The first 200 lines.
کرین
وقت زیادی نداریم
ایکابود ، نه
نه،نه،نه پطاقت بیار،خواهش میکنم
صورتت چی شده؟
صورتم پر معنیه
قیمت عقل و دانایی سنه
اوه،حالا تو چی بدست آوردی؟
قتل تو دابس فری حل نشده
شايد بتونم تو پيدا کردن چندتا .سرنخ به افسر پرونده کمک کنم
اما نگرانی وجود نداره
نگران اون مسئله اصلا نباش
میدونی, بعضی از مردم, وقتی که روزنامه میخونن,
آرومن
به کار فکر نمیکنن
ساعات کاری من برنامه مخصوص به خودشو داره
و تو هم يه دزد سيبزميني سرخ کرده هستی
یکم گرمش کنم کلانتر؟
اوه،خیلی ممنون
ابی خوبی؟
آره،واقعا خوبم،مرسی
به نظرت تمام پروندههاي حل نشده تو اين اطراف
عجیب نیستن؟
منظورم اینه ،همه مردم ....
وایسا
میدونم تو چیکار میکنی!
تو کافه خیلی قهوه میخوری
.به اندازه کافي تو اينکار عجيب بودي
من فقط میگم نمیخوای این همه هیجان رو از دست بدی ، درسته؟
.کوانيکو" تو يک سال جون 240 تا آدم رو گرفت"
اين برنامهايه که فقط به خود "افبيآي" مربوطه میشه
من نمیگم صلاحیتش رو نداری
میگم جا میزنی یا هستی؟
هی،کولوچه ـت پیرمرد
وقت تمومه
حسابش با من
بابا
کلانتر.
چارلی 101 به مرکز
بگو چارلی 101
من یه تماس از اصطبل های "فاکس کرک" دریافت کردم
اسبا از یه چیزی ترسیدن
شاید کایوت ها اومدن
باشه
ما میریم اونجا
این چه ربطی به کار پلیس داره
ولي دلت واسه اين تنگ ميشه
دارم جدی میگم
برو خونه و ببین میتونی جیمی رو پیدا کنی
مواظب باش
باشه.
آقای "اوگولوی"؟
من ستوان میلز هستم
اوه، شیـشــــــ آروم باش ، آروم باش
آروم باش
آروم باش ، آروم باش
آروم باش ، آروم باش
ما یه اسلحه رو زمین پیدا کردیم
ابی دوباره بگو؟ صدات قطع ميشه
یه چیزی اشتباهه
ما یه اسلحه از رو زمین پیدا کردیم.
آماده
اوه ، خـــــــدا
کربین ، من اوگلوی رو پیدا کردم
یه چیزی سرشو از جاش کنده
کلانتر حرف میزنه برو يه جايي که بتونم ببينمت
خدا جون
اوه
کوربین
يه افسر کشته شده
اوه ، خدا جون
يه افسر کشته شده
اصطبل های فاکس کرک
تکرار میکنم اصطبل فاکس کرک يه افسر کشته شده
برگرد دستات رو بذار رو سرت
میگم برگرد دستات رو بذار رو سرت
رو زانوت
مال اون نیس
مطمئنی؟
ابی میدونم آسون نیس ...اما لطفا
از نزدیک یه نگاهی بنداز
اندی ، من مطمئنم
من یه مرد دیدم که یه چیزی مثل
یونیفرم نظامی قدیمی پوشیده بود مثل ،یـه
کت قرمز
یه چیزی رو دستش داره
نمیدونم چی ، مثل یه نشانه
يه تبر داشت؟
چی؟
نشانه رو دستش
تبر شکل بود؟
اونو میشناسی؟
اوه ، نه ، نه
نه ، نه ، اون نمیتونه باشه
هی
اون کیه؟ آخرین بار کی دیدیش؟
وقتی من سرش رو بریدم
کی هستی؟
شما يه دادستان منتخب هستين؟
اين يه دادگاه نيروي دريايي ه؟
چیکار میکنی؟
این یه دستگاه دروغ سنجه
وقتی من ازت سوال میپرسم
اگه دروغ یا راست بگی اون میفهمه
ماشین میفهمه؟
اینجا دیگه کدوم جهنمیه
به چه حقي منو در مقابل ارادم قرار میدین؟
اون چیه؟
بخاطر قتل کلانتر آگوست کربین
شما اينجاي هستین
