Loot

Loot

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Loot 2022 S03E05 720p WEB-DL x264
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2025-11-18
Downloads: 20
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

SANDS Movie

بوسه هتل

‫اقامت خوبی داشته باشید.

‫ممنونم.

‫سلام رفقا، چه خبر؟

‫از کجا میتونم یه چیزبرگر توپ و خوشمزه پیدا کنم؟

‫باید بعداً کوارتربک باشم.

‫ته خیابون، سمت راست.

‫خیلی خب، خیلی خب، خیلی خب.

‫متیو مک‌ کانهی.

‫آه، درک جونز چه آدم عوضی آمریکایی‌ ایه.

‫آره... ولی یه چیزی در موردش هست.

‫تقریباً...

‫خوشگله.

‫تقریباً یادم رفت. فوتبالم رو نگه دار.

‫سوپ کمپبل.

‫خوبه.

‫تو خیلی بهتر از این یارو ‫یه آدمِ آمریکاییِ خوشگلِ عوضی میشدی.

‫آره، میدونم. نگو.

‫آخه، قیافه‌ش رو ببین. به زور خوشگله.

‫هیچ عضله‌ ای توی گوش‌ هاش مشخص نیست.

‫فقط خاموشش کن، لطفاً.

‫اوه، نگران نباش، نیکی خرسه. ‫چیزهای دیگه پیش میاد.

‫چیزهای دیگه پیش اومده.

‫اون مدیر انتخاب بازیگر کره‌ ای، ‫وسواس من رو داره.

‫میخواست بهم یه نقش توی سریال ‫فرعی پیشنهاد بده، بیمارستان بوسه،

‫در نقش دکتر تیموتی گورجس.

‫خب، این عالیه! حق هم دارن.

‫میدونم، ولی مجبور شدم رد کنم.

‫آخه، نمیتونم برم کره.

‫مالی از هم می‌پاشه.

‫اوه، نه، اون از هم نمی‌پاشه. ما پشتتیم.

‫منظورم اینه، آرتور اون رو خوشحال نگه میداره، ‫سوفیا اون رو مشغول نگه میداره،

‫و من اون رو با تفکرات فرهنگیم سرگرم میکنم.

‫منظورم اینه، قضیه کنگر فرنگی چیه؟

‫چرا کلمه "خفه" رو توی اسم غذاتون میذارید؟

‫تو نمیفهمی، هاوارد.

‫رابطه ما، خیلی عمیق‌ تر از این چیزهاست.

‫منظورم اینه، فکر نمیکنم هیچ‌ وقت بتونم ترکش کنم.

‫حتی اگه بخوام.

‫بهت قول میدم، حالش خوب میشه.

‫- اگه... ‫- اوه اوه.

‫ببینید کی مانیکور پدیکور تازه کرده ‫و نمیتونه از دست و پاهاش استفاده کنه.

‫- آخ جون! اسموتی! ‫- بفرمایید.

‫از بس نشستم تشنه‌م شد.

‫باشه. از پسش بر میام.

‫- میتونم... ‫- نه. خودم انجامش میدم.

‫بیا به لب های مامانی.

.اجازه بده

‫یه اتفاق وحشتناکی افتاده.

‫- نیکلاس مرده... ‫- چی؟

‫از درون.

‫خوشحالم که مکث دراماتیکم جواب داد. ‫و من توجه تو رو...

‫- جلب کردم. ‫- باشه.

‫بیا زیاده‌ روی نکنیم. ‫میدونم که این اواخر یکم افسرده بوده.

‫بعضی وقتا اون با سندرم پیش از قاعدگی با من همدردی میکنه ولی اون تا هفته دیگه نیست

‫فکر میکنم این بزرگ تر از اونه.

‫مسائل زن ها رو دست کم نگیر!

‫باشه. شاید یکم زود قضاوت کردیم.

‫دختر عمو، میدونی نیکلاس چند تا پیشنهاد بازیگری رو ‫به خاطر رابطه‌ مشکل‌ دار و وابسته به تو رد کرده؟

‫چی؟ من همیشه از بازیگریش حمایت کردم.

‫همه‌ پیشنهادهایی که بهش میشه توی کره‌ست.

‫کره؟ خب، این... نه، این...

‫اون نمیتونه به کره نقل مکان کنه.

‫اونجا جایی نیست که ما زندگی میکنیم.

‫فکر میکنم تو و اون باید با هم صحبت کنید.

‫تو همه چی رو اشتباه فهمیدی.

‫فکر نمیکنم کره مسئله اصلی باشه.

‫فکر میکنم فقط به این خاطره که من ‫وقت زیادی رو با آرتور میگذرونم،

‫و اون احساس میکنه یکم نادیده گرفته شده.

