The first 200 lines.
زیر امواج،
موجودی رازآلود زندگی میکنه،
که از دایناسورها هم قدیمیتره.
اختاپوس!
یه موجود فرازمینی باورنکردنی.
تو یه لحظه رنگ عوض میکنه.
و شکل هر چیزی رو به خودش میگیره.
اونا استاد واقعی استتار تو این سیارهان.
حالا داریم کشف میکنیم،
که اونا یکی از باهوشترین موجودات
روی این سیارهن.
دو سال غرق شدن تو دنیای اونا،
نشون میده که از ابزار استفاده میکنن.
من از سطح پیچیدگیای که میدیدم، واقعا شوکه شدم.
واقعا شوکه شدم.
خلاقانه فکر میکنن.
با گونههای دیگه ارتباط برقرار میکنن.
و شاید حتی رویا میبینن.
گاهی اوقات با خودم فکر میکنم که آیا اختاپوسها دارن در مورد من رویا میبینن،
و به این فکر میکنن که من چی هستم، کی هستم.
ما تازه داریم شروع میکنیم به فهمیدن
که اونا چی برای گفتن به ما دارن.
من همین الان با یه اختاپوس گفتگو کردم.
تو اعماق اقیانوس،
یه اختاپوس غولپیکر ماده اقیانوس آرام،
از تخمهاش تو یه غار پنهان محافظت میکنه.
اونا رو تنها نمیذاره، حتی برای غذا خوردن.
اونا به محافظت اون نیاز دارن.
اون بیش از هفت ماهه که داره ازشون مراقبت میکنه.
و آروم آروم داره از گرسنگی میمیره.
سالم نگه داشتن بچههاش،
آخرین کاریه که قراره انجام بده.
این اختاپوس کوچولو، به اندازه یه دونه برنج،
قراره به تنهایی وارد دنیا بشه.
بدون اینکه هرگز مادر یا خواهر و برادراش رو بشناسه.
اختاپوسها منزویترین موجودات طبیعتن.
یا حداقل، دانشمندا اینطور فکر میکردن.
دکتر الکس شنل، محقق نشنال جئوگرافیک،
سالها رو صرف مطالعه روانشناسی حیوانات کرده.
اون معتقده که اختاپوسها اجتماعیتر از اون چیزیان که ما فکر میکنیم.
وقتی با یه اختاپوس وقت میگذرونی،
این حس بهت دست میده که اونا هم به همون اندازه به تو کنجکاون
که تو به اونا کنجاوی.
طی ساعتها غواصی در شمال استرالیا،
اون اعتماد
یه اختاپوس ماده روزگرد خجالتی رو به دست آورده.
یه لحظهای بین ما پیش اومد
که احتمالا اونجا تصمیم گرفت من براش تهدیدی نیستم
و بهم اجازه داد دنبالش برم.
الکس حتی براش یه اسم هم انتخاب کرده.
اون یه زخم کوچیک زیر چشمش داشت
و اینجوری بود که اسمش رو اسکارلت گذاشتم.
با اینکه ممکنه اسکارلت، الکس رو قبول کنه،
اختاپوسهایی مثل اسکارلت معمولا به همنوعان خودشون اعتماد ندارن.
اونا اساسا موجوداتی گوشهگیرن.
در واقع، اختاپوسهایی که با هم برخورد میکنن
اغلب یا جفتگیری میکنن، یا همدیگه رو میخورن، یا هر دو.
برای همین، وقتی یه اختاپوس روزگرد دیگه به اسکارلت نزدیک میشه،
الکس نگران میشه.
من خیلی استرس داشتم.
چون هیچوقت نمیدونی آخرش چی میشه.
اونا همدیگه رو زیر نظر میگیرن،
هر دو رنگ پوستشون رو تیره میکنن،
که اغلب نشونه پرخاشگریه.
اسکارلت باید بفهمه مزاحم چی میخواد.
و فقط یه راه برای این کار هست.
چیز واقعاً عجیب در مورد اختاپوسهای روزگرد اینه
که اونا باید همدیگه رو لمس کنن
تا بفهمن اون یکی چی میخواد.
