The Good Mother

The Good Mother

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Good Mother 2023 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-OWiE
A Commentary by KiarashNg

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
webrip
x264
720p
720
BRip
x265
TS
YTS
480p
480
HEVC
Published on: 2023-09-20
Downloads: 67
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 189 lines.

‫... مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری ‫گزارش سرسام‌آور جدیدی منتشر کرده.

‫مرگ نوجوانان ناشی از اوردوز ‫طی دو سال اخیر...

‫سه برابر شده.

‫... که به خاطر اوردوز جون باختن...

‫... دلیل اصلی مرگ ‫افراد ۱۸ تا ۲۵ ساله بوده...

‫- و حتی از خودکشی پیشی گرفته. ‫-

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫DigiMoviez@

‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی» ‫در تلگرام: realKiarashNg@

‫- انتخابات ۲۰۱۶ به زودی برگزار می‌شه. ‫-

‫بری. بری.

‫یه لحظه.

‫- فستیوال «پشم گوسفند». ‫- خب؟

‫رو میزمه؟

‫فستیوال «پشم گوسفند»؟

‫آره. امروز لازمش دارم.

‫آها، آره. دستمه. اِم...

‫شرمنده، راستش، ویدیوهای ‫الاغ دموکراتی که هفته پیش...

‫منتشر کردم خیلی بازخورد گرفتن،

‫واسه همین سعی داشتم ‫ردیفشون کنم، ولی دستمه.

‫چه عالی. عالیه بری.

‫واقعا عالیه خانم ماریس.

‫ببین توماس، احتمالا پیشنهادت...

‫کلی بازدید بگیره، ‫ولی واقعا خبر محسوب نمی‌شه...

‫و کار اصلی ما انتشار اخباره.

‫خب، خودمون می‌دونیم...

‫فروش روزنامه‌مون کاهش یافته،

‫ولی باید انتخابات رو ‫در قالب شاخصی به کار بگیریم.

‫اگه فروش روزنامه‌مون ‫تا ۶ ماه آینده افزایش نیابه،

‫می‌فهمیم کارمون تمومه؛

‫ولی باید طبق قوانین عمل کنیم.

‫عصر جدیدی آغاز شده ‫و من با تغییرات مقابله نمی‌کنم.

‫این‌قدر تجربه دارم ‫که تغییر شرایط رو درک کنم،

‫ولی باید بتونیم کارمون رو بکنیم.

‫خیلی‌خب، پس لطفا بیاین ‫به بحث خاتمه بدیم که همگی...

‫بتونیم به کارهای خیلی مهممون برسیم.

‫گیل.

‫گفته بودی دیشب اتفاقات زیادی...

‫شرمنده که مزاحم شدم.

‫سلام توبی.

‫باید با ماریسا صحبت کنم.

‫اِم، اتفاقی...

‫- جریان چیه؟ ‫- اِم، اتفاقی...

‫اتفاقی افتاده.

‫خیلی‌خب، اِم، برگردیم سر کارمون.

‫گیل، چه اخباری دستگیرت شده؟

‫تو منطقه آربور هیل قتل رخ داده.

‫نوجوانی رو وسط خیابون ‫به ضرب گلوله کشتن.

‫هنوز نام قربانی رو اعلام نکردن.

‫همسایه‌شون می‌گه شاهد فرار قاتل بوده.

‫«مادر خوب»

‫نباید خودت رو مقصر بدونی مامان.

‫هوم.

‫جهت سوگواری درگذشتی ناگهانی ‫اینجا جمع شدیم.

‫دعا می‌کنیم این خانواده ‫با تکیه بر وعده...

‫بهشت خداوند متعال تسکین یابن.

‫با این که نمی‌شه خشم و یأس...

‫ناشی از چنین مصیبتی رو ‫با کلام تسکین داد،

‫دعا می‌کنیم حضار مراسم...

‫به این خانواده سوگوار نشون بدن...

‫در غمشون تنها نیستن...

‫و همگی پسر از دست رفته‌شون رو دوست داریم.

‫خب، ممکنه آدم در چنین شرایط مصیبت‌باری،

‫به وسوسه خشم تن بده،

‫حکمت خدا رو زیر سوال ببره...

‫و خودش رو از رحمت خدا...

‫- مرحوم سازه؛ ‫- نمی‌ارزه.

‫اما باید یادمون بمونه...

‫- که آدم با مرگ... ‫- خودت که می‌دونستی میاد.

‫صرفا یه قدم به خدا نزدیک‌تر می‌شه.

‫مرسی.

‫خواهش.

‫ممنون.

‫مرسی که تشریف آوردین.

‫ممنون.

‫سلام خانم بنینگز.

‫من باردارم.

‫مامان. چه غلطی می‌کنی؟

‫ببخشید زدمت.

‫اگه می‌دونستم، نمی‌زدمت.

‫آره. خودم می‌دونم.

‫صرفا چون بارداری، دلیل نمی‌شه...

‫ببینین، لزومی نداره ازم خوشتون بیاد.

‫کافیه از همین آدم کوچولوی ‫چروک خوشتون بیاد.

‫مطمئنی بچه خودشه؟

‫آره، البته شاید یکی یواشکی ‫وارد واژنم شده باشه...

‫و اونجا جاش گذاشته باشه.

‫خودتون که می‌دونین ‫من معتادش نکردم.

