The first 200 lines.
ارزشش رو داشت؟
الان که اینطور بنظر نمیاد
چرا اینکارو کرد؟
سعی داشت ازت محافظت کنه
باید این قضیه رو فراموشش کنیم
اما چجوری؟ چجوری میتونیم به همین راحتی فراموشش کنیم؟
مجبوریم، درغیراینصورت همهچیز پوچ و بینتیجه میشه
رازموس باید بهبود پیدا کنه تا همهچی برگرده به حالت عادی
رویای لیا هم همین بود
اون زنده موند؟
سارا، تو نباید اینجا باشی - میخوام بدونم زنده مونده یا نه -
آره، زنده موند
فکر میکنیم موفق شدیم
قطعاً یه کاری کردید
اما سؤال اینجاست که اون کار چی بوده؟
«باران» «فصل دوم قسمت شیش»
.:: ترجمه و زیرنویس: هادی ::. :: Hadi Es ::
چه اتفاقی افتاد؟ - !بدجوری درد میکنه -
زانوت؟ میتونی راه بری؟ - نه. بدون من ادامه بده -
امکان نداره
بیا اینجا ببینم. میتونی خمش کنی؟ - آره -
تکون نخور
امیدوارم سیمونه هنوز اون روش درمان رو روی رازموس امتحان نکرده باشه
یه لحظه نزدیک بود باورت کنم - منظورت چیه؟ -
که تو به اون اهمیت ندادی - قضیه مربوط به سیمونه نیست -
البته که هست. و مشکلی هم نداره تو دیوانهوار عاشق اونی
اینقدر تظاهر نکن که اینطور نیست
از کی تاحالا درمانشناس شدی؟ - از قیافهـت میشه خوند -
پس باهم دعوا کردید. اگه دونفر باشن که توی این گه دونی استحقاق همدیگه رو دارن، اون شمایید
خیلیخب، پس بیا بقیه رو پیدا کنیم و باهم از این گه دونی بریم بیرون
.باشه
!اوه، لعنتی
میتونی راه بری؟ - آره -
شماها، وایسید
!تکون نخورید
!دستهاتون جایی باشه که بتونم ببینم
آزمایشهای خون رو انجام دادیم بنظر میرسه که درمان جواب میده
داره ویروس رو ازبین میبره
یادم نمیاد چه اتفاقی افتاد
...رازموس
...لیا
چه بلایی سر لیا اومد؟
لیا سعی کرد ازت محافظت کنه
تقصیر تو نبود، رازموس
من کشتمش - رازموس، اون اتفاق تقصیر تو نبود -
...من - ...رازموس -
اونموقع توی حال خودت نبودی
توی حال خودت نبودی
فکر کردم تو مُردی
از این نزدیکتر نیا
من لیا رو کشتم
خوشحالم که زندهای
اینجا چهخبره؟
دارن یه ارتش جمع میکنن
.از این طرف بیاید
.زانو بزنید
شما نمیتونید جلوی این اتفاق رو بگیرید
.باید بذاری ما بریم .باید برگردیم پیش بقیه
دیگه خیلی دیره. کاری نیست که بشه انجام داد
.گوش کن ببین چی میگم .سیمونه سعی داره رازموس رو درمان کنه
باید جلوشو بگیریم - سیمونه سعی داره اونو درمان کنه؟ -
آره، ولی نمیتونه، درسته؟
اون فقط داره اوضاع رو خرابتر میکنه و خودتم اینو میدونی
،اگه شما هم نمیتونید اونو درمان کنید پس اینکارها واسه چیه؟
از جون اون چی میخواید وقتی نمیتونید جلوشو بگیرید؟
حق با توئه، اینجوری فقط اوضاع بدتر میشه
ویروس. اینطوری کار میکنه
...نمیشه متوقفش کرد
اما رازموس دلیل زندهایه که ما میتونیم باهاش سازگار بشیم، اونو جزئی از خودمون کنیم
این کاریه که قراره انجام بدیم ما اونو درمان نمیکنیم، بلکه خودمون رو درمان میکنیم
خیلیخب، تو رسماً زده به سرت
اینطور فکر میکنی؟ - آره -
خب، چاره دیگهمون چیه؟
باید فقط یه جا بشینیم، و بذاریم ویروس همهمون رو مبتلا کنه و بکشه؟
رازموس نباید بمیره
رازموس خودِ آیندهست
بکشیدشون. بعداً خِرمون رو میچسبن
خودم ترتیب دوستهاشون رو میدم
میدونم که اونجایی
متأسفم، شن
نمیدونم چه اتفاقی افتاد
...تو عصبانی شدی و اون فقط سعی کرد بهت کمک کنه
و بعدش تو اونو کشتی
اونا میگن من الان دیگه درمان شدم
خوش بهحالت
وضعیت تبـم بده؟
میشه یه تخم مرغ روی پیشونیـت سرخ کرد
خب، من گشنمه
