Release info

Beyond the Clouds E12 140325 HDTV H264 720p-LIMO FOrum KOrean-Dream
A Commentary by sunflowermag
ترجمه و زیرنویس: سحر و محبوبه

Tags

HDTV
hdtv
720p
720
HD
Published on: 2014-04-17
Downloads: 17
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

!خواهر

کارايي که گفتي رو ...منم ميخواستم انجام بدم

ولي خودت همه چيُ خراب کردي

نرو

!دستِتُ بِکِش

جلوي داداشمه

نمي فهمي

منُ تو چه موقعيت بدي قرار ميدي؟

...خيلي سعي کردم تا تو رو از ذهنم پاک کنم

اينکارُ نکن

...حتما براي تو هم سخت بوده

ولي بازم، کنارم بمون

جلوي داداشم نذار احمق به نظر بيام

ميفرستمش بره

اينهمه ازت خواهش کردم...نميشه الاقل چند ساعت باهام باشي؟

چجوري بايد توضيح بدم؟

لااقل بايد از زندگي شخصي خواهرت مراقبت کني

ميخواي چيکار کني؟- همه چيايي که گفتم درست بود-

منم همون قدر که تو نگران خواهرتي نگرانشم

پس خواهشا چند روزي ساکت بمون

خواهش ميکنم

بايد با لي اون سو حرف بزنم

نميخوام تو زندگي شخصيت دخالت کنم

ولي لي اون سو نه

...ميدونم منظورت چيه

خيلي طول نميکشه

بريم. نذار بيشتر از اين احمق به نظر بيام

منظورت چيه؟ لي اون سو ، جانگ سه رو ـه؟

عکسي رو که ديدمُ يادم مياد

!ولم کن !کاري به هان يونگ وون ندارم

همون قيافه است

باشه ، فهميدم

بايد بيشتر حواسمونُ جمع کنيم.بقيه صحبتا باشه براي فردا

چرا باهام اينکارُ ميکني؟

چون تنها نذاشتنت بهترين کاره

اگه تنهام بذاري چي ميشه؟

ميخوام باهام روراست باشي

بين تو و يونگ جون چه خبره؟

نه، هيچي- نگو چيزي نيست-

حتما يه چيزي هست

نه، هيچي نيست

فکر کردي چقدر ديگه دروغاتُ باور ميکنم

جوري رفتار ميکني که انگار اگه يونگ جونُ ببينم يه مشکل بزرگ پيش مياد

فکر کردي بعد اين اوضاع هم مشکوک نميشم؟

لازم نيست بدوني

نميشه بيخيالش شي؟

ارزش گفتن نداره، بهت نميگم

داري...گولم ميزني

بازم داري گولم ميزني

بذار فعلا بيخيالش شيم

چي سرمون اومده و چي قراره پيش بياد

...براي يه لحظه همه اينا رو فراموش کن

منُ ببين.اومدم ببينمت چون دوستت دارم

اوضاع سخته و تو هم خسته شدي

پس بيا يه استراحت کوتاهي به خودت بده

ميخوام وانمود کنم که گولتُ خوردم و بهت اعتماد کنم

قبول،يه کلاهبردار هم ميتونه صادق باشه

يه کلاهبردار هم ميتونه عاشق بشه

قبول کردنت سخته ولي ميخوام وانمود کنم که باور دارم

ولي خيلي چيزاست که ازم پنهون ميکني

عجيب نيست؟

بردن من به مخفيگاهتون از روي صداقت بود؟

...چيزي که بيشتر ازهمه متعجبم ميکنه

چرا اينقدر اشک ميريزي و اداي ادماي صدمه ديده رودر مياري؟

...چرا کاري ميکني که همش بهت فکر کنم

چرا انقدر نگرانمي؟

چرا بايد به "بل لا فير" کمک کني؟

...بين تو و يونگ جون چه خبره

...چيزي که واقعا ميخوام بدونم

چيزايي که به من مربوطه و بهم نميگي ـه

بهم بگو

تا بهم نگي، يه قدم هم برنميدارم

چرا انقدر لجبازي؟

بهم بگو

فهميدم،باشه

بله، همنطور گفتي ، هنوز خيلي چيزا رو ازت مخفي ميکنم

چيزايي هستن که نبايد بدوني ، درسته

همه چي رو صادقانه بهت ميگم

ولي نه الان

خوب بخور، خوب بخواب و بخند

...وقتي که از الان حالت بهتر شد

همه چيُ تک تک بهت ميگم

...تا اون موقع به کارگاه و خونه نرو

ميخوام پيشِ خودم بموني

به خاطر تو از اونجا ميرم

اونجا بمون

چرا؟

چون نگرانتم

بعدا دليل نگراني ـم هم بهت ميگم

همين طور بهت ميگم چجوري ميخوام " بل لا فيرُ" نجات بدم

هرچند شايد اينجوري نخواي

بهم گوش بده

بهم اعتماد کن

..:: (MB.SJ)ترجمه و زيرنويس زيرنويس : محبوبه ::.. ..:: (sahar1993)سحر ::..

