Release info

[AnimWorld] Tsuki ga Michibiku Isekai Douchuu - 07 [720p][MOMAN M111&Anime Khor]
A Commentary by MOMAN_M111
MOMAN_M111

Tags

720p
720
TS
Published on: 2021-08-18
Downloads: 26
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 166 lines.

.نفرین من بی‌نقصه

.دردی بدتر از مرگ رو تجربه کن

.رمبرانت

شب هفتم تولید دارویی شگفت‌انگیز

باورم نمیشه درخواست کار !مال شرکت تجاری رمبرانت بوده

.شرمنده که تمام ماجرا رو بهت نگفتم

شرکت تجاری رمبرانت .توی این شهر خیلی معروف و بانفوذه

...اگه گند بزنم

.ببخشید که منتظرتون گذاشتم

.مقدمات انجام شده لطفاً میشه از این طرف بیاید؟

!ا-البته

...واااه

یه جوری رفتار می‌کنه .انگار می‌خوان اعدامش کنن

.تمام مواد اینجاست

...داروی شگفت‌انگیز آمبروسیا

...از ترکیب چندین مایع دارویی

با مایع استخراج شده از چشم‌ها .و سرد کردنشون به اندازۀ مشخص بدست میاد

فقط همین؟

.بله

،به جز روش استخراج خاصش .ساخت داروش کار سختی نیست

...وقتی گفت داروی شگفت‌انگیز

فکر کردم باید چند روزی .توی شیشه بجوشه

برکت الهه‌ای که دنیای ما را ...پوشانده و در برگرفته

!ای قدرت بی‌نهایت! ای قدرت تغییر‌ناپذیر

...ای الهه... قدرت بی‌نهایت الهی خودت را

!دیگه خیلی داری «الهه الهه» می‌کنی

.تازه جادوش رو هم داره بد اجرا می‌کنه

...با تشریفاتی که اِما سان بهم یاد داده

.محیط اطراف رو درست کن

ها؟! مقدمات جادویی تکمیل شد؟

.ولی فکر نکنم وردخوانی رو تموم کرده باشم

.خیالاتی شدی

ببینم، تو این روش تولید از جایگزین استفاده می‌کنه؟

متوجه شدید؟

،معمولاً فرآیند با استفاده از گل‌های آمبروسیا انجام میشه .اما بدست آوردنشون خیلی سخته

