The first 200 lines.
قسمت 14
برادر لیان چنگ کجایی ؟
من ... من دارم لباسام رو درمیارم
تو خیلی مشتاقی . اول باید روسری من رو برداری
زن داداش
تو چرا اینجایی ؟
مو ژینگ ژوان . همونجا وایسا
برادر لیان چنگ کجاست ؟
شاهزاده خانم
چرا همونجا وایستادی ؟ برو برادر لیان چنگ رو پیدا کن و بیارش اینجا
چشم
شاهزاده . همسر دوم اتون ازم خواست به حجله عروسی دعوت اتون کنم
از اینجا برو
یو هائو نگهبان وایستا . هیچکس اجازه ورود به اینجا رو نداره
بله
شنیدی ؟
زود باش برو
بله
شاهزاده هشتم معروف کشور با همسر جدیدش اینطوری رفتار میکنه
واااااو . این کار درستی نیست
داری درباره ی کدوم همسر جدید حرف میزنی ؟
داری به خودت اشاره میکنی همسر جدیدم ؟
... من
میخوام یه بار دیگه خبیث بشم
... مردا در دنیای من در طول زندگی اشون
فقط میتونن با یه زن عروسی کنن
... قلب هر زنی فقط امیدواره کسی رو پیدا کنه
که دستش رو بگیره و همراه اون پیر بشه
نه مثل مردای اینجا با کلی زن اصلی و زن صیغه ای
بی سر و ته زندگی کردن . این برای ما زن ها منصفانه نیست
... در خونه ی من و در قلبم
... یه همسر هست ... تو . در قلبم
اتاق دیگه ای برای کس دیگه وجود نداره
مردم در دنیای تو دوست ندارن چیزی رو جشن بگیرن ؟
پس من هر سال باهات ازدواج خواهم کرد
خیلی ام خوب
پس بیا یه همچین شب خوبی رو خراب نکنیم
امشب تو کامل مال منی
این مزخرفه ... چطور میشه هیچ توضیحی واسه این متن وجود نداشته باشه ؟
چطوری میتونم این رو درک کنم ؟
جینگ شین چرا صورتت قرمز شده ؟
این جای دست چیه ؟
با کی دعوا کردی ؟
با کسی دعوا نکردم
یه کم قبل رفتم سوپ گل هلو بیارم
به جاش گیر خدمتکار همسر دوم شاهزاده افتادم
اون دیدش که من سوپ گل هلو دستمه پس اونم یکی خواست
من بهش ندادم برای همین سعی کرد مال من رو بگیره
و گلدونی که هم زمان دستش بود شکست
بعدش بهم تهمت زد من اون رو شکستم
و بهم سیلی زد
سوپ گل هلو هم ریخت زمین
چطور همچین چیزی ممکنه ؟
از راه نرسیده میخوان مشکل درست کنن ؟
حتی یه خدمتکار جرات کرده اینقدر مغرور باشه ؟
فقط چون قدرتم رو به عنوان یه ببر نشون نمیدم فکر کردن عروسک کیتی ام ؟
جینگ شین نگران نباش . حتما کمکت میکنم
عصبانیتت رو سرشون خالی میکنم
باشه
بیا بریم
سلام شاهزاده خانم
هنوز حتی برای دیدنت نیومده تو اومدی اینجا ؟
راهت رو بکش برو
... بی ادبی من رو ببخشید ... با اینکه احترامتون واجبه
نباید به خدمتکارهاتون آسون بگیرید
گلدون آبی رنگی که ملکه مادر بهم داده بودن از وسایل شخصی شاه فقید بود
خدمتکارتون اون رو شکست . این بی احترامی به شاه فقید نیست ؟
امروز من باید جینگ شین رو شدیدا مجازات کنم . هیچکس نمیتونه جلوی من رو بگیره
چطور جرات میکنی ؟
فقط دو روزه اینجایی و به خودت جرات میدی اینقدر وقیح باشی ؟
از اونجایی که اون گلدون گرونی بود باید به خدمتکارت میگفتی خوب ازش مراقبت کنه
... بیرون آوردنش و پُزش رو دادن
فکر میکنم این بی احترامی بیشتری به شاه فقید و ملکه ی مادره
مهم نیست چی بشه ... یه خدمتکار بی عرضه مثل اون نباید به این راحتی قسر در بره
