The first 200 lines.
ایدی؟
ایدی؟
بله؟
چرا تصمیم گرفتی اینجا بیای؟
اِما، خواهرم، گفت شما جادو میکنین
اوه، پس یهکم جادو دوست داری؟
پس واقعاً بهخاطر خواهرته؟
اگه صادقانه بگم، بله
درحال حاضر کلا چه احساسی داری؟
چه حسی داری؟
احساس میکنم کنارِ آدمها بودن
واقعاً سخته...
...چون فقط میخوان بهتر باشم
پس، این توانایی رو نداری که
احساست رو با بقیه آدما درمیون بذاری؟
اینکارو کردم، و بعد فقط متوجه شدم، "چرا باید بخوام اونو درمیون بذارم؟"
چرا باید بخوام...
کسی رو درش سهیم قرار بدم؟
اونا بههرحال نمیتونن
اما این یعنی با دردت تنهایی
تـرجـمـه از آرزو و مـرتـضـی Morteza_Lkz & arz_phoenix
چادر میزنین؟
تابستون پرمشغلهای دارم
کار کردن با شما باعث افتخار بود، خانم هولزر
ممنون
بهتره دنبالم بیاین
رفتن به اون بالا آسون نیست
لعنت، از یه سال و نیم پیش که بابام فوت کرده
هیچکاری براش نکردم
همهی وسایلش اون تو مونده
معلوم نیست چیا اون داخله
خب، من وقت دارم
جای خیلی قشنگیه ولی، نه؟
اینجا همهش زمین شکارگاهه
مال شماست
اون مسیر میخوره به جنگل ملی "شوشون"
و سرزمینهای قبیلهای
نباید مشکلی با متجاوزها داشته باشی
میخواستم بدونم میتونی تو یه کاری کمکم کنی
بفرما
مشکلی نداره یکی رو پیدا کنی که ماشین کرایهای و یدککش رو برداره
و اونا رو جای شرکت "یو-هال" بذاره؟
فکر خوبی نیست کسی
اینجا بدون وسیله نقلیه باشه
اوه، مشکلی برام پیش نمیاد
تا حالا توی همچین جاهایی زندگی کردی؟
گفتی خانوادهت شهریان
ممنونم تا اینجا راهنماییم کردی، کولت
و اگه احساس کردی میتونی کمکم کنی...
کلیدها و پول رو همینجا روی نیمکت میذارم
چرا بازم اینجا هستم؟
شاید نباید اینجا باشی
با خودم فکر کردم که باید از اینجا بریم
- نه - باید بریم تو خونهی من زندگی کنیم...
نه، اینجا منظورم نیست
چرا بازم اینجا هستم؟
نه
- بهت اجازه نمیدم اینکارو بکنی - بس کن
- از اینجا میریم - اِما، بس کن. دستت رو...
- نمیذاری چیکار کنم؟ - نه
دستتو ازم بردار، اِما!
تو خودت میدونی
به خودت آسیب نزن
بهخاطر من
ببینیم کی سریعتره. بجنب
بجنب!
بجنب!
یالا
وای خدای من
نه
نه
نه
وای خدای من
این جواب نمیده
این جواب نمیده
این جواب نمیده
هیچی جواب نمیده
جواب نمیده!
احمق!
ای احمق!
چه آدم احمقی!
