The Grand Tour

The Grand Tour

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

The Grand Tour S03E14 WEBRip x264-ION10
A Commentary by amirr3z4

Tags

web
webrip
x264
720p
720
BRip
1080
480p
480
Published on: 2020-01-30
Downloads: 51
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫سلام.

‫-سلام ‫-سلام به همه

‫سلام.

‫سلام.

‫ممنون.

‫و ممنون. ‫و چیزی که در این

‫برنامه فراموش نشدنی میبینید...

‫ریچارد از چماق استفاده میکنه....

‫جیمز توی ماشین زمزمه میکنه.....

‫و من بیرون کلیسا پارک میکنم....

‫خیلی ممنونیم.

‫اتفاقات جالبیه.

‫خب، حالا....

‫این برنامه بر پایه فورد هستش.

‫چون چند روز پیش شنیدیم که

‫به فکر از رده خارج کردنه...

‫موندئو هستند.

‫یک خبر بزرگه

‫توی بریتانیا، از دست دادن موندئو ‫شبیه...

‫از دست رفتن خاندان سلطنتی عه.

‫و اگه اون اتفاق بیوفته ‫یک نفر مستند ازش میسازه.

‫دقیقا، که به این علت ‫تصمیم گرفتیم این هفته

‫گرند تور باید یک مستند در مورد

‫مرگِ فورد خانوادگی سایز متوسط بسازه.

‫چیز جالبیه.

‫شروع داستان موندئو در حقیقت ‫به خیلی قبل برمیگرده

‫وقتی که دنیا ‫سیاه و سفید بود.

‫توسط این...

‫فورد کورتینا.

‫این اولین سرفصل ‫از آفرینش

‫در مهمترین کتاب از

‫تاریخچه ماشین‌سازی بریتانیا هستش.

‫در سال 1962 وارد شد

‫و جدا از چراغ عقب CND

‫چیز خاصی نداشت.

‫مثل "مینی" انقلابی نبود.

‫یک ماشین خانوادگی معمولی بود

‫سپس فورد تصمیم گرفت که ‫توجه جلب بکنه

‫و شروع به یورش به ‫پیست‌ها کردن.

‫که یعنی ساختن یک مدل ‫با عملکرد عالی.

‫اولین فورد سریع در دنیا.

‫و این چیزی بود که ‫بهش رسیدن.

‫زندگی از این ‫بهتر نمیشه.

‫پیست کدول، روز آفتابی....

‫لوتوس کورتینا درجه یک.

‫این فتنه است.

‫موتور انقلابی 1.6 لیتری دو قلو داشت.

‫که صدایی مثل

‫کشتار زنبورها رو میده.

‫دیوانه‌وار سرعت داشت.

‫8هزار دور در دقیقه دوران موتور داشت

‫و 105 اسب، قدرت تولید میکرد.

‫نتیجه‌اش یک عملکرد دیدنی بود.

‫ماشین‌های جاده‌ای ‫170 تا میرن.

‫و در حالت مسابقه ‫230 تا میرفتن.

‫اونموقع چیزی مثل ‫سفینه فضایی بودش.

‫و بهتر از هرچیزی....

‫و اگه خیلی تو فازش بودید.

‫توی پیچ میشد چرخ جلو رو بلند کرد.

‫توی سراشیبی ‫درست توقف نمیکرد....

‫و چسبندگی خیلی کمی داشت.

‫در نتیجه یک بیش‌فرمانی ‫روانی داشت.

‫همچنین شدیدا شکننده بود.

‫مجله ماشین برای یکسال ‫یک عدد رو

‫29هزار مایل روند.

‫توی این مدت، 6تا محور عقب

‫و 3تا سیستم تعلیق ‫عقب عوض کرد.

‫احتمالا تعداد زیادی ‫میل لنگ هم نیاز داشت.

‫چون از شکلات ساخته شد.

‫ولی اهمیتی نداشت.

