Love, Victor

Love, Victor

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Love Victor S03E04 WEB-DL
A Commentary by peaceful_man
ارائه شده توسط کانال تلگرام :.〠‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.:@HBOvip:.

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
Published on: 2022-06-24
Downloads: 45
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

هی، داشتم فکر میکردم به اینکه

دلت میخواد بریم یه فیلم ببینیم یا همچین چیزی؟

مثلِ... مثل قرار گذاشتن من فکر نمیکنن رابطه‌مون طوری باشه که اینکارا رو بکنیم

خُ خب همونقدر که من سکس تو ماشین پدرمادرتو دوست دارم

فکر میکنم شاید بشه گاهی بریم باهم غذا بخوریم؟

...امممم... راستشو بخوای من

الان بفکر بودن تو یه رابطه نیستم

الان فقط دارم خوش میگذرونم و ادمای مختلفو میبینم

...آدما؟ خب پس تو با چندنفر داری وقت میگذرونی؟

اره یه چند نفری هستن

تو که مشکلی نداری؟ که همینجوری راحت و یهویی پیش بریم؟

مشکلی نیست اوکیه بابا اصلا چرا داریم هنوز درموردش حرف میزنیم؟

وای خدایا، تو خوشگلترین دختر تو کل کریکوودی

حتی تو اون سوییشرت قدیمی گوله گوله شده

میتونیم کمکت کنیم؟ خب، میلاندا رو یادته

استایلیست قدیمیم که یه خال گوشتی زشت داشت؟

حالا به هرحال، بوتیک خودشو داره راه میندازه

اون خیلی نا امیده که یه آدم مهم رو توی افتتاحیه داشته باشه

و مهمونای مهمش باید مشتریای قدیمی باشن

تا تجارتش پا بگیره

خب به نظر جالب میاد ولی من یه پروژه دارم واسه شهرنشینی جهانی

و باید اجتماع خودمو طراحی کنم و تنها کاری که تاحالا کردم، انتخاب کردن جای دستشوییا بوده

امممم

ولی میا میتونه باهات بیاد

وایسا ببینم چه خبره اینجا؟ اوه، باهم میریم ناهار

میریم خرید، حرفای دخترونه میزنیم

انگار دختر خودمی

اممم... سلام! یه دختر دیگه. این یکی که خیلی نازک نارنجیه

چرا من باید بعدازظهرمو به خرید با مادرت بگذرونم؟ ...خواهش میکنم... من فقط

نمیتونم یکی دیگه از اون روزای خریدشو تحمل کنم

که توش درمورد همه‌چیِ من بد میگه

و سوالای تموم نشدنی‌ای ازم میپرسه درمورد اینکه با کدوم پسر سر قرار میرم

اره خب این خیلی یه جوریه

کی قراره بهش درمورد قضیه‌ت با لوسی بگی؟

قصدم اینه که هرگز و به هیچ وجه هیچی بهش نگم

لطفا فقط یه روز منو از شرش راحت کن

میا، سلام. لباسایی که من میپوشم رنگ مرجانین لطفا اگه میتونی توام یه رنگ تو همون مایه‌ها بپوش

ممنون

بهم بدهکار شدی

♤...Zahra مترجم...♤

یه سوال تند و سریع

خب، تو میدونی که من تو اموزش با دقت چطوریم؟

خب بنجی که تو بازپروری بود عقب افتاد

و از بین اینهمه ادم تو مدرسه، گردن من افتاد

بهت حس عجیبی میده؟

نه نه قطعا باید کمکش کنی

با اینکه فکر نکنم الان خیلی ادم مورد علاقه‌ش باشی وقتی که خودمو دوباره معرفی کنم به عنوان یه رفیقی که حسابی تو جبر کمکش میکنه

