The first 200 lines.
آنچه گذشت
باید برای پسرت بجنگی وگرنه هرگز خودتو نمیبخشی
میخوای هفتاد سالت بشه و نتونی تو آینه به خودت نگاه کنی؟
همینه که میخوای؟
گفتم دیگه هیچوقت بهم زنگ نزنی. نمیخوام باهات حرف بزنم
راحتم بذار
تو یه دختر داری
یه بلیط هواپیما به لاس پالماس
تولدتو با دخترت و نوههات بگذرون
لطفاً بهش بگو
دیگه خسته شدم اینقدر به اون زن گفتم بهم زنگ نزنه
نمیخوام دیگه ازش خبری بشنوم. نمیتونه برای یه بارم شده راحتم بذاره؟
جاسینتا، خوب شد به موقع پیدات کردم
نمیتونی بری
چه دردسری. حالا به دخترم چی بگم؟
حرومزاده!
تمام اطلاعات در مورد هکتور د لا وگا
مسیر درستی رو پیش گرفته بودی. میدونی چی کار باید بکنی
من کد رو دارم
بچهها چه تخیلی دارن!
با من ازدواج میکنی؟ آره؟
هکتور، دوباره منو کاشتی و من نمیبخشمت
حالت خوبه؟ نه، خوب نیستم
فردا تو جای همیشگی میبینمت
مشکلو نمیفهمم. تو داری باهاش ازدواج میکنی
چیزی که میخواستی رو به دست آوردی
این چیه؟
از طرف کیه؟ پدرو
گل حرکت قشنگی بود. چه زحمتی برای یه سکس سریع!
اشتباه میکنی
ببخشید
ببین کی مقاله رو امضا کرده. ریکاردو مونتویا
یه ایمیل به اسم آلفونسو به مونتویا نوشتم
دیوونه شدی؟
تو کی هستی لعنتی؟ ریکاردو مونتویا
من و آلفونسو ۲۰ ساله که...
داریم در مورد ناپدید شدن پنج تا بچه یتیم تحقیق میکنیم
چرا چیزی که میدونی رو منتشر نکردی؟ با چه مدرکی؟
این کارو با من کردن
این بیشتر از ۳۰ ساله که تو سقف بوده
این همون چاه اینجاست، درسته؟ چرا "در" رو مینوشتن؟
در اینجاست
پیداش کردم! حالا میتونی گزارشتو منتشر کنی!
مارکوس
بیا
باید همین جا باشه. مونتویا گفت اگه مدرک داشته باشه منتشرش میکنه
به گشتن ادامه بده
تو مال من هیچی نیست
مال تو چی؟ هیچی
صبح بخیر. صبح بخیر
بیشتر از یه ساعته که منتظرت بودم
میدونم
چی شده؟ روح دیدی؟
کاش میدیدم
نه، یه جسد دیدم
اینجا، کنار تالاب، مثله شده بود
مجبور شدم به پلیس زنگ بزنم و منتظر بمونم تا برسن
نمیدونی چی دیدم، جاسینتا
کنار آب بود، پوشیده از گِل و برگ
شبیه یه مرد بالغ بود، ولی...
آره، کنار تالاب
صورتش مثله شده بود و هر دو دست و یک پا نداشت
پلیسا گفتن گرگها جسد رو پیدا کردن و بهش حمله کردن
اونا موندن تا منتظر پزشک قانونی و تیم پزشکی قانونی بشن
گفتن بعداً باهام حرف میزنن تا اظهاراتم رو ثبت کنن
کلاسمون تو جنگله
پس پالتوهامون رو برمیداریم تا سردمون نشه
مارکوس!
هی! نگاه کن، دندونم لق شده
آره؟
وای!
به خاطر اینه که دختر بزرگی شدی، آره؟
صورتتو شستی؟
بذار دماسبیتو ببینم؟
دختر قشنگ
مراقب باش، دندونتو قورت ندی
من یکی از دندونامو قورت دادم و یه فاجعه بود
میخوای اینو بخوری؟
نه، نه، نه
بعد از دیدن اون مرده، آخرین چیزی که میخوام اینه که غذا بخورم
بازم قهوه؟ بله لطفاً
نه، ممنون
این واقعیت که درست کنار مدرسه یه جنایت اتفاق افتاده...
برای والدین نکته مثبتی نیست
و ما باید چی کار کنیم؟
اگه جسد مال مونتویا باشه چی؟
چرا باید اون باشه؟
میتونه اون باشه
ما فیلم رو بهش دادیم و امروز هیچی تو روزنامهها نیست
من و کارولینا همهشون رو گشتیم
گوش کن، چرا نمیریم تالاب و ببینیم چی شده؟
حالا قراره چشمامون رو ببندیم و به صدای طبیعت گوش بدیم
خب، چشمها بسته
چشماتو ببند، پاتریسیا، تقلبکار
چی میشنوید؟
یه پرنده
خیلی خوبه، دیگه چی؟
باد
پدرو، کی داره از اونجا میاد؟
خب، برو چند تا برگ جمع کن
این بعدازظهر هم تو کلاس بهشون نگاه میکنیم، باشه؟
ولی همین دور و بر بمون.
