The first 200 lines.
یکصد سال قبل مستعمره نشین بریتانیا در ناتال آفریقای جنوبی توسط پادشاهی پهناور،مستقل زولو محاصره شده بود در سال۱۸۷۹نبردی در گرفت که مسیر تاریخ مستعمرات را برای همیشه تغییر داد نبرد ایساندلوانا
برت لانکستر
پیتر اوتول
سیمون وارد
سپیده دم زولو
ارتش ستشوایو زولو منحل بشود ستشوایو:سلطان قوم زولو در آفریقای جنوبی از سال۱۸۷۳ الی۱۸۷۹ بود و در سال۱۸۷۹ با ارتش بریتانیا جنگید
جنگجویان اجازه دارند که به خانه هایشان برگردند
سازمان نظامی فعلی باید تعلیق بشود
مقررات جدید مربوط به دفاع از قلمرو تدوین بشود
تمام افردی که توافق را نپذیرند دشمن پادشاهی هستند
....ما اجازه کشتار خودسرانه را نخواهیم داد
و ظلم و بی عدالتی که مردم زولو تحمل می کنند
از جانب سلطان خودشان ستشوایو
شما از این نامه خواهید فهمید که این اتمام حجت تصمیم نهایی ما هستش
بنظر می رسد که دولت پادشاهی بریتانیا ترجیح می دهد که برای یک توافق مذاکره کند
دولت پادشاهی،با اعتماد به نفس امیدوار است که با استفاده از خرد با روحیه صبر و سازش معقول در توافق با زولو،می توان جنگ با ستشوایو را پایان داد
....آیا انجامش می دهند؟
هر دو می دانیم که چی درسته فردریک؟
اون انجام می شود عالیجناب هنری
عالیه
تو،حرکت کن
تو،حرکت کن
برو و به گروهان شبه نظامیان بی نظم سیاه ها بگو
که تو بیشتر از اینکه عاشق من باشی،عاشق او هستی
حالا
شما مناسب ارتش بریتانیا نیستید
شما با واحد"کالرو"فرق دارید،خبردار
سرجوخه،من به شما میگم که
دوستت دارم بیشتر از گروهبان" کالرو" خودم
اون وحشتناک هستش از جلوی چشمهای خون گرفته ام گمشو
تفنگت را بالای سر خودت بگیرش
دور این زمین دو دفعه می دوی تا اینکه جنازه خونیت روی زمین بیفته
حالا حرکت بکن،جون بکن،دو دور بزن
برگردید به صفها شما از شاش حیوانات هستید
گروهان
دوش فنگ
پیش فنگ
اینجا،پسرها،اینجا
زودباشید آهان
نه،نه،یکی یکی
شما چی می خواهید؟
چی لازم دارید؟ها؟
شمعها،لطفاً،پولش
آفریکانس حرف می زنید؟ شما از اینجا عبور می کردید؟ آفریکانس :زبان سفیدپوستان آفریقای جنوبی مخلوطی از زبانهای آلمانی،هلندی،انگلیسی هست
ما می خواهیم با زولو بجنگیم ما هنوز در جنگ نیستیم
خواهرزاده من می تواند تیراندزی،ردیابی و به زبان زولوها صحبت بکند
و بجنگد،برای اثباتش جای یک نیزه آفریقایی هم دارد
نشانش بده
تو قربان
اونها را پیش افسر استخدام ببر گروهبان کالرو
از این طرف
گروهان،خبردار
خودتون را تکان بدهید
آیا دستور می دهید؟قربان بسیارخب گروهبان
سواران "سیکالی"،به پیش سواران سیکالی:مربوط به سوار نظام ارتش بریتانیا در آفریقای جنوبی در قرن۱۹ هست
سوارکاری باشکوهی بودش اونها کی هستند؟
سواران سیکالی،عالیجناب همگی مسیحی هستن،هر مردی را من به اسم می شناسم
آیا آنها بخوبی آموزش دیده اند؟
عالیجناب آنها برای من از میان "بوشمنها" سواری کردند بوشمنها:قبایل جنگجوی آفریقایی هستند که در آفریقای جنوبی،نامیبیا،بوتسوانا،آنگولا زندگی می کنند
اوه،واقعاً
کریلاک،ببین،سرهنگ "دارنفورد"،افسر دارد؟
برای سواران خشنش،یک ستوان ۲۴ ساعت خدمت می خواهد
من فکر می کنم،کسی را که شما پیدا می کنید،اگر به زولویی صحبت بکند،ممکنه مفیدتر باشد
بله،من می بینم که تو به هرکدام از آنها یک تفنگ،"مارتینی هنری کاربینی" دادی مارتینی هنری کاربینی:یک مدل تفنگ سازمانی ارتش بریتانیا در قرن نوزدهم بود
سهمیه ما در مقابل بومیها،یک تفنگ در برابر ۱۰ مرد و
فقط پنج دور در هرتفنگ آیا آنها می توانند بخوبی استفاده بکنند؟
تیراندازی آنها مثل سوارکاریشان هستش
شک،تردیدی در سوارکاریشان نیستش،سرهنگ دارنفورد
کریلاک
ما فکر خواهیم کرد که چطوری می توانیم بهترین استفاده را از دانش آفریقایی سرهنگ دارنفورد ببریم