روشو کم میکنم چون مردم کم کم به من علاقه مند میشن

من ادم تدریجی‌ایم یهویی نیستم. فکر نکنم حرفت اون معنی‌ای رو بده که میخواستی بگی

هوممم

سلام، تو اومدی سراغمو میگیری

معمولا بینمون برعکسه

من تو حال و هوای خوش‌گذرونی بودم میدونی... از همون خودمونیا

من همیشه پایه‌م

آه، ولی پدربزرگ مادربزرگم داخلن و دارن کیک میوه‌ای میخورن

...و دارن به مامانم میگن که خواهرش چقدر خوشگلتره، پس

اممم، اونجا چطور؟

تو دیگه کی هستی؟ فقط بهم بگو اقای خودمونی

ببخشید ببخشید

این بده بد بودنو دوست دارم

درش آوردم؟ فقط شلوارمو در بیار

مطمئنی نمیخوای بیشتر بمونی؟

خیلی پیش نمیاد که بتونیم وقتی هم مامانم هم بابام نیستن خوش بگذرونیم

آره میدونم ولی بعد اونهمه مثلاااا درس خوندنی که انجام دادیم

باید برم یکم واقعا درس بخونم

درس خوندن واقعی؟

میدونی تو منو اغفال میکنی

توام که عاشقشی اره واقعا

اوکی، بای

سلام عشقم

سلام. اممم

دوستا با دستاشون صورت همو قاب میگیرن؟

صورت همو قاب میگیرن؟ چی داری میگی؟

داری لهم میکنی چه مرگته؟

دیدم که پیلار داشت اینکارو با فلیکس میکرد تو راهرو

اوه، شاید یه چیزی روی گونه‌ش بود

اون خیلی شلخته غذا میخوره

باید واسش یه بارونی بگیرم واسه شب مهمونی چیلی

ایزا، نه، دارم بهت میگم من یه چیزی دیدم این آخرا خیلی عجیب رفتار میکرد

یه جورایی... خوشحال اره

مثلا اون روز بهم گفت دوستت دارم

و بعدش ازم پول نخواست

یعنی میگم که.‌.‌. چشه؟

اره و اون روز فقط واسه رفتن تا دم پست هم ریمل زد

پیلار و فلیکس باهم دارن شیطونی میکنن

باورم نمیشه که من زودتر نفهمیدم

اوه خدای من

امروز موقع صبحونه میدونی بهم چی گفت؟

صبح بخیر

ما خیلی احمقیم

خب چه خبرا از ورونیکا و بابات؟

حسابی از پالتو آلتو خوششون اومده؟

اوه اره بابام که حسابی خوشش اومده

ورونیکا تقریبا ۹ ماهشه

و خوش نمیگذره بهش

اوه اره، بیچاره بارداری فقط بدنو خراب میکنه

منظورم اینه که... اگه واقعا باید یه بچه داشته باشی قطعا باید رحم اجاره‌ای بگیری

میا، میتونم یه چیزی ازت بپرسم؟

اه حتما

اوه اوکی، تو اتاق پروی

باید نگران لیک باشم؟

فکر نمیکنم فکر کنم همه چی خوب باشه چرا میپرسین؟

جدیدا خیلی با من آب زیرکاه شده یعنی حتی از حالت عادی هم بیشتر

و هفته پیش یه داستان بود درمورد این داروی روانگردان جدید به اسم پینت.

اون که پینت مصرف نمیکنه، نه؟

چی؟ نه

حتی نمیدونم چیه

ولی نیازی نیست نگران بشین

لیک این اواخر خیلی خوشحاله

اینطوریه؟ خیلی خوبه که اینو میشنوم

میدونی این خیلی جالبه من وقتی داشتم بزرگ میشدم با مامانم نزدیک نبودم

یعنی خب وقتی سروکله‌ی من پیدا شد اون خودش چهارتا بچه داشت من یه اشتباه تو مستیش بودم

عادت داشت صدام بزنه: سورپرایز مشروب

پس من قسم میخوردم که اگه یه وقتی دختر داشته باشم دوستای صمیمی هم میشیم

و حالا من دارم درمورد زندکی لیک از تو سوال میپرسم چون اون نمیخواد کاری به کارش داشته باشم

اون خیلی خوش شانسه که دوستی مثل تو داره، میا

برای خودمون شیرینی تازه پخته شده خریدم بخاطر شروع دوباره‌مون

ممنون، ولی من همینجوری خوبم

باشه خب پس حداقل میتونی قهوه رو بگیری؟ وگرنه من مجبورم هردوتا رو بخورم و اگه فکرشو بکنی، تا همینجاشم اوکیم

مجبور نیستی تظاهر کنی ازم خوشت میاد

تو به کردیت بیشتر نیاز داری و من هم کمک میخوام

شاید بتونیم همینجوری باهم کنار بیایم؟

اوه اره حتما حتما

میتونم یه چیز دیگه بگم؟

فقط سه تا پسر گی دیگه تو این مدرسه هست

خب تا جایی که خبر داریم خب؟

متیوی سال دومی خیلی تو چشممه

حرفم اینه که نباید حداقل سعی کنیم باهم کنار بیایم؟

وقتی به ویکتور گفتم که دارم اموزشت میدم؟ ولیسا وایسا وایسا ت تو به ویکتور گفتی که من به آموزش نیاز دارم؟

