Jeevan Dhaara

Jeevan Dhaara

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Jeevan Dhaara 1982 All Web Farsi
Jeevan Dhaara 1982 720p WebDL BollyCine Exclusive
Jeevan Dhaara 1982 480p WebDL BollyCine Exclusive
Jeevan Dhaara 1982 Hindi 1080p HDRip x264 Shemaroo
Jeevan Dhaara 1982 Hindi 360p HDRip x264 Shemaroo
Jeevan Dhaara 1982 Hindi 720p HDRip x264 Shemaroo
A Commentary by Bollywoodiha
کاملترین ترجمه تخصصی - WebHD

Tags

hdrip
HDRip
x264
720p
720
HD
1080
web
Published on: 2020-08-20
Downloads: 62
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

جـــريـــان زنـــدگــــي

اين روز هم شروع ميشه

اين روز هم مثل روزهاي گذشته و روزهايي هست که قراره بياد

زندگي خيلي عجيبه

....تقويم نباشه، اونوقت

يک روز رو از روز ديگه جدا کردن کار خيلي سختيه

آره، حتي اخبار جديد هم قديمي به نظر ميرسن

همون درگيري‌هاي بين هندوها و مسلمان‌ها

تولد يه حزب جديد همون سخنراني‌هاي وزيرها

همه چي قديميه

...اما

اما زندگي هنوز هم زيباست

اگه زيبا نبود، اونوقت ما چرا بايد زندگي کنيم؟

من آناند هستم، آناند بهاتناگر

اما من قهرمان اين داستان نيستم

من راوي داستان هستم و همچنين يکي از شخصيت‌ها

من اينجا به عنوان مهمان زندگي مي‌کنم و کرايه ميدم

توي چند ماه گذشته فقط به عنوان مهمان اينجا بودم چون نتونستم پولي بدم

...ضمنا اين خونه براي آقاي آشوک

براي خانم سانگيتاست

مردم ميگن که اين سانگيتا خيلي سرسخت و کله شقه

حتي نميذاره يه پشه روي بينيش بشينه

در اصلا اين داستان ايشونه

ايشون داره سعي مي‌کنه تا معنايي براي زندگيش پيدا کنه

اما معنا مثل سايه‌ست

که از کنترل همه خارجه

اين دختره که داره به سرعت ملافه‌ها رو تا مي‌کنه گيتاست

اون خواهر کوچيکتر سانگيتاست و بيوه‌ست

...حتما گياهي رو ديدين که

پژمرده ميشه و آروم آروم فرسوده ميشه

اين دختر هم ساقه‌ي فرسوده‌ي يه گياهه

ايشون زنداداشه، همسر آقاي آشوک

ايشون هويت خودشون رو از دست دادن

...به خاطر همين مردم، زنداداش و عروس و

مادر راديکا و بابو صداش مي‌کنن

شايد الان ديگه حتي اسم خودش رو هم يادش نيست

اين راجوئه، برادر نابيناي سانگيتا

و اين‌ها بچه‌هاي آقاي آشوک اند

راديکا و بابو

جشن نامگذاري سومي هنوز برگزار نشده

اين رو بده به عمو، باشه؟

اون کاغذي که دست بابو هستش، مال منه

من ايستگاه راديويي گيتا هستم وقتي دستور بده، براش ميخونم

عمو، عمو

هي گوش کن، پيراهنم رو اتو کن

ايشون آقاي آشوک‌ـه

اون مثل يه پادشاه زندگي مي‌کنه و از سانگيتا سوءاستفاده مي‌کنه

اون کار نمي‌کنه...فقط ميدونه که چطور مفت و مجاني غذا بخوره

اول بذار بلوز سانگيتا رو اتو کنم

هي، سانگيتا که ملکه نيست

چيه هي ميگي سانگيتا، سانگيتا اين رو بنداز کنار ببينم

اعلي‌حضرت آشوک امروز زود از خواب بيدار شدن

ايشون مادر هستن...مادر من نه، مادر سانگيتا

شوهرش نتونست مشکلات زندگي رو تحمل کنه

...و رفت دنبال تقدس و رستگاري

فرار کرد

و مادر با اينکه شوهرش زنده‌ست

اما مثل بيوه‌ها زندگي مي‌کنه

در ماجراي زندگي...سانگيتا

....بار تمام خانواده رو به دوش گرفته و

از مسيرهاي سخت کوهستاني رو به جلو حرکت مي‌کنه

...يه ماشين ...اون به جنگل رفت-

مامان

چي شده دخترم؟ دارم ميرم اداره مامان-

خيلي خب

...يک ماشين

هي رفت، رفت

*شعر ميخونن*

سلام سانگيتا

سلام کالپانا چرا هميشه انقدر عجله داري؟-

سلام خاله

چرا امروز دير کردي؟

اي بابا، امروز عجله داشتم

به مامانم گفتم سريع لباسم رو اتو کنه

اونوقت چي شد؟ نه لباسي باقي موند و نه اتو

راستش من داشتم کتاب کريشنا رو ميخوندم خيلي خب-

و تو که ميدوني چقدر نوشته‌هاي اون کتاب زيبا و جادويي‌ـه

کلا يادم رفت که اتوي داغ رو گذاشتم روي لباس

باشه بابا، يه لباس نو برات ميخرم، باشه

خيلي خب، من ميرم به مغازه‌ي جيوَن

مي‌خوام يه کم خريد کنم، شما بريد باشه؟ باشه-

مادان؟ پس اون کولبوشون چي شد؟

اون که به تاريخ پيوست

هي

