The first 200 lines.
.من دارمت
!نگهبان
!نگهبان
.دارمت
.بیا اینجا، تو
.زانو بزنید
برای نجات دادن اون به خودت افتخار میکنی؟
.بهتره سرت تو کار خودت باشه
فکر کردی میتونستی این یادداشت رو به بیرون برسونی؟
این چیه؟
.نگاه کن
این چیه؟
دارم ازت سؤال میکنم! این چیه؟
.من بهزبان ژاپنی حرف نمیزنم
.بندازیدش توی انفرادی
.هیچکس نمیدونه که تو اینجا هستی
.تو هیچوقت از اینجا بیرون نخواهی رفت
.از سر راه برو کنار
.غذا
.غذا
."کیوشی"
.اسم من "کیوشی"ـه
."نیک"
.من به کمک تو احتیاج دارم
وقتی در زندان کسی سعی ،کنه تا خودکشی کنه
.اونها میبرنت به بیمارستان
،وقتی که من اونجا باشم .برادرنم بهدنبال من خواهند اومد
.و بعد، میدم دنبال تو بیان
خیلیخب؟
!استراحت تمامـه
.برگردید سر کار
!راه برو - !عجله کنید -
!هی! برو
!هی! سریع راه برو
ازت میخوام تا جلوی مردن من رو بگیری .و مطمئن بشی که نگهبانان میان
!نگهبان
!نگهبان
!هی! هی
!کمک
!کمک
!هی! هی
!کمک
.ساکت باش - !اون خودش رو برید -
!شماره 129. وضع اضطرارى
!زنگ اضطرارى رو بهصدا در بیارید
!شماره 129. وضع اضطرارى
!وضع اضطرارى
!زنگ اضطرارى
!حرکت کنید... بهجلو
.یک، دو. یک، دو، یک، دو
!حرکت کنید - !برید سر کار -
«نتفلیکس تقدیم میکند»
ترجمه و زیرنویس از مرتضی ریواز و محمد ریواز
~Enjoy!
||خارجی||
"تمام خانواده "شیروماتسو
دوست دارند تا با تشکر از تو بابت کاری که برای عضو ما کردی شروع کنند
تو بهزبان ژاپنی حرف میزنی؟
.یه ذره
.کیوشی" میگه ما باید یه شغل به تو پیشنهاد کنیم"
ما با یکی از هموطنان آمریکایی تو مشکل داریم
حالا مدتی میشه سعی کردیم تا .باهاش منطقی باشیم
...شاید
.تو میتونستی در این مورد به ما کمک کنی
.آره، شاید میتونستم
.خوبه
.عجب، آقای خارجی
.به دیدن ما بیا. بهت تخفیف میدیم
!این رو امتحان کن. خوش آمدی
.اینجا منتظر بمون
.توی مسافرخانه یهخرده بخواب
.یهنفر فردا میاد دنبالت
.منتظر اونها بمون
.سلام، گاوچران
آبجوی آمریکایی؟
.100تا میشه
صد تا؟
.آره
.خیلیخب
.تو کارت خیلی خوبه
.یه ثانیه صبر کن
.بیا
.ممنونم
آبجو؟
.باورم نمیشه به اون یارو مشت زدی
دیدی چطوری به من نگاه میکرد؟ - .یهخرده پاش رو از گلیمش درازتر کرده بود -
.درسته - .بیا یهخرده پول دربیاریم -
.خیلیخب
.ببخشید - .ببخشید -
.اونجا پارک کن - .بله، قربان -
.موفق باشی
."بیا بریم به دفتر آقای "پانتی
آقای "پانتی"؟
،یه یارو این بیرون دارم .میگه بابت یه قرارداد اومده اینجا
.فقط یه دقیقه بهش وقت بده
،ببین مطمئنم که تو برای این جماعت احترام قائل هستی
چون لباسخوابهای ابریشمی میپوشن
و وقتی قهوه میریزن طوری تعظیم میکنن انگار تو خدای خورشید لعنتی هستی
صراحتاً، من هیچ اهمیتی به قوانین یا سنتهای اونها
یا هر کوفتی که تو اومدی اینجا تا سعی کنی تا به من توضیح بدی نمیدم
!ما بردیم
فایدهی بردن یه جنگ چیه
اگه حالا باید نگران ناراحت کردن «ژاپنیها» باشی؟
.من بودم بهشون ژاپنی نمیگفتم - .خیلیخب -
.پس تو یکی از اونها هستی - یکی از چی؟ -