نمیدونستم که این یه رازه

نه راز که نیست فقط

فراموشش کن میشه فقط برگردیم سرکارمون؟

دیشب نیک رو دیدی؟

اوه

همه چیو بهن بگو چرا انقدر از این خوشت میاد؟

توروخدااا بذار من زندگی کنم تو خیال رابطه‌های هوسناک شهوانی تو

مامانم داره به کتاب صوتی نامه اسکارلت گوش میکنه

خب، نیک و من تو خونه بازی خواهرش باهم سکس کردیم وقتی کل خانواده‌ش خونه بودن

چه هوس انگیز! راستش

من واقعا داره از این چیز یهویی راحت خوشم میاد

مجبور نیستم به این فکر کنم که تهش چی میشه

و متیونیم هرکار میخوایم بکنیم ...هروقت بخوایم با هرکسی بخوا

اون پایین وضعت اوکیه؟ اره میشه یه لحظه برگردی؟ باشه

■□...Zahra مترجم...□■

اوه نه نه نه نه نه اوه

اوکی اول از همه بابت اون چیزی که داری تبریک میگم

اما این خیلی کیر خوبیه نگاه نکن خب نمیتونم

انگار تصادف کرده ولی این این این فقط یه راش پوستی کوچیکه

و همینطور هم احتمالا یه بیماری مقاربتیه

ولی خب این اتفاق فقط واسه بهترینای ما میفته

چیکار کنم؟

دوتا گزینه داریم: اول اینکه یه عکس بدون سانسور واسه مربی اموزش مسائل جنسیمون بفرستیم

گزینه دوم؟ کلینیک رایگان

کلینیک رایگان

سلام... وقتی داری از خرید برمیگردی یکم چیزای بامزه خریدم

از یه روز با مامانم جون سالم به در بردم من یه تراپیست عالی دارم اگه بخوای ازش چیزی بپرسی میتونی باهاش حرف بزنی

اه نمیدونم درواقع من یه روی متفاوتی ازش رو دیدم

یه جورایی خوب بود

همه‌ش داشت میگفت که چقدر دلش میخواست که تو اونجا بودی

و از ته دلش میخواست که با تو نزدیکتر بود

اره خب اون دلش میخواد هری استایلز هم ده سال جوونتر بود

بهش گفتم که مانعش فقط این نیست

میتونم میتونه گول زننده باشه ولی درنهایت اون خیلی عاشقته

شاید باید درمورد لوسی بهش بگی

فکر میکنم که اون ازت حمایت میکنه

پس فقط یه بعدازظهر باهاش گذروندی و حالا متخصص شناخت مامانمی؟

نه من من اینو نمیگم

فقط فکر میکنم که اون دلش میخواد بیشتر درمورد زندگیت بدونه

باشه خب شما دوتا الان بهترین دوستای همین

پس چرا تو بهش نمیگی؟

باشه شاید نباید چیزی میگفتم

اره شاید نباید میگفتی

اومد خونه

اوکی، ما یه صحبت اروم و خوب قراره داشته باشیم همونجوری که حرفشو زدیم مگه نه؟

باشه

سلام به پدرمادر فوق‌العاده‌م

آدریان، برو تو اتاقت ما باید با خواهرت حرف بزنیم من همیشه چیزای دست اول رو از دست میدم

درمورد اون بیست دلاریه که از کیف پولت برداشتم؟

چون من ازت اجازه گرفتم ولی خیلی خیلی تند

بین تو و فلیکس چه خبره؟

خبر؟ هیچی. ما با هم دوستیم

پیلار، پدرت شما دوتا رو دیروز دید که صورت همو گرفته بودین

داریم بهت یه شانس میدیم که صادق باشی بهت پیشنهاد میکنم ازش استفاده کنی

باشه خیلی خب ما با همیم

پس تو به ما دروغ گفتی

دروغ نگفتم. فقط بهتون نگفتم

این دقیقا یعنی دروغ

کل این مدت ما فکر میکردیم شما دارین درس میخونین

ولی نه شما با در بسته تو اتاقت بودین

با دوست پسرت خدا میدونه داشتی چیکار میکردی

ما باهم سکس و این چیزا نداریم اوه خدای من

چطوری میتونم حتی یه ذره حرفتو باور کنم؟

میبینی دقیقا به همین دلیل بهت نگفتم

هروقت من با یکی قرار میذارم بابا دیوونه میشه اوه تو فکر میکنی این دیوونگیه؟ نه تو هنوز دیوونگی ندیدی

یادتونه وقتی من با اریک قرار میذاشتم و تو بهشون کلکسیون چاقوتو نشون دادی؟

رودی دیاز چطور؟ دستمو گرفت تو مهمونی اسکیت کلاس پنجمم

تو کشیدیش کنار و هرچی بهش گفتی باعث شد تو شلوارش بشاشه

نه نه نه تو حق نداری سرم داد بکشی

تو اونی هستی که تو دردسر افتاده حالا برو تو اتاقت

من بچه نیستم برو

More Farsi Persian subtitles for Love, Victor

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left