‫نیکلاس مثل یه گیاه گوشتیه.

‫خاردار و شیکه، ولی به یکم آب نیاز داره.

‫پس، من قصد دارم اون رو ‫با کلی هدیه و توجه غرق کنم.

‫و اون در کمترین زمان به حالت عادی برمیگرده.

‫فکر نمیکنم این مشکلی باشه ‫که بشه با پول حلش کرد.

‫بهت ده هزار دلار میدم ساکت بشی.

‫قبوله، دختر عمو. من رفتم. دوستت دارم.

‫صبح بخیر.

‫مالی، زود باش دیگه.

‫بیدار شو، ساعت ده و نیمه.

‫خودت خواستی زود بیدارت کنم.

‫لعنتی! خدایا!

‫- سورپرایز. ‫- یا خدا!

‫گرفتمت!

‫چرا باید این کار رو میکردی؟

‫چون داریم روز نیکلاس رو جشن میگیریم، ‫و میدونم چقدر هالووین رو دوست داری.

‫من هالووین گی‌ پسند رو دوست دارم که ‫یه کاپ ورزشی میپوشی و اسمش رو میذاری لباس.

‫- نه این مزخرفات رو. ‫- گوش کن...

‫میدونم که اخیراً وقت زیادی رو با هم نگذروندیم، ‫ولی این دیگه تموم میشه.

‫من و تو، قراره خیلی خوش بگذرونیم.

‫مالی، من واقعاً به این نیاز ندارم. ‫میشه فقط بریم سر کار؟

‫همه چی رو برنامه ریزی کردم.

‫حتی فتوشاپ رو یاد گرفتم،

‫و این برنامه کوچیک و شیک رو چاپ کردم.

‫نتونستم اندازه فونت رو درست کنم، ‫به همین خاطر ۷۰۰ صفحه دیگه هنوز دارن چاپ میشن.

‫این قراره بهترین روز دنیا باشه!

‫باشه.

‫آفرین. حالا، بذار دوباره این رو سر جاش بذاریم ‫تا ماری‌ سول رو بترسونیم.

‫اون تازه فهمیده که مشکل قلبی داره، ‫پس این واقعاً حالش رو خوب میکنه.

‫از اینکه همگی اینجایید ممنونم.

‫امیدوارم همه دیشب خوب استراحت کرده باشن، ‫چون قراره این فروشگاه رو زیر و رو کنیم.

‫هر چیزی که این فرشته روی زمین بخواد، مال اونه.

‫به هر چی نگاه کنه، صاحبش میشه.

‫آماده‌ ای عزیزم؟

‫فکر کنم بد نباشه یه پلیور جدید داشته باشم.

‫شنیدید چی گفت. ‫شروع کنید به آوردن پلیورها.

می سال ۲۰۱۱

‫سلام، جلیقه.

‫دنبال دستشویی میگردیم؟ ‫یه جورایی اورژانسیه؟

‫نه، در واقع، دنبال یه لباس برای پوشیدن ‫امشب میگردم، و به کمک احتیاج دارم.

‫خیلی خب. و مناسبتش چیه؟

‫سرپرستی یه جشن فارغ‌ التحصیلی؟

‫اوه، نه.

‫شرکت شوهرم داره سهامی عام میشه. ‫یه عرضه اولیه سهامه.

‫و امشب یه مهمونی بزرگ هست، ‫و کلی خبرنگار اونجا میان،

‫و فقط میخوام خوب به نظر برسم.

و ‫شوهرت کیه؟

‫جان نواک.

‫خب، خانم نواک، تو جای درستی اومدی

‫خیلی خب، عالیه.

‫آره، در واقع انتخاب کردن خیلی سخت میشه،

‫چون تو ساختاری رو داری که ‫هر چیزی رو خوب نشون بدی

‫- واقعاً؟ خوشحالم که این رو میشنوم. ‫- باهام بیا.

‫راستش، حالا که احساس راحتی میکنم، ‫واقعاً باید برم دستشویی. یه جورایی اورژانسیه.

‫اوه، مشکلی نیست.

‫وای خدای من. خیلی خیره کننده‌ست!

‫واقعاً؟ یکم زیادی به نظر میاد.

‫نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه.

‫بهم اعتماد کن، این همه زرق و برق و تجمل ‫یکم زمان می‌بره تا بهش عادت کنی، ولی، بیا

‫بهت میگم این مدل توی هفته مد پاریس همه جا بود.

‫و من یه کیف دستی عالی سراغ دارم.

‫نخرش.

‫چی؟

‫آره. اون رو نخر.

