
گاهي وقتا ما تعجب ميکنيم که چه زود تابستون تموم شد
تو هميشه از اين نيات خوب من سو استفاده کردي ها
ولي هنوزم من بايد ياد بگيرم که از اين هم خوب تر باشم
نه من خيلي نيازي به چيزاي ديگه اي ندارم
فقط يه سايه ي درخت ميخوام با چند ساعت زمان که چند بطري ويسکي بخورم
تا آهنگ خودم درباره ي عشق و زندگي و ترديد هام و چيزهايي که از دست دادم رو بنويسم
و همينطور يه کمي درباره ي تو بنويسم
خب اگه صداي من رو به خوبي ميشنوي
با من بمون
ما نبايد هرگز همديگه رو ترک کنيم
تو پادشاه جنوبي من هستي
ما زندگي ميکنيم که روياهامون رو به حقيقت تبديل کنيم
پس نخند و مسخره بازي در نيار
خودتم ميدوني که جيمي هم شانس خودش رو داشت
اون آدم خيلي خيلي خوبيه
اما يه چيزايي هست که اون اصلا درک نميکنه
ميدوني باباي من چند روزي از شهر رفته بيرون
من فکر ميکنم تو بايد
کل تابستون رو پيشم بموني
با من بمون
بيا زير پتوي من
با من بمون
عاشق من باش
خب انقدر جو گير نشو و ريلکس باش
تا بهت نشون بدم که ما پسراي مناطق مرکزي آمريکا چطور پارتي ميگيريم
خب يه مشروب بردار
و بيا اينجا
اين حال و هواي تابستوني
ديگه موند براي سال ديگه ها
با من بمون
ما نبايد هرگز از هم جدا بشيم
تو پادشاه جنوبي من هستي
ما زندگي ميکنيم تا روياهامون رو محقق کنيم
خب اينقدر عصباني نباش
گذشته ها گذشته
ما ميتونيم اين حس رو تا ابد داشته باشيم
اگه تو اين شانس رو به من بدي
خب از اونجايي که باباي من براي چند روزي از شهر خارج شده
فکر ميکنم که تو بايد پيشم بموني
کل تابستون پيشم بموني
بياي زير پتوم و
پيشم بموني
باهام بموني
و عاشقم باشي
تو بايد کل تابستون
No comments yet. Be the first to leave one.