خندیدم
امروز یه سر رفتم پیش قبر یاکوب
جدی؟ حالش چطور بود؟
سارا، میدونم که فکر میکنی اون برام مهم نبود
اما اون مهم بود و ای کاش هیچکدوم از این اتفاقها نمیافتاد
حالا دیگه فقط ما دوتا باقی موندیم
اگه تو هم دلت میخواد باشی، دو و نیم
خودم ازت مراقبت میکنم
نمیشه فقط بخاطر اون انجامش بدی؟
اینقدر برات سخته که ببینی من واقعاً بهت اهمیت میدم؟
...هی
بیا اینجا
.خیلیخب
چی میخوای؟
اگه میخواید بقیه رو نجات بدید، پس دنبالم بیاید
حرکت کنید
.خانوم عقلشو ازدست داده
!زودباش، مامان
!نه! صبرکن
!زودباش
شما محاصره شدید، نمیتونید فرار کنید
بیا
!نمیتونیم برگردیم. نمیتونیم
چطوری پیدامون کردن؟ - نمیتونیم از منطقه خارج بشیم -
.چرا! زودباش - .نه -
میتونیم انجامش بدیم. زودباش - !نه -
امید وجود داره، تا زمانی که یکی از ما زنده بمونه
چی داری میگی؟
باید متقاعدشون کنی که تو طرف اونا هستی
باید اعتمادشون رو جلب کنی - !بلند شو -
.کیرا
دوستت دارم - !نه -
!بخواب رو زمین! بخواب رو زمین
سلام - سلام -
نتایج آزمایش رازموس به زودی میرسه - آره -
نمیتونم باهاش روبهرو بشم
فقط، نمیتونم کاری که انجام داد رو فراموش کنم
خشمش. خودت اونو دیدی
چیزی که من دیدم این بود که یه خواهر بزرگتر نهایت تلاشش رو کرد تا برادرش رو نجات بده
تو قدرت فوقالعادهای از خودت نشون دادی و زندگیـت رو به خطر انداختی
موفق شدیم
چی؟ - !موفق شدیم -
!رازموس درمان شد
جدی میگی؟ - !اون درمان شد، لعنتی -
!موفق شدیم
!اون درمان شد
باید پیداش کنیم - آره -
برو پیداش کن
فکر کنم ما زودتر رسیدیم اینجا
خودش نیست
شاید اون میدونه که چجوری میشه وارد شد
وقتی هوا تاریک بشه، همه تو رو میبینن
!میدونیم که اون پیش شماست
!ما اون یارویی که ویروس داره رو میخوایم
پسره! ما اون پسره رو میخوایم
خیلیخب
میبرمتون پیشش
حالت چطوره؟
تب دارم
حس مزخرفی دارم
بیا
چی؟ - بیا اینجا -
اینجا وایسا
صبرکن
چی؟
...نمیدونم که
!رازموس، مراقب باش! پشت سرت
!ساکت باش
!سارا
رازموس؟
این خیلی زیباست
بنظرم اون میتونه وجود تو رو حس کنه
تو رازموس رو ندیدی؟
چرا - اون پیش ساراست؟ -
اونا بردنش
کیا؟ منظورت چیه؟
همهاش تقصیر توئه
و خودت هم اینو میدونی
شن، اون کجاست؟
اونا بردنش
کیا اونو بردن؟
امیدوارم بمیره
تو حالت خوبه، سارا؟ - !خفه شو -
!نمیتونی یه کاری بکنی، رازموس؟
مستقیم جلو رو نگاه کن
!تکون بخور دیگه
چرا مارو نمیکشی؟ هان؟
داری ما رو کجا میبری؟
!بخوابید رو زمین
چی بود؟ اونجا رو یه نگاه بنداز
این دیگه چه وضعشه؟
اینجا چه خبره؟ اونم یکی از ماست؟
بیا، باید بریم
یه نقشه دیگه داری؟
نقشهای داری؟ - ساکت! ساکت باش -
ما همهمون یه چیز رو میخوایم نمیخوام دوستهاتون بمیرن
باید زودتر از بقیه به پایگاه برسیم وگرنه آپولون همه رو میکشه
.تو نمیتونی بهش اعتماد کنی، مارتین
.من تنها دلیلی هستم که شما دوتا هنوز زندهاید
،میخوام آپولون رو نابود کنم ولی برای اینکار به رازموس احتیاج دارم
شما نمیدونید من چه چیزهایی رو بخاطرش فدا کردم
باشه - باشه؟ -
هرکاری که اون بگه رو انجام میدیم
ای کاش منم میفهمیدم این زن چی داره میگه
تو کی هستی؟
دنبال چی بودی؟
هرچی که بوده، نتونستی بهش برسی
جوری مقاومت کردی که انگار حاضر بودی بخاطر اون هدف بمیری
همهی شما اینکارو کردید
همه به جز تو
تو یکی از افراد خودتون رو کُشتی، چرا؟
چون میخواستم برم بیرون - بیرون؟ -
No comments yet. Be the first to leave one.