کی جراتش رو داره ؟
شماها اینجا دارین سر چی جر و بحث میکنین ؟
برادر لیان چنگ شما باید جای من تصمیم بگیرین
گلدون آبی رنگی که ملکه ی مادر به من داده بود رو جینگ شین شکسته
... اگه کارهایی مثل این رو مجازات نکنیم میترسم در آینده خدمتکارا
دیگه از قوانین اطاعت نکنن
همه اش از اسم ملکه ی مادر استفاده نکن
تو فقط چند روزه اینجایی و هی برام دردسر درست میکنی
نقشه کشیدی قبل از اینکه تمومش کنی تو خونه ی من آشوب راه بندازی ؟
زود باش از همسر اصلی معذرت خواهی کن
من یه کم پیش بی ادب بودم . بانوی من لطفا من رو ببخشید
چی ؟ نتونستم خوب بشنوم
من یه کم پیش بی ادب بودم . بانوی من لطفا من رو ببخشید
دوستی که نشون میدی ریاکارانه ست
یادت باشه این فقط کمترین مجازاته
اگه جرات کنی دوباره همچین کاری بکنی فقط با یه چایی و معذرت خواهی ختم نمیشه
از حالا به دیگه نمیخوام ریختت ر در اقامتگاه برفی ببینم
هرزه ... فقط صبر کن و ببین
حال ملکه ی مادر این چند روز خوب بوده ؟
سلام عرض میکنم ملکه ی مادر
ازتون خواهش میکنم برام عدالت رو اجرا کنین
یون ار چی شده ؟
همسر شاهزاده ی هشتم شرور و شیطون صفته
طوری شاهزاده رو افسون کرده که حتی اتاق منم نیومد
اونم شب عروسی امون
هر چی خودش نفرت انگیزه خدمتکارش از خودش وحشی تره
اون گلدون آبی بنفشی که شما بهم داده بودین شکست
و حتی شاهزاده هم از اونا دفاع کرد
واقعا حس میکنم که باهام غیر منصفانه برخورد شد
همچین اتفاقی افتاده ؟
زودباش بلند شو
واقعا عصبانی شدم
اون چون تان ار
هیچوقت شخصیت دیوونه اش رو دوست نداشتم
هیچوقت فکر نمیکردم همچین کاری بکنه
من هنوز سرپام
از این فرصت برای تغییر جهت باد بد استفاده میکنم
و اشخاص نامطلوب رو از منزل شاهزاده ها و کاخ اندرونی پاک سازی میکنم
زودباش بلند شو
ممنونم ملکه ی مادر
این گل با آرایش موهای شما واقعا عالیه
ممنون خواهر
شاهزاده چی شما رو ناراحت کرده ؟
اون چو تان ار یه ماده روباه نیست ؟ فقط حرف زدن درباره ی اون عصبانیم میکنه
قبلا داخل سالن شنیدم شاهزاده دراین باره حرف زد
منم حس بد شما رو دارم
حرف زدن درباره ی تان ار ... منم اینجور مواقع عصبانی میشم
تان ار جرات کرده شما رو هم عصبانی کنه ؟
اون هزره کوچولو
چند بار سعی کرده ولیعهد رو از راه به در کنه
امپراتور خیلی وقته من و ولیعهد رو به ازدواج هم درآورده . اون دخترک هنوز زیر بارش نرفته
این تان ار واقعا خیلی بی شرمه
Princess, don't publicize such things. شاهزاده خانم راجع به این چیزا حرف نزن
... تو نمیدونی . اگرچه تان ار رسما خواهر کوچیکتر منه
اون درواقع دختر یه صیغه ست برای همین خوب میدونه چطوری مردا رو از راه به در کنه
شاهزاده ی هشتم ذاتا روح لطیفی داره
اون مطمئنا گرفتار دوز و کلک تان ار شده
روزی که ولیعهد انتخاب شد امپراتور درواقع شاهزاده ی هشتم رو انتخاب کرده بود
... اما شاهزاده هشتم با اینکه اهمیت این اتفاق رو میدونست
غیبش زد
این قضیه خیلی مشکوکه
امپراتور و مقامات بلند پایه حکومت اکثرشون فکر میکنن این مقام لایق شاهزاده هشتمه