هي، چيکار مي‌کني؟

مي‌خوام يکي برسونتمون وايسا الان برميگردم

سلام

مسيرتون کدوم طرفه؟

هر جايي که شما من رو ببريد

گوش کنيد، من يه دوست هم دارم الان برميگردم

بيا اين ميرسونتمون خيلي سريع ميرسيم

تو برو بيا ديگه بابا-

...گاهي اون‌هايي که ميخوان آدم رو برسونن

بيشتر از کيلومتري که رفتن کرايه ميگيرن

من با اتوبوس راحتم تو برو

خيلي خب

خداحافظ

بفرماييد بشينيد

چرا از اين خاله نمي‌خوايد که بشينه؟

تو تنها جوان اين قرن نيستي

احمق

امروز يه نفر سرت داد زد

...هي آقا، چرا دندون‌هات رو

مثل شامپانزه‌ها نشون ميدي؟

شامپانزه چيه آبجي؟

يه ميمون که شبيه آدمه يا يه آدم که شبيه ميمون‌ـه

کاملا درست گفتي آبجي

حال خانومتون چطوره؟

آبجي، همسرم مشکلي نداره

بلکه حساب کتاب زندگي مشکل داره

حقوق و دستمزدم بيشتر نميشه

اما قيمت همه چي داره بيشتر ميشه

....به خاطر همين هر دوتامون تصميم گرفتيم که

باهام دعوا کنه و بره خونه‌ي باباش

وقتي دستمزدم خوب شد بهش ميگم برگرده

عه، اين که حقه‌ست

کجاش حقه‌ست؟

با شما حرف نميزدم

:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهدي.ز - ويرايش: سانابينگ

تاکسي

حتما توي زندگي قبليش توي راديو آل اينديا بوده

حتي يک دقيقه هم دير نمي‌کنه

وقتي روپ کومار ساعت رو دستکاري مي‌کنه

اون خود به خود شروع به کار کردن مي‌کنه

شايد اون موقع ما هم يه شانسي داشته باشيم

اما فعلا چيزي نگو

بله قربان؟

سانگيتا، لطفا بيا به دفترم بله قربان-

صبح بخير قربان صبح بخير-

امروز فقط يک نامه هست

هندي بلدي؟ بله قربان-

پس به هندي بنويس

"سانگيتاي عزيزم"

"من علاقه‌ي زيادي به موسيقي دارم"

"نور کن"

"موسيقي آروم"

"اگه ما با هم باشيم"

"ميتونم حقوقت رو 100 روپيه افزايش بدم"

"ارادتمند شما"

نه ارادتمند شما خوب نيست

به نظر خيلي رسمي مياد

"روپ کومار تو"

همين بود قربان؟

امروز همين کافيه، ممنون

برو، اين رو بگير قاصد-

بله خانم؟ بيا اينجا-

اين پرونده رو به رئيس بده چشم-

بله قربان؟

خانم سانگيتا، من منتظر جواب اون نامه هستم

جوابش رو که آقاي رئيس ميده

اون نامه رو براي رئيس فرستادم

چي؟

نگاه کن ببينم سانگيتا بله قربان؟-

اون پرونده بايد تا امروز عصر روي ميز من باشه

بله قربان

اين عادلانه نيست سانگيتا

اون يه نامه‌ي خصوصي بود چرا فرستاديش براي رئيس؟

اينجا اداره‌ست، هيچ چيز خصوصي‌اي اينجا وجود نداره

باشه، باشه، اين فايل‌ها بايد براي عصر تايپ بشن، فهميدي؟

بله قربان

به خاطر کاري که کردي حسابي پشيمون ميشي احمق خفه شو-

با هيچ دختر ديگه‌اي اينطور رفتار نکن، فهميدي؟

رئيس صداتون مي‌کنه

صبح بخير قربان

صبح بخير

من رو صدا کردين؟

آره، بشين

ممنون قربان

خانم شريواستاو، شما دختر شجاعي هستين

....کار آسوني نيست که درباره‌ي مديرت

به مديرعامل شکايت کني

موقعيت شغلي زيادي وجود نداره

من ميتونم مجازاتش کنم

اگه بخواي حتي ميتونم

بهش اخطاريه‌ي يک ماهه بدم و اخراجش کنم

اين به خودتون بستگي داره قربان

اخراج شدن يا موندن اون اصلا برام مهم نيست

...اما شما بايد بدونيد که

چطور آدم‌هايي توي اداره‌تون کار مي‌کنن

....نميدونم چند تا دختر

اينطور نامه‌هايي رو دريافت کردن

اما قربان، حتما کاري کنيد متوجه اشتباهش بشه

پاشو، پرونده رو ببند ساعت پنج شده

عشق مني عزيزم

خداحافظ

کاپور بود

کاپور؟ آره-

صبح که داشتي درباره‌ي يه نفر به اسم مادان حرف ميزدي

اين کاپور زاپاس‌ـه

تو عوض نميشي

اي عزيزم، قبل از اينکه بزرگ بشي عاشق يکي دو نفر شو

اگه پسري اين اخلاقت رو ببينه هيچوقت پيشت نميمونه

اول يه کم به صورتت برس

هميشه درست مثل يه مدير مدرسه‌ي پير سخت گيري

گوش کن، من هر جور که هستم راضي‌ام، بيا بريم

بريم

بابلو، بابلو گوش کن...گوش کن آبجي داره مياد

گوش کنيد، گفتم که آبجي داره مياد الان سر همه‌تون داد ميزنه

سريع بريد درس بخونيد آبجي اومده-

مامان، اين حقوق اين ماهه

Jeevan Dhaara subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left