The first 200 lines.
"گزارش مصاحبه مجاز؟"
دکتر تامپسون از ما می خواد که یکی رو پر کنیم
بعد از هر تماسی که داشتیم
من پشتش رو گرفتم،اون مال من بود
این چیزی نیس که کارآگاه عابد گفت
توو گزارشش به استانداردهای حرفه ای
ما باید جشن بگیریم
این یه اتاق خشمه
به اشتراک گذاری اطلاعات با افسران پلیس
و حرف زدن با خانواده تعصبی نیست
نماز بر اجساد، صحبت با یک بازمانده؟
اوه، من نگران اینم که تو خطوط رو محو میکنی
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
مامان؟
چطور از کاهو خلاص شدیم؟ مامان؟
آره؟ چطور از کاهو خلاص شدیم؟
چی؟
اوه چیکار میکنی؟
دارم گوجه هام رو نجات میدم
پس، اوه... آره، این کاهو ست؟
شما یک آشپزخانه آنلاین غذا راه اندازی می کنید
و نمی دونید کاهو چه شکلیه؟
نه زمانی که توو زمینه- ازساقه بگیرید-
!اوه، هی، این یه کلم ِه
...این یه کلم ِه، یعنی
. بیا، برگرد اینجا نه
آره
بیا
...تو همیشه آه
تا حالا به اینکه به مدسه آشپزی بری فکر کردی؟
مدرسه آشپزی منو شبیه بقیه می کنه
درسته ، من منحصر به فردم، من خودساختم
آره،اما میدونی،وجود داره،چیز بیشتری وجود داره
برای راه اندازی یه کسب و کار، بیشتر از ،میدونی، تهیه کردن یه منو
میدونم
بعد از همه اینا، نزدیک بود دستیارم رو بکشی
مامان، نکن
نگران نباش، باشه؟ درستش میکنم
می دونی که مادر بودن نگران کننده ست، درسته؟
مثل تماشای راه رفتن قلبته
بیرون از بدنت
به نظر مسخره و عجیب میاد
وحشتناکه
!مامان! مامان
!مامان! مامان
!مامان
!مامااااان
!مامان
!نه
هی
اینجا چی داریم؟
.نوزاد ده ماهه .سایمن
اونا سعی کردن اونو توو راه بیمارستان احیا کنن
...اما، اوم
این کار، بعضی روزا
آشپزخونه پر شده از، غذای بچه
...همه چیز، پس
شبیه نیازهای اولیه سایمن و خواهرشه
ازش مراقبت کردن
توو گهواره هم خطر خفگی وجود نداره
نشانه هایی از آزار و اذیت رو دیدی؟
وقتی بدنو معاینه کردی؟
اوه،بدنش کم آب و رنگ پریده بود
اما هیچ کبودی و نشانهای از بیماری وجود نداشت
خیلی از این مرگ و میر نوزادان که من کار کردهام
اونا هنوز مشخص نشده اند
خب، کالبد شکافی نوزاد می تونه مشکل باشه
...شواهد مربوط به بیماری و یا جراحت میتونه
میتونه ظریف باشه
باید زرافش رو بیارم
!باید پیداش کنم
!باید پیداش کنم
دکتر اعلام کرد سایمن مرده
!نه، اون بدون اون نمی تونه جایی بره
نمی تونه! فقط نمی تونم
آخرین بار کجا دیدیش؟
دیشب
من نمی خوام ، اجازه نمیدم اونو حمام ببره
...من فقط
نفهمید چرا
میدونی بچه ها چه شکلی اند؟
وقتی زندگی ناعادلانه ست؟
. فکر کنم، آره بذار کمکت کنم پیداش کنی، باشه؟
باشه
کجاست؟
میدونی کی پیداش کرد؟
مادرش
مکس ویلیامز
اون مغازه خواروبار فروشی محلی اش رو اداره میکنه
کس دیگه ای هم تو عکسه؟
اون یه شریک داره؟ یه پدر مجرد
تصور کن اینو به تنهایی پشت سر بذاری
بسیاری از ازدواج ها از مرگ یه کودک جان سالم به در نمی برند
آره، پدر و مادرم این کار رو نکردند
فقط بهشون بگو صبر کنن تا زرافه سایمن رو پیدا کنم
باشه؟
واسه چی نذاشتم اونو به حمام بیاره؟
اوه! من اجازه ندادم
این همونه؟- نه این ببره-
آره ببره
!خدایا
!نه
!کجاست؟ نه
...نمی تونه
من نمی تونم . کجاست؟
...خدایا من فقط