.من هيچ ربطي به قتل اون آدم ندارم
نشنیدی؟- آقا-
من نميتونم اجبار کنم که اين ،آزمايش رو انجام بدي ولي اگه قبول کني
.واسه خلاص شدن از اينجا شانس بيشتري داري
ادامه بده- ممنون-
اسمت چیه و از کجا اومدی؟
اسمم ایکابود کرینه
یه زماني افسر وظيفه در هنگ سلطنتي ملکه بودم
و براي جنگ با ميهنپرستان به مستعمرات ،آمريکا فرستاده شدم
استاد تاريخ در کالج مرتون آکسفورد بودم
اين موضوع زياد براي من طولانی نبود و باعث شد عقيدمو عوض کنم
و فرار کردم
میگی که یه جاسوسی؟
من میگم که حکومت استبداد
به ارزش وجدانم خیانت کرد
و نتونستم به خودم این اجازه رو بدم که
زندگیم رو بخاطر هیچ نابود کنم
پس ، آره
من یه جاسوس تحت فرمانه
ژنرال واشنگتون بودم
ژنرال جرج واشنگتون؟
اونو میشناسی؟
بهم درباره "اسب سوار" بگو
اعتراف ميکني که سرش رو از تنش جدا کردی؟ آره يا نه؟
نه
اول من بهش شلیک کردم
ولی باز اون بلند شد
بنظرم جدا کردن سرش بهتر بود
بعدش چی شد؟
به بهداری بردنم
نه ، نه ، نه ، نه
نــه
کاترینا اونجا بود
کاترینا؟
همسرم
اون یه پرستار غیر نظامی تو هنگ 37 امه
من داشتم میمردم
ایکابود ، طاقت بیار
طاقت بیار
من باید هوشیاری خودم رو از دست داده باشم
بعدش متوجه شدم که تو یه غار به هوش اومدم
پس درباره اتفاقت افتاده چیزی نمیدونی
و هیچ چیز بدرد بخوری نداری
که چرا این سوار بی سر
اطراف "اسلیپی هالو" میچرجه
چطوری اینجا اومدی؟
اگه میدونستم کدوم جهنمیه بهتر میتونستم بگم
الان ، من هزارتا سوال دارم
اما از اهانت بهتون در مورد بستن
به یه صندلی لعنتی دوری میکنم
الان من کجام؟
سوال این نیس که کجایی
سوال اینه که در چه زمانی هستی؟
خبر خوب اینه که تو جنگ پیروز شدین
خبر بدم اینه که
اون مال 250 سال قبله
آقای کرین به قرن بیست و یکمـ خوش اومدی
بدون حتی یه حرکت
احتمالا تو شرایط خاصی تحت آموزشش بوده
ببرش به سنت جرجی
.يه ارزيابي 72 ساعته ميخوام - .باشه -
الان درستش میکنم
به سنت جرجی منتقلش میکنم با دو ماشین
قربان؟
سروان؟
من ستوان ابی میلزم
من همکار کلانتر کوربین بودم
بله ، درسته
بابت از دست دادنش خیلی متاسفم
ممنون آقا اما میشه بپرسم
،قبل از اينکه به واحد روانشناسي بفرستينش
میشه فرصت اینو بهم بدین که خودم بازجوییش کنم؟
معلومه نه- اون شکل و قیافه-
مردی کو خودم دیدم رو تعریف کرده
یه مرد بدون سر رو تعریف کرده
میخوای تائیدش کنی معاون؟
نه قربان
اما با کنار هم گذاشتن اون چیزایی که
بخاطر میارم
یه چیزایی معلوم میشه
و اون چیه؟
از بریدگی گردن آگوست یکم خون ریخته شده بود
من با پزشکی قانونی حرف زدم و اونا تائید میکنن این حرف رو
که بریدگی سوخته شده
منظورم اینه که تبر 500 درجه داغ بوده
چرا اینطوری بوده؟
آرسون اثری از
آتیش نزدیک این طرفا پیدا نکرده
آقای کرین معلومه که بعضی چیزا رو دیدین
امکان داره تو فهمیدن خیلی چیزا تو ماموریت بهمون کمک میکنه
No comments yet. Be the first to leave one.