سرهنگ دارنفورد ویلیام ورکر بله
من شنیدم که شما دنبال افسر می گردید
بهترینش،بله،آقای واکر،باشخصیت کسی که ،بتواند سواری و تیراندازی بکند
سرباز ویلیامز
تو توقف کردی
آقای راو
آقای ورکر را به تدارکات ببر و ببین
که تجهیزات مورد نیازش را به او بدهند
و به او سالن غذاخوری سربازخانه را نشان دهید و برایش توضیح بدهید
که از یک افسر انتظار می رود که چطوری رفتار کند
سرهنگ خوب ما دارنفورد با این سواران سیکالی کاملاً یک کودتا را بثمر رساندش
شایعه شده که عالیجناب چلمسفورد، دارنفورد را مجبور کرده
نفر دوم فرماندهی ویژه در ارتش پادشاهی باشد
استخدام یک مهندس که کار سرباز را انجام بدهد
حالا،حالا،آقای مرویل،کمتر بدگویی بکن
غریبه در سالن غذاخوری هستش آقایان محترم،عالیجناب
خودت را معرفی بکن
روزبخیر،فردریک
روزبخیر ویلیام
خوشحالم که تو می تونی به ما ملحق بشوی
آن این بود که یا به زولو محلق بشوم به زولو ملحق بشوی؟
اوه،بله،تو در مرکزش هستی
من قبلاً با پدرت صحبت کردم
او گفتش که تو نزدیک سرزمین زولوها کشاورزی می کنی
سلام من را بهش برسان من باید با تو به دیدارش بروم
برای همکلاسی قدیمی اون خوب هستش بهتره که تو با صدای بلند بگویی که کی هستی
ویلیام ورکر
گروهبان مورفی برای غریبه نوشیدنی بیاورید
به من اجازه بدهید که سربازخانه را معرفی بکنم
سرهنگ پولینی
آقایان،ملویل
کوجهیل صبح بخیر
جکسون
میلنی،سرگرد استیونسون حال شما چطوره؟
هلرفورد و بهترین دوست هارفورد
ورکر،مشروب "جین" خودت را اطراف هارفورد نگذار جین:نوعی مشروب قوی الکلی که از تخمیر جوسیاه به دست می آید
پر از پروانه ای خشک شده
اگر از من بپرسند،زباله هایلعنتی
در آنجایی که من بودم کمبود وجود دارد
آنها با نیزها می جنگند،مگر نه؟
آیا در برابر اسلحه "مارتینی هنری" عادلانه هستش؟ مارتینی هنری:تفنگ سازمانی ارتش بریتانیا در قرن۱۹ بود
تو واقعاً باید بین کشورت و زولو انتخاب می کردی؟
این چیز لعنتی خیلی نزدیک بودش اوه،مورفی،کارت خوب بودش
غریبه جامت را یک دفعه برو بالا و ما برای یک هفته صورت حساب سالن غذا خوری تو را می پردازیم
و اگر نتوانستم؟
پس برای هر نفر یک بطری خوب شراب کلارت کلارت:شراب قرمز مایل به ارغوانی
از سالن غذاخوری به حساب شما داده می شود
اگر اون خیلی زیاد بشود،ما صورت حساب را برای پدرت می فرستیمش
در مجلس اعیان،قصد توهین نداشتم،ورکر
توهینی هم انجام نشدش،مرویل
برای مردانی که از گفتن افکار خود نمی ترسند
بسلامتی،آقا
بالا،بالا،بالا
.....بالا،بالا،بالا،بالا
نه،کاملاً
بطری شراب کلارت مال من هستش،آقایان
هنگ
هنگ
هنگ
من سلام دوستان بریتانیایی را برای تو آوردم
و از سرور بزرگ چلمسفورد
و ارباب تو چی می گوید؟
آنها عصبانی هستند و این تقاضاها را فرستاده اند
آنها می گویند،روشهای حکمرانی تو قدیمی و اشتباه هستند
تو بدون محاکمه مردم را می کشی
ملکه سفید بزرگ خودش نمی تواند برای کوچکترین مورد بکشد
اگرچه او به چهل سرزمین حکومت می کند که هر کدامشان از تمام سرزمین زولو بزرگتر هستند
پدر،این خائن را بکش
من می کشم،تحت قانون و عرف زولو،من نمی توانم از آن سرپیچی کنم
اگر من به سرزمین مرد سفید می رفتم و بهش می گفتم که عرف،قانون خودت را عوض بکن؟
بریتانیا می گوید که ارتش تو بزرگتر شده است
تقاضای آنها از تو این هستش که جنگجویان خودت را منحل بکنی
به بریتانیا بگو که من از رودخانه ای که سرزمینها را جدا می کند،عبور نخواهم کرد
اما از عالیجناب چلمسفورد بپرسید که آیا او جنگجویانش را در برابر این چنین تهدیداتی خلع سلاح می کند؟
من خواهم پرسید......اما جوابش شروع شدن جنگ با ۳۰ هزار جنگجوی تو خواهد بود
....ارتش من از سرزمین دفاع خواهد کرد
از کسانی که خواسته خودشان را به ما تحمیل می کنند......
