The first 200 lines.
سلام.
-سلام -سلام به همه
سلام.
سلام.
ممنون.
و ممنون. و چیزی که در این
برنامه فراموش نشدنی میبینید...
ریچارد از چماق استفاده میکنه....
جیمز توی ماشین زمزمه میکنه.....
و من بیرون کلیسا پارک میکنم....
خیلی ممنونیم.
اتفاقات جالبیه.
خب، حالا....
این برنامه بر پایه فورد هستش.
چون چند روز پیش شنیدیم که
به فکر از رده خارج کردنه...
موندئو هستند.
یک خبر بزرگه
توی بریتانیا، از دست دادن موندئو شبیه...
از دست رفتن خاندان سلطنتی عه.
و اگه اون اتفاق بیوفته یک نفر مستند ازش میسازه.
دقیقا، که به این علت تصمیم گرفتیم این هفته
گرند تور باید یک مستند در مورد
مرگِ فورد خانوادگی سایز متوسط بسازه.
چیز جالبیه.
شروع داستان موندئو در حقیقت به خیلی قبل برمیگرده
وقتی که دنیا سیاه و سفید بود.
توسط این...
فورد کورتینا.
این اولین سرفصل از آفرینش
در مهمترین کتاب از
تاریخچه ماشینسازی بریتانیا هستش.
در سال 1962 وارد شد
و جدا از چراغ عقب CND
چیز خاصی نداشت.
مثل "مینی" انقلابی نبود.
یک ماشین خانوادگی معمولی بود
سپس فورد تصمیم گرفت که توجه جلب بکنه
و شروع به یورش به پیستها کردن.
که یعنی ساختن یک مدل با عملکرد عالی.
اولین فورد سریع در دنیا.
و این چیزی بود که بهش رسیدن.
زندگی از این بهتر نمیشه.
پیست کدول، روز آفتابی....
لوتوس کورتینا درجه یک.
این فتنه است.
موتور انقلابی 1.6 لیتری دو قلو داشت.
که صدایی مثل
کشتار زنبورها رو میده.
دیوانهوار سرعت داشت.
8هزار دور در دقیقه دوران موتور داشت
و 105 اسب، قدرت تولید میکرد.
نتیجهاش یک عملکرد دیدنی بود.
ماشینهای جادهای 170 تا میرن.
و در حالت مسابقه 230 تا میرفتن.
اونموقع چیزی مثل سفینه فضایی بودش.
و بهتر از هرچیزی....
و اگه خیلی تو فازش بودید.
توی پیچ میشد چرخ جلو رو بلند کرد.
توی سراشیبی درست توقف نمیکرد....
و چسبندگی خیلی کمی داشت.
در نتیجه یک بیشفرمانی روانی داشت.
همچنین شدیدا شکننده بود.
مجله ماشین برای یکسال یک عدد رو
29هزار مایل روند.
توی این مدت، 6تا محور عقب
و 3تا سیستم تعلیق عقب عوض کرد.
احتمالا تعداد زیادی میل لنگ هم نیاز داشت.
چون از شکلات ساخته شد.
ولی اهمیتی نداشت.
چون لوتوس کورتینا برای طولانی مدت طراحی نشده بود.
برای 40 دقیقه دوام طراحی شده بود.
چون مسابقه در این حد طول میکشید.
در اوایل دهه 60 مسابقات ماشین در بریتانیا
هیجانانگیزترین ورزش موتوری بود که
دنیا به خودش دیده بود.
فوردهای عظیم آمریکایی در قسمت تخت، میتازیدن
و موقع پیچ، ارتشی از مینی
دنبالشون بودن
زیبا بود. هرجومرجی شدید.
اما وقتی اوضاع آرام میشد این لوتوس بود که
برد رو انجام میداد.
در 1964 در حقیقت قهرمان شد....
و صرفا توی پیست ممتاز نبودن
سال 1966 رالی بریتانیا رو قهرمان شدن.
حتی توی ایتالیا در پیست سورتمه سواری رانندگی کردن
بعد از اینکه کورتینا معروف شد.
و سورتمه سواری معروف
از دید راننده کورتینا اینگونه دیده میشه.
در این مقطع تاریخ، فقط و فقط به
رولینگ استون ارزش داده میشد.
دامنها کوتاهتر و....
خیلی چیزهای دیگه دراز تر میشد.
و کورتینای فریبنده
نبض لحظه رو خیلی خوب بدست گرفت.
هیجان انگیز بود. اولین ماشینی که ساخته شده بود
تا مرد خانواده احساس خاص بودن بکنه.
انگار که صرفا یک انسان معمولی نبود.
داستان کورتینای مارک دو هم همین بود.
مارک سه نیز همینطور./
نتیجه تماشایی بود.
یکی از 3ماشین فروخته شده در بریتانیا فورد بود.
و یکی از 10تا، کورتینا بود.