اسکارلت از بادکشهاش استفاده میکنه،
که ۲۵ برابر حساستر از نوک انگشت انسانه،
تا با غریبه دست بده.
اون یه نره، و دنبال جفت میگرده.
اسکارلت اما علاقهای نداره.
اما اون ولکن نیست.
اسکارلت تو خطره.
اگه بازوهاشو محکم دورش حلقه کنه،
ممکنه خفه بشه.
تماشا کردن اینکه چطور خودش رو آزاد کرد، واقعا آسودگی خاطر بود.
با توجه به اینکه تعاملات اجتماعی اینقدر خطرناکن،
راحت میشه فهمید چرا اختاپوسهایی مثل اسکارلت
ترجیح میدن تنها باشن.
اما به نظر میاد که اون از معاشرت با الکس کاملا راضیه.
من میتونم با یه اختاپوس یه پیوند اجتماعی برقرار کنم،
پس شاید این ایده که اونا کاملا منزویان، درست نباشه.
شواهد فزایندهای وجود داره که اختاپوسها دارن
از هوششون استفاده میکنن تا بسنجن به کی نزدیک بشن.
اونا ضد اجتماعی نیستن، فقط با ملاحظهان!
مخصوصا وقتی پای جنس مخالف در میون باشه.
برای اینکه بفهمیم اختاپوسها چطور انتخاب میکنن
که با کی وقت بگذرونن،
باید به عادات دوستیابیشون نگاه کنیم.
تو اندونزی، زندگی عاشقانه یه اختاپوس
داره به بازنویسی قوانین مربوط به روابط اونا کمک میکنه.
این اختاپوس نر جلبکی، به خاطر پایین اومدن آب، تو پناهگاهش گیر افتاده.
The male algae octopus can't wait to be free.
چون وقتی آب بالا میاد،
اون دنبال عشق و عاشقی میگرده.
از اونجایی که اون فقط چند ساعت در روز از پناهگاهش میاد بیرون،
باید عجله کنه.
خوشبختانه، اینجا که هست، جفت زیاد پیدا میشه.
اما همه اختاپوسهای محلی
دارن از مد کامل نهایت استفاده رو میکنن.
این یه جور قرار گذاشتن سریع اختاپوسیه!
این یه وضعیت اجتماعی انقدر غیرمعموله،
که زیستشناس دریایی، دکتر کریستین هافارد،
دو دههست که داره روش تحقیق میکنه.
اختاپوس جلبکی
بارها در روز، به طور مکرر با هم ارتباط برقرار میکنن.
اما هرچی بیشتر اختاپوسهای جلبکی رو تماشا میکنم، سؤالات بیشتری برام پیش میاد
که واقعاً چه چیزی باعث این تعاملات اجتماعی میشه.
ممکنه این محیط شلوغ و متراکم دلیلی باشه
که اختاپوسهای جلبکی در زمینه معاشرت، روال رو به هم میزنن؟
نر جوون یه ماده رو دیده.
اما یه رقیب راهراه باتجربهتر زودتر به اونجا میرسه.
دست دراز شدهاش یه دعوت آشکار برای جفتگیریه.
نر جوون ما حاضره برای به دست آوردنش بجنگه.
نرها گلاویز میشن،
در حالی که هر کدوم از هشت بازوشون مستقلاً حرکت میکنه،
این یه رویارویی تمامعیاره.
اما این فقط یه مبارزه فیزیکی نیست،
جمعآوری اطلاعاته.
جایگاهش رو بین همسایههای اطرافش یاد میگیره
و اینکه چه منابعی رو ممکنه بتونه به دست بیاره.
از نظر رفتاری تا کجا میتونه پیش بره.
برای چه چیزی باید بجنگه.
این اختاپوسها فقط کنار هم زندگی نمیکنن،
دارن با این کار باهوشتر میشن.
این یه یادگیری اجتماعیه.
و دانشمندان نمیدونستن که اختاپوسهای وحشی میتونن همچین کاری بکنن.
نر جوون هنوز در پی عشقه.
اما حالا یه استراتژی جدید داره.
بهتره بره سراغ مادهای که کسی صاحبش نیست.
اون مکالمه رو شروع میکنه.