‫چون لوتوس کورتینا برای ‫طولانی مدت طراحی نشده بود.

‫برای 40 دقیقه دوام طراحی شده بود.

‫چون مسابقه در این حد طول میکشید.

‫در اوایل دهه 60 ‫مسابقات ماشین در بریتانیا

‫هیجان‌انگیزترین ‫ورزش موتوری بود که

‫دنیا به خودش دیده بود.

‫فوردهای عظیم آمریکایی ‫در قسمت تخت، میتازیدن

‫و موقع پیچ، ارتشی از مینی ‫

‫دنبالشون بودن

‫زیبا بود. ‫هرج‌و‌مرجی شدید.

‫اما وقتی اوضاع آرام میشد ‫این لوتوس بود که

‫برد رو انجام میداد.

‫در 1964 در حقیقت ‫قهرمان شد....

‫و صرفا توی پیست ‫ممتاز نبودن

‫سال 1966 رالی بریتانیا رو ‫قهرمان شدن.

‫حتی توی ایتالیا در ‫پیست سورتمه سواری رانندگی کردن

‫بعد از اینکه کورتینا معروف شد.

‫و سورتمه سواری معروف

‫از دید راننده کورتینا اینگونه دیده میشه.

‫در این مقطع تاریخ، ‫فقط و فقط به

‫رولینگ استون ارزش داده میشد.

‫دامن‌ها کوتاهتر و....

‫خیلی چیزهای دیگه دراز تر میشد.

‫و کورتینای فریبنده

‫نبض لحظه رو خیلی خوب ‫بدست گرفت.

‫هیجان انگیز بود. ‫اولین ماشینی که ساخته شده بود

‫تا مرد خانواده ‫احساس خاص بودن بکنه.

‫انگار که صرفا یک ‫انسان معمولی نبود.

‫داستان کورتینای مارک دو هم همین بود.

‫مارک سه نیز همینطور./

‫نتیجه تماشایی بود.

‫یکی از 3ماشین فروخته شده ‫در بریتانیا فورد بود.

‫و یکی از 10تا، کورتینا بود.

‫موقع ساخت این فیلم از هرکی که سوال کردم ‫جواب یکسانی دادن.

‫"آره، پدر من قبلا ‫یکی از اینا داشت"

‫توی تیم، پدر کی کورتینا داشت؟

‫ببین! همه بودن.

‫جدا از کارگردان که اسمش ‫2 تیکه است.

‫یعنی پدرش رنج روور داشته. ‫بگذریم...

‫موضوع اینه که ‫اینا پرفروشترین ماشینی بودند

‫که بریتانیا به خودش دیده بود.

‫البته که حکمفرمایی بخاطر سکسیسم و

‫و دست فرمون مضحکش نبود که باعث شد ‫فورد برای خودش اسمی دست و پا بکنه.

‫یک سری مسائل تجاری هم دخیل بود.

‫اواخر دهه 60، در بریتانیا ‫از سالی 3هزار پوند

‫حقوقتون، 41% مالیات ‫برداشته میشد.

‫برای عبور از این مشکل ‫خیلی از شرکت‌ها

‫حقوق کمتری به پرسنل میدادن.

‫بعد، برای پرداخت مابه‌التفاوت

‫بهشون، ماشین میدادن.

‫و اون...

‫مشمول مالیاتی نمیشد.

‫فورد متوجه موضوع شد.

‫و با مدل های مختلفی

‫برای سِمَت‌های مختلف ‫به سمت شرکت اومد.

‫مدلی ساده برای بازاریاب.

‫مدل ال برای مدیر فروش.

‫بعدش مدل اکس‌ال با ساعت و ‫قسمت چرمی

‫برای رئیس بازاریابی بود.

‫و مدل جی‌تی قدرتمند ‫برای مدیر عامل.

‫سیاست برچسب زدن فورد ‫کاملا سیستم دسته بندی رو تغییر داد.