ان سوي ابرها قسمت12

حتي اگه راحت هم نيستي همينجا بمون

اگه چيزي نياز داشتي بهم زنگ بزن

فردا ميارمشون- کجا ميري؟-

انتقامت فريب دادن خواهرمه،جانگ سه رو؟

استراحت کن.فرار هم نکن

کي همُ ببينيم؟

يونگ وون چي؟

تنهاش گذاشتم تا استراحت کنه نميخواد نگرانش باشي

الان درام چيکار ميکنم؟

فردا چطوره؟

حتي اگه فردا هم همُ ببينيم بازم ميگم يونگ وون بايد همه چيُ بدونه

بي رحمانه است، ولي بهتر از عاشق جانگ سه رو شدنه

بيا رو در رو حرف بزنيم

لطفا تا اون موقع جلوي خواهرتُ بگير

...چيزي که

تنها چيزيه که مالِ خودمه

باارزش نيست ولي تنها چيزمه

براي تو

...بعدا

...حتي وقتي همه چيُ راجبم بفهمي

...اگه بازم باهام مشکلي نداشتي

ميشه با اون سوت بزني؟

اون وقت، کولت ميکنم و باهم فرار ميکنيم

!پارک کانگ جه

برو تو- بله-

چيه؟

نميخواستم دوباره بگم ...چون غرورمُ جريحه دار ميکنه

'به خاطر نميچه غرورم ، ديوونه شده بودم'

بعدا اين حس بهم دست ميده

بيا چمدونمونُ ببنديم

چون بايد برم تا سه رو بره

به خاطر خودت ميگم

به خاطر من؟

فکر کردي پارک کانگ جه کيه؟

فکر کردي هرکار بخواي رو ميکنم؟

فکر کردي ، نمي تونم بهت جواب منفي بدم؟

هيچ وقت غرور و احساسم برات مهم نبود

فکر کردي نميتونم ولت کنم؟

اگه ازت متنفر مي بودم، پيشت نمي موندم

!ممنونم

!از اينکه ازم متنفر نيستي

ترسناکي

اينجوري نباش

چرا...يهويي عوض شدي؟

چون ديگه براي داشتنت تلاش نکردم

به هر حال، وقتي هان ته اوه درباره سه رو بفهمه ديگه نميخوادت

ميخواي ببيني؟ چقدر پيشرفت ميکنم؟

من...بيخيال آدما شدم

تصميم گرفتم فقط به خودم فکر کنم پس هيچ ترسي ندارم

...حالا که تو برام هيچي نيستي

فکر کردي ميتوني کاري کني که تغيير مسير بدم؟

با يه نفر خوب اشنا شو

برو داخل

خوبي؟- چطور؟-

ببين سه رو اين روزا چيکارميکنه

بله

چيزايي که جه اين به هان يونگ جون گفت

حتي اگه زمان رو هم نگه داريم

تا وقتي که سه رو هان يونگ وونُ ببينه

تا چند روز ديگه لو ميره

پس نبايد يه فکري کنيم؟

...الان مهم نيست که لو بريم

بايد ببينيم بعد از لو رفتن چيکار بايد بکنيم

واقعا متوجه نميشم

چرا يه خانم خوشگلُ ول کردي و اومدي اينجا؟

بله، تا ابد که باهاش زندگي نميکني اگه بفهمه چي؟

به هر حال ، از امروز نبايد بري خونم

...فقط يه نيم نگاه

کِي ميخواي فيلم هان ته اوهُ لو بدي؟

به محض اينکه هان ته اوه حرکتي کنه فيلمشُ پخش ميکنم

کانگ جه چي؟- بايد جلوشُ بگيرم-

...ميخواي هان ته اوهُ داغون کني

ولي ميخواي از هان يونگ وون محافظت کني

و ميخواي پارک کانگ جه رو بيرون کني ، نه؟

پس، هان ته اوهُ له ميکني ...از هان يونگ وون محافظت ميکني

و جلوي پارک کانگ جه رو ميگري

اينجوري خلاصش ميکنيم نميخواد پيچيده ترش کني

بله،خوبه

بايد جلوي کانگ جه رو بگيري

کي مقصر ميشه؟

!تابلوئه

کانگ جه بدون قدر و به درد همينکار ميخوره

هرچند فعلا يکمي قدرت داره

با يه بار ديدن که نميتونيم مطمئن شيم

بايد مطمئن شيم

مادربزرگ جانگ سه رو

امروز برامون روز خوبيه

چقدر خوبه که بقيه هم کمکت کنن

!رنگش خوبه...قابل استفاده است

!چوب غذاخوري

روزنامه هايي رو که مردم دور ميندازن هم بر ميداري

هنوز نو ـه

لطفا بده بهش

خودت بده بهش عجيبي

من نوه اشم ولي نميتونم ببينمش

بيا...خواهش ميکنم، لطفا

...مجبور نبودي

فقط بايد بدمش به اون؟- بله-

!مادربزرگ- من؟-

نوه ات خواست اينُ بهت بدم

کي اينُ بهت داد؟

...اونجا

!سه رو

!سه رو

هر چي ميخواي بگي رو بگو

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left