موقع ساخت این فیلم از هرکی که سوال کردم جواب یکسانی دادن.
"آره، پدر من قبلا یکی از اینا داشت"
توی تیم، پدر کی کورتینا داشت؟
ببین! همه بودن.
جدا از کارگردان که اسمش 2 تیکه است.
یعنی پدرش رنج روور داشته. بگذریم...
موضوع اینه که اینا پرفروشترین ماشینی بودند
که بریتانیا به خودش دیده بود.
البته که حکمفرمایی بخاطر سکسیسم و
و دست فرمون مضحکش نبود که باعث شد فورد برای خودش اسمی دست و پا بکنه.
یک سری مسائل تجاری هم دخیل بود.
اواخر دهه 60، در بریتانیا از سالی 3هزار پوند
حقوقتون، 41% مالیات برداشته میشد.
برای عبور از این مشکل خیلی از شرکتها
حقوق کمتری به پرسنل میدادن.
بعد، برای پرداخت مابهالتفاوت
بهشون، ماشین میدادن.
و اون...
مشمول مالیاتی نمیشد.
فورد متوجه موضوع شد.
و با مدل های مختلفی
برای سِمَتهای مختلف به سمت شرکت اومد.
مدلی ساده برای بازاریاب.
مدل ال برای مدیر فروش.
بعدش مدل اکسال با ساعت و قسمت چرمی
برای رئیس بازاریابی بود.
و مدل جیتی قدرتمند برای مدیر عامل.
سیاست برچسب زدن فورد کاملا سیستم دسته بندی رو تغییر داد.
چون قبلا با نحوه دست گرفتن چاقو و چنگال مردم رو قضاوت میکردیم.
یا اینکه بگن توالت یا مستراح.
ولی بعد از اومدن کورتینا.
توسط چیزی که روی صندوق نوشته بود قضاوت میشدین.
پدران ما میدونستن که این برچسبها یعنی چی.
و پسر، ما هم همینطور.
اومدید مدرسه قدیمی من در "دانکستر"
و کاملا بخاطر دارم
یکروز غروب در سال 1969 از اون در اومدم بیرون.
میومدم این سمت به این تیرک میرسیدم.
و متوجه میشدم چیزی که پارک کرده اونجا
یک 1600 ای، یک ای هستش.
درست مثل همون.
و اون...پدر من بود.
که غیرممکن بود.
"ای" سلطان مطلق تپه بود.
چهار عقربه توی داشبورد چوبی داشت.
فرمان چرم و آلومینومی داشت.
و بیرونش چرخ روستایل و ...
مهشکن جلو داشت.
زیبا و شگرف بودش
و چیزی فراتز از توصیف.
هنوز مثل روز بخاطر میارم که چه حسی داشتم.
پاهام رسما قفل شد.
یعنی...
موهای پشت گردنم داره سیخ میشه
دقیقا همونطوری که توی پاییز 50 سال قبل اتفاق افتاد..
همینطوری عظمت آغوشی که به پدرم دادم بخاطر دارم.
چون خیلی بهش افتخار میکردم.
چون مدل ای داشت. ای یعنی هیئت مدیره.
پدرم 1600ای داشت.
یعنی از دوک ادینبورگ هم بالاتر بودش.
چند سال بعد در ساوت ولز.
یک پسر دیگه به اسم جیمز می.
دقیقا همین رو تجربه کرد.
توی خونه دوستم بود که سر خیابونمون بودش.
که پدرش اومد و گفت که پدر من
الان با یک ماشین جدید به خونه اومد.
منم رفتم بیرون...
و اونجا کنار جدول دقیقا.
یک کورتینای GLX صفر بود.
منم گفتم که امکان نداره اون باشه.
ولی بود.
این کورتینای مارک سه جدید بود.
و چون مدل GLX بود
روی شبکه نوار کرومی و...
سقف وینیل داشت.
و 4شاخص کمکی که به سمت راننده متمایل بودن.
همچنین یک چیزی به اسم دور معکوس داشت.
که تا حالا ندیده بودم.
ولی وقتی بهش نگاه کردم.
متوجه شدم که بدنم میتونه مایع منی تولید بکنه.
متاسفانه همهی بچهها در بریتانیا
به خوشبختی جیمز نبودن.
چون بعضیها در بیرمنگام متولد شده بودن.
و نمیتونستی اینجا فورد داشته باشی
چون اینجا خانهی شرکت "لِیلند" بود.
من توی این خیابون بزرگ شدم.
و روزی رو که پدرم با ماشین جدید اومد بخاطر دارم.
دعا میکردم کورتینا باشه.
ولی نبود.
چیزی که بود.... یک کوله پشتی
از ناامیدی بودش.
به اسمه آستین آلگرو استیت.
حتی 4تا در هم نداشت.
پدرم چه فکری کرده بود؟
چه بلایی سر ما آورده بود؟
روی زانوهای کودکانهام افتادم
No comments yet. Be the first to leave one.