‫چون قبلا با نحوه دست گرفتن چاقو و چنگال ‫مردم رو قضاوت میکردیم.

‫یا اینکه بگن توالت یا مستراح.

‫ولی بعد از اومدن کورتینا.

‫توسط چیزی که روی صندوق نوشته بود ‫قضاوت میشدین.

‫پدران ما میدونستن که ‫این برچسب‌ها یعنی چی.

‫و پسر، ما هم همینطور.

‫اومدید مدرسه قدیمی من ‫در "دانکستر"

‫و کاملا بخاطر دارم

‫یکروز غروب در سال ‫1969 از اون در اومدم بیرون.

‫میومدم این سمت ‫به این تیرک میرسیدم.

‫و متوجه میشدم چیزی که پارک کرده اونجا

‫یک 1600 ای، یک ای ‫هستش.

‫درست مثل همون.

‫و اون...پدر من بود.

‫که غیرممکن بود.

‫"ای" سلطان مطلق تپه بود.

‫چهار عقربه توی داشبورد چوبی داشت.

‫فرمان چرم و آلومینومی داشت.

‫و بیرونش چرخ روستایل و ...

‫مه‌شکن جلو داشت.

‫زیبا و شگرف بودش

‫و چیزی فراتز از توصیف.

‫هنوز مثل روز بخاطر میارم که ‫چه حسی داشتم.

‫پاهام رسما قفل شد.

‫یعنی...

‫موهای پشت گردنم ‫داره سیخ میشه

‫دقیقا همونطوری که توی پاییز ‫50 سال قبل اتفاق افتاد..

‫همینطوری عظمت آغوشی که ‫به پدرم دادم بخاطر دارم.

‫چون خیلی بهش افتخار میکردم.

‫چون مدل ای داشت. ‫ای یعنی هیئت مدیره.

‫پدرم 1600ای داشت.

‫یعنی از دوک ادینبورگ هم ‫بالاتر بودش.

‫چند سال بعد در ساوت ولز.

‫یک پسر دیگه به اسم جیمز می.

‫دقیقا همین رو تجربه کرد.

‫توی خونه دوستم بود ‫که سر خیابونمون بودش.

‫که پدرش اومد و گفت ‫که پدر من

‫الان با یک ماشین جدید ‫به خونه اومد.

‫منم رفتم بیرون...

‫و اونجا کنار جدول دقیقا.

‫یک کورتینای GLX صفر بود.

‫منم گفتم که ‫امکان نداره اون باشه.

‫ولی بود.

‫این کورتینای مارک سه ‫جدید بود.

‫و چون مدل GLX بود

‫روی شبکه نوار کرومی و...

‫سقف وینیل داشت.

‫و 4شاخص کمکی که به سمت راننده ‫متمایل بودن.

‫همچنین یک چیزی به اسم ‫دور معکوس داشت.

‫که تا حالا ندیده بودم.

‫ولی وقتی بهش نگاه کردم.

‫متوجه شدم که بدنم میتونه ‫مایع منی تولید بکنه.

‫متاسفانه همه‌ی بچه‌ها ‫در بریتانیا

‫به خوشبختی جیمز نبودن.

‫چون بعضی‌ها در ‫بیرمنگام متولد شده بودن.

‫و نمیتونستی اینجا ‫فورد داشته باشی

‫چون اینجا خانه‌ی ‫شرکت "لِیلند" بود.

‫من توی این خیابون بزرگ شدم.

‫و روزی رو که پدرم با ماشین جدید ‫اومد بخاطر دارم.

‫دعا میکردم کورتینا باشه.

‫ولی نبود.

‫چیزی که بود.... ‫یک کوله پشتی

‫از ناامیدی بودش.

‫به اسمه ‫آستین آلگرو استیت.

‫حتی 4تا در هم نداشت.

‫پدرم چه فکری کرده بود؟

‫چه بلایی سر ما آورده بود؟

‫روی زانوهای کودکانه‌ام افتادم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left