.من قردادی با ارتش ایالات متحده دارم
کشور لعنتی تو به من فلز بهارزش دو سنت هر یارد مکعب میده
میدونی اونها این فلز رو از کجا گیر میارن؟
فکری نداری؟
از تجزیه کردن ماشینآلات جنگی گیر میارن
که این ژاپنیهای لعنتی ساختن تا .به ما حملهی ناگهانی کنن
پس من رو ببخش اگه اونها باید دوباره از من ارزان بخرنش
حالا، نمیدونم اگه تو داری یه ضعیفه چشمبادامی رو میکنی
و داری این همه چشمغره میری و ،دلسوز شدی
.اما روال اینطوریـه
روال اینطوریـه؟ - .روال اینطوریـه -
،و حالا .میتونی گورت رو از دفتر من گم کنی
.اون پر خونـه
کشتیش؟
.زنده میمونه
.بریم
،برادر .تازگیها من داشتم چندتا تقلید انجام میدادم
.بذار ببینم - اجازه هست؟ -
.یه کرمـه
.و حالا...دو کرم
.این خندهدار نیست
.نمیتونی بگی خندهدار نیست
.نیک". نوبت توئه"
.یک پنگوئن وارد یه میخانه میشه
...به ساقی میگه
«هی، برادر من رو دیدی؟»
...ساقی به پنگوئن نگاه میکنه و میگه
«اون چه شکلیه؟»
یک پنگوئن وارد یه میخانه میشه ،و از ساقی میپرسه
«برادر من رو دیدی؟»
«اون چه شکلیه؟» «شکل یه پنگوئن، البته»
.همگی، بخندید
.بخندید. حالا هر معنی میده، بخندید
.بخندید، بخندید
.لعنتی، اونها هستن
.خانواده "سیزو"ـه
.«بهتره برگردن به «کوبه .این شهر ماست
.هی، شما، آرام بگیرید. بشینید
چی میخواید؟
.حرکت هوشمندانهای بود
.این قلمروی ماست. برو خانه
،انبار آمریکایی فکر میکنی میتونید ازش قسر در برید؟
.ما با سربازان آمریکایی معاملهای کردیم، نه شما
.انبارها حالا مال ما هستند
.هی، خوشتیپ، گوش کن
،تو اومدی این داخل و با ما حرف زدی .همانطور که رییست بهت گفته
.این تحسینبرانگیزـه
.منتقلش میکنیم، اگه فراموش نکنیم
شنیدم خانوادهی تو معاملهای با آمریکاییها کرده
.اما باعث نمیشه این بندر مال شما باشه
گرفتی؟
انتظار داری من تو رو جدی بگیرم
با این پیشی کوچولوی سفید روی میزت؟
.آخی! چه چهرهی نازی داری
پس چرا نمیبریش خانه و نوازشش نمیکنی؟
.نه، شما خانم رو نگه دارین
اخبار توی شهر رو نشنیدید؟
اسم "شیروماتسو" دیگه هیچ ارزشی نداره
.رییس شما نیمهبازنشستهست
.اون نسبت به چیزی که در راهـه کورـه
.خفه شو
.این حقیقتـه
اگه رییس تو و رییس قبلی ما رابطهای دوستانه نداشتن
.من خانوادهی شما رو نابود میکردم
.برعکسـه، احمق
.دفعه بعد، زنان شما رو میبریم
.برو خانه
خایههای کثیف شما رو قطع میکنیم .وقتی شروع کردیم
درست همانطوری که بندر شما رو گرفتیم .قبل از اینکه بفهمید
.برو خانه
.«برگردید به «کوبه
.بذارید برن
!گم بشید
.برنگرد، احمق
.میرم
رقاصها کجا هستند؟
!برقصید
.برقصید! بیاید دوباره نوشیدن رو شروع کنیم
.بهسلامتی
.بهسلامتی
اینجا مال کیه؟
.مال تو، اگه بخوایش
.قشنگه
.درموردش فکر کن
.یه کتوشلوار توی کمد هست .باید اندازهات باشه
.بذارید من بهتون محلق بشم
چقدر؟
چرا کسی حرفی نمیزنه؟
کی مسئولـه؟ تو؟ - .نه -
.میپرسم کی مسئولـه
تو؟
اونـه؟
اسم تو چیه؟
."کیمورا"
.پس تو "کیمورا" هستی
No comments yet. Be the first to leave one.