دهها هزار سلول پوستی رنگعوضکننده او،
پیامی رو ارسال میکنه.
دانشمندان به این "نمایش ابری متحرک" میگن.
جوابش امیدوارکننده به نظر میاد.
نزدیکتر میشه.
اون پاپیهای بالای چشمش رو بالا میاره،
که یه برجستگی گوشتی کوچیک شبیه انگشته.
خودش رو تا جایی که میتونه بزرگ نشون میده.
بدنش یه پسزمینه سفید با یه نوار مشکی بزرگ داره
که میگه یا باهات میجنگم یا باهات جفتگیری میکنم.
اغوای اون کار رو انجام داد.
اون بازوی مخصوص جفتگیریاش رو دراز میکنه.
نوک تغییر شکل یافتهاش یک بسته اسپرم رو منتقل میکنه.
فقط اگه بتونه جای درست رو پیدا کنه.
نه، هنوزم نه!
اما اون داره بیحوصله و گرسنه میشه.
تا اینجا پیش اومده، پس اگه اون بخواد بره شکار،
اون هم دنبالش میره.
جفتگیری در حال حرکت.
برای این موجود کوچولو، یه مسیر یادگیری پرچالش بوده.
اما تصمیمش برای تعامل با بقیه،
چه مبارزه، چه ارتباط یا جفتگیری،
اون رو باهوشتر کرده،
و موفقتر.
اما آیا اختاپوس جلبکی یه مورد استثنائیه؟
کریستین فکر میکنه نه.
ممکنه بفهمیم که اختاپوسهای اجتماعی دیگهای هم وجود دارن
که شاید اونقدرها هم که فکر میکنیم کمیاب نیستن.
اختاپوسهای جلبکی مجبور به تعامل هستن،
اما جاهایی هم هست که اختاپوسها
خودشون انتخاب میکنن که دور هم جمع بشن.
بیش از صد مایل دورتر از سواحل کاستاریکا.
و تقریباً دو مایل زیر سطح اقیانوس،
در یکی از افراطیترین محیطهای روی زمین،
تیمی از دانشمندان یه کشف فوقالعاده انجام دادن.
یه گونه کاملاً جدید.
که اسم مستعار اختاپوس دورادو رو بهش دادن،
اما اونقدر برای علم جدیده،
که هنوز اسم رسمی براشون انتخاب نشده.
و اونا فقط چند تا از اینا پیدا نکردن،
بلکه بیش از صد تا پیدا کردن.
تقریباً همه ماده هستن و از تخمهاشون مراقبت میکنن.
این یکی از تنها چهار پرورشگاه اختاپوس در اعماق دریاست
که وجودش در سیاره ما شناخته شده.
چی این همه مادر در آینده رو به این نقطه خاص جذب میکنه؟
یه چشمه در اعماق دریا،
جایی که آب گرم از شکافهای کف اقیانوس بیرون میزنه.
که باعث تسریع رشد تخمهاشون میشه.
انقدر نزدیک بودن به هم، بهاییه که ارزشش رو داره.
این مادرها تقریباً دو سال اینجا کنار هم میمونن،
تا بچه هاشون بزرگ بشن.
هر بچه اختاپوس کوچولو، نمادی از تحمل متقابلشونه.
دانشمندان معتقدن مکانهای بیشتری شبیه به این هنوز کشف نشدن.
ممکنه هزاران اختاپوس با کنار گذاشتن اختلافاتشون،
نسل بعدی رو تضمین کنن.
اما وقتی اختاپوسهای گونههای مختلف با هم ملاقات میکنن چی میشه؟
دکتر الکس شنل شنیده که زیر این اسکله بیادعا،
یه اتفاق خیلی غیرمعمول داره میفته.
این اتفاقات شبها میافته.
من فقط نور کوچیک چراغ قوهام رو دارم
تا راهنماییم کنه.
آدم یه حس ترسناک پیدا میکنه
وقتی توی آب حرکت میکنی.
متوجه شدم دو تا چشم کوچیک داره از جایی بیرون میزنه.
و یه اختاپوس کمرنگه.
اون میاد بیرون، و...
No comments yet. Be the first to leave one.