به خودت آسیب نزن
بهخاطر من
فقط سعی کن بِمکی
سلام
هان؟
من میگل بوراس هستم
اینم الاوا کروـه
یهکم بلند شو
- تو پزشکی؟ - پرستار
باید ببریمت بیمارستان تا پزشک ببینتت
نه
هنوز خطر رفع نشده باید آزمایش بدی
نه. نه، منو تکون ندین
خواهش میکنم
نمیتونم، نمیتونم اینجا رو ترک کنم نمیتونم
به هرصورت باید ببریمش
فکر نکنم بتونه جون سالم بهدر ببره
باید به خواستههاش احترام بذاریم
من باید برگردم
من ازش مراقبت میکنم
و میدونی چیکار کنی؟ چطور بهش سِرُم بزنی؟
اون هرروز به کمک نیاز داره
بهت سر میزنم
اگه نمیتونیم تکونش بدیم باید ازش نمونه خون بگیرم
قلب مهربونی داری، میگل
سلام
ممنون
بذار کمکت کنم
- سلام - سلام
این چیه؟
- آبگوشت - نه، بوی بیکن به مشامم خورد
اون برای منه
نباید از اونا بهت بدم
به محض اینکه الاوا اجازه بده بخوری برات درست میکنم
چطور منو پیدا کردی؟
میخواستم شکار کنم،
و توی راهم به اینجا متوجه شدم
از دودکش دیدم دود بیرون میاد،
مثل هر کلبهای که این موقع سال از دودکشش دود میاد بیرون
و بعد، تو مسیر برگشتم، دیگه دودی نبود
چرا بهم کمک میکنی؟
توی مسیرم بودی
الاوا گفت میتونی نودل بخوری
اسم من ایدیـه بهت گفتم؟
نه. سلام، ایدی
میدونی اگه میرفتی بیمارستان
راحتتر میبودم
میدونی چقدر شانس آوردی؟
اگه بهخاطر میگل نبود، تا الآن مُرده بودی
اگه پیدات نمیکرد...
...به من زنگ نمیزد
میگل نتایج آزمایشت رو برات میاره،
اونطور که فکر میکنم برای گرفتنشون به شهر نمیای
بیا، این گوشی رو بگیر، درصورتیکه به کمک نیاز داشتی
نه...
میدونی، ما اونقدر مؤدب بودیم که اون سؤالایی که
هرکس ممکن بود با پیدا کردنِ کسی مثل تو، بپرسه رو ازت نپرسیدیم
بدون گوشی
هرکسی ممکنه براش سؤال بشه که چطور کارش کشیده به اینجا
ممکنه براش سؤال بشه که آیا از کسی مخفی شده
کنجکاویت رو درک میکنم
من از دست کسی فرار نمیکنم
مخفی نشدم مجرم هم نیستم
من اینجام چون خودم خواستم
نتایج آزمایش خون
هیچ مشکلی نداری
سطحشون به حالت طبیعی برگشته
میشه یه فنجون قهوه برات درست کنم؟
میخوام بهخاطر مهربونیت ازت تشکر کنم
اما من...
خب، لازم نیست
من خوبم
و...
تو مواد غذایی زیادی آوردی
میتونم بهزودی ماهی بگیرم، غذا پرورش بدم
من اینجا توی این خونه هستم
چون نمیخوام کنار آدمها باشم
متوجه هستی؟
آره
این برای مواد غذایی و سِرُمها
نه، واقعاً، میخوام پولشو بدم
حداقل باید چند صد دلاری بوده باشه
نه، نبوده، و نیازی نیست
نمیتونم برای انجام کار درست پولی بگیرم
میشه به توافق برسیم که کارهای من به خودم مربوطن؟
بله، میتونیم
و اگه کارم به گرسنگی کشید، خب، مسئولیتش با خودمه
امم...
احساس میکنم باید اینو بگم
فقط یه آدمی که تا حالا هرگز گرسنگی نکشیده...
...این فکرو میکنه که گرسنگی یه راهی برای مُردنه
راههای بهتری برای مُردن وجود داره
راههای بهتری برای مُردن وجود داره؟
میفهمم که ممکنه اینجا کمی برات دشوار باشه،
اما اگه حس کردی به اینجا ...تعلق نداری، اونوقت
اگه به اینجا تعلق نداشته باشم، به هیچجایی تعلق ندارم
تا حالا چیزی رو کُشتی؟
نه
یه ماهی
اگه اشکالی نداره، من برمیگردم اینجا
و تله گذاشتن رو بهت یاد میدم
توی فصل پاییز، که چطور شکار کنی
و بعد دیگه منو نخواهی دید
باشه
ممنون
برای اینکه بهم یاد بدی میای اینجا؟
میشه اخبار زندگی از جایی رو برام نیاری؟
میتونم
مرسی
اگه بیگانهها اینجا بیان چی؟
تو ساکتی. این خوبه
نزدیک شدن به حیوونها
بدون اینکه مزاحمشون بشیم
بهنظر...
نقطهی خوبیه
این خیلی بهتر از چیزی که الآن داری ازش استفاده میکنی، جواب میده
پس خرگوش یا سنجاب صاف ازش رد میشه
- سنجاب؟ - آره
باید چیزی که میگیری رو بخوری
No comments yet. Be the first to leave one.