،ما از چشم‌های چشم‌یاقوتی ...به عنوان جایگزین اتفاده می‌کنیم

.چون اونا از اون گل‌ها تغذیه می‌کنن

گل‌های آمبروسیا، ها؟

...اگه بتونم چند تا پیدا کنم

شرط می‌بندم تولید شاخص .شرکت تجاری کوزونوها میشن

اگه فرآیند تولید رو تعدیل کنیم .شاید بتونیم یه دوز دیگه تولید کنم

.دوز اول از آمبروسیای شگفت‌انگیز رو تکمیل کردم

.اوه! فوراً این رو پیش ارباب می‌برم

!خداروشکر .می‌خوام زودتر برم خونه نوشیدنی بزنم

!دیگه زیادی خیالت راحت نشه

.دیگه تموم شد

!اونجوری نگهشون ندار

!نمی‌تونی از موریس سان یاد بگیری؟

!کوزونوها ساما

!خنگ خدا

!کای تحقیقی

اون یکی کجاست؟

!با جادوی آب خودم رو به سمتش هول میدم

!دستم به موقع بهش نمی‌رسه

!لطفاً روی بدنم بیوفت

.د-دست مریزاد

.هازال، بعداً دو بار میزنم تو سرت

موریس سان، چیزی شده؟

...بـ بله. ارباب

...کوزونوها دونو

چطور زخمی شدین؟

وقتی سعی کردم دارو رو به همسرم بدم .مقاومت شدیدی کرد

من و نگهبان‌ها .به ‌سختی تونستیم مهارش کنیم

.درحال حاضر بیهوش هستن

.تا حالا اینجوری پرخاش نکرده بود

...اون پرخاش نبود

احتمالاً مانعی آمیخته با ...نفرین بیماری بوده

.تا نذاره شما بهش دارو بدید

یعنی نفرین بیماری تا این حد قویه؟

.برای یه نفرین بیماری لول 8، کاملاً ممکنه

.اولش با یه تب کوچیک شروع شد

.ولی حالش بهتر نشد

...ترس از آب پیدا کرد

...بعدش ترس از نور پیدا کرد

مدام از خود بی‌خود میشد .و پرخاشگری می‌کرد

موهاش ریخت، لپ‌هاش فرو رفت .و چشم‌هاش قرمز شد

.دیگه هیچ اثری از زیباییش باقی نمونده

.قرار بود این جهنم امروز تموم بشه

در واقع باید از گروه توآ سان ...یا توموئه و میو بخوام که بیان

...اما

.لطفاً من رو پیش همسرتون ببرید

من نگهش می‌دارم .تا شما بتونید دارو رو بهش بدید

هازال، از مواد باقی‌موندۀ استفاده کن .و یه دوز دیگه از دارو درست کن

.بـ... باشه

.برای کسی با لول تو ممکن نیست

حتی موریس با چندین نگهبان هم .نتونستن نگهش دارن

.کوزونوها سان مشکلی براش پیش نمیاد

هرچی نباشه خودش بود که .چشم‌یاقوتی‌ها رو شکست داد

!چی؟

منم شخصاً شاهد نمایش .قدرت بدنی خارق‌العاده‌ش بودم

تو هم موریس؟

،نگران نباشید .من به این نفرین خاتمه میدم

!این... بوی دارو میاد

.بانو توی اون اتاقه

.تا وقتی نگهش نداشتم بیرن نیاید

...اگه بتونم با این بو بیرون بکشمش

.وضعیتش افتضاحه

!و خیلی سریعه

.ولی نمی‌تونم با یه حمله‌ی جدی زخمیش کنم

!کوزونوها دونو

.لطفاً عقب بایستید

خواهرم همیشه حرکت‌های جودو رو .روی من امتحان می‌کرد

،اون موقع نمی‌تونستم حرکاتش رو کپی کنم ...اما با توانایی بدنی الانم

!عجله کنید، دارو رو بهش بدید

!لیسا

!رمبرانت سان

.مشکلی نیست

...اوه لیسا

.حالا باز هم می‌تونی بخندی و حرف بزنی

.حالا نوبت دخترهاتونه

...مادر رو دست‌کم گرفتم ولی دیگه

.مثل مرد عنکبوتی می‌مونه

!کوزونوها سان

...دوز اضافی رو آماده

!تو همچین موقعیتـــی؟

!دمت گرم، خدمتکار

...حالا برای آخرین مریض

...فرار کن

ها؟

...خواهش می‌کنم

...فرار کن

.هنوز هوشیاریش رو حفظ کرده

.نگران نباش، خیلی زود تموم میشه

.همسر و دخترهام در آرامش خوابیدن

.واقعاً ازت ممنونم، کوزونوها دونو

.خوش‌حالم که می‌شنوم

.امیدوارم هرچه زودتر بهبود پیدا کنن

ولی اون فن نگه‌دارنده‌تون .خیلی فوق‌العاده بود

تو دقیقاً کی هستی؟

.من فقط یه تاجر کارآموزم

.به‌هر صورت، من از جهنم آزاد شدم

!اوه، الهه! خیلی برای امروز ممنونم

کاش از هرکی تشکر می‌کرد .غیر از اون الهۀ عوضی

کار روی بهبود داروها رو .انداختم گردن هازال

.ارباب جوان، خوش‌حالم حالتون خوبه

.منتظرتون بودیم

شما دو تا اینجا چی‌کار می‌کنید؟

.طبیعیه که پیروان منتظر اربابشون بمونن

...آره ارواح عمه‌تون

فقط می‌خواید همراهتون به انجمن بیام .تا دوباره ثبت‌نام کنید

،راستش توموئه سان .درباره‌ی یه موضوعی نگران بود

!ها؟

!بمیرید

!چی؟! توموئه! میو

مرد نقاب‌دار جاخالی داد، ها؟

فقط همین؟

در مقایسه با برید ارباب جوان .این فقط یه نسیم گرم بود

،از دست شما .ازش جاخالی می‌دادید

.باید قدرت آدم‌کش‌ها رو ارزیابی می‌کردیم

آدم‌کش‌؟

.از وقتی مهمانخانه رو ترک کردی، دنبالت بودن

...اومدم اینجا چون فکر کردم خوش ...منظورم اینه که

.نگران سلامتی شما بودم

.خودت رو لو دادی

.بیشتر از 20 نفرن

آهای آبجی‌ها، چرا یه لطفی به خودتون نمی‌کنید و نمیاید سمت ما؟

اون تبه‌کارهای زتسویا هم همین رو گفتن، مگه نه میو؟

چقدر میدین؟

!چی گفتی؟

ده سکۀ طلا چطوره؟

.خیلی‌خب، من توی این مبارزه شرکت نمی‌کنم

!عوضی

.می‌تونی بعداً پول رو بهم بدی

،آبجی مو سیاه !خوب شخصیتی داری، ها

!شرمنده، دنیا اینجوری می‌چرخه دیگه

...ای لعنتی

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left