The first 200 lines.
درو، تو فوقالعادهای.
اوه، خدای من! این چه کوفتیه؟
امروز صبح درو و امی رو تو تخت دیدم.
مامانم کارشو از دست داد.
میتونه بیاد پیش ما بمونه.
حالا ما تو رو به سرپرستی قبول کردیم. ما پدر و مادر تو هستیم و من مامانتم.
ولی تو مامان من نیستی.
مامانت دوستت نداره چون بچه بدی هستی.
میشه تنهام بذاری؟
بیا تو خونه! یه اتفاق بود!
و اون فکر میکنه تو ازش متنفری.
ویکتور، میشه درو باز کنی، لطفا؟
عزیزم، باید برم دستشویی.
باشه. حالا.
چی میخوای؟ یه های فایو یا چیزی؟
مامانتو از اونجا بیار بیرون. در بزن.
من در نمیزنم.
اگه داره یه کار خجالتآور اون تو میکنه چی؟
فقط داره موهاشو درست میکنه. ۴۵ دقیقه؟ فکر میکنی داره موهاشو درست میکنه؟
آره. ۱۵ دقیقه دیگه وقت داره. ۱۵ دقیقه دیگه؟
من ۱۵ دقیقه رو دووم نمیارم... پس در بزن!
میرم تو سینک. نه، نمیری.
چرا؟ الان شلوارمو خیس میکنم. این حال بهم زنه.
خب، شلوارتو خیس کن. اوه، حال بهم زنتر از خیس کردن شلوارم؟
آره، واقعاً. من میرم بیرون.
باشه. اوه!
صبح بخیر. صبح بخیر.
چه روز قشنگی خدا آورده، مگه نه؟
بله. شما زیبا به نظر میایین. خیلی ممنونم.
آره، موهات خیلی قشنگه. صبح بخیر!
خب، ممنونم. یه مصاحبه شغلی دارم.
اوه، عالیه! فوقالعادهست، مامان.
من برات دعا میکنم.
و امیدوارم همه چی عالی پیش بره.
نه، نه، نه، نه، نه! اوه، جبار.
اوه، عزیزم، تو دستگاه بخور داری، مگه نه؟
من فقط... باید خیلی سریع برم بیرون.
من برات یکی میگیرم. ممنونم.
اووم
مکس، رفیق، پاشو باید راه بیفتیم.
باید آماده شیم برای مدرسه.
خدایا، اون چه بوییه؟ من هیچی حس نمیکنم.
رفیق، یه چیزی اینجا بوی گند میده.
آخرین بار کی قفس "گواکامولی" رو تمیز کردی؟
من قفس "گواکامولی" رو یکشنبهها تمیز میکنم.
دیروز؟ دیروز تمیزش کردی؟ چون بوی افتضاحی میده.
دیروز یکشنبه بود. مطمئنی؟
بده. مثل یه بوی کهنهست.
هی، رفیق؟
آخرین بار کی دوش گرفتی؟
من سهشنبهها و شنبهها دوش میگیرم.
باشه، میدونی چیه؟
باید بلند شی، کتابتو بذاری پایین.
باید خیلی سریع بری دوش بگیری، باشه؟
۱۵ دقیقه دیگه مدرسه شروع میشه.
نه، من سهشنبهها و شنبهها دوش میگیرم.
التماست میکنم. نه سهشنبهها و شنبهها.
لطفا تو این مورد بهم اعتماد کن، برو دوش بگیر. امروز دوشنبهست.
من دوش نمیگیرم. عزیزم الان واقعاً وضعیت بده، باشه؟
الان میرم دندونامو مسواک بزنم.
مکس، دوش بگیر. نه!
اوه، خدای من!
و نگاه کن.
اینو نمیخورم.
ویکتور، عزیزم من پنکیک درست کردم.
چون این همون چیزی بود که خواسته بودی.
من اونایی که تو درست میکنی رو دوست ندارم.
تو هنوز حتی امتحانشون هم نکردی.
من توشون بلوبری ریختم. بلوبریها افتضاحن.
مامان، ویکتور الان گفت "افتضاح".
عزیزم، نگو "افتضاح". خودت الان گفتیش.
باشه، هیچکس اون کلمه رو نگه.
و من برات پنکیک بدون بلوبری درست میکنم.
اگه مودبانه درخواست کنی.
من پنکیکهای برگر کینگ رو میخوام.
این اتفاق نمیافته.
دستپختت افتضاحه.
مامان، اون دوباره گفتش! میدونم عزیزم. شنیدم.
میدونی چیه؟ بشقابتو بردار.
و میتونی بری تو اتاق نشیمن تلویزیون تماشا کنی.
در حالی که صبحانهتو میخوری.
چی؟ من اجازه ندارم این کارو بکنم.
تو یه خود شیرین کوچولویی.
ویکتور! اون دوباره یه کلمه بد گفت!
میدونم، عزیزم. برو تو اتاق نشیمن.
اصلاً عادلانه نیست.
ویکتور.
باید صبحانهتو بخوری.
من اونو نمیخورم.
میتونی اونی که برات درست کردمو بخوری یا هیچی نخوری.
مامان واقعی من هر روز برام برگر کینگ میگرفت.
عموم گفت که میتونه برامون.
کارت پشت صحنه بگیره اگه بخوایم، خب...
میتونه سرگرمکننده باشه.
مگر اینکه نخوای بری. مجبور نیستیم بریم.