تو اینجا چیکار میکنی؟
داشتم میدویدم دیدمت
و اومدم سلام کنم. چرا؟
دلیل خاصی نداره. مزاحمم؟
اصلاً.
اوین، نگاه کن!
از سرخسه؟
دندونت افتاده! آره!
ولی کجاست؟
نگاه کن!
فرشته دندون میاد و برات کادو میاره.
فرشته دندون به مدرسه هم سر میزنه؟
این یکی آره، چون مثل خونهست.
آها، درسته.
اوین، نگاه کن، این دوست من، کوتولهست. بیا دندونمو نشونش بدیم.
اوین!
اوین!
اوین افتاده تو چاه! کمکش کن کوتوله!
چرا کمکش نمیکنی، کوتوله؟
تنهاتون میذارم.
وقتی کارت تموم شد، این دکمه رو بزن.
ممنون.
یاسینتا، اون مردی که مرده پیداش کردن کی بود؟
نمیدونن، جسد مثله شده بود.
کارلوس، یکی زودتر رسیده. گاوصندوق خالیه.
لعنتی. باید همین الان از اونجا بری بیرون.
چی؟ الان نمیتونم.
یه مرد مرده کنار مرداب پیدا شده و فکر کنم کار اونا بوده.
سلام.
زیر دوش خیس شد.
اگه یه باند دیگه بهم بدی میتونم عوضش کنم.
بیا اینجا.
بذار ببینم.
خوبه، بهتر به نظر میرسه.
فعلاً لازم نیست دستت رو قطع کنیم.
ببینم میتونی کمتر اینقدر بیاحتیاط باشی؟
بله، مامان، حتماً.
خب.
تموم شد.
ممنون. خواهش میکنم.
به به، انگار داری تو ارتباط با بچهت پیشرفت میکنی!
شنیدی؟ بهم گفت مامان!
این نشونه خوبیه، مگه نه؟
آره، مثل نشونهای از بهشته.
هی، و هر بار که خوشحالی خودتو میاندازی تو بغل من.
بونژور. سلام.
صبح بخیر. نامهها.
سلام، خِراردو.
یا خدا، خِراردو!
از وقتی سرایدار شدی قد بلندتر به نظر میای!
این یارو الان بهمون از بالا نگاه میکنه!
یه کم جدیتر باش، بابا. من مسئولیت زیادی دارم.
نامهها، تجهیزات مدرسه، حفظ نظم، اصلاً توقف ندارم.
پس یه دفترچه یادداشت بگیر تا همه چی رو منظم نگهداری.
خداحافظ، یاسینتا.
یاسینتا، چی شده؟ به تو چه ربطی داره؟
مگه من تو کار تو دخالت میکنم؟
بیمارستان تماس میگیرد.
گوشی لعنتی.
همهچی به درک!
خانم، خانم. چی میخوای پائولا؟
اوین افتاده تو چاه.
اوین!
وای خدا! دستمو بگیر، چیزی نیست عزیزم. محکم نگه دار.
بیا بالا، خوبه. چیزی نیست عزیزم.
آها، تموم شد.
بیا اینجا، تموم شد.
حالت خوبه؟
آسیبی دیدی؟ دردی داری؟
ترسیدم.
چیزی نیست، همه چی خوبه. حالش خوبه.
درسته؟ آره.
مطمئنی؟
دیگه هیچ وقت خیلی از کلاس دور نشو، باشه؟ آره؟
بیا برگ جمع کنیم. تو منو ترسوندی، اوین.
منم همینطور.
حالا که اوین حالش خوبه، به هیچ کس نمیگیم چی شد.
تا کسی نگران نشه.
این راز ما میمونه.
باشه؟ بهم قول میدی؟ قول میدیم.
شماها فکر میکنید مونتویاست؟
نمیدونم. هیچی معلوم نیست.
تو احمقی؟
نگاه کن.
مرد سفیدپوست، حدوداً ۶۰ ساله، هیچ مدرک شناسایی همراهش نیست.
صورت و اعضای بدن از بین رفته، احتمالاً توسط حیوانات.
در حال بررسی منطقه هستیم. تمام.
این رو پیدا کردیم. ریکاردو مونتویا.
این همون روزنامهنگار نیست که برای "گَزِت" کار میکرد؟
آره، بیچاره.
اونا مونتویا رو کشتن.
نوبتی انجامش بدیم.
کُتهامون رو اینجا میذاریم.
و وقتی خِراردو در رو باز کرد دستامون رو میشوریم.
بیا از سر راه بریم کنار.
چی شده؟
باز نمیشه، در گیر کرده.
به قفلساز زنگ زدن ولی تا فردا نمیاد.
No comments yet. Be the first to leave one.