‫خوب به نظر نمیاد، مگه نه؟

‫میخوام این رو تا جایی که ممکنه مودبانه بگم، ولی...

‫شبیه این شدی که یه ماپت توسط ‫یه درخت کریسمس مورد تجاوز قرار گرفته.

‫وای خدای من.

‫انگار روم چسب لاستیکی پاشیدن ‫و توی یه هابی لابی غلت خوردم.

‫تنها دلیلی که این رو بهت نشون میده، ‫اینه که گرون‌ ترین قطعه روی زمینه.

‫اون پورسانتی کار میکنه، و خیلی آشغاله.

‫البته در واقع اینطور نیست.

‫میخوای یه چیز واقعاً حال‌ به‌ هم‌ زن بدونی؟

‫- اون دگرجنسگراست. ‫- نه!

‫آره. اون موقع ناهار به هوباستنک گوش میده.

.اون مادر خراب

‫من بهش اجازه دادم به ادرارم گوش کنه.

‫میدونی، فکر کنم این خیلی بهت میاد.

‫واقعاً؟

‫آره. اون هیچ وقت این رو بهت نشون نمیده ‫چون ارزون تره، ولی بهم اعتماد کن.

‫باشه، اعتماد میکنم.

‫ممنون.

‫اون پسر خوشگله با موهای شلخته ‫که داشت بهم کمک میکرد کجاست؟

‫دیگه مزاحمت نمیشه.

‫- و من خیلی متاسفم. ‫- نه. من ناراحت نشدم.

‫در واقع میخواستم ازش تشکر کنم.

‫عزیزم، اون یکی لباس کجاست؟ ‫خیلی بهت میومد.

‫این همجنسگرا لال شده بود.

‫تو اجازه نداری این رو بگی ‫چون دگرجنسگرایی، هوباستنک.

‫و من این لباس رو میخوام، ‫پس بذار من داشته باشمش.

‫این چیزی بود که اون گفت.

‫وای خدای من!

‫بهتره متوقف بشی، دراز بکشی و غلت بزنی، ‫چون این فاحشه آتیش گرفته!

‫متاسفم. من مستِ صبحم.

‫این واقعاً عالیه. ممنونم.

‫بچه ها، ما همه چی رو میخریم.

‫- برای ایستگاه بعدی ما آماده ای؟ ‫- باشه.

‫مالی، این همه سخاوت خیلی زیاده، ‫ولی الان میتونیم بریم خونه.

‫میدونم که اخیراً حال خوبی نداشتم، ‫ولی این همش خیلی...

‫امروز درباره ابراز احساساتمون نیست.

‫بلکه درباره از بین بردن اونا با منابع گسترده منه.

‫حالا، بریم به ایستگاه بعدی!

‫وقتی واسه تلف کردن نیست!

‫خیلی خب. به سورپرایز بعدیت خوش اومدی.

‫باشگاه من؟ ‫ولی من همین الان دو تا کلاس صبح رفتم،

‫به علاوه یه تمرین باسن. ‫باسنم کاملاً نابود شده.

‫اوه، ما اینجا برای یه ورزش معمولی نیومدیم.

‫یه هدست؟

‫منظورت این نیست که…

‫تو الان کاپیتانی.

‫خب، خب، خب.

‫اگه این برودی، برودی، جودی و برودی نباشه.

‫مربی های مورد علاقه من.

‫و جودی، امیدوارم کارهات رو ردیف کرده باشی، ‫چون امروز مراسم خاکسپاری کوفتی توئه!

‫سینه ها بالا، شکم ها تو، پسرها.

‫پدال بزن، پدال بزن.

‫از شهر کوچیک غرب میانه‌تون پدال بزن

‫یا خدا، لعنتی. اسم این رو میذاری شنا؟

‫اون سینه هات رو بنداز توش!

‫عمیق تر! عمیق تر!

‫جوری اسکات بزنید که از خودتون متنفرید!

‫قلدر دوران راهنماییت داره دنبالت میکنه.

‫میدونه که از هنر خوشت میاد، ‫و حالا میخواد بکشتت.

‫داری با من شوخی میکنی…

‫جودی؟ من جای دیگه‌ ای برای رفتن ندارم!

‫نیک، سه ماهه که اجاره‌ت عقب افتاده.

‫و حالا هم که کارت رو از دست دادی.

‫نمیتونیم تا ابد هوات رو داشته باشیم. ‫ما با یه درآمد ثابت زندگی میکنیم.

و ‫تو حتی توی درست کردن پازل هم کمکی نمیکنی

‫اوه، کیرم رو بخور، کلاریس.

More Farsi Persian subtitles for Loot

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left