خیلی خوب
متشکرم
آنتونی،آنتونی
اینو نگهش دار
ضربه خوبی بود،ضربه خوبی بود
جوزف،حال دختران "کولنسون"چطوره؟
آنها در باغ هستند،قربان من مطمئن هستم،آنها خوشحال می شوند شما را ببینند
آماده؟درسته
اوه،تو بهترینی
یکنفر آه،که تو را گولت زده
اون ضربه خارج بودش نه نبودش
ویلیام
تو متقلبی،تو
من متقلب؟ همان "فانی" قدیمی فانی:اسم خانم
خوش آمدی خوش برگشتی
خانمها،من را ببخشید
تو مزرعه را رها کردی؟
بله،کردم
اون چطور بودش؟
من هرگز خوشحال نبودم
معذرت می خواهم که مجبور شدم تو را ترک کنم
فکر کنم که تو با" ویلیام ورکر"دیدار کردی؟
بله،"آنتونی"،ما دوست دوران بچگی هستیم
دیروز،دوست دوران کودکی تو در حال چهارنعل تاختن به لاشه یک گاو شلیک کردش
خیلی مهیج
آیا خانم دارنفورد اینجا هستش؟
او هستش اما هیچی درباره اش شنیده نمی شود
هشت سال دارنفورد در آفریقا بوده
اگرچه آلان هم خیلی از او صحبت می شود،عالیجناب
من توصیه او را به شما کردم زیرا او آفریقا را بخوبی می شناسد
حقیقتاً توانایی او در جذب نیروهای بومی ارزشش را ثابت می کند
او را بعنوان یک سرباز چگونه ارزیابی می کنیدش
بسیار خوب است،او شجاعت دارد و یک مهندس ممتاز هستش
آیا ما می توانیم به مهمانها ملحق بشویم؟
آیا شما فکر می کنید که او به یک شخصی علاقه مند شده باشد؟
کدام یکی؟ همونی که مدام به من نگاه می کند
می توانی خودت گول بزنی،اون چشمهاش عجیب هستش
آنها باید روی بهترینها قفل شده باشند
آه،ژنرال
آیا شما مرزهای دلخواه کشورمان را مشخص کردید؟عالیجناب
سرزمین دلخواه،خانم بعنوان یک مرز در خطر
آیا شما واقعاًً فکر می کنید که ستشوایو به ما حمله می کند؟
قصد جنگجویان زولو و سلطانشان عمیقاً من را نگران می کند
او قصد حمله به ناتال را ندارد،مگر اینکه گزینه دیگری نداشته باشد ناتال:منطقه ای در آفریقای جنوبی هست
او نمی خواهد با ما درگیر بشود
خیلی استثنایی هستش که با یک خانم جوان ملاقات بکنی که به مسائل تاکتیکی علاقه مند باشد
آیا این همیشه استثنایی هستش؟
شما از یک وحشی خشن و قاتل حرف می زنید
کسی که به ارتشی سی هزار نفری از جنگجویان دقیقاً آنطرف رودخانه فرمان می دهد
پدرم آنها را می شناسد و با زولوها سالهای زیادی زندگی کرده است
ستشوایو بیست هزار نفر از مردم خودش را قتل عام کردش تا سلطان بشود
شاهان تئودور انگلیس کمترش را انجام نداده اند تئودور:خاندان پادشاهی انگلیس که از ۱۴۸۳ الی۱۶۰۳ میلادی در انگلیس حکومت می کردند
باید اضافه کنم که گذشته های خیلی دورتاریخ ملت ما هستش
No comments yet. Be the first to leave one.