مشکلی نیست
...من کجاست؟
!خدایا
اشکالی نداره چند تا سوال ازت بپرسم؟
ساعت چند سایمن رو پیدا کردی؟ - ...امم-
شاید ساعت 6:30 ...آه
من و سرنا داشتیم کتاب میخوندیم
ام، لذت میبردیم از سکوت قبل از بیدار شدن سایمن
باشه
یادته، نفس میکشید؟
نه
وقتی لمسش کردی گرم بود یا سرد؟
اون بود ، گرم بود گرم بود، باشه
..وای خدای من، اون هنوز خیلی گرم بود
...و وقتی من
...با آمبولانس تماس گرفتم، اما
...دکتر گفت
گفت خیلی دیر کردیم
مکس، یادته، پشتش بود
یا وقتی اونو پیدا کردید روی سینه اش بود؟
! اوه خدای من! اوه، من بودم ... این
یادم رفت بزارمش به پشتش؟
من بودم؟ این … این اتفاقیه که افتاده؟
این اتفاق افتاده ؟
اصلا مریض بود؟ آره، نه. آره
نه،نه
اون قولنج کرده بود
قولنج؟ اون برای قولنج کمی کوچیک نیست؟
نه
دکتر گفت این طبیعیه
مکس؟
ساعت چند گذاشتیش زمین؟
اوه... شاید اوه، هفت
هفت.خیلی خب اصلا بهش سر زدی؟
...نه، نه
نمیدونم چرا این کار رو نکردم
.نه صبر کن انجام دادم ... اوم
در موردش پست گذاشتم
اون موقع شام
و... اونو خوابش برده
ممکنه من؟ - آره-
بچه حساب رسانه اجتماعی خودشو داره؟
هزار فالوور داشت
، ام، میخواستم زود از اول شروع کنم
. که بتونه اینو داشته باشه
...مهر زمان میگه 7 بعد از ظهر، اما
این همون موقعیه که اونو گذاشتی پایین یا وقتی که اونو چک کردی؟
وقتی اونو چک کردم
تو نمی تونی اینجا باشی، اینجا صحنه جنایته
باشه
کسیدی جیمز
بهزیستی
دانِوِن
اینجا چیکار میکنی؟
نمی تونی وارد یه مصاحبه حساس مثل این بشی
سی دبلیو ای یه پرونده باز درباره مکس ویلیامز داره
تعجب میکنم که تو خیلی درمورد چیزی که میدونیم علاقه ای نداری
فقط میدونم این یه کِیس داغه
اما باید یه لحظه صبر کنیم
چرا پرونده رو باز کردند؟
دو روز پیش یه نفر یه خبر ناشناس به "سی دبلیو ای" داد
که "سایمن" چند روزه که داره گریه میکنه
پلیس یه بررسی الکی انجام داد
اما اونو متقاعد کرد که کودک دل درد داره
خوب، ما فقط صحنه رو گشتیم، و چیزی پیدا نشد
که بهش مشکوک بشیم. جز اینکه سایمن مرده
ما هنوز هم می تونیم از سرنا محافظت کنیم
هیچ مدرکی وجود نداره که اون در معرض خطره
سند برای محاکمه ست!"سی دبلیو ای" باید امن باشه،نه متاسفم
باشه، این اولین بار نیست
اینکه آژانس شما یه خانواده سیاهپوست رو هدف گرفته
این چیزی نیست که اینجا اتفاق میافته
تنها چیزی که نیاز دارم یه حکم پزشکی قانونی درباره بی توجهی والدینه
آره، خب، من باید همه شواهد رو دنبال کنم
منظورم اینه که مصاحبه شاهد، سابقه پزشکی
.کالبد شکافی، رفاه کودکان
اگه مرگ سایمن را تصادفی می دونید در اشتباه اید
سرنا می تونه نفر بعدی باشه
خب، اگه من به سهل انگاری حکم کنم و اشتباه کنم
سپس خانواده ای رو که غمگین هستن، قربانی می کنم
به زمان نیاز دارم
ما باید این رو درست انجام بدیم. باشه؟
جایی برای اشتباه نیست
.ممنوم .ببخشید
اون در مورد چی بود؟
...کسیدی ست
همسر سابقم
...بذار فقط من
از این یکی خوشت میاد؟
نمی دونم کجاست! فقط نمیدونم کجاست
هی مکس، سرنا نباید واسه این اینجا باشه
...من فقط
جایی هست که بتونه بره؟
...اون پیش من درامانه و اوم
No comments yet. Be the first to leave one.