‫نه‌خیر، نمی‌دونم.

‫می‌دونم کاری کردی دزدی کنه.

‫قبل از آشنایی با تو ‫اصلا ازم دزدی نکرده بود.

‫واقعا بابت «وایتامیکس» دلخورین؟

‫نه‌خیر، بابت دروغ،

‫دزدیدن پول، جواهرات ‫و «وایتامیکس» دلخورم.

‫تولد ۴۰ سالگیم ‫بهم کادو داده بودش.

‫شما که اصلا استفاده نمی‌کردین.

‫یعنی تو کردی؟

‫زندگیش چطور بود؟

‫خونه گرفته بودیم که ترک کنه.

‫اخیرا خیلی یهویی وحشت می‌کرد...

‫و حالت تهوع شدید داشت.

‫ضمنا، می‌ترسید.

‫هنوز مواد می‌فروخت؟

‫خب، جریان از همین قراره. ‫دست برداشته بود.

‫اجناس خراب که وارد شهر شدن،

‫تصمیم گرفت دیگه کنار بکشه.

‫می‌خواست خونه‌ای حوالی چاتهام بخره.

‫مشتاق تشکیل خانواده بود.

‫خونه بخره؟

‫پول خرید خونه رو ‫می‌خواست از کجا بیاره؟

‫خب، گفته بود همه‌چی رو ‫با داکی ردیف کردن.

‫هنوز با داکی می‌گشت؟

‫آره بابا. عین برادرش می‌مونه.

‫عین برادر جفتمون می‌مونه.

‫ببینین، من نیومدم اینجا باهاتون بحث کنم ‫یا التماستون کنم.

‫چون عاشق مایکل بودم، ‫از درگذشتش ناراحتم...

‫و می‌دونم شما هم ناراحتین، اومدم.

‫حتی اگه الان صرفا می‌تونین ‫خشمتون رو بروز بدین،

‫خودم می‌دونم در واقع فقط ناراحتین.

‫ ‫

‫یوهو!

‫عالی گرفتی مایک!

‫کافیه سه امتیاز دیگه بگیرین.

‫از پسش برمیای مایک. ‫دونه دونه امتیاز بگیر.

‫آخی.

‫اشکالی نداره پسر. ‫خوب گرفتی.

‫به نظرت کار کی بوده؟

‫خب...

‫سرنخی پیدا کردیم، ‫ولی به نظرم...

‫بهتره الان به فکر این چیزها نباشی.

‫ای بابا.

‫خیلی‌خب.

‫داکی، دوست مایک، رو یادته؟

‫اورت دوکوفسکی رو می‌گم.

‫آره، معلومه.

‫خب، الان دیگه تقریبا مطمئنیم...

‫اورت تو منطقه ساوث اِند...

‫فنتانیل پخش کرده.

‫جنسش خیلی مرگباره.

‫هر کی معتادش می‌شه، ‫بالاخره...

‫از دنیا می‌ره.

‫یعنی...

‫مایکل هم نقش داشت؟

‫گمون می‌کنیم احتمالا ‫با داکی همکاری داشته،

‫جنسی به نام «شیر مادر» می‌فروختن...

‫که در واقع ترکیب هروئین و فنتانیل بود.

‫شاید دعواشون شده بود...

‫یا معامله‌ای خراب شده بود.

‫چرا چنین فکری می‌کنی؟

‫مایک رو یه بلوک اون‌طرف‌تر...

‫از یکی از انبارهای داکی کشتن،

‫با توصیفات یکی از همسایه‌ها ‫هم همخونی داره.

‫آخرین بار چند وقت پیش دیده بودیش؟

‫مایک رو می‌گم.

‫نمی‌دونم.

‫احتمالا سه چهار ماه پیش بود.

‫خب، از من دیرتر دیدیش.

‫ای خدا، هنوز ترک نکردی؟

‫حالم رو بهتر می‌کنه.

‫خیال می‌کردم زندگی رو سخت‌تر می‌کنه.

‫اگه آدم فندک نداشته باشه ‫سخت‌تر نمی‌کنه.

‫خیلی‌خب، یه نخ هم به من بده.

‫هوم.

‫عجب.

‫حال آدم کمی با وانمود کردن بهتر می‌شه.

‫به خدمت داکی می‌رسم.

‫قول می‌دم.

‫ ‫

‫بفرما تو.

‫سلام ماریسا.

‫واسه چی اومدی اینجا؟

‫صرفا می‌خواستم ببینم ‫بدون من زیر کار له نشده باشی.

‫آها، اِم... همه‌چی روبه‌راهه.

‫چه عالی.

‫اِم...

‫انتظار نداشتیم حداقل تا یه ماه دیگه برگردی.

‫حالت چطوره؟

‫می‌خوام برگردم سر کار.

‫تو که واسه فرانک ‫سه ماه مرخصی گرفته بودی.

‫آره، اون دفعه فرق می‌کرد.

‫باید برگردم سر کار.

‫خب، بگو ببینم کارت ‫به نظر خودت چطوره.

‫عین سابقه.

‫تو از ویراستاری متنفری.

‫همین الان برو بیرون ‫و ببین از وقتی رفتی،

‫بری چطور اینجا رو اداره کرده.

‫بری کره‌خر اداره کرده؟

More Farsi Persian subtitles for The Good Mother

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left