... به طور منطقی
مقام ولیعهدی باید به شاهزاده ی هشتم تعلق میگرفت
فکر میکنی شاهزاده ی هشتم رفت چیکار کنه ؟
اون رفت تان ار رو ببینه
اون تان ار درواقع به خودش جرات داد تو روز روشن با ولیعهد مخفیانه ملاقات کنه
یه نامه برای اثبات این قضیه وجود داره
خوبیش اینه که ولیعهد قبلا تصمیمش رو گرفته بود
با این حال شاهزاده ی هشتم هنوز تو دام اون دختره
در حال حاضر همه چی این شکلی پیش رفته
در آینده نمیدونم چه اتفاق دیگه ای ممکنه میفته
باید یه فرصت برای از بین بردن این عوضی که داره برای کشور و مردم فاجعه به بار میاره پیدا کنم
اون همین الانشم کلی مشکل درست کرده . در آینده چه اتفاق دیگه ای میتونه بیفته ؟
درواقع این خیلی نگران کننده ست
نمیتونم بذارم اون بیشتر از این به برادر لیان چنگ صدمه بزنه
... فقط اینکه ... تان ار
محبوب ترین شخص برای برادر لیان چنگه
... اگه از شرش خلاص شم
میترسم برادر لیان چنگ به خاطر این موضوع سرزنشم کنه
نگران نباش
شاهزاده هشتم فقط به طور موقت افسون تان ار شده
اما اون هنوز جز اشخاصیه که با منطق عقلی پیش میره
اون میدونه که به حمایت خانواده ی تو نیاز خواهد داشت
اون حتما میدونه چی خیلی مهمه
مهمترین مسئله در حال حاضر از بین بردن تان ار هستش
برای از بین بردن خشم قلبم
... هرچند با وجود قدرت دوک آنل از بین بردن تان ار
کار ساده ایه
... اما شاهزاده خانم
هنوز باید مراقب نقشه ای که میکشی باشی
... مهمترین مسئله ای که باید مراقبش باشی
اینه که سریعا اعتماد شاهزاده ی هشتم رو به دست بیاری
تونستم مشکلاتم رو با همسر ولیعهد درمیون بذارم و شما امروز اضطرابم رو از بین بردین
واقعا ازتون ممنونم
از حالا به بعد من با شما پیش میرم و عقب میکشم
پان ار به حرفایی که داشتی میزدی ادامه بده
ما شانس موفقیت صد در صدی داریم به نظرت ؟
مادر نگران نباش
... با چیزایی که از ژائو چینگ یون فهمیدم
اون حتما یه کارایی علیه تان ار میکنه
پس اینطوری خوبه
... مادر ندیدی
حالت نگاه چینگ یون وقتی از تان ار حرف میزنه چه شکلی میشه ؟
مثل اینه اونقدر عصبانیه که میخواد پوستش رو بکنه و استخوناش رو خورد کنه
این واقعا خیلی نادره
شانس خوبیه
ما خیلی نگران این بودیم با تان ار چیکار کنیم
اما حالا همه چی عالیه . ژائو چینگ یون از راه رسید
چو تان ار حالا حتما یه بلایی سرش میاد
در حال حاضر بزرگترین مانع یی هوای شاهزاده ی هشتمه
من قطعا اجازه نمیدم مو لیان چنگ به قدرت خانواده ژائو تکیه کنه
و سد راه ولیعهد بشه
... خوبه که بزرگترین نقطه ضعف مو لیان چنگ
چو تان آر هستش
... منظورت اینه که
... با استفاده از تان ار
یه بلایی سر شاهزاده ی هشتم میاری ؟
درواقع میخوام مطمئن بشم ولیعهد حتما رو تخت سلطنت بشینه
هیچکس نباید سد راه ما بشه
اگر نه ... باید بمیره
عنوان
ژو جیان
شنیدم همسر شاهزاده دوست داره عنوان خونه ها رو جمع کنه . واقعا همینطوره ؟
واقعیت داره
I just happen to currently have house titles of some houses in the city outskirts.
No comments yet. Be the first to leave one.