The first 200 lines.
من آیزاوا کاکروئم
یه دانش آموز دبیرستانی سال دومی
برادرم یه بازیکن نابغه س و توی
لیگِ جوانانه، اون آیزاوا سوگورئه
من، مدیرم که تصادفی تو بازی انتخابی تیم اصلی قرار گرفتم
و برادرم پاسهای جدی بهم میداد
اما در آخر، نتونستم هیچ گلی بزنم
برادرم و اون ماسک دار به نقطه ضعفم که قلبه، اشاره کردن
صبح روز بعد
وقتی بهش گفتم باشگاهو دارم ترک میکنم
برادرم بهم درباره ی شوالیه ی توی منطقه گفت
که فوتبال ژاپن داره از دستش میده
و اون روز یه رویا دیده
همون لحظه، فهمیدم که برادرم چه احساسی داره
اما همون لحظه ...
A Brother's Pulse
برادر؟
برادر؟ کجا داری میری؟
هی، برادر ...
یه دانش آموز 14 ساله ی پسره
یه میله ی آهنی قفسه ی سینشو سوراخ کرده
تنفس 24، ضربان قلب 120
خونریزی متوقف نمیشه
سریع بزاریدش اینور
یک، دو، سه!
جراحی در حال انجام است
هی، پاشو، کاکرو
اوه، متاسفم برادر
مگه قرار نیست عضو اصلی بشی؟
بدو بیا!
باشه!
دکتر!
چطورن؟
بچه هام خوبن، مگه نه؟
زندگی برادر کوچکتر ...
... فعلا با دستگاه نجات پیدا کرد
ضربه ای که به برادر بزرگتر وارد شده خیلی جدیه
خیله خب، بعدی!
کاکرو!
موفق شدم!
برادر، تونستم!
هی! همگی یه لحظه جمع بشید
عضو جدیدمونو معرفی میکنم
یه دختره. خوشحال نشدین؟
ببخشید، سلام، میشیما نانا هستم
خوشوقتم
از حالا همراه شماست
چشم!
مربی!
چیه، سوگورو؟
اسمش ... ممکنه دردسر بشه
همممم؟
چی؟
الان یه میشیما تو تیممون داریم
و یه ناناسه
اگه کسی بگه " به میشیما پاس بده"
نمیدونیم کیو میگه
نانا و ناناسه تشخیصشون سخته
هممممم، درسته
چیکار باید بکنیم؟
اسم مستعار داری؟
نه
مثلا، میشی-من
یه همچین چیزی!
نانانا نانا نانا چی؟
زیادی درازه، احمق
سِوِن ...
سِوِن چطور؟
سِوِن؟
"سِوِن" ترجمش میشه "نانا"، فهمیدم
چطوره؟
اوه، خوبه
سِوِن ...
لطفا آروم باشین و گوش بدین
آقا، خانوم،
هرکار میتونستیم کردیم
اما متاسفانه، برادر بزرگتر، سوگورو-کون
مرگ مغزی شده
خیلی از این بابت متاسفم
مرگ مغزی؟ مرگ مغزی شده؟
بدبختانه ...
نه!
سوگورو ...
قربان، سوگورو-کون عضوشو اعطا کرده، درسته؟
سوگورو آیزاوا کاکرو آیزاوا میشیما نانا
عالیه!
اونجاس! اون اسم منه!
حالا باهم تو تیم اصلی هستیم!
استرس گرفتم ...
موندم میتونم پاسهای کشنده ی برادرمو بگیرم یا نه
هیچ مشکلی نیست
به خودت بگو: "برادرم پاسهایی نمیفرسته که نتونم بگیرم، درسته؟"
درسته
خیله خب، وقت تمرینه
وایسا، سِوِن!
منم میام
سِوِن!
خودم میترکونمت!
سِوِن!
برو!
هورا!
عالی گل زدی، کاکرو
آفرین به هر دوتون
عمل حراجی در حال انجام است
میگم، کاکرو
درمورد گل دوم امروز ...
نمیتونستی بزاری سِوِن یکیشو بزنه؟
آره ... اما از آخرین بازیم گل نزده بودم
برای همین خیلی خوشحال بودم
چی داری میگی؟
ما هدایتش کردیم
تو همچین مواقعی مهاجمه گل میزنه
درسته، سِوِن؟
سِوِن؟
اوم، درسته
چی شده؟
از بعد از مسابقه ساکت بودی
من مشکلی ندارم
نکنه سرما خوردی؟
فردا بازی نیمه نهاییه
نمیتونم تنهایی بازی کنم
من حالم خوبه
اگه اینجوری هم بشه تنهاییم میتونی انجامش بدی، کاکرو
چی؟ اینجوری تحت فشارم نزار
ببخشید
یکم آروم تر حرف بزنین!
اوپس!
من اومدم!
من اومدم!
خوش اومدین
حمام آماده س
بازی چطور بود؟
بردیم!
گل اولو برادر زد و یکی هم کمک کرد
من گل دومو زدم
تازه سِوِن هم یه پاس گل داد
اگه سِوِن کمک کرده
پس داداش کاکه، کارت خیلی آسون بوده، درسته؟
همینطوره ...
اما گلی که زدم ...
مامان، مامان سِوِن هفته ی پیش اومد، درسته؟
اوه، آره
چیکار داشت؟
چیز خاصی نبود
داری چیزیو ازم مخفی میکنی؟
واقعا برخلاف کاکرو خیلی باهوشی
به کاکرو نگو
چی؟
این حقیقت نداره، سِوِن؟
متاسفم، یهویی اتفاق افتاد
دارم فردا از ژاپن میرم
!... وای نه
چرا قیافتو اینجوری کردی، کاکرو؟
تو بهترین مهاجمی
از فردا به بعد، اگه گل نزنی، میبازیم!
درسته؟
فردا هت تریک میکنی
قول بده، کاکرو
باشه
سوگورو-سان، اینو بگیر
دست بند شانس درست کردم
داخلش دوتاس
دوتا؟
یکی برای تو، یکیم برای کاکرو
میگن وقتی پاره بشن، آرزوها رو به واقعیت تبدیل میکنن، درسته؟
امیدوارم هر سه بتونیم یه روزی دوباره باهم فوتبال بازی کنیم ...
اوه پسر ...
به خودم گفتم قطعاً فردا گریه نمیکنم
سِوِن ...
"هر سه لباس تیم ملی ژاپونو میپوشیم"
هرگز این قولو فراموش نمیکنم
این دست بندایی که ساختم
یه روزی رویامونو واقعی میکنه
سِوِن ...
حالا موندم الان تو هواپیماس یا نه
کاکرو ...
چیه، برادر؟
بیا، اینو دستت کن
این چیه؟
فقط دستت کن
باشه
بیا اینا رو توی یه بازی خیلی سخت پاره کنیم
باشه؟
باشه!
قولی که به سِوِن دادیم یادت نره
بیا امروز هت تریک کنیم!
باشه!
کاکرو!
خاله، کاکرو ...
من کجام؟
کاکرو ... خدا رو شکر
سِوِن ...
کاکرو ...
آیزاوا کاکرو
تو دختری هستی که همیشه میاد اینجا ملاقاتش، درسته؟
آه، بله
من دوست بچگی --
منظورم اینه که، من مدیر فوتبال، میشیما نانا هستم
از حالا، وقتی صداتو میشنوه
قلبش قوی تر میزنه
No comments yet. Be the first to leave one.