آره، نمیدونم واقعاً دلم میخواد جایی برم.
باشه.
خوبی؟
نه.
نمیتونم باور کنم.
دوباره داری تو ماشین من کات میکنی.
جلوی مدرسه. واو. درو!
چی؟
من باردارم.
اوه
اِیمی، مطمئنی؟
آره، مطمئنم. یعنی، آزمایش دادی؟
آره، آزمایش دادم. یعنی، دقیقه؟
نمیدونم، نمیدونم. یعنی، فکر کنم آره.
روی جعبه نوشته بود، پس...
خدای من، باورم نمیشه این داره اتفاق میافته.
هی، ایمی، روسری قشنگی داری! هی!
بعد از کلاس میبینمت، باشه؟
باشه.
اِیمی... من امتحان اسپانیایی دارم. باید برم.
نه، اِیمی، خواهش میکنم. خواهش میکنم.
ببین، همه چی خوب میشه.
چه جوری میتونی اصلاً...
چی؟ نه، درو!
همه چی خوب نمیشه.
مکس، این جای مذاکره نیست. میخوام بری دوش بگیری.
داداش، من هر روز دوش میگیرم.
بابا هم میگیره، باشه؟ و اگه نمیگرفتیم، خوشت نمیاومد.
اهمیت نمیدم.
گوش کن، یادت میاد بابا اون مینی تریاتلون رو شرکت کرد؟
یادت میاد چقدر بد بو میداد؟ اون نیمه تریاتلون بود.
مینی بود هر چی که بود. چقدر بد بو میداد؟
نه، یادم نمیاد.
باشه، خب اون خیلی بد بو میداد... مهم نیست.
کل خونه بوی بد گرفته بود. من که تریاتلون شرکت نمیکنم.
داداش، این... باشه.
حرفم اینه که داری بزرگتر میشی.
پس باید دوش بگیری.
بزرگتر شدن که مثل شرکت تو تریاتلون نیست.
خب، در مورد اون حق با توئه، مکس.
اما چون داری بزرگ میشی، غدد عرقت شروع میکنن متفاوت عمل کنن.
پس بوی متفاوتی میدی. جالبه. چرا؟
خب، اِ... تغییرات هورمونی هست.
دقیقاً علمشو مطمئن نیستم.
اما بدنت هورمون تولید میکنه.
فهمیدم. ...و اونا تغییر ایجاد میکنن.
باشه. دیگه چی تغییر میکنه؟
باشه، خیلی چیزا. اِ، خب...
آره. خیلی.
صدات کلفتتر شده. درسته.
و داره...
خب، شروع میکنی به مو درآوردن.
من که همین الان هم مو دارم.
خب، فقط روی سرت نه.
اوه، خب، زیر بغلم دارم.
خوبه. و روی...
اسکیتلز! من نگاه نمیکنم به...
اگه بری دوش بگیری، برات یه بسته اسکیتلز میخرم.
عالیه. محشره. بابا، برو بیرون. برو. من اسکیتلز میخوام. برو بیرون!
باشه، اسکیتلز.
درو؟
سلام. هی.
اوضاع چطوره؟ خوبه.
همه چی خوبه، اِ... با ایمی و اینا؟
آره. شما دو تا امروز صبح خیلی ناراحت به نظر میرسیدین.
میدونم، ولی خوبه.
باشه. خب، وایسا درو، وایسا، من...
فقط به نظر میرسید بیشتر از یه دعوا بود.
و بعدش... آره نمیدونم، بود.
و بعد ایمی سر کلاس نیومد.
اوم، آره نمیدونم... نمیدونم کجا رفت.
من... مطمئن نیستم. خب، من عصبانی نیستم.
واسه این نیست که اینو مطرح میکنم.
ولی ایمی هیچ وقت کلاسو غیبت نمیکنه. آره نمیدونم.
فکر کنم فقط بیشتر نگرانم. من...
گوش کن، میتونی در مورد هر چیزی با من حرف بزنی.
باشه. خب، باحال. مرسی.
پوت، پوت، پوت، پوت.
بابایی! هی.
چطوری؟ وای اینجا چه گرمه، نه؟
مامان بزرگ سرما میخوره. و شرجیه هم هست.
وای، مثل مناطق گرمسیری.
هی، عزیزم.
اون چیه، اِ... اون بوی چیه؟
بدون من شام خوردین؟
آره، ببخشید عزیزم، سعی کردم بهش توضیح بدم.
که ما صبر میکنیم تو از سر کار برگردی.
اون توضیح داد. تقصیر منه.
ولی من نمیدونستم اینقدر دیر میشه.
وای، ساعت ۸؟
این شام دیره برای یه پسر بچه.
و ساعتها پیش آماده بود ولی یه بشقاب برات گرم نگه داشتم.
قزلآلاست. اوه.
اِ، رنه، مطمئنم قزلآلای خیلی خوبیه.
من فقط... زیاد اهل ماهی نیستم.
پس شاید یکم غلات بخورم.
آره، برات یکم غلات میارم.
اُهو، اُهو. مسخرهس.
جبار اولش بیمیل بود.
ولی وقتی امتحانش کرد عاشقش شد، مگه نه عزیزم؟
تو واقعاً دوستش داشتی.
و مصاحبهت امروز چطور پیش رفت؟
خب، ممنون که پرسیدی.
ولی فکر نمیکنم خیلی خوب پیش رفت.
متأسفم که اینو میشنوم.
No comments yet. Be the first to leave one.